تعایشی
معرف
عبداللّه‌بن‌ محمد ، رهبر حکومت‌ مهدیون‌ در سودان‌، بعد از مهدی‌ سودانی‌
متن
تَعایِشی‌ ، عبداللّه‌بن‌ محمد ، رهبر حکومت‌ مهدیون‌ در سودان‌، بعد از مهدی‌ سودانی‌. تعایشی‌ به‌ سال‌ 1262 در تُرداتِ سودان‌، در جنوب‌غربیِ ایالت‌ دارفور، در خانواده‌ای‌ مذهبی‌ از طایفة‌ تَعایشه‌ ( رجوع کنید بهبَقّاره‌ * ) به‌ دنیا آمد. علوم‌ دینی‌ را در حد امکانات‌ خانواده‌اش‌ فراگرفت‌ (هیل‌ ، ص‌ 5 ـ6؛ موسوعة‌ السیاسة‌ ، ذیل‌ «عبداللّه‌بن‌ محمد التعایشی‌»).در سودان‌ آن‌ روز، انتظار برای‌ ظهور مهدی‌ اندیشه‌ای‌ رایج‌ بود، و تعایشی‌ در جوانی‌ با زُبیر رَحمة‌ منصور ــ که‌ در 1291 دارفور را تصرف‌ کرد ــ به‌ عنوان‌ «مهدی‌» بیعت‌ کرد، هر چند زبیر حاضر به‌ پذیرش‌ این‌ عنوان‌ نشد (هالت‌ ، ص‌ 84 ـ 85، 97؛ هیل‌، همانجا). تعایشی‌ با شنیدن‌ آوازة‌ محمداحمد ملقب‌ به‌ مهدی‌ سودانی‌ * ، به‌ سمت‌ شرق‌ شتافت‌ و در 1297 در جزیرة‌ اَبّا، در نیل‌ سفید، به‌ او پیوست‌ و جزو مریدان‌ وی‌ شد (هیل‌؛ موسوعة‌ السیاسة‌ ، همانجاها). محمداحمد از همان‌ ابتدا به‌ او توجهی‌ خاص‌ داشت‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ برخی‌ پیوستن‌ تعایشی‌ به‌ محمداحمد را در گرایش‌ او به‌ ادعای‌ مهدویت‌ * در 1298 مؤثر دانسته‌اند (هالت‌، ص‌ 96ـ97). محمداحمد، متعاقب‌ اعلان‌ دعوتش‌، برای‌ آغاز حرکت‌ انقلابی‌ خود ارتشی‌ تشکیل‌ داد و با دولت‌ انگلیسی‌ ـ مصریِ حاکم‌ بر سودان‌ چهار سال‌ (1298ـ 1302) جنگید (ابراهیم‌، ص‌ 74). وی‌ تعایشی‌ را فرمانده‌ ستاد ارتش‌ خود کرد. همچنین‌ در همان‌ سال‌، به‌ تقلید از تاریخ‌ صدر اسلام‌، چهار خلیفه‌ برای‌ خود برگزید ــ که‌ یکی‌ از آنان‌ تعایشی‌ بود ــ و به‌ هر یک‌ از آنان‌ لقب‌ یکی‌ از خلفای‌ راشدین‌ را داد. تعایشی‌ به‌ «خلیفة‌ الصدیق‌» یا «ابوبکر الصدیق‌»، خلیفة‌ اول‌،ملقب‌ شد؛ بدین‌ ترتیب‌ محمداحمد، به‌ نوعی‌، جانشین‌ خود را معرفی‌ کرد (هیل‌، همانجا؛ ضرار، ص‌ 168، 177).تعایشی‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از سه‌ فرمانده‌ نیروهای‌ محمداحمد، بسیاری‌ از سربازان‌ بقّاره‌ را در فرمان‌ خود داشت‌ که‌ نماد آن‌، پرچم‌ سیاه‌ بود. او حملاتی‌ گسترده‌ به‌ نیروهای‌ حکومتی‌ وقت‌ را رهبری‌ کرد و به‌ موفقیتهای‌ بسیاری‌ دست‌ یافت‌، به‌ طوری‌ که‌ مدتی‌ بعد نیروهای‌ مهدی‌ به‌ شکست‌ناپذیری‌ شهره‌ شدند. او خَرطوم‌ را محاصره‌ کرد و با وجود مقاومت‌ طولانی‌ اهالی‌ آن‌، در 1302 آنجا را تصرف‌ کرد (هالت‌، ص‌ 105). اندکی‌ بعد از این‌ فتح‌، مهدی‌ در همان‌ سال‌ درگذشت‌ و عبداللّه‌، با استفاده‌ از مشروعیتی‌ که‌ مهدی‌ به‌ او بخشیده‌ بود و نیز با بهره‌گیری‌ از قدرت‌ و نفوذ خود، موفق‌ شد که‌ بر سه‌ خلیفة‌ دیگر، بویژه‌ خلیفة‌ چهارم‌، که‌ از خویشاوندان‌ مهدی‌ بودند پیشی‌ گیرد و وارث‌ حکومتی‌ شود که‌ از دارمحاس‌ تا نیل‌ علیا و از دریای‌ سرخ‌ تا دارفور را در بر می‌گرفت‌ (وینگیت‌ ، ص‌ 151، 162ـ164؛ هیل‌، همانجا؛ ضرار، ص‌ 177). آنچه‌ مهدی‌ برای‌ جانشین‌ خود گذاشت‌ حکومتی‌ ابتدایی‌ برخاسته‌ از اصول‌ اعتقادی‌ و دینی‌ در سرزمینی‌ وسیع‌ بود که‌ آثار جنگهای‌ دوران‌ مهدی‌ در آن‌ آشکار شده‌ بود و از سوی‌ دیگر شور و حرارت‌ اولیة‌ جنبش‌ مهدیه‌ نیز فروکش‌ کرده‌ بود (هالت‌، ص‌ 105، 121). تعایشی‌ نیز همچون‌ مهدی‌ بعدها مدعی‌ سروری‌ و رهبری‌ عالم‌ شد و ادعا کرد که‌ مکاشفاتی‌ دارد و در وصف‌ یکی‌ از مکاشفات‌ خود گفت‌ که‌ پیامبر، مهدی‌ و خضر نزد او آمده‌اند و پیامبر تمام‌ اعمال‌ او را تأیید کرده‌ و وی‌ را سرور هدایت‌ تمام‌ جهان‌ قرار داده‌ و در حال‌ حاضر جهان‌ در چنگ‌ اوست‌ (ابراهیم‌ و زین‌، ص‌ 41).نخستین‌ مشکل‌ تعایشی‌ بر گرداندن‌ نظم‌ و ایجاد حکومتی‌ پایدار در منطقه‌ای‌ گسترده‌ بود که‌ چهار سال‌ جنگ‌، نظم‌ آن‌ را از هم‌ پاشیده‌ بود؛ بویژه‌ اینکه‌ خاندان‌ اولادالبَلَد که‌ مهدی‌ قسمت‌ عمدة‌ نخبگان‌ حکومتی‌ خود را از میان‌ آنها بر گزیده‌ بود، براحتی‌ حاضر به‌ پذیرش‌ حاکمیت‌ خلیفه‌ نبودند (هالت‌، ص‌ 121). با وجود این‌، تعایشی‌ با سرکوب‌ شورشها و عزل‌ اشراف‌ و اولادالبلد، دو خاندان‌ قدرتمند و خویشاوند مهدی‌، حرکت‌ انقلابی‌ مهدی‌ را که‌ سودای‌ فتح‌ جهان‌ را در سر می‌پروراند، ادامه‌ داد. او در توجیه‌ قتل‌ مخالفانش‌، به‌ یکی‌ از مکاشفاتش‌ اشاره‌ کرد که‌ در آن‌ پیامبر اقدامات‌ او، از جمله‌ قتلها، را تأیید کرده‌ بود. همچنین‌ ادعا کرد که‌ پیامبر خطاب‌ به‌ او فرمان‌ حمله‌ به‌ نیروهای‌ مصری‌، ترک‌ و انگلیسی‌ را صادر کرده‌ است‌ (ابراهیم‌ و زین‌، همانجا). در این‌ دوره‌ گرچه‌ هنوز بخشهای‌ دورافتاده‌ای‌ از سودان‌ در سلطة‌ قدرتهای‌ دیگر بود، نفوذ خلیفه‌ تقریباً در تمامی‌ سودان‌ تثبیت‌ شده‌ بود (هالت‌، ص‌ 109ـ110، 112؛ ضرار، ص‌ 177ـ 178؛ زرکلی‌، ج‌ 4، ص‌ 132).شکست‌ مهدیون‌ از نیروهای‌ انگلیسی‌ ـ مصری‌ در 1303، به‌ شهرت‌ شکست‌ناپذیری‌ ایشان‌ لطمه‌ زد. با وجود این‌، نبرد در دیگر جبهه‌ها ادامه‌ یافت‌ و در پی‌ شکست‌ تلاشهای‌ سلطان‌ اتیوپی‌ برای‌ اتحاد با مهدیون‌ در برابر استعمار اروپا، خلیفه‌ عبداللّه‌ با اتیوپی‌ وارد جنگ‌ شد. آنها علی‌رغم‌ شکست‌ اولیه‌ از نیروهای‌ اتیوپی‌ در 1304، موفق‌ شدند که‌ سال‌ بعد آنها را شکست‌ دهند. این‌ جنگها موجب‌ ضعف‌ هر دو قدرت‌ در قبال‌ استعمار اروپا شد. در 1304 تعایشی‌، همچون‌ مهدی‌، برای‌ خدیو محمد توفیق‌ و ملکه‌ ویکتوریا و عبدالحمید دوم‌، سلطان‌ عثمانی‌، پیامهایی‌ فرستاد و آنها را به‌ تسلیم‌ در برابر مهدیون‌ و ایمان‌ آوردن‌ به‌ مهدی‌ فرا خواند، اما در 1307 نیروهای‌ مهدیون‌، به‌ رهبری‌ النجومی‌، در حال‌ پیشروی‌ به‌ سمت‌ شمال‌، از نیروهای‌ انگلیسی‌ ـ مصری‌ شکست‌ سختی‌ خوردند، به‌ گونه‌ای‌ که‌ دیگر تهدیدی‌ برای‌ مصر به‌ حساب‌ نمی‌آمدند (هالت‌، ص‌ 111ـ113؛ ابراهیم‌، ص‌ 77؛ موسوعة‌ السیاسة‌ ، همانجا).ناکامی‌ نیروهای‌ مهدیون‌ در 1307 و مرگ‌ سه‌ تن‌ از لایقترین‌ فرماندهان‌ مهدیون‌ یعنی‌ حمدان‌ ابوعَنجَه‌، عبدالرحمان‌ النجومی‌ (متوفی‌ 1307) و عثمان‌ آدم‌ (متوفی‌ 1308)، همچنین‌ ظهور اختلافات‌ داخلی‌ و قحطی‌، تعایشی‌ را با وضعی‌ بحرانی‌ مواجه‌ ساخت‌ (هالت‌، ص‌ 114؛ موسوعة‌ السیاسة‌ ، همانجا).حکومت‌ تعایشی‌ از اطراف‌ گرفتار هجوم‌ نیروهای‌ بیگانه‌ شد. در 1308 سپاه‌ انگلیس‌ ـ مصر مهدیون‌ را در سرزمینهای‌ کرانة‌ دریای‌ سرخ‌ شکست‌ داد. در 1311 لشکرکشی‌ مهدیون‌ به‌ اریتره‌ در جنگ‌ اَقُردات‌/ اغردات‌ با ایتالیاییها به‌ شکست‌ آنها انجامید. از طرفی‌ نواحی‌ جنوب‌ سودان‌ عملاً بخشی‌ از مملکت‌ مهدیون‌ نبود و تعایشی‌ بر آن‌ مناطق‌ تسلط‌ نداشت‌. در 1312 بلژیکیها در جنوب‌ و در بحرالغزال‌ با مهدیون‌ وارد جنگ‌ شدند. فرانسویها نیز در 1313 عملیات‌ نظامی‌ خود را در سودان‌ آغاز کردند. رقابت‌ فرانسه‌ و انگلیس‌ در افریقا باعث‌ تسریع‌ حملة‌ انگلیس‌ به‌ سودان‌ شد، لذا در 1314 نیروهای‌ مصری‌ با هدایت‌ انگلستان‌ به‌ دُنْقُله‌ حمله‌ کردند و مهدیون‌ را شکست‌ دادند. در 1315 بَربَره‌ سقوط‌ کرد و بدین‌ترتیب‌ دامنة‌ محاصره‌ روز به‌ روز تنگتر می‌شد (لوتسکی‌ ، ص‌ 258ـ259؛ هالت‌، ص‌ 118، 120ـ 121). جنگ‌ ام‌دُرمان‌ یا جنگ‌ کراری‌ در 1316 ــ که‌ یازده‌ هزار کشته‌ و شانزده‌ هزار زخمی‌ از مهدیون‌ بر جای‌ گذاشت‌ ــنشانة‌ پایان‌ حکومت‌ مهدیون‌ در سودان‌ بود. در نهایت‌، تعایشی‌ که‌ به‌ همراه‌ باقیماندة‌ نیروهای‌ خود به‌ کُردُفان‌ عقب‌نشینی‌ کرده‌ بود در 1317 با حملة‌ قوای‌ انگلیسی‌ کشته‌ شد. از این‌ زمان‌، سلطة‌ مشترک‌ انگلیس‌ و مصر بر سودان‌ تا 1374 /1334 ش‌ ادامه‌ پیدا کرد (ابراهیم‌، ص‌ 78؛ لوتسکی‌، ص‌ 262؛ لاپیدوس‌، ص‌ 856).در زمان‌ تعایشی‌، جنبش‌ مهدی‌ از حرکتی‌ انقلابی‌ به‌ دولتی‌ رسمی‌ و تمرکز قدرت‌ دولتی‌ تبدیل‌ شد. ابتدا حکومت‌ جنبة‌ مردمی‌ داشت‌، اما سیاستهای‌ خشن‌ و تبعیض‌آمیز تعایشی‌ و استفاده‌ از شریعت‌ به‌ نفع‌ اهداف‌ خود بتدریج‌ به‌ گسترش‌ نارضایی‌ عمومی‌ انجامید. نتیجة‌ این‌ نارضایی‌، آشوب‌ و جنگ‌ قبیله‌ای‌ و قحطی‌ بود که‌ تأثیر جدّی‌ در تضعیف‌ پایه‌های‌ حکومت‌ وی‌ داشت‌، به‌ طوری‌ که‌ بسیاری‌ از سودانیها در جنگهای‌ 1316ـ1317 در کنار انگلیسیها به‌ سرکوب‌ مهدیون‌ کمک‌ کردند. سیاست‌ خارجی‌ انعطاف‌ناپذیر مهدیون‌ که‌ با به‌ رسمیت‌ نشناختن‌ کشورهای‌ همسایه‌ و نظام‌ بین‌الملل‌ همراه‌ بود، همچنین‌ تقسیم‌بندی‌ قلمرو خود و دیگران‌ به‌ دارالاسلام‌ و دارالحرب‌ منجر به‌ انزوای‌ سودان‌ و جنگ‌ دائم‌ مهدیون‌ بامصر، اتیوپی‌ و در نهایت‌ بریتانیا شد. در نتیجه‌ بعد از مدتی‌، بازسازی‌ اقتصادی‌ و سیاسی‌ دولت‌ مهدی‌ نیز متوقف‌ و موجب‌ شکستهای‌ پی‌ در پی‌ آنها شد (ابراهیم‌ و زین‌، ص‌ 40).از جمله‌ اقدامات‌ تعایشی‌، تقویت‌ قدرت‌ نظامی‌ از طریق‌ ساختن‌ قورخانه‌ (اسلحه‌خانه‌)، کارخانه‌ها و کارگاههای‌ کشتی‌سازی‌ بود. او از اسرای‌ مصری‌ و اروپایی‌ نیز برای‌ سازماندهی‌ و آموزش‌ ارتش‌ خود استفاده‌ می‌کرد. اقدام‌ دیگر او ایجاد نظام‌ مالیاتی‌ جدیدی‌ همچون‌ نظام‌ مالیاتی‌ عثمانی‌ و مصر بود و بدین‌ترتیب‌ نظام‌ دیوانسالاری‌ گذشته‌ را، بر خلاف‌ دیدگاههای‌ مهدی‌، احیا کرد (هیل‌، همانجا؛ ابراهیم‌ و زین‌، ص‌ 39ـ40، لوتسکی‌، ص‌ 256، 258؛ لاپیدوس‌، ص‌ 854 ـ 856؛ هالت‌، ص‌ 122).منابع‌: زرکلی‌؛ ضرار صالح‌ ضرار، تاریخ‌ السودان‌ الحدیث‌ ، بیروت‌ 1975، 1988؛ ولادیمیر لوتسکی‌، تاریخ‌ عرب‌ در قرون‌ جدید ، ترجمة‌ پرویز بابائی‌، تهران‌ 1349؛ موسوعة‌السیاسة‌ ، چاپ‌ عبدالوهاب‌ کیّالی‌، بیروت‌ 1979ـ1994؛ پیتر ملکم‌ هالت‌ و م‌. دالی‌، تاریخ‌ سودان‌ بعد از اسلام‌ ، ترجمة‌ محمدتقی‌ اکبری‌، مشهد 1366؛
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمدکاظم آسایش طلب طوسی

حوزه موضوعی

اسلام معاصر

رده های موضوعی
جلد 7
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده