دیاربکر
معرف
ولایت و ناحیه‌اى قدیم در شمال بین‌النهرین*، و امروزه نام استان (ایل) و شهرى در جنوب‌شرقى ترکیه
متن
دیاربَکر، ولایت و ناحیه‌اى قدیم در شمال بین‌النهرین*، و امروزه نام استان (ایل) و شهرى در جنوب‌شرقى ترکیه.1) ناحیه قدیم. دیاربکر کوچک‌ترین بخش دیارهاى سه‌گانه جزیره است و در بخش شمالى آن واقع شده‌است (لسترنج ،ص‌86، 108؛ نیز ← جزیره*). نام دیاربکر از نام قبیله بکربن وائل* گرفته شده‌است، که به‌همراه قبایل ربیعه و مُضَر به آنجا کوچیده بودند (یاقوت حموى، ذیل مادّه). دیار جمع «دار» به معناى مسکن و محل سکونت است. درواقع دیاربکر مانند دیار ربیعه* و دیار مضر*، محل سکونت اعضاى قبیله بکربن وائل است که در دوره ساسانیان به آنجا کوچ کرده بودند (بُروسَوى، ص‌337ـ338؛ لسترنج، ص‌86).از میان منابع جغرافیایى مسلمانان تا قرن هفتم، فقط در احسن‌التقاسیم تألیف مقدسى (ص‌137)، از دیاربکر به‌عنوان یکى از دیارهاى سه‌گانه جزیره نام برده شده‌است. در منابع مذکور از دیار ربیعه و دیار مضر سخن به‌میان آمده‌است و شهر دیاربکر (آمِد) و مناطق هم‌جوار آن ــکه بعدها جزو دیاربکر شدندــ از توابع دیار ربیعه به‌شمار آمده‌اند (← ابن‌فقیه، ص‌133؛ اصطخرى، ص‌71؛ ابن‌حوقل، ص‌208؛ جیهانى، ص‌91؛ بکرى، ذیل «دیاربکر» و «دیار مضر»؛ ادریسى، ج‌2، ص‌655، 662). یاقوت حموى (ذیل «دیار ربیعه») قبیله بکربن وائل را جزو ربیعه آورده‌است. به‌نظر وى به‌همین‌سبب قلمرو تحت تسلط این قبیله نیز دیار ربیعه نامیده مى‌شد. بااین‌حال، درگیریها و رقابتهاى سیاسى نیز به‌گونه‌اى در حذف نام دیاربکر مؤثر بوده‌است (← بکربن وائل*).نام کهن دیاربکر آمد بود (← ادامه مقاله). این شهر را عیاض‌بن غَنْم در سال 17 و به قولى در سال 20 با صلح فتح کرد (← واقدى، تاریخ فتوح‌الجزیرة، ص‌163؛ یاقوت حموى، ذیل «آمد»). فتح آمد، سلطه بر شهرهاى دیگر منطقه جزیره را تسهیل کرد (← واقدى، فتوح‌الشام، ج‌2، ص‌154ـ164؛ ابن‌فقیه، ص‌132).مقدسى در قرن چهارم (ص‌137ـ138) مرکز دیاربکر را آمد دانسته و مَیّافارِقِین*، تَلُّفافان، حِصنْ کَیفا*، فار و حاذیه را از شهرهاى آن شمرده‌است. جغرافى‌نگاران قرن هفتم به‌بعد تقریبآ به‌همین‌صورت دیاربکر را وصف کرده‌اند (← یاقوت حموى، ذیل مادّه؛ قزوینى، ص‌368؛ حمداللّه مستوفى، ص‌102؛ ابوالفداء، ص‌273، 276ـ286؛ نیز ← لسترنج، ص‌108ـ114).رویدادهاى دیاربکر و جزیره کمابیش همانند بوده‌است (← جزیره*). در میانه سده سوم، دیاربکر تابع‌حکومت طولونیان* (حک : ح 254ـ292) مصر شد. معتضد عباسى در 286 آن را تصرف و دوباره ضمیمه قلمرو عباسیان کرد (ابن‌اثیر، ج‌7، ص‌495؛ ابن‌خلدون، ج‌3، ص‌436). پس از این رویداد حمدانیان* شاخه موصل و جزیره (حک : اواخر قرن سوم ـ 369) بر دیاربکر مستولى شدند، تا اینکه مروانیان* (حک : 380ـ478) دیاربکر را تسخیر کردند (خلیل، ص‌59ـ60؛ باسورث ، ص‌85). مروانیان سلسله‌اى از کُردان بودند که تا دوره سلجوقیان بر دیاربکر حکمرانى کردند. طغرل‌بیگ سلجوقى (حک : 429ـ455) در ادامه پیروزیهاى خود، در تعقیب ابوالحارث ارسلان مظفر بَساسیرى* به دیاربکر رفت و آنجا را فتح کرد. پس از استیلاى سلجوقیان بر دیاربکر و ازمیان برداشتن مروانیان، این سرزمین به دست اَرتُقیان* (حک : 495ـ629) افتاد (تاریخ آل‌سلجوق در آناطولى، ص‌49؛ سامى، ج‌3، ص‌2203). امراى ارتقى در سه شاخه بر مناطق مختلف دیاربکر حکومت کردند و حکمرانى آنان به‌طور پراکنده تا 812 بر بخشهایى از دیاربکر ادامه یافت، اما بیشتر بخشهاى دیاربکر در 692 به تصرف ایوبیان درآمد (← خلیل، ص‌87ـ91؛ باسورث، ص‌194ـ195). در 796 تیمور گورکان* به دیاربکر لشکر کشید و بر این منطقه مسلط شد (شرف‌الدین على یزدى، ج‌1، ص‌749ـ754). در دوره تیموریان* حکمران دیاربکر همواره از میان بزرگان و شاهزادگان مغول انتخاب مى‌شد (← حافظ ابرو، ج‌2، ص‌992ـ993). دیاربکر از میانه سده هشتم تا 908 زیر فرمان آق‌قوینلوها بود (حاجى‌خلیفه، ص160). این منطقه، مرکز حملات الوندبیگ (حک 905:ـ907)، حاکم آق‌قوینلو، به صفویان بود (خورشاه‌بن قباد حسینى، ص‌18، 34). پس از اینکه صفویان امراى آق‌قوینلو را از میان برداشتند، بخشهایى از دیاربکر تحت فرمان حکمرانان ذوالقدر/ ذوالقدریه* (حک : 738ـ928) قرار گرفت. با حمله شاه‌اسماعیل اول (حک : 905ـ930) به دیاربکر، صفویان این منطقه را به‌طور کامل تصرف کردند (منشى قمى، ج‌1، ص‌129؛ وحید قزوینى، ص30). دیاربکر از آن پس یکى از بیگ‌نشینهاى صفویان شمرده شد، تا اینکه در جنگ چالدران* (در 920)، به دست عثمانیان افتاد (على جواد، ج‌2، ص400).2) ولایت. در دوره عثمانى ولایتى به نام دیاربکر تشکیل شد که مشتمل بر سه سنجاق بود (على توفیق، ص‌371؛ قس شوکت، قسم 1، ص‌143 که آن را متشکل از دو سنجاق ذکر کرده‌است). این سنجاقها عبارت بودند از: دیاربکر، ماردین و اَرْغَنى که دیاربکر، مرکز ولایت بود (على توفیق، ص‌371ـ372). سنجاق دیاربکر از قضاهاى دیاربکر، سیورک/ سیوه‌رک، سیلوان (به مرکزیت میّافارقین)، لیجه ، دیرک و بشیرى تشکیل مى‌شد. سنجاق ماردین شامل قضاهاى ماردین، نصیبین، جزره (به مرکزیت جزیره ابن‌عمر*)، مدیات، عوینه و رأس‌العین بود و سنجاق ارغنى از قضاهاى ارغنى، پالو و چرمیک تشکیل شده بود (راسم، همانجا؛ على توفیق، ص‌372؛ سامى، ج‌3، ص‌2206). در دوره تنظیمات، در 1286 این ولایت به پنج‌سنجاق افزایش یافت که شامل سنجاقهاى دیاربکر، الازیغ* (معمورة‌العزیز)، ملطیه*، سعرد* و ماردین*بود و در جریان مشروطه دوم عثمانى (جمادى‌الآخره 1326)، ولایت دیاربکر به چهار سنجاق تقسیم شد (د.ا.د.ترک، ج‌9، ص‌469؛ د.ترک، ذیل مادّه).ولایت دیاربکر منطقه‌اى کوهستانى بود که با کوههاى آشید، محراب، آلتاى (آق‌طاغ)، شعبانى، طورعبدین و قاراجاداغ/ قرجه‌داغ محصور شده‌بود (على توفیق، ص370؛ على جواد، همانجا). رود دجله در شمال و شرق و رود فرات در غرب آن جریان داشت و به‌همین‌سبب این ولایت بسیار حاصلخیز بود (على توفیق، ص‌371ـ372). در ولایت دیاربکر معادن غنى قلع، آهن و مس وجود داشت (همان، ص‌371). گذشتن راههاى منطقه دیاربکر بر اهمیت آن مى‌افزود. چهار راه اصلى این ولایت، دیاربکر ـ استانبول، حلب ـ ارزروم، موصل ـ دیاربکر و راه کناره دجله بود، که از جزیره ابن‌عمر عبور مى‌کرد (شوکت، قسم 1، ص‌141ـ142). بااین‌حال، به سبب دشوارى راهها و دورى از اسکله رودها، تجارت به‌سختى و بیشتر به‌وسیله کلک و از رود دجله انجام مى‌شد (على توفیق؛ على جواد، همانجاها).در این دوره در کنار اکثریت مسلمان، شمارى مسیحى، یهودى، سریانى، کلدانى و یعقوبى نیز در ولایت دیاربکر ساکن بودند (← على جواد، ج‌2، ص‌399، 402؛ سامى، ج‌3، ص‌2202). مردم این ولایت به زبانهاى ترکى، کردى، عربى، زازا، ارمنى و سریانى گفتگو مى‌کردند (على جواد، ج‌2، ص‌399). در 1316ش/1937 نام دیاربکر به دیارباکر تغییر یافت.دیارباکر امروزه نام استان و مرکز استانى است که در جنوب شرق ترکیه قرار دارد. این استان از شمال به استانهاى الازیغ و بینْگول*، از شمال‌شرقى به استان موش، از شرق به استان بَطمان*/ باتمان، از جنوب به استان مارْدین، از جنوب‌غرب به استان شانلى‌اورفا (← رُها*) و از غرب به استانهاى آدى‌یامان و ملطیه محدود است (د.ا.د.ترک، ج‌9، ص‌465؛ >اطلس جامع جهان تایمز< ، نقشه 37).وسعت جلگه‌ها، حاصلخیزى خاک، آب فراوان و آب و هواى مناسب، این استان را به یکى از مراکز کشاورزى و دامدارى تبدیل کرده‌است. زغال‌سنگ، نفت و قلع از معادن استان و از صنایع مهم آن منسوجات پشمى و پنبه‌اى، چرم، مبلمان و صنایع فلزى درخور ذکر است (الموسوعة العربیة، ذیل مادّه).استان دیارباکر با وسعتى معادل 355،15 کیلومترمربع (د.ا.د.ترک، ج‌9، ص‌472) در 1390ش/ 2011، براساس گزارش مؤسسه آمار ترکیه (ص‌2) 943، 570،1 تن جمعیت داشته‌است.منابع: ابن‌اثیر؛ ابن‌حوقل؛ ابن‌خلدون؛ ابن‌فقیه؛ اسماعیل‌بن على ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان، چاپ رنو وسلان، پاریس 1840؛ محمدبن محمد ادریسى، کتاب نزهة المشتاق فى اختراق الآفاق، بیروت 1409/ 1989؛ اصطخرى؛ محمدبن على بُروسَوى، اوضح المسالک الى معرفة البلدان و الممالک، چاپ مهدى عبدالرواضیه، بیروت 2008؛ عبداللّه‌بن عبدالعزیز بکرى، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفى سقّا، بیروت 1403/1983؛ تاریخ آل‌سلجوق در آناطولى، چاپ نادره جلالى، تهران: دفتر نشر میراث مکتوب، 1377ش؛ ابوالقاسم‌بن احمد جیهانى، اشکال‌العالم، ترجمه على‌بن عبدالسلام کاتب، چاپ فیروز منصورى، ]مشهد[ 1368ش؛ مصطفى‌بن عبداللّه حاجى‌خلیفه، ترجمه تقویم‌التواریخ: سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال 1085ه .ق .، از مترجمى ناشناخته، چاپ میرهاشم محدث، تهران 1376ش؛ عبداللّه‌بن لطف‌اللّه حافظ ابرو، زبدة‌التواریخ، چاپ کمال حاج‌سیدجوادى، تهران 1380ش؛ حمداللّه مستوفى، نزهة‌القلوب؛ عمادالدین خلیل، الامارت الأرتقیة فى الجزیرة و الشام: 465ـ812ه / 1072ـ1409م، اضواء جدیدة (على‌المقاومة الاسلامیة للصّلیبییّن و التَّتَر)، بیروت 1400/1980؛ خورشاه‌بن قباد حسینى، تاریخ ایلچى نظام‌شاه: تاریخ صفویه از آغاز تا سال 972 هجرى قمرى، چاپ محمدرضا نصیرى ]و[ کوئیچى هانه‌دا، تهران 1379ش؛ احمد راسم، ممالک محروسه شاهانه جغرافیاسى، ]استانبول ? 1305[؛ سامى؛ شرف‌الدین على یزدى، ظفرنامه، چاپ سعید میرمحمدصادق و عبدالحسین نوایى، تهران 1387ش؛ ادرنه‌لى محمد شوکت، مفصل ممالک عثمانى جغرافیاسى، قسم 1، ]استانبول[ 1304؛ على توفیق، ممالک عثمانیه جغرافیاسى، استانبول 1315؛ على جواد، ممالک عثمانیه نک تاریخ و جغرافیا لغاتى، استانبول 1313ـ1317؛ زکریابن محمد قزوینى، آثارالبلاد و اخبار العباد، بیروت 1404/ 1984؛ مقدسى؛ احمدبن حسین منشى‌قمى، خلاصة‌التواریخ، چاپ احسان اشراقى، تهران 1383ش؛ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة‌الموسوعة العربیة، 1998ـ2008، ذیل «دیاربکر» (از ادیب خلیل)؛ محمدبن عمر واقدى، تاریخ فتوح الجزیرة و الخابور و دیاربکر و العراق، چاپ عبدالعزیز فیاض حرفوش، دمشق 1417/ 1996؛ همو، فتوح‌الشام، بیروت: دارالجیل، ]بى‌تا.[؛ محمدطاهربن حسین وحید قزوینى، تاریخ جهان‌آراى عباسى، چاپ سعید میرمحمدصادق، تهران 1383ش؛ یاقوت حموى؛Clifford Edmund Bosworth, The new Islamic dynasties: a manual, Edinburgh 2004; chronological and genealogical Strange, The lands of the Eastern Caliphate, Guy Le Cambridge 1930; The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, 2005; TA, s.v. "Diyarbekir"; TDVI(A, s.v. "Diyarbak(r" (by Nejat G(y(n( and Metin Tuncel); T(rkiye I(statistik Kurumu, Adrese dayal n(fus kayt sistemi sonu(lar = Address based population system results 2011, Ankara 2012. registration3) شهر. دیاربکر از شهرهاى مهم شرقى ترکیه است. این شهر بین کوه قراجه‌داغ و رود دجله* قرار دارد (بى‌سان‌اوغلو ،1963، ص‌V؛ نیز ← على‌جواد، ذیل «دیاربکر»؛ سامى، ذیل «دیاربکر شهرى»). رود دجله در مشرق به‌صورت قوسى از کنار شهر از شمال تا جنوب جارى است (بى‌سان‌اوغلو، همانجا؛ نیز ← قزوینى، ص‌569؛ یاقوت حموى، ذیل «آمد»). به‌سبب پیوستگى دجله به دیاربکر، برخى از تاریخ‌نگاران مسلمان، این شهر را سرچشمه دجله دانسته‌اند (← ابن‌خرداذبه، ص‌95، 174؛ حدودالعالم، ص‌47). منطقه‌اى که دیاربکر در آن واقع شده، با رشته‌کوههایى در شمال و مشرق، از فلاتهاى آناطولى و ایران جدا شده‌است (ایلمازچلیک ، ص‌2). این شهر به‌سبب قرار گرفتن در بین کوهستانها و ییلاقهاى واقع در شمال و دشتهاى جنوبى، داراى سرزمینى حاصلخیز است. همچنین به‌سبب قرار گرفتن در محل تلاقى مسیرهاى تجارى مهم، از جمله جاده شاهى ایران، یکى از مراکز مهم تجارى و فرهنگى بوده‌است (بى‌سان‌اوغلو، 1992، ص‌76؛ سوین ، ص‌4ـ6).نام دیاربکر پیش از سده یازدهم، آمِد بود (رفعت احمد، ذیل «دیاربکر»؛ د.ا.د.ترک، ج‌9، ص‌464). آمد مرکز دیاربکر، از دیارهاى سه‌گانه جزیره در بین‌النهرین شمالى بوده‌است (← بخش 2، ولایت). نام آمد نخستین بار به‌صورت آمِدى بر غلاف شمشیر اداد نیرارى اول (1305ـ1277ق م)، پادشاه آشور، به‌کار رفته‌است (ایلدیز ، ص‌3). بعدها رومیان این نام را به‌صورتآمیدا / آمید به‌کار بردند (لسترنج ، ص‌108). این نام در برخى از منابع به‌صورتهاى اِمیدا (← کریستن‌سن ، ص‌238) و ایمذ/ایمِد (حدودالعالم، همانجا؛ ابن‌بى‌بى، ص‌345؛ حافظ‌ابرو، ج‌3، ص‌484) نیز آمده‌است. سرانجام در سده یازدهم، نام دیاربکر بر شهر آمد نهاده و پس از آن بیشتر بدین‌نام خوانده شد (رفعت احمد؛ د.ا.د.ترک، همانجاها). سلجوقیان روم ــکه در سده هفتم بر آناطولى مسلط شدندــ به آمد عنوان دارالفخر داده بودند (ایلمازچلیک، ص‌6). عثمانیان به‌سبب سیاه بودن رنگ سنگهاى به‌کار رفته در باروها و بناهاى آمد، این شهر را قره‌آمِد (آمدِ سیاه) خوانده‌اند (ایلدیز، همانجا). در برخى از منابع عثمانى این شهر ــ گویا به اشتباه ــ حمید، حامد، قره‌حمید و قره‌حامد نیز ثبت شده‌است (← اسپناقچى پاشازاده، ص‌145، 163ـ164؛ ایلخان ، ص‌214 و پانویس 4). در پى کشف معادن مس (به ترکى bak(r) در منطقه دیاربکر، در 19 آذر 1316/ 10 دسامبر 1937 آتاتورک به‌طور رسمى، صورت ترکى این نام را به دیارباکر تغییر داد که تا امروز به‌همین صورت به‌کار مى‌رود (ایلدیز؛ لسترنج، همانجاها).تاریخ بناى آمد به‌درستى دانسته نیست. ستون یادبود نرم ـسین ، پادشاه بابل مربوط به 300،2 پیش از میلاد که در مجاورت این شهر پیدا شده‌است، قدمت آن را به هزاره سوم پیش از میلاد مى‌رساند (د.ایرانیکا، ذیل "Amida"). آمد در سده چهارم از هزاره سوم پیش از میلاد یکى از شهرهاى مهم و مورد توجه آشوریان بود (ایلدیز، ص‌3). در 546 پیش از میلاد، این شهر را هخامنشیان تصرف کردند و در 331 پیش از میلاد، اسکندر مقدونى آمد را گشود (>شهرهاى خاورمیانه و افریقاى شمالى< ، ص‌127). آمد در 349 میلادى در حاکمیت امپراتور روم، کنستانتیوس دوم (317ـ361 میلادى) قرار گرفت. وى با استحکام بخشیدن به قلعه و حصار شهر، آمد را پایگاه حملات خود به ایران قرار داد (کریستن‌سن، همانجا؛ بى‌سان‌اوغلو، 1992، ص‌77ـ78). آمد پس از تجزیه امپراتورى روم، جزو محدوده روم‌شرقى قرار گرفت که تا 639 ادامه یافت (بى‌سان‌اوغلو، 1992، ص‌4). در آن دوره با افزایش اهمیت آمد، این شهر به یکى از شهرهاى مهم در بین‌النهرین شمالى تبدیل شد (همان، ص‌77؛ ایلدیز، ص‌4). در 359 میلادى، شاپور دوم ساسانى آمد را تصرف کرد (کریستن‌سن، همانجا). در اواخر 363 میلادى، آمد بار دیگر به‌دست رومیان افتاد و تا زمان ساسانیان (حک : ح 226ـ ح 652میلادى) ایران و روم براى دستیابى بر آن رقابت مى‌کردند. در 502 میلادى، قباد اول ساسانى، شهر آمد را در اختیار گرفت (همان، ص‌127، 346، 352؛ تاریخ ایران، ص‌169؛ ایلمازچلیک، ص‌3).در قرون نخستین اسلامى، آمد مرکز دیاربکر شد (مقدسى، ص‌137). این شهر بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهر دیاربکر بود (یاقوت حموى، همانجا).پیش از دوره عثمانیان، آمد را فرمانروایان عباسیان، طولونیان، حمدانیان، مروانیان، سلجوقیان، ارتقیان، ایوبیان، تیموریان، آق‌قوینلو، ذوالقدریه و صفویان اداره مى‌کرد بخشهاى پیشین). عثمانیان در ادامه جنگ چالدران*، به منطقه دیاربکر لشکر کشیدند و پس از فتح آنجا، آمد را مرکز پنجمین ایالت برگزیدند. آمد در قرون دهم و یازدهم بسیار توسعه یافت. فعالیتهاى عمرانى در آنجا که در زمان سلیم اول (حک : 918ـ926) آغاز شده‌بود، در زمان سلیمان قانونى (حک : 926ـ974) به اوج‌رسید. در این دوره، فعالیتها تا بدان حد بود که گویى آمد از نو ساخته شد (بى‌سان‌اوغلو، 1992، ص‌82ـ 90). آبادى این شهر، سبب شد تا در دوره صفویان پایگاه حملات عثمانى به ایران گردد (← واله اصفهانى، ص‌41، 74).شهر آمد در این سالها به‌سبب اینکه محل تلاقى راههاى سامسون ـ اشقودره ـ بغداد ـ بصره بود، اهمیتى دوچندان یافت (سامى، همانجا).در دوره عثمانى بیشتر ساکنان شهر، مسلمان بودند، اما ادیان دیگر نظیر مسیحیت و یهود نیز در آنجا پیروانى داشتند (← على‌جواد؛ سامى، همانجاها). زبانهاى ترکى، کردى، عربى، زازا، ارمنى و سریانى در این شهر رواج‌داشت (على‌جواد، همانجا).در نیمه دوم سده سیزدهم و نیمه نخست سده چهاردهم، بناهاى بسیارى در این شهر ساخته شد و شهر وسعت یافت (← د.ا.د.ترک، ج‌9، ص‌471). دیاربکر در اوایل سده چهاردهم، روى به صنعتى‌شدن نهاد، اما به‌رغم ساخت‌وسازهاى جدیدى که صورت مى‌گرفت، ویژگیهاى سنّتى شهر حفظ گردید (بى‌سان‌اوغلو، 1992، ص‌83ـ84). در میانه این سده، در نتیجه تغییرات ساختارى در منطقه و ایجاد تأسیسات مربوط به تولیدات سرمایه‌دارى، بافت شهر تغییر کرد و راههاى ایجاد شده در دهه‌هاى 1310ش/ 1930 و 1320ش/ 1940 در روند این تغییرات تأثیر زیادى داشت (همان، ص‌84). گسترش فعالیتهاى صنعتى و تأسیس دانشگاه دجله در 1352ش/ 1973، موجب گسترش هر چه بیشتر این شهر شد (د.ا.د.ترک، همانجا).امروزه، دیاربکر یکى از مراکز فعالیت گروههاى استقلال‌طلب کرد است. فعالیتهاى تجزیه‌طلبانه کردهاى دیاربکر از دوره قاجار (حک : 1210ـ1344) آغاز شده‌بود (← سالور، ج‌8، ص‌6307). این فعالیتها امروزه افزایش یافته‌است. چنان‌که در 1357ش/ 1978، حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک)، با هدف تأسیس کردستانى مستقل و بر پایه جهان‌بینى مارکسیستى، به‌همت عبداللّه اوجالان در لیجه تأسیس شد.مبارزات مسلحانه این حزب در کردستان ترکیه، ایران، عراق و سوریه، توجه افکار عمومى را به این منطقه و این گروه معطوف کرده‌است (ذهنى ، ص‌21ـ22، 40، 59). امروزه، دیاربکر مرکز بزرگ تجهیزات نظامى ترکیه و سازمان ناتو (پیمان آتلانتیک شمالى) است (الموسوعة‌العربیة، ذیل «دیاربکر»).بنابر آمار منتشرشده مؤسسه آمار ترکیه در 1390ش/ 2011، جمعیت شهر دیاربکر 069،875 تن برآورد شده‌است (← >مؤسسه آمار ترکیه< ، ص‌2، 48).منابع : ابن‌بى‌بى، اخبار سلاجقه روم، چاپ محمدجواد مشکور، تهران 1350ش؛ ابن‌خرداذبه؛ محمدعارف‌بن محمدشریف اسپناقچى پاشازاده، انقلاب‌الاسلام بین الخواص‌و العوام: تاریخ زندگى و نبردهاى شاه‌اسماعیل صفوى و شاه‌سلیم عثمانى، وقایع سالهاى 930ـ 905 هجرى، چاپ رسول جعفریان، قم 1379ش؛ تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، تألیف ا.آ. گرانتوسکى و دیگران، ترجمه کیخسرو کشاورزى، تهران: پویش، 1359ش؛ عبداللّه‌بن لطف‌اللّه حافظ‌ابرو، زبدة‌التواریخ، چاپ کمال حاج‌سیدجوادى، تهران 1380ش؛ حدودالعالم؛ رفعت‌احمد، لغات تاریخیه و جغرافیه، استانبول 1299ـ1300؛ قهرمان‌میرزا سالور، روزنامه خاطرات عین‌السلطنه، ج‌8، چاپ مسعود سالور و ایرج‌افشار، تهران 1379ش؛ سامى؛ على‌جواد، ممالک عثمانیه نک تاریخ و جغرافیا لغاتى، استانبول 1313ـ1317؛ زکریابن محمد قزوینى، آثار البلاد و اخبار العباد، بیروت 1404/1984؛ مقدسى؛ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة‌الموسوعة العربیة، 1998ـ2008، ذیل «دیاربکر» (از ادیب خلیل)؛ محمدیوسف واله‌اصفهانى، خلدبرین: ایران در روزگار صفویان، چاپ میرهاشم محدث، تهران 1372ش؛ یاقوت حموى؛(evket Beysanog(lu, Ksaltlm( Diyarbakr tarihi ve a(bideleri, I(stanbul 1963; idem, K(lt(r(m(zde Diyarbakr, Ankara 1992; Arthur Emanuel Christensen, L'Iran sous les Sassanides, Osnabr(ck 1971; Cities of the Middle East and North Africa: a historical encyclopedia, ed. Michael R.T. Dumper and Bruce E. Stanley, Santa Barbara, Calif. 2007, s.v. "Diyarbakir" (by Bruce Stanley); EIr., s.v. "Amida" (by D. Sellwood); Mehmet Mehdi I(lhan, "Onalt(nc( y(zy(l ba(lar(nda Amid sancag(( yer ve( ah(s adlar( hakk(nda baz( notlar", Belleten, no.209 (Nisan 1990); Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, Cambridge 1930; Veli Sevin, Anadolu'nun tarihi cog(rafyasI, Ankara 2001; TDVI(A, s.v. "Diyarbak(r" (by Nejat G(y(n( and Metin Tuncel); T(rkiye I(statistik Kurumu, Adrese dayal n(fus kayt sistemi sonu(lar = address based population registration system result 2011, Ankara 2012; Abd(lvahap Y(ld(z, "135/ 313 nolu( er'iye siciline g(re (1722-1798) y(llar(nda Amid (Diyarbak(r) sancag(nda sosyal ve ekonomik durum", M.A. thesis, Uludag( (niversitesi Sosyal Bilimler Enstit(s(, 1994; I(brahim Y(lmaz(elik, XIX. y(zyln ilk yarsnda Diyarbakr: 1790-1840, Ankara 1995; Tevfik Zehni, "Turkey and PKK terrorism", M.A. thesis, Security Studies, Naval Postgraduate School, 2008.4) هنر و معمارى. دیاربکر در دوره رومیها، مرکز مهم سیاسى و بازرگانى با شبکه منظمى از خیابانها بود(>دایرة‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو< ، ج‌2، ص‌17). مسلمانان این شهر را در سال 19 تصرف کردند (مقدسى، ص‌137).اصطخرى در سده چهارم (ص‌75) از دیوار استوار شهر سخن گفته و مقدسى (ص140) این شهر را زیبا و شگفت‌انگیز و مستحکم با ساختمانهایى شبیه ساختمانهاى انطاکیه و داراى دو باروى جداگانه از سنگ سیاه وصف کرده‌است.دیوارهاى این شهر هنوز تاحد زیادى پابرجاست. با توجه به آثارِ برجامانده مى‌توان این دیوارها را به دوره روم شرقى منتسب دانست (گرابار ، 1984، ص‌66؛ >دایرة‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، همانجا). از قرن دهم به‌بعد، خاندانهاى مسلمان حاکم بر دیاربکر دیوارهاى عظیم بازالتى شهر را مستحکم کردند (گیرلیشس ، ص‌381)؛ براى مثال، احمدبن جمیل آمدى* معمار و ناظر ساخت بخشى از دیوار و دو دروازه دیاربکر از 909 تا 910 بود (← لوکاک ، ص‌130).در شمال‌شرقى شهر، دژى از دوره ارتقیان با دروازه‌هاى بزرگى در وسط دیوارها واقع بوده و هر دروازه نام خاصى داشته‌است. یکى از ویژگیهاى دیوارها و دروازه‌هاى دیاربکر تزیین فراوان و غیرمعمول آنها با پیکره‌هاست (گرابار، همانجا). براى مثال، در برجهاى اولو بدن (قلعه بزرگ) و یدى‌قارداش(هفت برادر)، ساخته ناصرالدین محمود (حک : 597ـ619)، سلطان ارتقى، مجموعه‌اى از حیوانات واقعى و موجودات افسانه‌اى به‌صورت قرینه نقش شده‌اند (گیرلیشس، همانجا؛ اصلان‌آپا ، ص‌533).سلطان‌ملکشاه سلجوقى (حک : 465ـ485) مسجدجامع دیاربکر را در 484، به تقلید از مسجدجامع دمشق* بازسازى کرد (کیل ، ص‌649؛ هوگ ، ص110؛ برند ، ص‌77؛ هیلن برند ، ص‌92). از مهم‌ترین ویژگیهاى مسجد دیاربکر نماىصحن آن است که آمیزه‌اى شگفت از عناصر باستانى و دوره اسلامى است (← گرابار، 2006، ج‌2، ص‌425؛ نجیب‌اوغلو ، ص‌149).مسجد پیغمبر یا مسجد نبى با گنبدخانه تک، پس از فتح قسطنطنیه در دیاربکر ساخته شد. کاشى‌کارى این مسجد نشان مى‌دهد که استفاده از کاشى در مساجد عثمانى پیش از ساخت مجموعه سلیمانیه در استانبول رواج‌داشته‌است (گودوین ،ص‌178). در مسجد بیوک‌محمدپاشا یا فاتح‌پاشا، ساخته‌شده از 924 تا 927 در دیاربکر، از رگ‌چینهاى سفید و سیاه افقى و پهن به شیوه شامى بسیار استفاده شده‌است (همانجا). مسجد فاتح‌پاشا نخستین مسجد عثمانى است که گنبدى مرکزى و چهار نیم‌گنبد دارد که در چهار گوشه این مسجد قرار گرفته‌اند. رواق ورودى این مسجد هفت گنبد دارد و مناره آن در شمال‌غربى، باریک و بلند است. این مسجد وضوخانه (شادروان ) بزرگى دارد (همان، ص‌178ـ179).مسجد ملک احمدپاشا در 999، زمانى‌که احمدپاشا فرماندار دیاربکر بود، ساخته شد و مناره بلند آن به مناره بناهاى شهر وان شبیه است (همان، ص‌309ـ310).مهم‌ترین مسجد عثمانى دیاربکر مسجد بهرام‌پاشا است، که در 980 ساخته شده‌است. داخل صحن این مسجد وضوخانه‌اى با ستونهاى نزدیک به هم قرار دارد. شبستان گنبددار این مسجد چند پس‌نشستگى ژرف دارد. در داخل شبستان، منبر مرمرینى با درهاى کنده‌کارى قرار دارد. قاب‌بندیهاى کاشیهاى این مسجد همچون قاب‌بندیهاى کاشى و کاشیهاى هشت‌گوش خلیل وآرامگاه پیرى‌پاشا ممتاز است (همان، ص‌310).در دوره سلجوقیان، هم‌زمان با ساخت مدرسه در شهرهایى چون قونیه، ماردین، آق‌شهر و ارزروم، در دیاربکر نیز مدرسه‌هایى ساخته شد. مدرسه دوایوانى زنجیریه در 594 و مدرسه تک‌ایوانى مسعودیه از 594 تا 620 با حمایت حکمرانان ارتقى، کنار مسجدجامع دیاربکر و مانند بسیارى از مدرسه‌هاى آناطولى، در تلفیق با بناهاى دیگر ساخته شده‌اند (هیلن‌برند، ص‌208ـ210؛ پرئیرا ، ص‌62، 114؛ >دایرة‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، همانجا). تأثیر هنر شام در ساخت مدرسه مسعودیه مشهود است (گیرلیشس، ص‌381؛ هوگ، ص‌115؛ پرئیرا، ص‌62، 126).از کاخهاى بزرگ سلجوقیان در دیاربکر اطلاعاتى دردست است، اما آثار ناچیزى از آنها برجاست. در کاوشهاى صورت‌گرفته در ارگ دیاربکر، کاخ ارتقى وسیعى (← هیلن‌برند، ص‌417) با بقایاى محوطه‌اى شامل پنجاه اتاق به‌دست آمده که به حاکم و اطرافیانش اختصاص‌داشته‌است (نعمت اسماعیل علّام، ص160). این کاخ، که احتمالا در دوره ناصرالدین محمود ارتقى ساخته شده‌است (گیرلیشس، همانجا)، معمارى متفاوتى شامل چهار ایوان با عمقهاى متفاوت و حوضى در وسط حیاط دارد. کاشیهاى مربع این بنا متأثر از کاشى‌کارى آناطولى، داراى نقش عقاب دوسر سیاه‌رنگى زیر لعاب آبى است (هیلن‌برند، همانجا؛ هوگ، ص‌122).پس از تصرف دیاربکر به دست عثمانیان در 920 و تبدیل آن به مرکز مهم بازرگانى، چندین کاروانسرا (خان) در این شهرساخته شد، از جمله خان دِلیلر و خان حسن‌پاشا (>دایرة‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج‌2، ص‌18). خان حسن‌پاشا، که از 980 تا 983 ساخته شد، دروازه‌اى مرکزى دارد؛ این دروازه پنجره‌هایى دارد که در بالاى آنها مقرنسهایى با برشهاى تند دیده مى‌شود. استفاده از این پنجره‌ها در خانهاى بزرگ حلب و دمشق نیز متداول است. در طبقه همکف، در هر طرف ورودى، شش پنجره بالاى مغازه‌هاى روبه‌خیابان دیده مى‌شود. این بنا را با رگ‌چینهاى متناوبى از سنگهاى بازالت و آهک روکش کرده‌اند. ایوانهاى زیباى صحن داخلى این بنا با طاقها و دهانه‌هاى عریضى به وضوخانه‌اى هشت‌وجهى مشرف‌اند. سقف گنبدى وضوخانه سرب‌پوش و بر طاقهایى سنگى، در بالاى ستونهایى مرمرین، استوار است. خان دلیلر پنجاه سال پیش از ساخت خان حسن‌پاشا و در همان محله با بامهاى تک‌شیب و نماى سیاه‌رنگ ساخته شده‌است و پنجره‌هاى کوچک صحن و اصطبل بزرگى دارد (گودوین، ص‌300ـ301).شمارى پل نیز در دیاربکر برجاى مانده‌است. پلى که در 542 بر رود بطمان، نزدیک مالابادى ، در جاده دیاربکر بهبدلیس/ بتلیس ساخته شده، کاملا بازسازى گردیده‌است. این پل، مانند پل دجله نزدیک حصن‌کیفا داراى نقشْبرجسته‌هاى پیکرنما بوده و نقوش تزیینى آن صور فلکى است (گیرلیشس، همانجا).دیاربکر در دوره سلجوقیان، به‌همراه سورت و قونیه، از مراکز مهم فلزکارى بود (همان، ص‌384). کوبه‌هاى سنگین درها، که در قرن ششم و هفتم در نواحى اطراف دجله و فرات ساخته مى‌شدند، با قابهاى برنزى روى هر لنگه از درهاى بزرگ چوبى کاخها و مساجد نصب مى‌شدند؛ از جمله کوبه‌اى که به شکل دو جانور به‌هم‌چسبیده است (← گلادیس ، ص‌202).در قرون بعد، به‌ویژه در دوره صفویان، از اشیایى فلزى مشهور به ونیزى ـ اسلامى استفاده مى‌شد که در آذربایجان یا دیاربکر تولید مى‌شدند. ساخت این اشیا نشان‌دهنده آشنایى فلزکاران دیاربکرى با سبک و فنون فلزکاران ممالیک مصر و عثمانى و هرات در شرق ایران است (← کنبى ، ص‌18، 20).در سده هشتم، دیاربکر از مراکز تولید انگشترهاى کمان و خاتم بود. این انگشترها معمولا برنزى و داراى نقشهاى هندسى و گیاهى بودند (← ونزل ، ص‌143، 148، 154).در قرن دهم، دیاربکر از مراکز ضرب سکه بود. در 989 به سبب جنگهاى عثمانى با ایران، در حلب، ارزروم و دیاربکر اجازه ضرب سکه‌اى به‌نام یول صادر شد (اوزون‌چارشیلى ، ج‌1، ص‌691).نمونه‌هاى جالب توجهى از حجارى دوره سلجوقى در دیاربکر باقى مانده که حاکى از پیشرفت حجارى در این شهر است (دیماند ، ص‌99).در دوره تیموریان احتمالا ظروف سفالى را از این شهر به سیراف و از آنجا با کشتى به شرق افریقا صادر مى‌کردند. نمونه‌هایى از این ظروف، به‌همراه ظروفى چینى، در دیوارهاى خانه‌هاى قرن نهم کلوه جاسازى شده بودند (>دایرة‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج‌1، ص‌463). در دوره عثمانیها، سفالینه‌ها در دیاربکر تحت‌تأثیر سفال ازنیق، اما با لعاب متفاوت آبى تولید مى‌شدند (پورتر ، ص‌116؛ دایرة‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج‌2، ص‌18).خوشنویسى در دیاربکر جایگاه خاصى داشت. در نیمه دوم قرن هشتم، قرآنهاى نفیسى در قطع بزرگ کتابت شده، از جمله نسخه‌هاى متعلق به خواند بَرَکه، همسر سلطان‌حسن مملوکى، و فرزندش، سلطان‌شعبان دوم مملوکى (حک : 764ـ778)، که بیشتر آنها به مدرسه خیریه خواند برکه، در قاهره، اهدا شده‌است. تذهیب‌کار این نسخه‌ها ابراهیم آمدى بوده‌است (بلرو بلوم ، ص‌105؛ جیمز ، ص‌172).بهترین نمونه‌هاى کوفى تزیینى در این شهر دیده مى‌شود، از جمله کتیبه‌اى از امیراحمد به تاریخ 427 به خط کوفى برگ‌دار (مورق؛ ← صفدى ، ص‌12). مصطفى آمدى، از خوشنویسان بنام دیاربکر، در 1179 مجموعه احادیثى به خط ثلث و نسخ نوشته‌است که اکنون در حلب نگهدارى مى‌شود و شامل ده برگ است (صفوت ، ص‌125). حامد آیتاچ (متوفى 1361ش/ 1982)، دیگر خوشنویس معروف دیاربکر، درباره خطوط قدیمى بسیار تحقیق کرده‌است (آلپ‌ارسلان ، ص‌186).دیاربکر از مراکز تولید قالى نیز بوده‌است. در میان غنایم برده‌شده در 427 از کاخ سیف‌الدین قوصون، از امراى ناصرى و داماد محمدبن قلاوون، به شمارى قالىِ بافت آناطولى و دیاربکر اشاره شده‌است (بلر و بلوم، ص‌113). همچنین از قرن هشتم به‌بعد، دیاربکر در کنار قونیه، از مراکز حریربافى ترکیه بود (اوزون‌چارشیلى، ج‌1، ص‌682).موسیقى در دیاربکر جایگاه ویژه‌اى داشت. احمد از موسیقى‌دانان و دراویش مولویه این شهر و شاعر و تاریخ‌دان بود. او را هم‌سنگ فارابى دانسته و به او لقب حجازى داده‌اند (اوزالپ ، ج‌1، ص‌374). حدیدى، از دیگر موسیقى‌دانان دیاربکر، آهنگر بود و سواد نداشت، اما با شعر و موسیقى مأنوس بود و براى رشد موسیقى بسیار تلاش کرد (همان، ج‌1، ص‌518).اجراى هنرهاى نمایشى نیز در دیاربکر رونق دارد. در دهه 1360ش/1980، تماشاخانه‌هاى دولتى در ترکیه تأسیس شد؛ تماشاخانه‌اى نیز در دیاربکر بنیان نهاده شد (جمهورى ترکیه، ص‌68).تاکنون چهار موزه در دیاربکر افتتاح شده‌است. موزه باستان‌شناسى، اولین موزه دیاربکر، ابتدا در 1313ش/ 1934 در محل مدرسه زنجیریه و سپس در 1364ش/ 1985، در ساختمان جدیدى در مسیر جاده الازیغ برپا شد. در این موزه، آثارى از دوران نوسنگى، مفرغ، اورارتو ، آشور، یونان، روم، روم شرقى، سلجوقى، آق‌قوینلو، و عثمانى، انواع سکه‌هاى ارطغرل، و آثار مردم‌شناسى به نمایش گذاشته شده‌است. دو خانه دوطبقه و حیاط‌دار ضیاء گوکالپ ، نویسنده، در 1335ش/1956 و جاهد صدقى تارانجى، شاعر ترک، در 1352ش/1973 به موزه مردم‌شناسى تبدیل شده‌اند و کتابها، دست‌نوشته‌ها، آثار مکتوب، عکسها، مدارک و اشیاى متعلق به گوکالپ و جاهد صدقى در آنها به نمایش درآمده‌اند (گرچک ، ص‌422ـ423).منابع : اصطخرى؛ جمهورى ترکیه، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسى و بین‌المللى، 1386ش؛ موریس اسون دیماند، راهنماى صنایع اسلامى، ترجمه عبداللّه فریار، تهران 1365ش؛ مقدسى؛ نعمت اسماعیل علّام، هنرهاى خاورمیانه در دوران اسلامى، ترجمه عباسعلى تفضلى، مشهد 1382ش؛Ali Alparslan, Osmanl hat sanat tarihi, I(stanbul 2004; , Ankara 1986; Oktay Aslanapa, Osmanl devri mimarisi Sheila S. Blair and Jonathan M. Bloom, The art and architecture of Islam: 1250-1800, New Haven, Conn. 1995; Barbara Brend, Islamic art, London 2001; Sheila R. Canby, The golden age of Persian art: 1501-1722, , Ankara , T(rk m(zecilig(i London 2002; Ferruh Ger(ek 1999; Joachim Gierlichs, "Anatolian Seljuks: history and , ed. Markus architecture", in Islam art and architecture Hattstein and Peter Delius, K(nigswinter: K(nemann, 2004; Almut von Gladiss, "Islamic metalwork", in ibid; , Godfrey Goodwin, A history of Ottoman architecture London 1992; Oleg Grabar, "The architecture of power: palaces, citadels and fortifications", in Architecture of the Islamic world, ed. George Michell, London: Thames and Hudson, 1984; idem, Islamic visual culture, 1100-1800, vol.2, Aldershot, Engl. 2006; The Grove encyclopedia of Islamic art and architectur, ed. Jonathan M. Bloom and Sheila S. Blair, Oxford: Oxford University Press, 2009; Robert Hillenbrand, Islamic architecture: form, function , Edinburgh 1994; John D. Hoag, History of and meaning world architecture: Islamic architecture, Milano 2004; David James, The master scribes: Qur'ans of the 10th to 14th centuries AD, in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol.2, ed. Julian Raby, London: The Nour Foundation, 1992; Machiel Kiel, "Some early Ottoman monuments in Bulgarian thrace: Stara Zagora (Eski Zag(ra), Jambol and Nova Zagora (Zag(ra Yenicesi)", Belleten, 38 (1974) repr.in Machiel Kiel, Studies on the Ottoman architecture of the Balkans, Aldershot, Engl.: Variorum, 1990; Yves Korbendau, L'architecture sacr(e de L'Islam, Paris 1997; Ronald Lewcock, "Architects, craftsmen and builders: materials and techniques", in Architecture of the Islamic world, ibid; G(lru Necipog(lu, "Anatolia and the Ottoman legacy", in The Mosque: history, architectural development & regional diversity, ed. Martin Frishman and Hasan Uddin Khan, London: Thames and Hudson, 1997; Mehmet Nazmi (zalp, T(rk m(sik(si tarihi, I(stanbul 2000; Jos( Pereira, Islamic sacred architecture: a stylistic history, New Delhi 1994; , London 1995; Yasin Hamid Venetia Porter, Islamic tiles , London 1978; Nabil F. Safadi, Islamic calligraphy , The art of the pen: calligraphy of the 14th to 20th Safwat centuries, in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic London: The Nour Foundation, Raby, Julian vol.5, ed. Art, 1996; I(smail Hakk( Uzun(ar((l(, Osmanl tarihi, vol.1, Ankara 2003; Marian Wenzel, Ornament and amulet: rings of the Islamic lands, in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol.16, 1993.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

طاهر بابایی

گروه جغرافیا

میثم جلالی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده