تسبیح (۲)
معرف
مهره‌هایی‌ به‌ رشته‌ کشیده‌ شده‌ برای‌ شمارش‌ ذکر و دعا
متن
تسبیح‌(2) ، مهره‌هایی‌ به‌ رشته‌ کشیده‌ شده‌ برای‌ شمارش‌ ذکر و دعا. در عربی‌ عموماً بدان‌ مَسْبَحه‌ یا سُبْحه‌ می‌گویند (میدانی‌، ص‌ 166؛ طریحی‌، ذیل‌ «سَبَحَ»؛ شرتونی‌، ذیل‌ «سُبحه‌»؛ زنجی‌ سجزی‌، ج‌ 1، ص‌ 165). در صحاح‌ سته‌، سبحه‌ به‌ معنای‌ نماز نافله‌ و دعا و ذکر نیز به‌کار رفته‌ است‌ (ابن‌حنبل‌، ج‌ 5، ص‌ 268؛ مسلم‌بن‌ حجاج‌، ج‌ 1، ص‌ 497ـ 498، ش‌ 77، 81؛ ابوداود، ج‌ 2، ص‌ 20، ش‌ 1223). به‌نظر برخی‌، واژة‌ تسبیح‌ ، تصحیف‌ تسلیخ‌ یا تشلیخ‌ به‌معنای‌ سجاده‌ و جانماز بوده‌ (جمال‌الدین‌ انجو، ذیل‌ «تشلیخ‌»؛ برهان‌، ذیل‌ «تسلیخ‌») و به‌کار بردن‌ آن‌ به‌معنای‌ سبحه‌ (مهره‌های‌ ذکر و دعا) نادرست‌ است‌ (هدایت‌، ذیل‌ «تسلیخ‌»)؛ ولی‌ بنا برتحقیق‌ محمد قزوینی‌ (ص‌ 10ـ12)، کلمة‌ تسبیح‌ در متون‌ فارسی‌ و عربی‌ به‌معنای‌ سبحه‌ نیز به‌کار رفته‌ و کلمة‌ تسابیح‌ (جمعِ تسبیح‌ ) به‌ این‌ معنا، در شعر ابونواس‌ (متوفی‌ 198) آمده‌ است‌.استفاده‌ از تسبیح‌ برای‌ به‌خاطر سپردن‌ شمار اذکار و دعاها ــ که‌ احتمالاً از شمارش‌ دانه‌های‌ ریگ‌ و گره‌زدن‌ نخ‌ شروع‌ شده‌ ــ در میان‌ پیروان‌ بیشتر آیینها و ادیان‌ از جمله‌ هندوها و بوداییان‌، یهودیان‌ و مسیحیان‌ و مسلمانان‌ متداول‌ بوده‌ است‌. ظاهراً قدیمترین‌ اشاره‌ به‌ تسبیح‌ در ادبیات‌ کهن‌ هندو آمده‌ است‌، با عنوان‌ گانت‌ تیا یعنی‌ ابزار شمارش‌، کانچانیا به‌معنای‌ درخشش‌ و روشنایی‌، ماتا / مالیکا به‌ معنای‌ تاج‌ گل‌ و سوترا به‌ معنای‌ رشته‌ (نخ‌). پارسایان‌ هندو با این‌ وسیله‌ شمار دعاها و اوراد روزانة‌ خود را نگه‌ می‌داشتند. در شاخه‌های‌ گوناگون‌ هندو و بودایی‌، تسبیحها از نظر تعداد دانه‌ و جنس‌ و رنگ‌ متفاوت‌اند و این‌ تفاوتها معانی‌ خاصی‌ دارد. در این‌ آیینها، تسبیح‌ به‌عنوان‌ طلسم‌ و تعویذ و همچنین‌ برای‌ تفأل‌ و گاه‌ تزئین‌ به‌کار می‌رود. تسبیح‌ در مراسم‌ تشرف‌ نیز نقش‌ مهمی‌ دارد؛ مثلاً، برای‌ ورود به‌ آیین‌ ویشنو (یکی‌ از خدایان‌ در آیین‌ هندو) به‌ گردن‌ فردی‌ که‌ به‌ شش‌ یا هفت‌ سالگی‌ می‌رسد، تسبیحی‌ 108 دانه‌ می‌آویزند و اذکار خاصی‌ را با آن‌ به‌ او آموزش‌ می‌دهند ( د.دین‌ واخلاق‌).گفته‌اند که‌ سنّت‌ استفاده‌ از تسبیح‌ از آسیا به‌ اروپا رفته‌ و از طریق‌ قدیس‌ دومینیک‌ (565ـ 618/1170ـ1221) و راهبان‌ فرقة‌ او در قرن‌ سیزدهم‌ میلادی‌ در مسیحیت‌ رواج‌ یافته‌ است‌، اما احتمالاً استفاده‌ از آن‌ در اروپا سابقة‌ بیشتری‌ دارد (همان‌، ذیل‌ " ، ص‌ 853)؛ زیرا در روم‌ باستان‌ ثروتمندان‌ رشته‌ای‌ با ده‌سنگ‌ گرانبها که‌ هر کدام‌ نمایندة‌ یکی‌ از خدایان‌ بود به‌ گردن‌ می‌آویختند و ظاهراً این‌ گردنبند نوعی‌ تعویذ بوده‌ است‌ ( > دایرة‌المعارف‌ دین‌ < ). تسبیح‌ کلیسای‌ کاتولیک‌ رشته‌ای‌ بلند با 150 مهره‌ است‌ که‌ به‌ سه‌ دستة‌ 50 تایی‌ تقسیم‌ می‌شود. به‌ انتهای‌ تسبیح‌ چند مهره‌ و یک‌ صلیب‌ وصل‌ است‌ ( د. دین‌ و اخلاق‌ ، ص‌ 853). تسبیح‌ مسیحیان‌ گاه‌ به‌ شکل‌ حلقه‌ و گاه‌ رشتة‌ بلندی‌ از مهره‌هاست‌ (همان‌، ص‌ 854).استفاده‌ از تسبیح‌ در میان‌ یهودیان‌، تحت‌ تأثیر ترکهای‌ مسلمان‌ و یونانیان‌ مسیحی‌ بوده‌ است‌. امروزه‌ اهمیت‌ و اعتبار تسبیح‌ در میان‌ آنان‌ تقریباً از بین‌ رفته‌ و فقط‌ در روز سَبْت‌ (شنبه‌) و روزهای‌ مقدس‌، عموماً برای‌ سرگرمی‌ و وقت‌گذرانی‌ آن‌ را در دست‌ می‌گیرند. این‌ تسبیح‌ 32 یا 99 مهره‌ دارد ( د. دین‌ و اخلاق‌ ، ص‌ 855).استفاده‌ از تسبیح‌ در میان‌ بیشتر مسلمانان‌ رایج‌ است‌، جز پیروان‌ محمدبن‌ عبدالوهاب‌ تمیمی‌ نجدی‌ (ح 1115ـ1206) که‌ آن‌ را نوعی‌ بدعت‌ می‌دانند و برای‌ شمارش‌ اذکار از انگشتان‌ دست‌ استفاده‌ می‌کنند. برخی‌ اعتقاد دارند که‌ صوفیه‌ استفاده‌ از تسبیح‌ را از بوداییان‌ یا هندوها یا راهبان‌ مسیحی‌ کلیسای‌ شرقی‌ آموخته‌اند و تسبیح‌ از طریق‌ آنها در میان‌ مسلمانان‌ رایج‌ شده‌ است‌ ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ص‌ 29). در رسالة‌ قشیریه‌ در بارة‌ جنید (متوفی‌ 297 یا 298) آمده‌ است‌ که‌ وی‌ تسبیحی‌ در دست‌ داشت‌ و وقتی‌ به‌ او اعتراض‌ کردند، گفت‌: «این‌ وسیله‌ای‌ است‌ که‌ مرا به‌ خدا رسانیده‌ و از آن‌ جدا نخواهم‌ شد» (ص‌ 72ـ73).بر اساس‌ کتب‌ حدیث‌ شیعه‌، استفاده‌ از تسبیح‌ در صدر اسلام‌ متداول‌ بوده‌ است‌؛ مثلاً گفته‌ شده‌ که‌ حضرت‌ فاطمه‌ علیهاالسلام‌ چون‌ از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌ شنید که‌ پس‌ از هر نماز، گفتن‌ 34 تکبیر (اللّه‌اکبر) و 33 تسبیح‌ (سبحان‌اللّه‌) و 33 تحمید (الحمداللّه‌، که‌ به‌ تسبیحات‌ حضرت‌ زهرا مشهور است‌) ثوابی‌ بزرگ‌ دارد تسبیحی‌ از نخ‌ پشمی‌ با 34 گره‌ تهیه‌ کرد. وقتی‌ حمزه‌، عموی‌ پیامبر، در سال‌ سوم‌ هجرت‌ به‌ شهادت‌ رسید، حضرت‌ فاطمه‌ سلام‌اللّه‌علیها از خاک‌ مزار او تسبیحی‌ برای‌ خود ساخت‌. مردم‌ نیز بعدها از تربت‌ حمزه‌ تسبیح‌ ساختند و پس‌ از شهادت‌ امام‌ حسین‌ علیه‌السلام‌، شیعیان‌ از تربت‌ او تسبیح‌ ساختند (مجلسی‌، ج‌ 82، ص‌ 333). همچنین‌ روایت‌ شده‌ است‌ که‌ وقتی‌ امام‌ سجاد علیه‌السلام‌ را به‌ مجلس‌ یزید می‌بردند آن‌ حضرت‌ تسبیحی‌ در دست‌ داشت‌ (همان‌، ج‌ 45، ص‌ 200). از امام‌ صادق‌ علیه‌السلام‌ روایت‌ می‌کنند که‌ تسبیح‌ را برای‌ شیعیان‌ توصیه‌ کردند (همان‌، ج‌82، ص‌334). در کتب‌ اهل‌ سنّت‌ نیز روایتی‌ هست‌ حاکی‌ از اینکه‌ پیامبر اکرم‌ تسبیحی‌داشته‌ است‌ (نسائی‌، ج‌ 3، ص‌ 74؛ ابوداود، ج‌ 5، ص‌ 309، ش‌ 5065). البته‌ نسبت‌ به‌ برخی‌ از این‌ روایات‌، تشکیک‌ شده‌ ( دائرة‌المعارف‌ الاسلامیة‌ ، ذیل‌ «سبحه‌، تعلیق‌») و حتی‌ در مقابل‌، روایاتی‌ نقل‌ شده‌ است‌ به‌ این‌ مضمون‌ که‌ پیامبر صلی‌اللّه‌ علیه‌وآله‌وسلم‌ افرادی‌ را که‌ با انداختن‌ ریگ‌، اذکار را می‌شمردند، نهی‌ نموده‌ و توصیه‌ کرده‌ که‌ شمارة‌ اذکار را با انگشتان‌ دست‌ ثبت‌ کنند (ترمذی‌، ج‌ 5، ص‌ 521، ش‌ 3486؛ ابوداود، ج‌ 2، ص‌170، ش‌ 1501). گفته‌اند که‌ اینگونه‌ روایات‌ متعلق‌ به‌ اوایل‌ هجرت‌ پیامبر است‌ و در هر حال‌ حاکی‌ از نهی‌ استفاده‌ از تسبیح‌ نیست‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ مجلسی‌، ج‌ 82، ص‌ 341). جلال‌الدین‌ عبدالرحمان‌ سیوطی‌ (متوفی‌ 911) در رسالة‌ کوچکی‌ به‌نام‌ المنحة‌ فی‌ السبحة‌ روایاتی‌ آورده‌ و بر اساس‌ آنها استنباط‌ کرده‌ است‌ که‌ تسبیح‌ در زمان‌ پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌ بین‌ صحابه‌ و بعدها نزد تابعین‌ و همچنین‌ صوفیه‌ رایج‌ بوده‌ و استفاده‌ از آن‌ نهی‌ صریح‌ نشده‌ است‌ (ج‌ 2، ص‌ 2ـ6).اذکاری‌ که‌ مسلمانان‌ در طول‌ روز، بخصوص‌ پس‌ از نماز، با تسبیح‌ ادا می‌کنند، معمولاً مشتمل‌ است‌ برشهادت‌ به‌ یگانگی‌ خدا (لااله‌الااللّه‌)، تکبیر، تحمید، منزه‌ دانستن‌ او یا تسبیح‌ و همچنین‌ فرستادن‌ درود بر پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌، امامان‌ علیهم‌السلام‌ و اولیا یا توسل‌ به‌ ایشان‌ (شبل‌ ، ص‌ 102؛ مجلسی‌، ج‌ 82، ص‌ 96، 329). در بین‌ برخی‌ فرق‌ صوفیه‌ نیز تسبیحی‌ که‌ مشایخ‌ با آن‌ ذکر گفته‌اند، نوعی‌ تقدس‌ و تبرک‌ دارد و برای‌ برکت‌بخشی‌، به‌ جانشینان‌ آنها به‌ ارث‌ می‌رسد (تریمینگام‌ ، ص‌201). از تسبیح‌ برای‌ استخاره‌ (برای‌ آگاهی‌ از روشهای‌ مختلف‌ استخاره‌ با تسبیح‌ رجوع کنید به مجلسی‌، ج‌ 88، ص‌ 250ـ251) و دفع‌ چشم‌ زخم‌ ( الموسوعة‌ العربیّة‌المیسّرة‌ ، ذیل‌ «سبحة‌») نیز استفاده‌ می‌شود.تسبیح‌ مسلمانان‌ عموماً صد دانه‌ (مهره‌) دارد که‌ شاید نماد 99 اسم‌ از اسماءالحسنی‌ به‌ اضافة‌ اسم‌ جلالة‌ اللّه‌ و یا برابر اذکار تسبیحات‌ حضرت‌ زهرا علیهاالسلام‌ باشد. تسبیح‌ صد دانه‌ای‌ با دو مهرة‌ کوچکتر یا بزرگتر به‌ نام‌ «عدسک‌» به‌ سه‌ قسمت‌ 33 دانه‌ای‌ تقسیم‌ می‌شود و با احتساب‌ مهرة‌ بزرگتری‌ به‌ نام‌ «شیخک‌» یا «امام‌»، که‌ معمولاً مخروطی‌ است‌ و دو سرِ رشتة‌ تسبیح‌ را به‌هم‌ وصل‌ می‌کند، شمار دانه‌ها به‌ صد می‌رسد. تسبیحهای‌ 34 دانه‌ای‌ نیز در میان‌ مسلمانان‌ رواج‌ دارد. برخی‌ فرق‌ صوفیه‌ از تسبیح‌ هزار دانه‌ای‌ استفاده‌ می‌کنند که‌ در ادبیات‌ فارسی‌ نشانة‌ کثرت‌ زهد و تقوی‌ است‌ (علائی‌، ص‌ 30ـ31؛ مجلسی‌، ج‌ 82، ص‌ 333؛ شبل‌، همانجا؛ دهخدا، ذیل‌ واژه‌). این‌ تسبیح‌ در مراسم‌ خاکسپاری‌ به‌کار می‌رود و ثواب‌ اذکاری‌ که‌ با آن‌ گفته‌ می‌شود، به‌ روح‌ متوفی‌ هدیه‌ می‌گردد (تریمینگام‌، همانجا).رنگ‌، اندازه‌ و جنس‌ دانه‌های‌ تسبیح‌ متنوع‌ است‌. تسبیح‌ از گِل‌، شیشه‌، فلز، چوب‌، صدف‌، هسته‌ و دانه‌ یا صمغ‌ گیاهان‌، مرجان‌ و یُسر (درختی‌ با دانه‌های‌ خوشبو به‌رنگ‌ سیاه‌)، عقیق‌، یشم‌، یاقوت‌، زمرد، عاج‌ فیل‌، استخوان‌ شتر و شاخ‌ گوزن‌ و اخیراً با انواع‌ پلاستیک‌ در رنگهای‌ مختلف‌ ساخته‌ می‌شود (علائی‌، ص‌ 31ـ33؛ الموسوعة‌العربیّة‌المیسّرة‌ ؛ د.اسلام‌ ، همانجاها). رشتة‌ تسبیح‌ از جنس‌ پشم‌، ابریشم‌ یا پلاستیک‌ است‌ و در اغلب‌ تسبیحها در قسمت‌ انتهایی‌ امام‌ یا شیخک‌، منگوله‌ای‌ قرار دارد که‌ گاه‌ زربفت‌ است‌. تسبیحهای‌ گران‌قیمت‌ را با منگوله‌های‌ طلا و نقره‌ و نخهای‌ ابریشمی‌ رنگی‌ زینت‌ می‌دهند ( دایرة‌المعارف‌ تشیع‌ ، ذیل‌ واژه‌).برخی‌ از انواع‌ تسبیحها عبارت‌اند از: 1) تسبیح‌ تربت‌ که‌ از خاک‌ مرقد امام‌ حسین‌ علیه‌السلام‌ ساخته‌ می‌شود. شیعیان‌ عموماً از این‌ تسبیحها استقبال‌ می‌کنند، زیرا بنا بر روایات‌، در دست‌ داشتن‌ آن‌ حتی‌ بدون‌ ذکر توصیه‌ شده‌ است‌ (همانجا؛ مجلسی‌، ج‌ 82، ص‌ 327). 2) تسبیح‌ شاه‌ مقصود که‌ آن‌ را در افغانستان‌ می‌سازند و سنگ‌ آن‌ از معادنی‌ در منطقة‌ قندهار به‌دست‌ می‌آید. به‌ این‌ تسبیح‌ ــ که‌ معمولاً به‌ رنگ‌ سبز روشن‌ است‌ ــ تسبیح‌ پادزهری‌ هم‌ می‌گویند، زیرا سنگ‌ آن‌، بنا بر مشهور، خاصیت‌ زهرکِشی‌ دارد. رنگهای‌ سفید و قرمز این‌ تسبیح‌ بندرت‌ یافت‌ می‌شود (علائی‌، ص‌ 34؛ دایرة‌المعارف‌ تشیع‌ ، همانجا). 3) تسبیح‌ یمانی‌ ساختِ یمن‌ که‌ از عقیق‌ است‌ (علائی‌، همانجا). 4) تسبیح‌ عین‌الهِرّه‌ (چشم‌ گربه‌) که‌ از نوعی‌ سنگ‌ در هندوستان‌ ساخته‌ می‌شود (علائی‌، ص‌ 33). 5) تسبیح‌ کهربایی‌ که‌ آن‌ را از صمغ‌ گیاهان‌ می‌سازند و چون‌ با گردانیدن‌ در دست‌ و مالش‌، برق‌ ساکن‌ در خود ذخیره‌ می‌کند به‌ آن‌ کهربایی‌ می‌گویند. این‌ تسبیح‌ دوگونه‌ است‌: نوع‌ آتشگیر که‌ به‌ آن‌ بارقه‌ می‌گویند و نوع‌ دیگر که‌ به‌ آب‌ حیات‌ شهرت‌ دارد (علائی‌، ص‌ 33ـ34). 6) تسبیح‌ چشم‌ بلبل‌ که‌ مهره‌های‌ آن‌ خالهایی‌ به‌ غیر رنگ‌ خود دارد (شاد، ذیل‌ «تسبیح‌ چشم‌ بلبل‌»). 7) تسبیح‌ نقره‌کوب‌ که‌ دانه‌های‌ آن‌ از یسر است‌ و بر روی‌ آن‌ میخهای‌ کوچک‌ نقره‌ای‌ برای‌ زینت‌ کوبیده‌اند (علائی‌، ص‌ 34). 8) تسبیح‌ جوینی‌ و علی‌مرادی‌ یا شاه‌علی‌مرادی‌ که‌ با سنگ‌ قرمزی‌ که‌ از منطقة‌ جوین‌ به‌دست‌ می‌آمد، ساخته‌ می‌شد و امروزه‌ دیگر ساخته‌ نمی‌شود ( دایرة‌المعارف‌ تشیع‌ ، همانجا؛ علائی‌، ص‌ 33). 9) تسبیحی‌ معروف‌ به‌کار عبداللّه‌ که‌ قبلاً درویشی‌ بدین‌نام‌ در کرمانشاه‌ آن‌ را می‌ساخت‌ و مخلوطی‌ از گِل‌ و براده‌های‌ طلا و نقره‌ بود (همانجاها).در اغلب‌ زیارتگاهها و شهرهایی‌ که‌ برای‌ مسلمانان‌ اهمیت‌ دینی‌ دارند، تسبیح‌ ــ در کنار مهر ــ از انواع‌ سوغاتها به‌شمار می‌آید و ازینرو خرید و فروش‌ تسبیح‌ و مشاغلی‌ همچون‌ تسبیح‌بندی‌ در آن‌ شهرها رواج‌ دارد.در ادبیات‌ فارسی‌، دانه‌های‌ تسبیح‌ را که‌ نشان‌ دهندة‌ زهد و پارسایی‌ یا ریا و تظاهر به‌ مسلمانی‌ است‌، گاه‌ به‌ دانه‌هایی‌ تشبیه‌ کرده‌اند که‌ با آنها مرغان‌ (جویندگان‌ راه‌ حق‌) را جلب‌ و شکار می‌کنند ( رجوع کنید به حافظ‌، ص‌ 329؛ نظامی‌، ج‌ 1، مخزن‌ الاسرار ، ص‌ 120؛ جامی‌، غزل‌ 437). گاه‌ نیز آن‌ را با زنّار * ــ که‌ نشانة‌ مسیحیت‌ تلقی‌ می‌شده‌ ــ در تقابل‌ قرار داده‌اند (خاقانی‌، ص‌ 639؛ عطار، غزل‌ 808؛ سلمان‌ ساوجی‌، غزل‌ 296). ازینرو، «تسبیح‌ گسلیدن‌» و «زنار بستن‌» کنایه‌ از نامسلمانی‌ و کفر، و در ادبیات‌ عرفانی‌ کنایه‌ از رها کردن‌ اسلام‌ صوری‌ و ریایی‌ است‌ (عفیفی‌، ذیل‌ همین‌ واژه‌ها). ترکیباتی‌ از کلمة‌ تسبیح‌ در ادبیات‌ فارسی‌ وجود دارد، مانند «تسبیح‌خانه‌» به‌معنای‌ عبادتگاه‌ و «تسبیح‌ شمار» به‌معنای‌ زاهد (شاد، ذیل‌ «تسبیح‌ شمار»؛ دهخدا، ذیل‌ «تسبیح‌خانه‌»، «تسبیح‌ شمار»).در فرهنگ‌ عامه‌، اگر شکلی‌ شبیه‌ مهره‌های‌ تسبیح‌، بر آش‌ نذری‌ نقش‌ ببندد، علامت‌ قبولی‌ نذر است‌ (شکورزاده‌، ص‌ 29، 39). همچنین‌، بر اساس‌ باورهای‌ عامیانه‌، اگر بند تسبیح‌ کسی‌ به‌طور ناگهانی‌ و بی‌هیچ‌ علت‌ معلومی‌ پاره‌ شود صاحبش‌ به‌مراد خود خواهد رسید (همان‌، ص‌ 631).منابع‌: ابن‌حنبل‌، مسند احمدبن‌ حنبل‌ ، استانبول‌ 1402/1982؛ سلیمان‌بن‌ اشعث‌ ابوداوود، سنن‌ابی‌ داود ، استانبول‌ 1401/1981؛ محمدحسین‌بن‌ خلف‌ برهان‌، برهان‌ قاطع‌ ، چاپ‌ محمد معین‌، تهران‌ 1361 ش‌؛ محمدبن‌ عیسی‌ ترمذی‌، سنن‌الترمذی‌ ، استانبول‌ 1401/ 1981؛ عبدالرحمان‌بن‌ احمد جامی‌، غزلیّات‌ مولانا نورالدّین‌ عبدالرّحمن‌ جامی‌ ، چاپ‌ بدرالدّین‌ یغمائی‌، [ تهران‌ ] 1368 ش‌؛ حسین‌بن‌ حسن‌ جمال‌الدین‌ انجو، فرهنگ‌ جهانگیری‌ ، چاپ‌ رحیم‌ عفیفی‌، مشهد 1351ـ1354 ش‌؛ شمس‌الدین‌ محمد حافظ‌، دیوان‌ ، چاپ‌ محمد قزوینی‌ و قاسم‌ غنی‌، تهران‌ 1369 ش‌؛ بدیل‌بن‌ علی‌ خاقانی‌، دیوان‌ ، چاپ‌ ضیاءالدین‌ سجادی‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ دائرة‌المعارف‌ الاسلامیة‌ ، [ بیروت‌، بی‌تا. ] ؛ دایرة‌المعارف‌ تشیع‌ ، زیرنظر احمد صدرحاج‌ سیدجوادی‌، کامران‌ فانی‌، و بهاءالدین‌ خرمشاهی‌، تهران‌ 1366 ش‌ ـ ، ذیل‌ «تسبیح‌» (از مهدی‌ حائری‌ و پرویز ورجاوند)؛ دهخدا؛ محمودبن‌ عمر زنجی‌ سجزی‌، مهذّب‌ الاسماء فی‌ مرتّب‌ الحروف‌ و الاشیاء ، چاپ‌ محمدحسین‌ مصطفوی‌، ج‌ 1، تهران‌ 1364 ش‌؛ سلمان‌بن‌ محمد سلمان‌ ساوجی‌، کلیات‌ سلمان‌ ساوجی‌ ، چاپ‌ عباسعلی‌ وفایی‌، تهران‌ 1376 ش‌؛ عبدالرحمان‌بن‌ ابی‌بکر سیوطی‌، الحاوی‌ للفتاوی‌ ، بیروت‌ 1408/ 1988؛ محمد پادشاه‌بن‌ غلام‌ محیی‌الدین‌ شاد، آنندراج‌: فرهنگ‌ جامع‌ فارسی‌ ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ سعید شرتونی‌، اقرب‌الموارد فی‌ فصح‌ العربیّة‌ و الشّوارد ، قم‌ 1403؛ ابراهیم‌ شکورزاده‌، عقاید و رسوم‌ مردم‌ خراسان‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛ فخرالدین‌بن‌ محمد طریحی‌، مجمع‌البحرین‌ ، چاپ‌ احمد حسینی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ محمدبن‌ ابراهیم‌ عطار، دیوان‌ ، چاپ‌ تقی‌ تفضلی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ رحیم‌ عفیفی‌، فرهنگنامة‌ شعری‌ ، تهران‌ 1372 ش‌؛ علی‌اکبر علائی‌، «داستان‌ پیدایش‌ تسبیح‌ و اقسام‌ آن‌»، هنر و مردم‌ ، ش‌ 28 (بهمن‌ 1343)؛ محمد قزوینی‌، «تسبیح‌ به‌معنی‌ سبحه‌ صحیح‌ و فصیح‌ است‌»، یادگار ، سال‌ 2، ش‌5 (دی‌ 1324)؛ عبدالکریم‌بن‌ هوازن‌ قشیری‌، الرسالة‌ القشیریة‌ ، چاپ‌ عبدالحلیم‌ محمود و محمودبن‌ شریف‌، قاهره‌ [ بی‌تا. ] ، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1374 ش‌؛ مجلسی‌؛ مسلم‌بن‌ حجاج‌، صحیح‌ مسلم‌ ، استانبول‌ 1401/1981؛ الموسوعة‌ العربیّة‌ المیسّرة‌ ، زیرنظر محمد شفیق‌ غربال‌، قاهره‌ 1965ـ1987، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ [ بی‌تا. ] ؛ احمدبن‌ محمد میدانی‌، السّامی‌ فی‌ الاسامی‌ ، عکس‌ نسخة‌ مکتوب‌ به‌ سال‌ 601 هجری‌ قمری‌ محفوظ‌ در کتابخانة‌ ابراهیم‌ پاشا (ترکیه‌)، تهران‌ 1345 ش‌؛ احمدبن‌ علی‌ نسائی‌، سنن‌ النسائی‌ ، استانبول‌ 1401/1981؛ الیاس‌بن‌ یوسف‌ نظامی‌، سبعة‌ حکیم‌ نظامی‌ ، چاپ‌ وحید دستگردی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ رضا قلی‌بن‌ محمد هادی‌ هدایت‌، کتاب‌ فرهنگ‌ انجمن‌آرای‌ ناصری‌ ، چاپ‌ سنگی‌ تهران‌ 1288، چاپ‌ افست‌ تهران‌ [ بی‌تا. ] ؛
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

پروانه عروج نی

حوزه موضوعی

فلسفه

رده های موضوعی
جلد 7
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده