دوازده امام بقعه
معرف
بنایى از نیمة نخستِ قرن پنجم، از دورة حکومت آل‌کاکویه (حک: 398ـ536)، در یزد
متن
دوازده امام، بقعه، بنایى از نیمة نخستِ قرن پنجم، از دورة حکومت آل‌کاکویه (حک: 398ـ536)، در یزد. در کتیبة این بنا از آن با نام قبه یاد شده‌است (بلر، ص‌103).این بقعه در محلة فهّادان، نزدیک حسینیة فهّادان و مدرسة ضیائیه (زندان اسکندر) قرار دارد و قدیم‌ترین بناى تاریخ‌دارِ دوران اسلامى یزد است. روشن نیست از چه تاریخى این بنا را دوازده امام نامیده‌اند (افشار، 1348ـ1354ش، ج‌2، ص‌311، 314؛ نیز ← ادامة مقاله). بقعة دوازده امام در 31 تیر 1313 با شمارة 207 در فهرست آثار ملى ایران به‌ثبت رسیده‌است (← پازوکى طرودى و شادمهر، ص‌456).مطابق کتیبه‌اى به خط کوفى، بنا را در رمضان 429، تقریباً‌ هم‌زمان با ساخت حصار و چهار دروازه شهر ساخته‌اند. در این کتیبه از بانیان بنا امیرمسعود ابوالنجم بدر (امیرمسعود بهشتى) و ابویعقوب اسحاق، فرزندان ینال و سرهنگان امیر عضدالدین علاءالدوله ابوجعفر کاکویه (حک:398ـ433)، نام برده شده‌است (افشار، 1377ش، ص‌35-36؛ قوچانى، ص‌14؛ ابوئى، ص‌378). این دو برادر با دو سردارِ دیگر در ساخت بارو و چهار دروازه یزد نیز شرکت داشته‌اند و نام آنان در کتیبه‌هاى این دروازه‌ها ذکر شده‌است (جعفرى، ص‌35ـ36). یکى از این کتیبه‌ها را بر دروازة حَظیرِه یافته‌اند. در این کتیبه، نام این دو برادر و تاریخ 432 ثبت شده‌است (مجدزاده‌صهبا، ص‌74؛ بلر، ص‌111).ماهیت و کارکرد این بقعه مبهم است. به‌قطع و یقین نمى‌توان آن را آرامگاه دانست. سنگ قبر روى محراب را نیز در دوران معاصر به آنجا برده‌اند (← ادامة مقاله). بلر (ص‌106) با استناد به تمایلات شیعى آل‌کاکویه و ذکر آیة 65 سورة غافر در کتیبة بنا، که آن را اشاره به امام غایب دانسته، بنا را یادبود دوازده امام شمرده‌است. از سوى دیگر، در سرگذشت محمدبن على عُرَیضى معروف به امامزاده جعفر* (متوفى 424)، یکى از نوادگانِ امام‌جعفرصادق علیه‌السلام، آمده‌است که او «صومعه»اى در محلة فهّادان داشته‌است (← ابوئى، ص‌379). این صومعه ناشناخته مانده و نامى از بقعة دوازده امام نیز در متون نیامده‌است. به‌همین‌سبب، ابوئى (ص‌379ـ380) احتمال داده‌است دوازده امام همان صومعه یا بنایى مرتبط با آن باشد (نیز ← کاتب یزدى، ص‌134ـ138). از طرفى به گفتة افشار (1348ـ1354ش، ج‌2، ص‌311)، روشن نیست از چه زمانى این بنا را بدین‌نام خوانده‌اند؛ هرچند از گذشته بنابر باورهاى مذهبى، بعضى مقابر را دوازده امام مى‌خواندند (پیرنیا، ص‌175؛ قوچانى، ص‌13).بقعة دوازده امام اتاقى مربع‌شکل است و با گنبدى که روى ساقه‌اى هشت‌ضلعى قرار گرفته، پوشیده شده‌است. بنا از بیرون نمایى آجرى با قاب‌بندیهایى کشیده دارد. بر هریک از اضلاع هشت‌گانة ساقه گنبد نیز سه طاق‌نما تعبیه کرده‌اند (ابوئى، ص‌380، 396ـ397).گنبدخانه کم‌وبیش مانندِ چهارطاقى است که از سه طرف باز و از سوى قبله بسته باشد (پیرنیا، همانجا). درگاههاى جبهه شرقى و غربى این بنا را مسدود کرده‌اند (ابوئى، ص‌388). ابعاد گنبدخانه از داخل 25ر8 متر و از خارج ‌تقریباً‌ یازده متر است. در هریک از چهار گوشه بنا جرزى آجرى به ابعاد 140× 140 سانتیمتر و در دو سوى هر جرزِ گوشه‌اى، دو جرزِ کشیده قرار دارد. براى ورود به بنا از بدنة شمالى، ابتدا باید از یک پله به ارتفاع 29 سانتیمتر بالا رفت و سپس از درگاهى کوچک داخل بنا شد (همان، ص‌398ـ399).بر دیوارِ جنوبى (یا جنوب‌غربى) گنبدخانه، محرابى است که 120 سانتیمتر از پسِ دیوار بیرون نشسته‌است. روى این محراب سنگ قبرى نصب کرده‌اند که از آن شیخ‌احمد اسفنجردى (شیخ‌احمد فهادان) است (پیرنیا، همانجا؛ ابوئى، ص‌401). این سنگ را که نام صاحبش به خط کوفى بر آن نقش شده، از بقعة خود شیخ در نزدیکى دوازده امام به آنجا منتقل کرده‌اند (افشار، 1348ـ1354ش، ج‌2، ص‌348؛ ابوئى، ص‌406؛ همچنین دربارة این سنگ ← قوچانى، ص‌15-16؛ دانش یزدى، ص‌123). زیر کف گنبدخانه سردابى است که ورودى آن از طرف محراب بوده و اکنون مسدود است (پیرنیا، همانجا).گنبد فعلى یک‌پوسته است. شاید پوستة بیرونىِ آن گنبدى نارى‌شکل بوده که فروریخته است (همانجا). این گنبدْ آجرى و تیزه‌دار با قوسِ جناغىِ تند و خیزِ نسبتاً کم است. ضخامت پوستة آن در پاکارِ گنبد شصت سانتیمتر است که در تیزة گنبد به بیست سانتیمتر مى‌رسد. ارتفاع تیزة گنبد از کف اتاق دوازده متر و قطر دهانة گنبد 5ر8 متر است (ابوئى، ص‌387ـ389، 392، 401).ساختار ناحیة انتقالِ گنبد و گوشه‌سازیهاى بنا از ویژگیهاى مهم آن است. این گوشه‌سازیها از نوع تُرْمبه پَتْکانه و قدیم‌ترین نمونة موجود از این نوع است. در این گوشه‌سازى، چند ردیف طاقچة روبه جلو روى هم سوار مى‌شوند و ترکیب گوشه‌بندى را براى تبدیل چهارضلعى به دایره کامل مى‌کنند (پیرنیا، همانجا؛ ابوئى، ص‌389؛ فلاح‌فر، ذیل «ترمبه»). در این بنا، مسئلة قراردادن گنبد روى چهارگوش به‌طور کامل حل شده‌است. در بناهاى پیشین، ناحیة انتقالِ گنبد باریک و فشرده بود، اما در بقعة دوازده امام این حوزه کاملاً توسعه یافته و به بلندایى نزدیک به خیزِ گنبد رسیده و از نظر بصرى جایگاهى ویژه پیدا کرده‌است. برخلاف بناهاى پیشین، ازجمله مقبرة امیراسماعیل‌بن احمد سامانى* در بخارا و آرامگاه ارسلان جاذب* در سنگ‌بست (جنوب‌شرقى مشهد)، که گوشه‌سازیهایشان ساده است و نمایى خشن دارد، در دوازده امام قوسِ گوشه‌اى را با قوسهایى سوار برهم پر کرده‌اند و صورتى زیبا به آن بخشیده‌اند. هر گوشواره در پایین دو ربع‌گنبد دارد که روى آنها یک نیم‌گنبد نشسته‌است. صورت پایانى این گوشه‌سازىْ گوشواره‌اى است که در لبه‌ها به قوسى سه‌پر مى‌رسد و در مجموع به مقرنسى ساده مى‌ماند. گوشواره‌هاى دوازده امام اولین نمونة کاربرد این فن در بنایى تاریخ‌دار است؛ فنى که در دورة سلجوقیان به‌کمال رسید و مقدمه‌اى بر پیدایش مقرنس‌کارى شد (شرودر، ص‌1000-1003؛ بلر، ص‌103). پختگى کار و تأکید فزاینده بر منطقة انتقال گنبد در این بنا نشانة پیشینه و سابقه‌اى طولانى در این کار است (هیلن‌برند، ص‌291). صورت کامل‌تر این‌گونه گوشواره‌ها در گنبد خواجه‌نظام‌الملک و گنبد خاگى در مسجدجامع اصفهان دیده مى‌شود (ابوئى، ص‌391).ساختمایة اصلى بناى دوازده امام از آجرهایى با طول و عرض حدود بیست و ضخامت پنج‌تا هفت سانتیمتر است. براى پوشش کف بام و گنبد نیز از آجرهایى با ابعاد حدود بیست سانتیمتر استفاده شده‌است (همان، ص400). اندود داخلى دیوارها و گنبد از گچ است و در اتصال کاشیها نیز از گچ استفاده شده‌است. براى ساخت پى از آهک استفاده شده و آهک بیشتر با گچ و کاهگل ترکیب شده‌است. ملاط آهک و چربى حیوانى در اطراف محراب و ملاط کاهگل در بیشتر قسمتهاى بنا به‌کار رفته‌است (همان، ص‌402ـ403).تزیینات بنا شامل کاشى‌کارى و گچ‌برى و کتیبه است. قسمتى از بدنة دیوار محراب تا ارتفاع پنجاه سانتیمترى به طول حدود پنج‌متر کاشى معرق با نقش گل‌وبته دارد که احتمالاً‌‌ از الحاقات قرن هشتم است. رنگ قطعات کاشیها لاجوردى و فیروزه‌اى و سبز و زرد و سفید و نخودى است (افشار، 1348-1354ش، ج‌2، ص‌314-315؛ ابوئى، ص‌381، 410). گچ‌برى بالاى محراب از شاهکارهاى دورة دیلمیان (حک : 320ـ448) و از نوع برهشته (با برجستگى زیاد) است و داخل یک طاق‌نما با قوس جناغى بر زمینة اخرایى سیر قرار دارد (پیرنیا، ص‌166، 175؛ ابوئى، ص‌381، 396، 398، 409).گنبدخانه چهار کتیبه دارد. سه کتیبه بر میانة سه دیوار شرقى و غربى و شمالى و یک کتیبه بر حلقة پاى گنبد واقع است. کتیبة کوفى تاریخ‌دارى که نام سازندگان بنا در آن آمده، بر دیوار غربى است (بلر، همانجا). بر درگاه ورودى (دیوار شمالى) از داخل آیة 163 سورة بقره و بر دیوار شرقى آیة 65 سورة غافر با گچ به رنگ روشن بر زمینة تیره و بر حلقة پاى گنبد (گَریوار داخل گنبد) با خط کوفى مُعَشّق آیة‌الکرسى کتابت شده‌است (قوچانى، ص‌15؛ ابوئى، ص‌405). کتیبة تاریخ‌دار و کتیبة پاى گنبد را با رنگ لاجوردى بر زمینة گچى نوشته‌اند (بلر، ص‌106). شاید نقشهاى رنگى گنبدخانه کهن‌تر از تاریخى باشد که در کتیبه آمده‌است (پیرنیا، ص‌175). درمجموع باید گفت حضورِ رنگ در نقشهاى این بنا چشمگیر است.باتوجه به جرزهاى شمالى و تَویزِه‌اى در جبهة غربى، شاید بتوان گفت بنا بخشى از مجموعه‌اى بزرگ‌تر بوده‌است. شاهد دیگرى بر این مدعا دردست نیست. بر بدنه‌هاى داخلى بنا تا پنج‌ لایه اندودکارى دیده مى‌شود که مبیّن تعمیرات در دوره‌هاى مختلف است. در چند دهة اخیر، مرمتهایى ازجمله به سرپرستى محمدکریم پیرنیا در بنا صورت گرفته‌است (ابوئى، ص‌387ـ388، 391، 401).منابع : رضا ابوئى، «مرورى بر قبة دوازده امام یزد (429 ه .ق)»، در مجموعه‌مقالات دومین کنگره تاریخ معمارى و شهرسازى ایران : 25ـ29 فروردین‌ماه 1378، ارگ بم ـ کرمان، به‌کوشش باقر آیت‌اللّه‌زاده شیرازى، ج‌3، تهران: سازمان میراث فرهنگى کشور، 1379ش؛ ایرج ‌افشار، «آثار تاریخى یزد»، فرهنگ یزد، سال 1، ش 1 (زمستان 1377)؛ همو، یادگارهاى یزد، تهران 1348-1354ش؛ ناصر پازوکى طرودى و عبدالکریم شادمهر، آثار ثبت‌شده ایران در فهرست آثار ملى: از 24/6/1310 تا 24/6/ 1384، تهران 1384ش؛ محمدکریم پیرنیا، سبک‌شناسى معمارى ایرانى، تدوین غلامحسین معماریان، تهران 1380ش؛ جعفربن محمد جعفرى، تاریخ یزد، چاپ ایرج‌ افشار، تهران 1343ش؛ فاطمه دانش‌یزدى، کتیبه‌هاى اسلامى شهر یزد، تهران 1387ش؛ سعید فلاح‌فر، فرهنگ واژه‌هاى معمارى سنتى ایران، تهران 1379ش؛ عبداللّه قوچانى، بررسى کتیبه‌هاى بناهاى یزد، تهران 1383ش؛ احمدبن حسین کاتب‌یزدى، تاریخ جدید یزد، چاپ ایرج ‌افشار، تهران 1386ش؛ جواد مجدزاده صهبا، «دروازه‌هاى نهصد و سى ساله یزد»، یادگار، سال 1، ش 3 (آبان 1323)؛Sheila S. Blair, The monumental inscriptions from early Islamic Iran and Transoxiana, Leiden 1992; Robert Hillenbrand, Islamic architecture: form, function and meaning, Edinburgh 1994; Eric Schroeder, "The Seljūq period", in A Survey of Persian art, ed. Arthur Upham Pope, vol.3, Tehran: Soroush, 1977; A Survey of Persian art, ibid, vol.8.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عبدالکریم عطارزاده

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده