التفهیم (یا التفهیم لأوائل صناعة التنجیم )
معرف
کتابی‌ در بارة‌ آموزش‌ مبانی‌ احکام‌ نجوم‌، نوشتة‌ ابوریحان‌ بیرونی‌ *
متن
التَّفهیم‌ (یا التَّفهیم‌ لِأَوائلِ صناعة‌ التَّنجیم‌)، کتابی‌ در بارة‌ آموزش‌ مبانی‌ احکام‌ نجوم‌، نوشتة‌ ابوریحان‌ بیرونی‌ * .بر اساس‌ قراین‌ موجود در کتاب‌، بیرونی‌ آن‌ را در 420 نوشته‌ است‌ (سزگین‌، ج‌ 7، ص‌ 189؛ ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، مقدمة‌ همائی‌، ص‌ یب‌ و بعد). از آن‌، دو متن‌ فارسی‌ و عربی‌ موجود است‌ که‌ در زمان‌ بیرونی‌ یا نزدیک‌ به‌ آن‌ نوشته‌ شده‌ است‌. هنوز معلوم‌ نیست‌ که‌ متن‌ فارسی‌، ترجمة‌ متن‌ عربی‌ است‌ یا بعکس‌، و هر دو آنها را خود بیرونی‌ نوشته‌ است‌ یا نه‌؛ به‌ نظر قزوینی‌ (نظامی‌، تعلیقات‌، ص‌255)، خود بیرونی‌ هر دو متن‌ را تألیف‌ کرده‌ است‌. به‌ نظر آقابزرگ‌طهرانی‌ هم‌ (ج‌4، ص‌362) بیرونی‌ متن‌ فارسی‌ را در 420 و متن‌ عربی‌ را یک‌ سال‌ بعد نوشته‌، اما به‌ نظر همائی‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، مقدمه‌، ص‌ کز ـ لح‌) متن‌ عربی‌ بر فارسی‌ مقدّم‌ بوده‌ و خود بیرونی‌ آن‌ را به‌ فارسی‌ ترجمه‌ کرده‌ است‌. لازار (ص‌58 ـ62) نیز متن‌ فارسی‌ را ترجمة‌ خود بیرونی‌ یا مترجمی‌ ناشناخته‌ از اصل‌ عربی‌ تألیف‌ بیرونی‌ می‌داند. ترجیح‌ داشتن‌ عربی‌ به‌ فارسی‌ نزد بیرونی‌، از دلایل‌ اصل‌ قرار گرفتن‌ متن‌ عربی‌ دانسته‌ شده‌ است‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1975، مقدمة‌ روزنفلد و احمداُف‌، ص‌8). متن‌ فارسی‌ التفهیم‌ برای‌ ریحانه‌ دختر حسین‌خوارزمی‌ (همو، 1362 ش‌، ص‌2) و متن‌ عربی‌ برای‌ شخصی‌ به‌ نام‌ ابوالحسن‌ علی‌بن‌ ابوالفضل‌ خاصی‌ (حاجی‌خلیفه‌، ج‌1، ستون‌ 463؛ آقابزرگ‌طهرانی‌، همانجا) نوشته‌ شده‌ است‌. در تنها چاپ‌ متن‌ عربی‌، از این‌ شخص‌ و نیز از کسی‌ که‌ متن‌ فارسی‌ بدو تقدیم‌ شده‌، نامی‌ نیامده‌ است‌. بیرونی‌ این‌ کتاب‌ را در غزنه‌ و به‌ هنگام‌ پادشاهی‌ محمود غزنوی‌ (حک : 387ـ421) نوشته‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، مقدمة‌ همائی‌، ص‌ ح‌ ـ ط‌)، ولی‌ آن‌ را، برعکس‌ چند کتاب‌ مشهور دیگرش‌، به‌ هیچیک‌ از پادشاهان‌ غزنوی‌ اهدا نکرده‌ است‌.التفهیم‌ از 530 پرسش‌ و پاسخ‌ تشکیل‌ شده‌ است‌. در تعداد و ترتیب‌ پرسشها، بین‌ متن‌ فارسی‌ و عربی‌ تفاوتی‌ نیست‌. بیرونی‌ در دیباچه‌ (1362 ش‌، ص‌2) مطالب‌ کتاب‌ را به‌ چهار بخش‌ هندسه‌، شمار (حساب‌)، صورت‌ عالم‌ (هیئت‌) و احکام‌ نجوم‌ (تنجیم‌) تقسیم‌ می‌کند، اما هیچیک‌ از متنهای‌ چاپی‌، با این‌ ترتیب‌ تقسیم‌بندی‌ نشده‌اند. بعضی‌ موضوعهای‌ خارج‌ از این‌ دسته‌بندی‌ اما مرتبط‌ با نجوم‌، چون‌ اسطرلاب‌ و بعضی‌ کاربردهای‌ آن‌ و مقدماتی‌ در بارة‌ بعضی‌ گاه‌شماریها و بعضی‌ مبادی‌ جغرافیایی‌ نیز در این‌ کتاب‌ مطرح‌ شده‌ است‌. ترتیب‌ پرسشها بر اساس‌ تقسیم‌بندی‌ بیرونی‌ در دیباچه‌، بدین‌ قرار است‌: [ بخش‌ اول‌ ] پرسشهای‌ 1 تا 71 هندسه‌؛ [ بخش‌ دوم‌ ] 72 تا 119 حساب‌؛ [ بخش‌ سوم‌ ] 120 تا 236 هیئت‌، 237 تا 241 جغرافیا، 242 تا 267 هیئت‌، 268 تا 323 گاه‌شماری‌، 324 تا 346 اسطرلاب‌؛ [ بخش‌ چهارم‌ ] 347 تا 530 احکام‌ نجوم‌ (سزگین‌، ج‌7، ص‌189؛ برای‌ دسته‌بندی‌ تفصیلیتر پرسشها رجوع کنید به ماتویفسکایا و روزنفلد، ج‌2، ص‌272، 276؛ ابوریحان‌ بیرونی‌، 1975، مقدمة‌ روزنفلد و احمداُف‌، ص‌8 ـ13).بخش‌ احکام‌ نجوم‌، شامل‌ 183 پرسش‌ و پاسخ‌، مهمترین‌ و طولانیترین‌ بخش‌ التفهیم‌ است‌. بیرونی‌ خود در فهرست‌ آثارش‌، التفهیم‌ را در گروه‌ کتابهای‌ «در بارة‌ احکام‌ نجوم‌» گنجانده‌ است‌ (1366 ش‌، ص‌34). در بارة‌ اعتقاد بیرونی‌ به‌ احکام‌ نجوم‌ اختلاف‌ وجود دارد؛ به‌ نظر همائی‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، مقدمه‌، ص‌66)، بیرونی‌ به‌ احکام‌ نجوم‌ اعتقاد نداشته‌، اما به‌ نظر زاخاو (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1925، مقدمه‌، ص‌25)، چون‌ بیرونی‌ با دقت‌ بسیار به‌ احکام‌ نجوم‌ در آثار مختلفش‌ پرداخته‌، به‌ آن‌ اعتقاد داشته‌ است‌. به‌ نوشتة‌ صلیبا (ص‌415)، بیرونی‌ در هنگام‌ نقل‌ احکام‌ نجوم‌، آنها را به‌ پیشینیان‌ نسبت‌ می‌دهد و اشاره‌های‌ متعددی‌ حاکی‌ از بی‌اعتقادی‌ به‌ احکام‌ نجوم‌ دارد.روش‌ کلی‌ بیرونی‌ در بابهای‌ مختلف‌ التفهیم‌ ، شروع‌ بحث‌ از مباحث‌ و مفاهیمی‌ است‌ که‌ توضیح‌ آنها را برای‌ رسیدن‌ به‌ مبحث‌ احکام‌ نجوم‌ لازم‌ دیده‌ است‌، از جمله‌ هندسه‌ و عدد (1362ش‌، ص‌3، 33؛ برای‌ موارد دیگر رجوع کنید به همو، 1975، مقدمة‌ روزنفلد و احمداُف‌، ص‌8ـ10). اما این‌ بحثها در نهایت‌ اختصار و بدون‌ ذکر تاریخچه‌ و برهانها بیان‌ شده‌اند (همان‌ مقدمه‌، ص‌9). در پاره‌ای‌ موارد روش‌ بیرونی‌ در بیان‌ مطالب‌ با روش‌ دانشمندان‌ پیش‌ از او، بویژه‌ ریاضیدانان‌ یونانی‌، متفاوت‌ است‌؛ از جمله‌ هنگام‌ تعریف‌ عناصر هندسه‌، از تعریف‌ جسم‌ شروع‌ می‌کند و به‌ تعریف‌ نقطه‌ می‌رسد (1362 ش‌، ص‌ 3ـ 6)، حال‌ آنکه‌ اقلیدس‌ از تعریف‌ نقطه‌ و سطح‌ به‌ تعریف‌ جسم‌ می‌رسد (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1975، مقدمة‌ روزنفلد و احمداُف‌، ص‌ 9). این‌ ترتیب‌، بیانگر غلبة‌ جنبة‌ عملی‌ و ملموس‌ مفاهیم‌ بر جنبة‌ نظری‌ و انتزاعی‌ آنها در التفهیم‌ است‌. اما در بخشهای‌ نجومی‌ بیرونی‌ کاملاً پیرو بطلمیوس‌ است‌ (همان‌ مقدمه‌، ص‌ 13).بیرونی‌ در التفهیم‌ در موارد زیادی‌ پیرو آرای‌ دانشمندان‌ پیش‌ از خود بوده‌ است‌، چه‌ دانشمندان‌ یونانی‌ که‌ آثار آنها به‌ عربی‌ ترجمه‌ شده‌، چون‌ ارشمیدس‌ و بطلمیوس‌، و چه‌ دانشمندان‌ اسلامی‌ که‌ از برخی‌ از آنها هم‌ نام‌ برده‌ است‌. مثلاً جدولهایی‌ که‌ وی‌ از تعداد و عِظَم‌ (قدر) ستارگان‌ به‌ دست‌ داده‌ (1362 ش‌، ص‌95ـ 98) و تعدادی‌ که‌ برای‌ ستارگان‌ صور فلکی‌ نوشته‌ است‌ (ص‌87 ـ 88)، با تعداد و قدر ستارگان‌ بنا به‌ رأی‌ بطلمیوس‌ در مجسطی‌ (گ‌ [ 111ـ 125 ] ) مطابقت‌ می‌کند، هر چند اختلافهای‌ کوچکی‌ از این‌ لحاظ‌ بین‌ متن‌ فارسی‌ و مجسطی‌ دیده‌ می‌شود (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، همانجا). در بعضی‌ جاها نیز آرای‌ او تازگی‌ دارد؛ او نخستین‌ دانشمند اسلامی‌ است‌ که‌ به‌ تعریف‌ خطوط‌ موازی‌ پرداخته‌ است‌ (همو، 1975، مقدمة‌ روزنفلد و احمداُف‌، ص‌11). همچنین‌ نقشة‌ جهانی‌ که‌ در التفهیم‌ ترسیم‌ کرده‌ است‌ (1362 ش‌، ص‌169)، اگرچه‌ جزو نخستین‌ نقشه‌های‌ عالم‌ اسلام‌ نیست‌، بعضی‌ نکات‌ برای‌ نخستین‌ بار در آن‌ آمده‌ است‌ (مقبول‌ احمد، ص‌80 ـ81).بیرونی‌ در جاهای‌ مختلف‌ التفهیم‌ به‌ افراد یا کتابهایی‌ اشاره‌ کرده‌ است‌ که‌ می‌توان‌ آنها را از منابع‌ او دانست‌، که‌ از همه‌ مهمتر مجسطی‌ (1362 ش‌، ص‌153، 209) و اربع‌ مقالات‌ (همان‌، ص‌409) بطلمیوس‌ است‌. وی‌ از دیگر دانشمندان‌ یونانی‌، اراتستن‌ (ص‌93، به‌ صورت‌ اراطس‌) و ارشمیدس‌ (ص‌74)، و نیز از دانشمند ناشناخته‌، هرمس‌، که‌ هشتادوپنج‌ باب‌ [ کتاب‌ الاساس‌ ] به‌ او منسوب‌ است‌، نام‌ برده‌ است‌ (ص‌ 460). از میان‌ دانشمندان‌ دورة‌ اسلامی‌ نیز از آرای‌ ابومَعشَر بلخی‌ (ص‌149، 485)، محمدبن‌ جابر بَتّانی‌ (ص‌ 136)،ابوالعباس‌ [ فضل‌بن‌ حاتم‌ ] نِیریزی‌ (ص‌361)، ماشاءاللّه‌ [ یهودی‌ ] (ص‌460) و یعقوب‌بن‌ اسحاق‌ کِندی‌ (ص‌263، 671) یاد کرده‌ است‌. وی‌ از دو دانشمند هندی‌، به‌ نامهای‌ وراهامهیرا/ براهمهر (ص‌323) و جنه‌ (ص‌409)، نیز نام‌ برده‌ است‌.تأثیر متنهای‌ فارسی‌ و عربی‌ التفهیم‌ بر علوم‌ دورة‌ اسلامی‌ کاملاً متفاوت‌ است‌. کتابهای‌ عربی‌ در ریاضیات‌ و نجوم‌ و احکام‌ نجوم‌ و اسطرلاب‌ پیش‌ از التفهیم‌ بسیار است‌ (برای‌ آگاهی‌ از آنها رجوع کنید به سزگین‌، ج‌5، ص‌215ـ374، ج‌ 6، ص‌ 122ـ 260، ج‌ 7، ص‌ 98ـ 188)، اما متنهای‌ فارسی‌ باقی‌مانده‌ در بارة‌ این‌ دانشها نادر است‌؛ ازینرو در بخشهای‌ مختلف‌ ریاضیات‌ و علوم‌ وابسته‌ به‌ آن‌ التفهیم‌ را باید قدیمترین‌ متن‌ فارسی‌ موجود دانست‌. التفهیم‌ محلّ توجه‌ بسیاری‌ از دانشمندان‌ و ستاره‌شناسان‌ پس‌ از بیرونی‌ قرار گرفت‌ و نام‌ آن‌ یا عباراتی‌ از آن‌ به‌ بسیاری‌ از کتابهای‌ علمی‌ راه‌ یافت‌. از جمله‌ شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر (شهمردان‌ رازی‌) در روضة‌المنجمین‌ (ص‌77)، که‌ کمتر از نیم‌ قرن‌ پس‌ از التفهیم‌ نوشته‌، از آن‌ یاد کرده‌ است‌. محمدبن‌ مسعود زَکی‌ غزنوی‌ در کفایة‌التعلیم‌ فی‌ صناعة‌ التنجیم‌ ، که‌ آن‌ را کاملاً مطابق‌ الگوی‌ التفهیم‌ نوشته‌ است‌، و نیز فخررازی‌ در حدائق‌ الانوار ، از این‌ کتاب‌ نام‌ برده‌اند؛ اگرچه‌ آنان‌ اشکالهایی‌ هم‌ به‌ التفهیم‌ داشته‌اند (برای‌ آگاهی‌ از این‌ اشکالها رجوع کنید به ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، مقدمة‌ همائی‌، ص‌ مط‌ ـ نو). مقالة‌ سوم‌ از چهار مقاله‌ نظامی‌ عروضی‌ (ص‌87) نیز با نقل‌ عباراتی‌ از التفهیم‌ آغاز شده‌ است‌. بین‌ بخشی‌ از التفهیم‌ (1362 ش‌، ص‌21ـ23) که‌ در بارة‌ نسبت‌ بین‌ اعداد است‌، با بخشی‌ از میزان‌ الحکمة‌ عبدالرحمان‌ خازنی‌ (همان‌، ص‌141ـ143) نیز شباهتهایی‌ وجود دارد، اما معلوم‌ نیست‌ که‌ خازنی‌ این‌ بخش‌ را از التفهیم‌ گرفته‌ باشد. بیش‌ از همه‌، یاقوت‌ حموی‌ از بیرونی‌ و التفهیم‌ یاد کرده‌ است‌؛ وی‌ در چند باب‌ نخست‌ معجم‌البلدان‌ علاوه‌ بر ذکر نام‌ کتاب‌ (ج‌1، ص‌43)، پاره‌هایی‌ از آن‌ را عیناً نقل‌ کرده‌ است‌ (مثلاً رجوع کنید به ج‌1، ص‌20).قدیمترین‌ نسخة‌ خطی‌ متن‌ عربی‌ التفهیم‌ (کتابت‌ 573) در کتابخانة‌ چستر بیتی‌ در ایرلند نگهداری‌ می‌شود (آربِری‌، ج‌4، ص‌55 ـ56). استوری‌ (ج‌2، بخش‌1، ص‌44) و، بر اساس‌ نوشتة‌ وی‌، غروی‌ (ص‌20) نسخة‌ مورَّخ‌ 658 متعلق‌ به‌ کتابخانة‌ کاما در بمبئی‌ را قدیمترین‌ دست‌نویس‌ متن‌ فارسی‌ معرفی‌ کرده‌اند، اما نسخه‌ای‌ خطی‌ مورَّخ‌ 538 از این‌ متن‌ فارسی‌ در کتابخانة‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ در تهران‌ موجود است‌ (نفیسی‌، ج‌6، ص‌108؛ نیز رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌). از متنهای‌ عربی‌ و فارسی‌ التفهیم‌ نسخه‌های‌ خطی‌ متعدد دیگری‌ نیز وجود دارد (برای‌ نسخ‌ خطی‌ متن‌ عربی‌ رجوع کنید به سزگین‌، ج‌7، ص‌189ـ190؛ برای‌ نسخ‌ خطی‌ متن‌ فارسی‌ رجوع کنید به استوری‌، همانجا؛ منزوی‌، ج‌ 4، ص‌ 2868). خلاصه‌ای‌ نیز از متن‌ عربی‌ تهیه‌ شده‌ است‌ (بروکلمان‌، > ذیل‌ < ، ج‌1، ص‌873).متن‌ عربی‌ التفهیم‌ را نخستین‌ بار در 1313 ش‌/ 1934 رمزی‌ رایت‌ به‌ صورت‌ عکسی‌ همراه‌ ترجمة‌ انگلیسی‌ آن‌ چاپ‌ کرد. این‌ چاپ‌ بر اساس‌ نسخة‌ خطی‌ متن‌ عربی‌ مورخ‌ 839 است‌ که‌ در کتابخانة‌ موزة‌ بریتانیا نگهداری‌ می‌شود (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1934، مقدمة‌ رمزی‌ رایت‌، ص‌ 12ـ13). متن‌ فارسی‌ را جلال‌الدین‌ همائی‌ در 1318 ش‌ با مقدمه‌ و توضیحات‌ مفصّل‌ در تهران‌ چاپ‌ کرد. در این‌ چاپ‌، کتاب‌ برای‌ نخستین‌ بار به‌ پنج‌ باب‌ (با احتساب‌ بخش‌ مربوط‌ به‌ اسطرلاب‌ به‌ عنوان‌ باب‌ مستقل‌) تقسیم‌ شده‌ اما چاپ‌ عربی‌ هیچگونه‌ تقسیم‌بندی‌ بر اساس‌ باب‌ ندارد. مهمترین‌ ویژگی‌ چاپ‌ فارسی‌ استفاده‌ از قدیمترین‌ نسخة‌ خطی‌ موجود (مورخ‌ 538) است‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، مقدمة‌ همائی‌ بر چاپ‌ دوم‌، ص‌5ـ7). اما در این‌ چاپ‌ پرسشهایی‌ که‌ پاسخ‌ آنها در جدولی‌ داده‌ شده‌، بویژه‌ در بخش‌ احکام‌ نجوم‌، جملگی‌ (23 پرسش‌) ساقط‌ شده‌ است‌ (همان‌، ص‌ 325ـ 459). همچنین‌ در 1352 ش‌/ 1973، عاصموف‌ متن‌ فارسی‌ را به‌ خط‌ سیریل‌ تاجیکی‌ در شهر دوشنبه‌ چاپ‌ کرد. این‌ چاپ‌، به‌ تقلید از چاپ‌ جلال‌الدین‌ همائی‌، به‌ پنج‌ باب‌ تقسیم‌ شده‌ است‌. در 1354 ش‌/ 1975 ترجمة‌ روسی‌ روزنفلد و احمداُف‌ از التفهیم‌ در تاشکند منتشر شد. در این‌ چاپ‌ هم‌ از چاپ‌ فارسی‌ جلال‌الدین‌ همائی‌ و هم‌ از چاپ‌ عربی‌ استفاده‌ شده‌ است‌. التفهیم‌ به‌ ایتالیایی‌ نیز ترجمه‌ شده‌، ولی‌ هنوز انتشار نیافته‌ است‌ ( رجوع کنید به چکوتی‌، ص‌9ـ12). تحقیقات‌ زیادی‌ نیز به‌ زبانهای‌ مختلف‌ در بارة‌ التفهیم‌ انجام‌ شده‌ است‌ که‌ ضمن‌ آنها بخشهایی‌ از کتاب‌ به‌ آلمانی‌ و روسی‌، پیش‌ از انتشار ترجمة‌ روزنفلد و احمداُف‌، ترجمه‌ شده‌ است‌ (برای‌ آگاهی‌ از این‌ تحقیقات‌ و ترجمة‌ بخشهای‌ مختلف‌ کتاب‌ به‌ زبانهای‌ مختلف‌ رجوع کنید به ماتویفسکایا و روزنفلد، ج‌2، ص‌272ـ273).ابوالقاسم‌ قربانی‌ (ص‌ 336ـ420) فهرستی‌ از دویست‌ اصطلاح‌ ریاضی‌ این‌ کتاب‌ با معادل‌ انگلیسی‌ و شرح‌ آنها تهیه‌ کرده‌ است‌. همچنین‌ تقریباً یکصد کلمة‌ سنسکریت‌ در التفهیم‌ وجود دارد که‌ عموماً اصطلاحات‌ نجومی‌، نام‌ ماهها و بعضی‌ نامهای‌ جغرافیایی‌ است‌؛ همائی‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، 1362 ش‌، مقدمه‌، ص‌ قفو ـ قص‌) فهرستی‌ از این‌ لغات‌ را فراهم‌ آورده‌ است‌.منابع‌: آقابزرگ‌طهرانی‌؛ ابوریحان‌ بیرونی‌، فهرست‌ کتابهای‌ رازی‌ و نامهای‌ کتابهای‌ بیرونی‌ ، تصحیح‌ و ترجمه‌ و تعلیق‌ از مهدی‌ محقق‌، تهران‌ 1366 ش‌؛ همو، کتاب‌ التَّفهیم‌ لِأَوائلِ صناعة‌ التَّنجیم‌ ، چاپ‌ جلال‌الدین‌ همائی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ کلاودیوس‌ بطلمیوس‌، المجسطی‌ ، ترجمة‌ حجاج‌بن‌ یوسف‌بن‌ مطر، نسخة‌ خطی‌ کتابخانة‌ لیدن‌ هلند، ش‌ 680 . Or ، نسخة‌ عکسی‌ کتابخانة‌ بنیاد دایرة‌المعارف‌ اسلامی‌؛ کلودیو چکوتی‌، « التفهیم‌ ، به‌ زبان‌ ایتالیایی‌» (مصاحبه‌)، نجوم‌ ، سال‌3، ش‌6 (اسفند 1372)؛ حاجی‌خلیفه‌؛ عبدالرحمان‌ خازنی‌، کتاب‌ میزان‌الحکمة‌ ، حیدرآباد دکن‌ 1359؛ شهمردان‌بن‌ ابی‌الخیر، روضة‌المنجمین‌ ، چاپ‌ عکسی‌ از روی‌ نسخة‌ خطی‌ کتابخانة‌ ملک‌، با مقدمه‌ و فهرست‌ها و اصطلاحات‌ نجومی‌ از جلیل‌ اخوان‌ زنجانی‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ مهدی‌ غروی‌، «دو نسخة‌ کهن‌ از تفهیم‌ بیرونی‌ متعلق‌ به‌ کتابخانة‌ مؤسسة‌ شرقشناسی‌ کاما ـ بمبئی‌»، هنر و مردم‌ ، سال‌ 12، ش‌133 (آبان‌ 1352)؛ ابوالقاسم‌ قربانی‌، تحقیقی‌ در آثار ریاضی‌ ابوریحان‌ بیرونی‌: تحریری‌ نوین‌ از بیرونی‌نامه‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ س‌. مقبول‌احمد، «نقشة‌ جغرافیایی‌»، ترجمة‌ عبدالحسین‌ آذرنگ‌، در تاریخچة‌ جغرافیا در تمدن‌اسلامی‌ ، تهران‌: بنیاد دایرة‌المعارف‌ اسلامی‌، 1368 ش‌؛ احمد منزوی‌، فهرستوارة‌ کتابهای‌ فارسی‌ ، تهران‌ 1374 ش‌ ـ ؛ احمدبن‌ عمرنظامی‌، چهارمقاله‌ ، چاپ‌ محمد قزوینی‌ و محمد معین‌، تهران‌ 1333 ش‌؛ سعید نفیسی‌، فهرست‌ کتابخانة‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ ، ج‌6 ، تهران‌ 1344 ش‌؛ یاقوت‌ حموی‌؛Abu ¦ Rayh ¤ a ¦ n B ¦ â ru ¦ n ¦ â , Al-B i ¦ ru ¦ n i ¦ 's India , ed. E. Sachau, Leipzig 1925; idem, The book of instruction in the elements of the art of astrology , ed. and tr. R. Ramsay Wright, London 1934; idem, Kniga vrazumleniya nac § afkam nauki o zvezdakh , ed. and trans. by B. A. Rozenfeld and A. Ahmedov, Tashkent 1975; A. J. Arberry, The Chester Beatty Library: a handlist of the Arabic manuscript s, vol. 4, Dublin 1959; Carl Brockelmann, Geschichte der arabi schen Litteratur , Leiden 1943-1949, Supplementband , 1937-1942; G. Lazard, La langue des plus anciens monuments de la prose persane , Paris 1963; G. P. Matvievskaya and B. A. , Rozenfeld Matematiki i astronomi musulmanskogo srednevekovia i ik ¢ h ¢ trudi ) VIIIth-XVIIth cent .) Moscow 1983; G. Saliba, Religion, learning and science in the ـ Abbasid period , ed. M. J. L. Young, J. D. Latham, and R. B. Serjeant, Cambridge 1998; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden 1967-1984; Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey , vol. 2, pt. 1, London 1972.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

فرید قاسملو

حوزه موضوعی

تاریخ علم

رده های موضوعی
جلد 7
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده