ترکیه
معرف
کشور اسلامی‌ در جنوب‌غربی‌ آسیا و محل‌ تلاقی‌ دو قارة‌ آسیا و اروپا، متشکل‌ از بخشهای‌ مرکزی‌ دولت‌ عثمانی‌
متن
ترکیه‌ ، کشور اسلامی‌ در جنوب‌غربی‌ آسیا و محل‌ تلاقی‌ دو قارة‌ آسیا و اروپا، متشکل‌ از بخشهای‌ مرکزی‌ دولت‌ عثمانی‌. این‌ کشور، پس‌ از انحلال‌ دولت‌ عثمانی‌، با نام‌ جمهوری‌ ترکیه‌ در 1302/ 1923 تشکیل‌ شد.1) جغرافیا. ترکیه‌ از شرق‌ با گرجستان‌ و ارمنستان‌ و آذربایجان‌ (بخش‌ جمهوری‌ خودمختار نخجوان‌) و ایران‌، از غرب‌ با بلغارستان‌ و یونان‌، از جنوب‌ با سوریه‌ و عراق‌ همسایه‌ است‌. دریای‌ سیاه‌ در شمال‌، دریای‌ اژه‌ در غرب‌ و دریای‌ مدیترانه‌ در جنوب‌، ترکیه‌ را با تمامی‌ جهان‌ مرتبط‌ می‌سازد؛ ازینرو، ترکیه‌ مرکز مسیرهای‌ بازرگانی‌ و مهاجرت‌ شده‌ است‌ (دارکوت‌ و موتّا، ص‌ 87). دورترین‌ نقطه‌ در شرق‌، نقطه‌ای‌ است‌ که‌ مرز ایران‌ و نخجوان‌ را قطع‌ می‌کند. دورترین‌ نقطه‌ در غرب‌ در دماغة‌ آولانا در گوکچه‌آدا، و در شمال‌ در دماغة‌ اینجه‌ برون‌ در استان‌ سینوپ‌/ سینوب‌ و در جنوب‌ در روستای‌ بیسون‌ در استان‌ ختای‌ (انطاکیه‌) واقع‌ است‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 13).جمهوری‌ ترکیه‌ 452 ، 779 کیلومتر مربع‌ مساحت‌ دارد که‌ حدود 97% آن‌ در آسیا (فلات‌ آناطولی‌) و حدود 3% در اروپا (شبه‌جزیرة‌ تراسیا = تراکیه‌) واقع‌ است‌. طول‌ خطوط‌ ساحلی‌ 333 ، 8 کیلومتر و طول‌ مرزهای‌ زمینی‌ 875 ، 2 کیلومتر است‌ ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 3525؛ > ترکیه‌ 2000 < ، همانجا؛ مؤسسة‌ آمار دولتی‌ ، ص‌ 4).پایتخت‌ ترکیه‌، آنکاراست‌ که‌ جمعیت‌ آن‌ در 1376 ش‌/ 1997، 390 ، 693 ، 3 تن‌ بود (مؤسسة‌ آمار دولتی‌، ص‌ 75).در 1376 ش‌/1997، ترکیه‌ به‌ هشتاد ایل‌ (استان‌)،849 ایلچه‌ (بخش‌) و 681 بوجاق‌ (دهستان‌) تقسیم‌ شد و 699 ، 36 کوی‌ (روستا) داشت‌. این‌ کشور دارای‌ هجده‌ شهرِ بیش‌ از یک‌ میلیونی‌ و 84 شهر بیش‌ از صد هزار نفری‌ است‌. بزرگترین‌ شهر ترکیه‌، استانبول‌ است‌ که‌ در 1376 ش‌/ 1997 جمعیت‌ آن‌ 309 ، 198 ، 9 تن‌ بود (همان‌، ص‌ 72، 74).ترکیه‌ از نظر ویژگیهای‌ جغرافیایی‌، آب‌ و هوایی‌، پوشش‌ گیاهی‌ طبیعی‌ و توزیع‌ نوع‌ کشاورزی‌ به‌ هفت‌ ناحیة‌ جغرافیایی‌تقسیم‌ می‌شود: ناحیة‌ مرمره‌ ، ناحیة‌ اژه‌ ، ناحیة‌ مدیترانه‌ ، ناحیة‌ آناطولی‌ مرکزی‌ ، ناحیة‌ دریای‌ سیاه‌ ، ناحیة‌ آناطولی‌ شرقی‌ و ناحیة‌ آناطولی‌ جنوب‌شرقی‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 13ـ14).ناحیة‌ مرمره‌ (مساحت‌: 000 ، 67 کیلومتر مربع‌) گذرگاهی‌ بین‌ شبه‌جزیرة‌ بالکان‌ و آناطولی‌، و محل‌ تلاقی‌ دو قارة‌ اروپا و آسیاست‌. نام‌ این‌ ناحیه‌ از دریای‌ مرمره‌ گرفته‌ شده‌ است‌. جزایر بوزجه‌آدا و گوکجه‌آدا، واقع‌ در آبهای‌ آزاد ساحلی‌ اژه‌، نیز در این‌ ناحیه‌ واقع‌ شده‌اند (همان‌، ص‌ 26). ناحیة‌ مرمره‌ با ناحیة‌ دریای‌ سیاه‌ و آناطولی‌ مرکزی‌ در شرق‌ و ناحیة‌ اژه‌ در جنوب‌ و با یونان‌ و بلغارستان‌ در شمال‌غربی‌ هم‌مرز است‌ (همانجا). عمده‌ترین‌ کالای‌ تولید شده‌ در این‌ ناحیه‌، مواد غذایی‌، نساجی‌، پوشاک‌، سیمان‌، کاغذ، فرآورده‌های‌ پتروشیمیایی‌، لوازم‌ منزل‌، کشتی‌ و قایق‌ است‌ (همانجا). مهمترین‌ محصول‌ کشاورزی‌ این‌ ناحیه‌ گندم‌ و دیگر محصولات‌ آنجا چغندرقند، ذرت‌، آفتابگردان‌ وزیتون‌ است‌ (همان‌، ص‌ 26ـ27). شهرهای‌ مهم‌ این‌ ناحیه‌ عبارت‌اند از: استانبول‌، قوجاایلی‌ (اِزْمیت‌)، بورسا/ بورسه‌، بالیکسیر، چِناقْقلعه‌، تکیرداغ‌، اِدِرنِه‌، ساکاریه‌ (سقاریه‌، آداپازاری‌) و قُرُقْلَرایلی‌ (همان‌، ص‌ 26ـ 28؛ دارکوت‌ و موتّا، ص‌ 89).ناحیة‌ اژه‌ (مساحت‌: 000 ، 79 کیلومتر مربع‌) در غرب‌ آناطولی‌ واقع‌ است‌ و نام‌ آن‌ از دریای‌ مجاورش‌ گرفته‌ شده‌ است‌. استانهای‌ ازمیر، آیدین‌، مَغنیسا، کوتاهیه‌ و عشاق‌/ اوشاک‌، بجز بخشهای‌ کوچکی‌ از آن‌، در این‌ ناحیه‌ قرار دارند. بخشهایی‌ از استانهای‌ موغلا/ مُغله‌ (مولا) و دنیزلی‌ (لاذق‌) و آفیون‌ (قره‌حصار صاحب‌) در نواحی‌ مدیترانه‌ یا آناطولی‌ مرکزی‌ قرار دارند. ساحل‌ اژه‌ای‌ استان‌ بالیکسیر در ناحیة‌ مرمره‌، و شهرستانهایی‌ از استان‌ بورسا در ناحیة‌ اژه‌ واقع‌ شده‌ است‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 42). ناحیة‌ اژه‌ از سواحل‌ اژه‌ تا قسمتهای‌ داخلی‌ آناطولی‌ غربی‌ کشیده‌ می‌شود( > ترکیه‌ < ، ص‌ 4). در سواحل‌ آن‌ تعداد زیادی‌ بندر ماهیگیری‌، دهکده‌های‌ تفریحی‌ و آثار و بقایای‌ باستانی‌ وجود دارد ( > ترکیه‌: ازمیر و ناحیة‌ اژه‌ < ، ص‌ ] 1 [ ). زمینهای‌ کشاورزی‌، قلمرو وسیعی‌ از ناحیة‌ اژه‌ را می‌پوشاند. حدود 48% از درختان‌ زیتون‌ ترکیه‌ در این‌ ناحیه‌ پرورش‌ داده‌ می‌شود. مرکّبات‌ از اقلام‌ عمدة‌ صادراتی‌ این‌ ناحیه‌ است‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 42ـ43). مهمترین‌ شهرهای‌ این‌ ناحیه‌ عبارت‌اند از ازمیر (مرکز ناحیه‌)، مغنیسا، کوتاهیه‌، آفیون‌، دِنیزلی‌، مُوغْلا، آیدین‌ و عشاق‌.ناحیة‌ مدیترانه‌ (مساحت‌: 000 ، 120 کیلومتر مربع‌) به‌ شکل‌ نواری‌ در ساحل‌ دریای‌ مدیترانه‌ گسترده‌ شده‌ که‌ پهنای‌ آن‌ بین‌ 120 تا 180 کیلومتر است‌ و از پیرامون‌ گویجه‌قز (گویجکز) در غرب‌ تا دورترین‌ نقطه‌ در دماغة‌ بسیط‌ در استان‌ ختای‌ در شرق‌ کشیده‌ شده‌ است‌. این‌ ناحیه‌، استانهای‌ بوردور و اسپارتا و آنتالیا (انطالیه‌) و ایچ‌ایل‌ و آدانا (آطنه‌) و ختای‌ و بخش‌ بزرگی‌ از قهرمان‌ماراش‌ (مرعش‌) و بخشهایی‌ از دیگر استانهای‌ نواحی‌ مجاور را در برمی‌گیرد. صنعت‌ و کشاورزی‌ در این‌ ناحیه‌ از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. غلات‌، و در سالهای‌ اخیر گیاهان‌ صنعتی‌، نیز به‌طور گسترده‌ در آنجا کشت‌ می‌شود. پنبه‌ اصلیترین‌ منبع‌ درآمد این‌ ناحیه‌ است‌ و حدود دو سوم‌ از کل‌ پنبة‌ ترکیه‌ در این‌ ناحیه‌ تولید می‌شود. توتون‌ نیز در استان‌ ختای‌ و در برخی‌ بخشهای‌ ناحیة‌ گول‌لر تولید می‌شود (همان‌، ص‌ 55). علاوه‌ بر شاخه‌های‌ گوناگون‌ صنعت‌ (بویژه‌ بافندگی‌) در آدانا، مؤسسات‌ صنعتی‌ عمده‌ در ناحیة‌ مدیترانه‌ در پالایشگاه‌ نفت‌ مِرْسین‌، کارخانه‌های‌ تولید اسید فسفریک‌ و آهن‌ و فولاد در سکندرون‌، کارخانة‌ آهن‌ ـ فولاد و آهن‌ ـ کُرُم‌ در آنتالیا و کارخانة‌ آلومینیوم‌ در سیدی‌شهر، تأسیس‌ شده‌اند. ناحیة‌ مدیترانه‌، به‌ سبب‌ آثار تاریخی‌اش‌ در پیرامون‌ خلیج‌ آنتالیا، مهمترین‌ مرکز گردشگری‌ ترکیه‌ است‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 55 ـ56). مهمترین‌ شهرهای‌این‌ ناحیه‌ عبارت‌اند از: آنتالیا (مرکز ناحیه‌)، ایچ‌ایل‌ (مرسین‌)، آدانا، قهرمان‌ ماراش‌، ختای‌، اسپارتا و بوردور.ناحیة‌ آناطولی‌ مرکزی‌ (مساحت‌: 000 ، 151 کیلومتر مربع‌)، دومین‌ ناحیة‌ بزرگ‌ ترکیه‌ پس‌ از آناطولی‌ شرقی‌، در مرکز ترکیه‌ واقع‌ است‌. استانهای‌ نوشهر، آقسرای‌، قریق‌قلعه‌ و قیرشهر در این‌ ناحیه‌ واقع‌ شده‌اند و بخشی‌ از استانهای‌ دیگر نواحی‌ همسایه‌، از جمله‌ دریای‌ سیاه‌ و مدیترانه‌ و آناطولی‌ شرقی‌، را نیز در برمی‌گیرند (همان‌، ص‌ 66). کشاورزی‌ و دامداری‌ منبع‌ عمدة‌ درآمد اهالی‌ این‌ ناحیه‌ است‌ (همانجا). مهمترین‌ شهرهای‌ ناحیه‌ عبارت‌اند از آنکارا (مرکز ناحیه‌ و پایتخت‌ کشور)، قونیه‌، قیصری‌، نوشهر، سیواس‌،قیرشهر، یوزغاد/یوزگات‌،اَسْکی‌شهر و چانْکِری‌.ناحیة‌ دریای‌ سیاه‌ (مساحت‌: 000 ، 141 کیلومتر مربع‌) از مرز گرجستان‌ در شرق‌ تا لبة‌ شرقی‌ دشت‌ آداپازاری‌ در غرب‌ گسترده‌ شده‌ است‌. استانهای‌ آرْتْوین‌، ریزه‌، ترابوزان‌ / طرابزون‌، گوموش‌خانه‌، بایبورت‌/ بایبورد، گیرسون‌، اردو، سامسون‌، آماسیه‌، سینوپ‌، کاستامونو (قسطمونی‌)، زونگول‌داغ‌/ زونگولداک‌، بارتین‌، بولو، دوزجه‌، و تقریباً همة‌ استان‌ توقات‌ در این‌ ناحیه‌ قرار دارند. بخش‌ آرتووا از استان‌ توقات‌ در ناحیة‌ آناطولی‌ مرکزی‌ واقع‌ است‌. نیمی‌ از استان‌ چورُم‌ در آناطولی‌ مرکزی‌ و نیم‌ دیگر آن‌ در ناحیة‌ دریای‌ سیاه‌ جای‌ دارد. ناحیة‌ دریای‌ سیاه‌، به‌ لحاظ‌ ویژگیهای‌ جغرافیایی‌، به‌ سه‌ قسمت‌ شرقی‌ و مرکزی‌ و غربی‌ تقسیم‌ می‌شود ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 75). بیشتر اهالی‌ این‌ ناحیه‌ کشاورزند. محصول‌ اصلی‌ آنجا فندق‌ است‌ که‌ به‌ دیگر نواحی‌ و خارج‌ از کشور صادر می‌شود. پرورش‌ درخت‌ سیب‌ نیز در آنجا رایج‌ است‌ و در سالهای‌ اخیر پرورش‌ میوه‌هایی‌ چون‌ کیوی‌ و آوکادو آغاز شده‌ است‌. ناحیة‌ دریای‌ سیاه‌ دارای‌ کارخانة‌ آهن‌ ـ فولاد، نیروگاه‌ حرارتی‌، معادن‌ زغال‌سنگ‌، کارخانة‌ تولید مس‌ و کارخانه‌های‌ تولید شکر، کاغذ، اسید سولفوریک‌، روغن‌نباتی‌، چای‌، آرد ماهی‌ و سیگار است‌ (همان‌، ص‌ 75ـ76). مهمترین‌ شهرهای‌ این‌ ناحیه‌ عبارت‌اند از: سامسون‌، زونگول‌داغ‌، بولو، کاستامونو، آماسیه‌، توقات‌، اردو، گیرسون‌، ترابوزان‌، گوموش‌خانه‌، ریزه‌، بایبورت‌، آرتوین‌.ناحیة‌ آناطولی‌ شرقی‌ (مساحت‌: 000 ، 163 کیلومتر مربع‌)، بزرگترین‌ ناحیة‌ جغرافیایی‌ ترکیه‌، با کشورهای‌ گرجستان‌ و ارمنستان‌ و نخجوان‌ و ایران‌ و عراق‌، هم‌مرز و مرتفعترین‌ و ناهموارترین‌ ناحیة‌ جغرافیایی‌ ترکیه‌ است‌. میانگین‌ ارتفاع‌ آن‌ حدود دو هزار متر است‌ و مرتفعترین‌ قلة‌ ترکیه‌، آغری‌داغی‌ (کوه‌ آرارات‌)، در آنجا قرار دارد. فعالیت‌ عمدة‌ اقتصادی‌ در این‌ ناحیه‌، دامداری‌ و کشاورزی‌ است‌. فراوانی‌ چراگاهها سبب‌ افزایش‌ تعداد دام‌ و اولویت‌ یافتن‌ تولید فرآورده‌های‌ دامی‌ شده‌ است‌. گندم‌ و جو و پنبه‌ و توتون‌ و چغندرقند از محصولات‌ عمدة‌ کشاورزی‌، و پارچه‌های‌ نخی‌ و شکر و سیمان‌ و مواد غذایی‌ از محصولات‌ عمدة‌ صنعتی‌ ناحیه‌ است‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 85 ـ86). مهمترین‌ شهرهای‌ این‌ ناحیه‌ عبارت‌اند از: ارزروم‌، ارزنجان‌، تونْجَلی‌، قارْص‌، ملاطیه‌، بَدلیس‌/ بتلیس‌، موش‌، وان‌، بین‌گول‌، حَکاری‌.ناحیة‌ آناطولی‌ جنوب‌شرقی‌ (مساحت‌: 000 ، 75 کیلومتر مربع‌) با نواحی‌ آناطولی‌ شرقی‌ و مدیترانه‌ همسایه‌ و در جنوب‌ با عراق‌ و سوریه‌ هم‌مرز است‌. استانهای‌ شانلی‌اورفا و ماردین‌، بجز برخی‌ بخشهای‌ کوچک‌، در درون‌ مرزهای‌ ناحیه‌ جای‌ دارند. برخی‌ بخشهای‌ استانهای‌ دیگر نیز در ناحیة‌ آناطولی‌ شرقی‌ یا مدیترانه‌ جای‌ گرفته‌اند (همان‌، ص‌ 96). مهمترین‌ منابع‌ زیرزمینی‌ ناحیه‌، نفت‌خام‌ است‌ که‌ بخش‌ بزرگی‌ از آن‌ در پالایشگاه‌ باتمان‌/ بَطمان‌، بزرگترین‌ مجتمع‌ صنعتی‌ ناحیه‌، تصفیه‌ می‌شود و بخش‌ دیگری‌ از آن‌ با لوله‌ به‌ تأسیساتی‌ در ساحل‌ دریای‌ مدیترانه‌ حمل‌ می‌گردد و از آنجا با تانکر به‌ دیگر نواحی‌ انتقال‌ می‌یابد (همانجا). صنایع‌ بافندگی‌ و ماشین‌سازی‌ و مواد غذایی‌ این‌ ناحیه‌ پیشرفت‌ کرده‌ است‌ و شاخه‌هایی‌ از صنعت‌ همچون‌ تولید سیمان‌ و مواد غذایی‌ و مصنوعات‌ فلزی‌ و تجهیزات‌ و ادوات‌ کشاورزی‌، در آنجا فعالیت‌ دارند (همان‌، ص‌ 96ـ97). مهمترین‌ شهرهای‌ ناحیه‌ غازی‌عینتاب‌، شانلی‌اورفا، دیار بکر، ماردین‌ و آدی‌یامان‌ است‌.ترکیه‌ کشوری‌ کوهستانی‌ است‌. مهمترین‌ رشته‌ کوههای‌ ترکیه‌، به‌ موازات‌ سواحل‌ جنوبی‌ و شمالی‌ آن‌ کشیده‌ شده‌اند. رشته‌ کوههای‌ شمالی‌، کوراوغلو داغلاری‌ (کوههای‌ کوراوغلو)، اسفندیارداغلاری‌، دوغوقارادنیز داغلاری‌ (کوههای‌ شرق‌ دریای‌ سیاه‌)، جانیک‌داغلاری‌ نامیده‌ می‌شوند، و رشته‌ کوههای‌ جنوبی‌، توروس‌داغلاری‌ (کوههای‌ توروس‌) و گونِی‌دوغوتوروسلار (کوههای‌ توروس‌ جنوب‌ شرقی‌) نام‌ دارند. دشتهای‌ گستردة‌ بخشهای‌ مرکزی‌ آناطولی‌، این‌ رشته‌ کوهها را از یکدیگر جدا می‌سازد و سبب‌ ایجاد اقلیم‌ و چشم‌اندازهای‌ متفاوت‌ می‌شود. رشته‌ کوههایی‌ (همچون‌ ارس‌ و آغری‌ و اللّه‌اکبر) نیز در بخش‌ شرقی‌ ترکیه‌ متمرکز شده‌اند که‌ قله‌های‌ بلند دارند. در بخش‌ غربی‌ از ارتفاعات‌ کاسته‌ می‌شود. در نواحی‌ اژه‌ و مرمره‌، رشته‌کوههای‌ اندک‌ و در جنوب‌شرقی‌ آناطولی‌ دشتهای‌ وسیع‌ وجود دارد ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 30ـ 35).قلة‌ کاچکار، بلندترین‌ نقطة‌ رشته‌کوههای‌ آناطولی‌ شمالی‌ در ناحیة‌ دریای‌ سیاه‌، در امتداد کوههای‌ کوراوغلو و ایلگاز واقع‌ شده‌ است‌. دشتهای‌ بافِرَه‌/ بافرا و چهارشنبه‌/ چارشامبا ومرزیفون‌ از دشتهای‌ مناسب‌ کشت‌ در ناحیه‌ است‌. کوههای‌ سامانلی‌، اولوداغ‌، اِسْتِرِنجا و تَکیرداغ‌ در ناحیة‌ مرمره‌ قرار دارند و کوههای‌ کوزاک‌ و یُونْت‌ و آیدین‌، رشته‌کوههای‌ اصلی‌ ناحیة‌ اژه‌ به‌شمار می‌روند. دشتهای‌ باقرچای‌، گَدیز/ گدوس‌ و دشتهای‌ کوچوک‌ مِنْدِرِس‌ و بویوک‌ مندرس‌، نواحی‌ دشتهای‌ پست‌ را تشکیل‌ می‌دهند. کوههای‌ توروس‌ به‌ صورت‌ رشته‌هایی‌ در امتداد طول‌ سواحل‌ دریای‌ مدیترانه‌ کشیده‌ شده‌ است‌. مهمترین‌ قله‌های‌ ناحیة‌ آناطولی‌ مرکزی‌، قزل‌داغ‌ و حسن‌داغ‌ و ادریس‌ و آلما و کوه‌ اَیاش‌ است‌. آغری‌داغی‌ (کوه‌ آرارات‌، ارتفاع‌ : 137 ، 5 متر) که‌ بلندترین‌ نقطة‌ ترکیه‌ است‌ و کوه‌ سبحان‌ که‌ آتشفشانی‌ غیرفعال‌ نزدیک‌ آرارات‌ است‌، در ناحیة‌ آناطولی‌ شرقی‌ قرار دارد. کوههای‌ قاراجاداغ‌/ قراجه‌داغ‌، رامان‌ و سوف‌، کوههای‌ اصلی‌ ناحیة‌ آناطولی‌ جنوب‌شرقی‌اند (همان‌، ص‌ 14).رودهای‌ متعددی‌ از نظر طول‌ و ویژگیهای‌ جغرافیایی‌ در نقاط‌ گوناگون‌ ترکیه‌ جاری‌ است‌ که‌ بخش‌ بزرگی‌ از آنها برای‌ تولید انرژی‌ به‌کار گرفته‌ می‌شود. رودهای‌ ترکیه‌ عمدتاً به‌ دریاهای‌ پیرامون‌ می‌ریزند و از نظر حوضة‌ آبریز به‌ حوضه‌های‌ دریاهای‌ سیاه‌ و مرمره‌ و اژه‌ و مدیترانه‌ (حوضه‌های‌ پیرامون‌)، دریاچه‌های‌ داخلی‌، حوضة‌ خلیج‌فارس‌، حوضة‌ دریای‌ خزر و حوضة‌ دریاچه‌ ارومیه‌ تعلق‌ دارند. رودهای‌ مهمی‌ چون‌ دجله‌ و فرات‌ (حوضة‌ خلیج‌فارس‌)، کُر و ارس‌ (حوضة‌ دریای‌ خزر) از ترکیه‌ سرچشمه‌ می‌گیرند و به‌ خارج‌ از این‌ کشور جریان‌ می‌یابند. طولانیترین‌ رودخانة‌ داخلی‌ ترکیه‌، قزل‌ ایرماق‌ (355 ، 1 کیلومتر) است‌ که‌ از ارتفاعات‌ پیرامون‌ سیواس‌ سرچشمه‌ می‌گیرد و در جهت‌ جنوب‌شرقی‌ تا شمال‌ نوشهرجریان‌ می‌یابد پس‌ از آبیاری‌ زمینهای‌ کشاورزی‌ با جهت‌ شمال‌غربی‌ به‌ سوی‌ قریق‌قلعه‌ می‌رود. در بین‌ این‌ دو نقطه‌، سد بزرگ‌ هیرفانلی‌ احداث‌ شده‌ است‌. پس‌ از آن‌، قزل‌ ایرماق‌ با جهت‌ شمال‌شرقی‌ جریان‌ می‌یابد و به‌ دریای‌ سیاه‌ می‌ریزد. قبل‌ از رسیدن‌ به‌ دریای‌ سیاه‌ در محلی‌ به‌ نام‌ دوراغان‌، سدی‌ به‌ نام‌ آلتین‌قایا بر روی‌ آن‌ احداث‌ شده‌ است‌. رودهای‌ ساکاریه‌ (824 کیلومتر)، مورات‌ (مراد) سویو (722 کیلومتر)، سیحان‌ (560 کیلومتر)، بویوک‌ مندرس‌ (584 کیلومتر)، یشیل‌ ایرماق‌ (519 کیلومتر) و جیحان‌ (509 کیلومتر) از دیگر رودهای‌ مهم‌ ترکیه‌اند (دارکوت‌ و موتّا، ص‌ 88).در ترکیه‌ حدود 65 دریاچه‌ وجود دارد ( > ترکیه‌ 1975 < ، ص‌ 9) که‌ کل‌ مساحت‌ آنها 200 ، 9 کیلومتر مربع‌ است‌. دریاچة‌ وان‌ با 713 ، 3 کیلومتر مربع‌ مساحت‌، بزرگترین‌ دریاچة‌ ترکیه‌ است‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 15ـ17).سدهای‌ مهم‌ ترکیه‌ عبارت‌اند از: آتاتورک‌، کَبان‌/ قَبان‌، قاراقایا، آلتین‌قایا، آدی‌گوزل‌، قیلیچ‌قایا، قاراجائورن‌، منزلت‌، قاپولوقایا، هیرنانلی‌، ساری‌یار و دمیر کورپو ( > ترکیه‌ < ، ص‌ 7).دریای‌ مرمره‌ در داخل‌ ترکیه‌ قرار دارد و دریای‌ سیاه‌ را، به‌ توسط‌ تنگة‌ بسفر/ بوسفور (در شمال‌) و تنگة‌ داردانل‌ (در جنوب‌غربی‌)، به‌ دریای‌ اژه‌ و مدیترانه‌ متصل‌ می‌سازد (همان‌، ص‌ 6).مهمترین‌ بندرهای‌ ترکیه‌ عبارت‌اند از: ترابوزان‌، گیرسون‌، اردو، سامسون‌، سینوپ‌ و زونگول‌داغ‌ (در ساحل‌ دریای‌ سیاه‌)، استانبول‌ و تکیرداغ‌ (در ساحل‌ دریای‌ مرمره‌)، ازمیر و کوش‌آداسی‌ (قوش‌ آطه‌سی‌؛ در ساحل‌ دریای‌ اژه‌)، آنتالیا و ایچ‌ایل‌ و اسکندرون‌ (در ساحل‌ دریای‌ مدیترانه‌). بین‌ بندرهای‌ داخلی‌ و بین‌المللی‌ خطوط‌ کشتیرانی‌ فعال‌ است‌. بندرها ولنگرگاههای‌ کوچک‌ متعدد دیگری‌ نیز در کلیة‌ خطوط‌ ساحلی‌ ترکیه‌ برای‌ قایقهای‌ ماهیگیری‌ و تفریحی‌ و مسافری‌ احداث‌ شده‌ است‌ ( > نقشة‌ راههای‌ زمینی‌ ترکیه‌ < ).ترکیه‌ در کمربند آب‌ و هوایی‌ معتدل‌ واقع‌ شده‌ است‌، ولی‌ به‌ علت‌ استقرار رشته‌کوههای‌ آن‌ به‌ موازات‌ خطوط‌ ساحلی‌ و تفاوتهای‌ مورفولوژی‌ سطح‌، در نواحی‌ آن‌ اختلافات‌ آب‌ و هوایی‌ وجود دارد. اقلیم‌ نواحی‌ ساحلی‌ اقلیم‌ معتدل‌ دریایی‌ است‌، اما نواحی‌ داخلی‌ ــ که‌ رشته‌کوههای‌ اطراف‌، آنها را در میان‌ گرفته‌ ــ اقلیم‌ قاره‌ای‌ دارند. تفاوت‌ دما در نواحی‌ ساحلی‌ ناچیز ، و در نواحی‌ داخلی‌ نسبتاً زیاد است‌. در ناحیة‌ ساحلیِ جنوب‌، که‌ زیر نفوذ اقلیم‌ مدیترانه‌ای‌ قرار دارد، تابستانها گرم‌ و خشک‌ و زمستانها ملایم‌ و بارانی‌ است‌. میانگین‌ دمای‌ سالانه‌ بین‌ ْ19 تا ْ20 است‌. اقلیم‌ مدیترانه‌ای‌ در ناحیة‌ اژه‌ و ناحیة‌ مرمره‌ نیز دیده‌ می‌شود، اگرچه‌ میانگین‌ درجه‌ حرارت‌ به‌سوی‌ شمال‌ کاهش‌ می‌یابد. ناحیة‌ دریای‌ سیاه‌، آب‌ و هوایی‌ معتدل‌ و بارانی‌ دریایی‌ دارد که‌ نسبت‌ به‌ دیگر نواحی‌ ساحلی‌، ملایمتر است‌. در نواحی‌ داخلی‌، تابستانها داغ‌ و کم‌ باران‌ و زمستانها سرد و برفی‌ است‌. میانگین‌ دمای‌ سالانه‌ بین‌ ْ10 تا ْ12 است‌. در ناحیة‌ آناطولی‌ شرقی‌، تابستانها خنک‌ و زمستانها بسیار سرد و همراه‌ با برفهای‌ سنگین‌ است‌. ناحیة‌ آناطولی‌ جنوب‌شرقی‌ تحت‌تأثیر اقلیم‌ بیابانی‌ خاورمیانه‌ قرار دارد؛ تابستانها گرم‌ و خشک‌ است‌ و زمستانها چندان‌ سرد نیست‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 17). ساحل‌ شرقی‌ دریای‌ سیاه‌ در ترکیه‌، دارای‌ کمترین‌ تغییرات‌ فصلی‌ است‌. در این‌ ناحیه‌ میانگین‌ بارندگی‌ سالانه‌ به‌ حدود 500 ، 2 میلیمتر می‌رسد و به‌طور یکنواخت‌ در طول‌ سال‌ توزیع‌ می‌شود. دما تغییرات‌ ماهانه‌ و فصلی‌ اندکی‌ دارد. اقلیم‌ یکنواخت‌ و مرطوب‌ این‌ ناحیه‌ برای‌ پرورش‌ چای‌ مناسب‌ است‌. در نقاط‌ دیگر ترکیه‌، بهار و زمستان‌ مرطوبترین‌ فصول‌ است‌ ( > ترکیه‌ 1975 < ، ص‌ 17).با توجه‌ به‌ شرایط‌ اقلیمی‌ و ناهمواریهای‌ نواحی‌، پوشش‌ گیاهی‌ طبیعی‌ ترکیه‌ از ساحل‌ به‌ داخل‌ و از آنجا به‌ فلاتها و کوهستانهای‌ بلند تغییر می‌کند. سواحل‌ مرمره‌ و اژه‌ و مدیترانه‌ پوشیده‌ از بوته‌های‌ ارسطوتلیا (درخت‌ ماکی‌ ) است‌ که‌ در برخی‌ جاها انبوه‌ و در جاهای‌ دیگر تُنُک‌ است‌ و جای‌ آن‌ را مزارع‌ یا باغهای‌ زیتون‌ و مرکّبات‌ می‌گیرد. کوهستانهای‌ در امتداد ساحل‌ مدیترانه‌، از جنگلهای‌ کاج‌ و به‌ طرف‌ شمال‌ از درختان‌ برگ‌ریز پوشیده‌ شده‌اند. داخل‌ آناطولی‌ عمدتاً بدون‌ درخت‌ است‌. آناطولی‌ مرکزی‌ استپی‌ است‌ و شرق‌ ناحیه‌ با قلمروهای‌ وسیعی‌ از مراتع‌ طبیعی‌ پوشیده‌ شده‌ است‌ (همان‌، ص‌ 9).عالم‌ جانوری‌ ترکیه‌ غنی‌ و متنوع‌ است‌. از این‌ نظر، ترکیه‌ ناحیه‌ای‌ انتقالی‌ بین‌ اوراسیا و افریقاست‌. پستاندارانی‌ همچون‌ گوزن‌، غزال‌، میش‌وحشی‌، مارال‌، بز کوهی‌، خرس‌، گرگ‌، روباه‌، یوزپلنگ‌، سیاه‌گوش‌، خرگوش‌ صحرایی‌، راسو و گراز وحشی‌ و نیز حدود چهارصد گونه‌ پرنده‌، از جمله‌ قرقاول‌، کبک‌، بلدرچین‌، مرغابی‌، قو، کبوتر، هوبره‌، طاووس‌، فلامینگو، پلیکان‌ و لک‌لک‌، در ترکیه‌ وجود دارد (همانجا).در 1379 ش‌/ 2000، جمعیت‌ ترکیه‌ 000 ، 300 ، 65 تن‌ بود ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 18). تقریباً نیمی‌ از جمعیت‌ در نواحی‌ ساحلی‌ متمرکز شده‌اند و نواحی‌ داخلی‌ کم‌ جمعیت‌تر است‌. جمعیت‌ در نواحی‌ غربی‌ و جنوبی‌ افزایش‌، و در نواحی‌ مرکزی‌ و شمالی‌ و شرقی‌ کاهش‌ یافته‌ است‌. این‌ دگرگونیها درنتیجة‌ مهاجرت‌ از نواحی‌ شرقی‌ و شمالی‌ به‌ کلان‌شهرهای‌ غربی‌ و جنوبی‌ است‌. ناحیة‌ مرمره‌، که‌ ناحیه‌ای‌ تجاری‌ و صنعتی‌ و توسعه‌یافته‌تر است‌، بیشترین‌ تراکم‌ جمعیت‌ را دارد. ترکی‌ استانبولی‌ زبان‌ رسمی‌ ترکیه‌ است‌ ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 18ـ32).در آناطولی‌ تمدنهای‌ متعددی‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ و جوامع‌ بسیاری‌ از اقوام‌ گوناگون‌ در دوره‌های‌ متفاوت‌ در آنجا استقرار یافته‌اند.ترکیه‌ در زونِ آلپ‌ ـ هیمالیا واقع‌ شده‌ که‌ یکی‌ از خطوط‌ زلزله‌ در جهان‌ است‌ و چندین‌ گسل‌ فعال‌ دارد؛ از جمله‌ گسل‌ آناطولی‌ شمالی‌ که‌ در قرن‌ بیستم‌ هفت‌ زلزلة‌ بزرگ‌ در آن‌ روی‌ داد. این‌ زلزله‌ها در ناحیة‌ وسیعی‌ از ترکیه‌ که‌ دارای‌ بیشترین‌ تراکم‌ جمعیت‌ بود رخ‌ داد و هجده‌ هزار تن‌ را کشت‌ و صد هزار تن‌ را بی‌خانمان‌ کرد. زلزلة‌ مرمره‌، 26 مرداد 1378/ 17 اوت‌ 1999، با ْ4ر7 در مقیاس‌ ریشتر، «فاجعة‌ قرن‌» نام‌ گرفت‌ (همان‌، ص‌ 24).تا پیش‌ از 1359 ش‌/1980، اقتصاد ترکیه‌ بر پایة‌ واردات‌ بود. از بسیاری‌ از صنایع‌ نوپای‌ این‌ کشور با برقراری‌ تعرفه‌های‌ گمرکی‌ بلندمدت‌ حمایت‌ می‌شد. با تصویب‌ برنامة‌ تثبیت‌ انحصاری‌، با موضوع‌ تأمین‌ اصلاحات‌ اساسی‌ اقتصادی‌، در چهارم‌ بهمن‌ 1359/ 24 ژانویة‌ 1980، ترکیه‌ الگوی‌ صنعتی‌ شدن‌ بر مبنای‌ تمرکز و اولویت‌ دادن‌ به‌ صادرات‌ را در پیش‌ گرفت‌ (همان‌، ص‌ 246).سهم‌ بخش‌ کشاورزی‌ ترکیه‌ که‌ در دهة‌ 1340 ش‌/ 1960 حدود 30% از کل‌ تولید ناخالص‌ داخلی‌ بود، در آغاز دهة‌ 1370 ش‌/ 1990 به‌ حدود 15% رسید، اما سهم‌ صنعت‌ که‌ در همان‌ دوره‌ 5ر19% بود به‌ 25% افزایش‌ یافت‌. سهم‌ بخش‌ خدمات‌ از تولید ناخالص‌ داخلی‌ که‌ تا پیش‌ از 1359 ش‌/1980، کمتر از 50% بود، در 1374 ش‌/ 1995 به‌ 58% و در 1378ش‌/1999 به‌7ر61% افزایش‌ یافت‌ (همان‌، ص‌ 252). کاهش‌ شدید در تولید غله‌ و میوه‌ بر تولید بخش‌ کشاورزی‌ تأثیر نهاد و کاهش‌ 8ر7% صنایع‌ بخش‌ خصوصی‌ با 8ر0% افزایش‌ بخش‌ عمومی‌ همراه‌ بود. در 1378 ش‌/ 1999 کاهش‌ قابل‌ توجهی‌ در تولید تجهیزات‌ ماشینی‌، منسوجات‌، وسایل‌ نقلیه‌ و بخش‌ معدن‌ روی‌ داد. بخش‌ بازرگانی‌ در بین‌ دیگر بخشهای‌ اقتصادی‌ از بیشترین‌ رشد برخوردار بوده‌ که‌ بیشتر به‌ جهت‌ رشد صنعت‌ گردشگری‌ در این‌ کشور است‌ (همانجا).ترکیه‌ با امضای‌ موافقتنامة‌ اتحادیة‌ گمرکی‌ و نیز تعرفة‌ مشترک‌ گمرکی‌ با اتحادیة‌ اروپا، در یازدهم‌ دی‌ 1375/ اول‌ ژانویة‌ 1996، همة‌ موانع‌ واردات‌ از اتحادیة‌ اروپا را از میان‌ برداشته‌ است‌. طبق‌ گزارش‌ «توسعه‌ در تجارت‌ جهانی‌»، که‌ سازمان‌ تجارت‌ جهانی‌ در 1376ش‌/1997 منتشر کرد، ترکیه‌ در میان‌ 21 کشوری‌ قرار دارد که‌ بیشترین‌ رشد تجارت‌ خارجی‌ را داشته‌اند. در1378 ش‌/ 1999، در نتیجة‌ دو زلزلة‌ بزرگ‌، تولید کاهش‌ یافت‌ و بر همین‌ اساس‌ صادرات‌ به‌ 000 ، 000 ، 600 ، 26 دلار و واردات‌ به‌ 000 ، 000 ، 700 ، 40 دلار رسید ( > ترکیه‌2000 < ، ص‌254ـ255). ترکیب‌ واردات‌ ترکیه‌ نیز دگرگون‌ شده‌ و سهم‌ کالاهای‌ سرمایه‌ای‌ و مواد خام‌ در 1999 به‌ بالاترین‌ سطح‌ خود رسید. کشورهای‌ اروپای‌ غربی‌ جای‌ مهم‌ و ثابتی‌ در تجارت‌ خارجی‌ ترکیه‌ دارند (همان‌، ص‌ 256ـ 258). کشورهای‌ اسلامی‌ خاورمیانه‌ و شمال‌ افریقا نیز از 1359ش‌/1980 در تجارت‌ خارجی‌ ترکیه‌ سهم‌ مهمی‌ دارند. در 1999، این‌ کشورها 9ر14% از صادرات‌ و 10% از واردات‌ ترکیه‌ را به‌خود اختصاص‌ داده‌اند (همان‌، ص‌ 258). در سالهای‌ اخیر روابط‌ تجاری‌ بین‌ ترکیه‌ و کشورهای‌ عضو اکو و نیز سازمان‌ همکاریهای‌ اقتصادی‌ کشورهای‌ حوزة‌ دریای‌ سیاه‌ گسترش‌ یافته‌ است‌. فدراسیون‌ روسیه‌ و کشورهای‌ آسیای‌ مرکزی‌ نیز نقش‌ اساسی‌ در تجارت‌ خارجی‌ ترکیه‌ دارند (همانجا).تا 1357ش‌/1978، کشاورزی‌ در تولید ناخالص‌ داخلی‌ ترکیه‌ سهم‌ اساسی‌ داشت‌، ولی‌ این‌ سهم‌، با تأکید بر صنعتی‌ کردن‌ کشاورزی‌،از 5ر21% در 1358ش‌/1979به‌1ر18% در 1369ش‌/ 1990 و 15% در 1378ش‌/ 1999 رسید ( > ترکیه‌ < ، ص‌ 96؛ > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌299). از تولیدات‌ باغی‌ ترکیه‌ است‌: گلابی‌، به‌، سیب‌، توت‌، زردآلو، انجیر، گیلاس‌، آلبالو، انگور، مرکّبات‌، پسته‌، بادام‌، گردو، فندق‌ و شاه‌بلوط‌. ترکیه‌ یکی‌ از بزرگترین‌ تولیدکنندگان‌ زیتون‌ در جهان‌ است‌. همچنین‌ 800 ، 76 هکتار از اراضی‌آن‌زیرکشت‌ چای‌است‌(مؤسسة‌آماردولتی‌،ص‌299ـ301).شبکة‌ وسیعی‌ از راههای‌ ارتباطی‌ در ترکیه‌ وجود دارد که‌ در کشورهای‌ منطقه‌ بی‌نظیر است‌ ( > نقشة‌ راههای‌ زمینی‌ ترکیه‌ < ، 1990). در شاهراهها 2ر89% از بار داخلی‌ حمل‌ و نقل‌ می‌شود. این‌ میزان‌ برای‌ راه‌آهن‌ 4ر4%، برای‌ حمل‌ونقل‌ دریایی‌ 8ر4% و برای‌ خطوط‌ لوله‌ 6ر1% است‌. راههای‌ دریایی‌ هنوز هم‌ در حمل‌ونقل‌ بین‌المللی‌ سهم‌ بسیاری‌ دارند؛ با اینحال‌، بیشتر حمل‌ونقلهای‌ بین‌المللی‌ مسافر با خطوط‌ هوایی‌ انجام‌ می‌شود ( > ترکیه‌ 2000 < ، ص‌ 303).منابع‌:Besim Darkot and Giuseppe Motta, Modern bدyدk atlas , Istanbul 1991; Devlet I  statistik Enstitدsد, Statistical yearbook of Turkey 1999 , Ankara 2000; The Europa world yearbook 1999 , London: Europa Publications, 1999; Turkey , Ankara: Directorate General of Press and Information, 1993; I  zmir and the Aegean region , [Ankara]: Ministry of Tourism, 1992; Turkey 1975 , Ankara: General Directorate of Press and Information, 1975; Turkey 2000 , [Ankara]: Turkish News Agency, 2000; Tدrkiye karayollar  haritas  , scale 1: 1,800,000, [n.p.]: Harita Genel Komutanl  g  § , 1990.2) تاریخ‌ سیاسی‌. با انعقاد پیمان‌ تَرک‌ مخاصمة‌ مودروس‌ در 24 محرّم‌ 1337/ 30 اکتبر 1918 میان‌ حکومت‌ عثمانی‌ * و متفقین‌ (فرانسه‌ و انگلیس‌ و ایتالیا)، جنگ‌ جهانی‌ اول‌ پایان‌ گرفت‌. بر اساس‌ این‌ پیمان‌، ایالات‌ عربی‌ عثمانی‌ و مدخلهای‌ ورودی‌ تنگه‌های‌ داردانل‌ و دریای‌ سیاه‌ تحت‌ سلطة‌ متفقین‌ در آمد. از 1337 تا 1342/ 1918ـ1923 در امپراتوری‌ عثمانی‌ اغتشاش‌ و جنگهای‌ استقلال‌طلبانه‌ وجود داشت‌. در این‌ دوره‌، مصطفی‌ کمال‌ ــ که‌ به‌سبب‌ پیروزی‌ نظامی‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ شهرت‌ یافته‌ بود ــ رهبر نیروهای‌ ملی‌ ـ مذهبی‌ شد و جنگ‌ با یونانیان‌ اشغالگر را فرماندهی‌ کرد و آنان‌ را شکست‌ داد ( رجوع کنید به آتاتورک‌ * ، مصطفی‌ کمال‌؛ لوئیس‌، ص‌ 239ـ242، 254ـ 255، 330). با انعقاد عهدنامة‌ لوزان‌ در 3 مرداد 1302/ 23 اوت‌ 1923 متفقین‌، حاکمیت‌ دولت‌ ترکیه‌ را در چارچوب‌ مرزهای‌ سیاسی‌ کنونی‌ به‌رسمیت‌ شناختند (درایسدل‌ و بلیک‌، ص‌ 251؛ لوئیس‌، ص‌ 260). در 22 مهر/ 13 اکتبر همان‌ سال‌، آنکارا به‌جای‌ استانبول‌ پایتخت‌ شد و بدین‌ترتیب‌، پیوند ترکیه‌ با دوران‌ امپراتوری‌ عثمانی‌ گسست‌. در 1302 ش‌/ 1923 نظام‌ سلطنتی‌ منحل‌ و نظام‌ جمهوری‌ اعلام‌ شد. سپس‌ مجلس‌ کبیر ملی‌ تشکیل‌ و مصطفی‌ کمال‌ آتاتورک‌ به‌ ریاست‌ جمهوری‌ برگزیده‌ شد (لوئیس‌، ص‌ 260ـ263).آتاتورک‌ در دوران‌ ریاست‌ جمهوری‌ خویش‌ (1302ـ 1317 ش‌/ 1923ـ 1938)، حکومتی‌ مقتدر و تک‌حزبی‌ به‌ نام‌ حزب‌ جمهوری‌خواه‌ خلق‌ ایجاد کرد و با تغییرات‌ بنیادی‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌، کوشید ترکیه‌ را به‌ صورت‌ جوامع‌ اروپایی‌ در آورد ( رجوع کنید به جمهوری‌خواه‌ خلق‌ * ، حزب‌؛ نیز رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌). بعد از مرگ‌ آتاتورک‌ (1317 ش‌/ 1938)، عصمت‌ اینُونُو، همفکر او، رئیس‌جمهور شد. در دورة‌ اینونو (1317ـ1329 ش‌/ 1938ـ1950) از اقتدار نظام‌ سیاسی‌ ترکیه‌ کاسته‌ شد و حرکت‌ به‌سمت‌ دموکراسی‌ و نظام‌ چندحزبی‌ آغاز گردید. عامل‌ این‌ تغییرات‌، توسعة‌ اقتصادی‌ و شکل‌گیری‌ گروههای‌ صنفی‌ جدید و تشکلهای‌ روشنفکران‌ بود. افزون‌ بر این‌، پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ از تسلط‌ حکومت‌ بر تجارت‌ و دانشگاهها کاسته‌ شد و امید به‌ مشارکت‌ سیاسی‌ افزایش‌ یافت‌. حزب‌ تازه‌ تأسیس‌ دموکرات‌ به‌ رهبری‌ جلال‌ بایار * ، در نخستین‌ انتخابات‌ مجلس‌ ملی‌ در 1329 ش‌/ 1950 با شکست‌ حزب‌ جمهوری‌خواه‌ خلق‌، به‌ پیروزی‌ قاطع‌ دست‌ یافت‌. دموکراتها یک‌ دهه‌ در مجلس‌ و دولت‌ ماندند. طی‌ دهة‌ 1330 ش‌/ 1950 کشاورزی‌ و اقتصاد نوسازی‌، و خط‌ مشی‌ سازگاری‌ با اسلام‌ دنبال‌ شد (لاپیدوس‌، ص‌ 610ـ 611؛ برای‌ آگاهی‌ بیشتر در بارة‌ دورة‌ حکومت‌ دموکراتها رجوع کنید به لوئیس‌، ص‌ 303ـ319؛ رابینسون‌، ص‌ 141ـ 161).با کودتای‌ نظامی‌ 7 خرداد 1339/ 27 مه‌ 1960، معروف‌ به‌ کودتای‌ ژنرالها، حکومت‌ عدنان‌ مِنْدِرِس‌ * نخست‌وزیر ترکیه‌ (2 خرداد 1329 تا 6 خرداد 1339/22 مه‌ 1950ـ27 مه‌ 1960)، ساقط‌ شد. انگیزة‌ نظامیان‌ برای‌ کودتا مقابله‌ با اصلاحات‌ مذهبی‌ و بحران‌ شدید اقتصادی‌ و اقدامات‌ مقتدرانة‌ دولت‌ بود. آنان‌ از 10 خرداد 1339 تا 30 آبان‌ 1340/ 30 مه‌ 1960 ـ 20 نوامبر 1961 حکومت‌ نظامی‌ برقرار نمودند و حزب‌ دموکرات‌ را منحل‌ و عدنان‌ مندرس‌ را اعدام‌ کردند (لاپیدوس‌، ص‌ 611).متعاقب‌ کودتا، کمیتة‌ اتحاد ملی‌ قدرت‌ را به‌ دست‌ گرفت‌. این‌ کمیته‌ در 1340ش‌/1961، قانون‌ اساسی‌ جدیدی‌ که‌ متضمن‌ آزادیهای‌ بیشتر بود تصویب‌ و جانشین‌ قانون‌ اساسی‌ 1302 ش‌/ 1923 کرد. در فضای‌ باز سیاسی‌ دهة‌ 1340 ش‌/ 1960، گسترش‌ نابرابریهای‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ و افزایش‌ فعالیتهای‌ سیاسی‌، به‌ بحرانهای‌ سیاسی‌ و درگیری‌ احزاب‌ انجامید. مهندسان‌ و کارگران‌ صنعتی‌ وارد مبارزة‌ سیاسی‌ شدند. حرکت‌ وسیع‌ کارگری‌، بویژه‌ پس‌ از تشکیل‌ حزب‌ کارگران‌ در 1346 ش‌/ 1967، آغاز شد. با فعال‌ شدن‌ احزاب‌ چپ‌گرا و راست‌گرای‌ افراطی‌، فعالیت‌ نیروهای‌ سیاسی‌ خشونت‌آمیز و ایدئولوژیک‌ شد. در 1350 ش‌/ 1971 ارتش‌ که‌ نظام‌ پارلمانی‌ را در تنش‌زدایی‌ از احزاب‌ و گروههای‌ ناهمگن‌، ناتوان‌ می‌دید، با اعلام‌ شرایط‌ ویژه‌، ادارة‌ کشور را به‌مدت‌ دو سال‌ به‌دست‌ گرفت‌ (قاسمی‌، ص‌ 142، 147؛ لاپیدوس‌، ص‌ 612؛ احمد، ص‌ 143ـ147).تضادهای‌ سیاسی‌ و ایدئولوژیک‌ دهة‌ 1340 ش‌/ 1960، در دهة‌ بعد شدت‌ یافت‌ و حزبهای‌ جدیدی‌ با گرایشهای‌ گوناگون‌ تشکیل‌ شدند، مانند حزب‌ دموکراتیک‌ (حامی‌ سرمایه‌داری‌ و تقسیم‌ اراضی‌) و حزب‌ حرکت‌ ملی‌ * (نخبه‌گرا و فاشیست‌) که‌ راست‌گرا بودند، حزب‌ کارگران‌ ترک‌ و گروههای‌ کارگری‌ که‌ چپ‌گرا و طرفدار مائو و هوادار شوروی‌ بودند، حزب‌ سلامت‌ ملی‌ که‌ اسلام‌گرا بود. حکومتها بویژه‌ از 1352 ش‌/ 1973 تا پایان‌ دهه‌، ائتلافی‌ و ناهمگن‌ بودند. دو حزب‌ بزرگتر در مجلس‌، حزب‌ جمهوری‌خواه‌ خلق‌ و حزب‌ عدالت‌، برای‌ تشکیل‌ حکومت‌ نیازمند حضور احزاب‌ کوچکتر با گرایشهای‌ متضاد بودند (لاپیدوس‌، همانجا).اقتصاد ترکیه‌، به‌ وامهای‌ خارجی‌ متکی‌ بود. نظام‌ اقتصادی‌ به‌گونه‌ای‌ بود که‌ موجب‌ تضاد منافع‌ سرمایه‌داران‌ داخلی‌ و کارگران‌ و کشاورزان‌ می‌شد. افزایش‌ قیمت‌ نفت‌ و رکود اقتصاد اروپا، که‌ پیامد آن‌ کاهش‌ تقاضا برای‌ نیروی‌ کار از ترکیه‌ بود، بر بیکاری‌ و تورم‌ اقتصادی‌ افزود. پس‌ از آنکه‌ ترکیه‌ در زمان‌نخست‌وزیریِ بولِنت‌ اِجِویت‌ (ژانویه‌ ـ نوامبر 1974) قبرس‌ را اشغال‌ کرد (1353 ش‌/ 1974)، اروپا ترکیه‌ را تحریم‌ اقتصادی‌ کرد و کمکهای‌ خارجی‌ قطع‌ و وضع‌ اقتصادی‌ این‌ کشور بحرانیتر شد. مشاجرات‌ سیاسی‌ به‌ خشونتهای‌ خیابانی‌ در سراسر کشور انجامید و دولت‌ از مهار اوضاع‌ ناتوان‌ گردید. در واکنش‌ به‌ چنین‌ وضعی‌، در 1359 ش‌/ 1980 کودتای‌ نظامی‌ روی‌ داد که‌ آن‌ هم‌ به‌ کودتای‌ ژنرالها شهرت‌ یافت‌ (کرنل‌ و سوانبرگ‌ ، ص‌ 141ـ142؛ احمد، ص‌ 176؛ برای‌ اطلاع‌ بیشتر در بارة‌ این‌ حوادث‌ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 148ـ180).رژیم‌ نظامی‌ به‌ریاست‌ کنعان‌ اِوْرِن‌ (27 شهریور 1359 ـ 17 آبان‌ 1361/ 18 سپتامبر 1980 ـ 8 نوامبر 1982) احزاب‌ سیاسی‌ پیشین‌ را منحل‌ و قانون‌ اساسی‌ جدیدی‌ وضع‌ کرد که‌ متضمن‌ نظام‌ چند حزبی‌ بود و طبق‌ آن‌، قوة‌ مقننه‌ از نظام‌ دو مجلسی‌ به‌ تک‌ مجلسی‌ تغییر یافت‌. در انتخابات‌ 1362 ش‌/ 1983، رقابت‌ سه‌ حزب‌ نوپای‌ مام‌ میهن‌ و حزب‌ خلق‌ و حزب‌ دموکراسی‌ ملی‌، به‌ پیروزی‌ حزب‌ مام‌ میهن‌ به‌ رهبری‌ تورگوت‌ اوزال‌ * انجامید و اوزال‌ نخست‌وزیر (22 آذر 1362 ـ 9 آبان‌ 1368/ 13 دسامبر 1983 ـ 31 اکتبر 1989) شد. تحولات‌ منطقه‌ای‌، مانند پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ و استقرار حکومتی‌ مخالف‌ با منافع‌ غرب‌ در این‌ کشور و مداخلة‌ نظامی‌ شوروی‌ در افغانستان‌ (6 دی‌ 1358/ 27 دسامبر 1979)، اهمیت‌ راهبردی‌ ترکیه‌ را نزد امریکا (دولت‌ ریگان‌) افزایش‌ داد و سبب‌ حمایت‌ گستردة‌ امریکا، بویژه‌ حمایت‌ مالی‌ آن‌، از برنامه‌های‌ اقتصادی‌ اوزال‌ شد ( > مطالعات‌ جهانی‌: خاورمیانه‌ < ، ص‌ 143؛ احمد، ص‌ 206ـ207). طی‌ دهة‌ 1360 ش‌/ 1980، با حمایت‌ نظامیان‌ و پشتیبانی‌ امریکا، برنامة‌ اصلاحات‌ اقتصادی‌ بازار آزاد و توسعة‌ صادرات‌، تمرکززدایی‌ و کاهش‌ دیوان‌ سالاری‌ در نظام‌ اداری‌ و سیاستهای‌ جدید فرهنگی‌ ( رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌) به‌اجرا در آمد (احمد، ص‌183، 206ـ210؛ > مطالعات‌ جهانی‌: خاورمیانه‌ < ، همانجا؛ کوکِر، ص‌ 71). در 9 آبان‌ 1368/ 31 اکتبر 1989 با بر کناری‌ ژنرال‌ کنعان‌اورن‌، تورگوت‌ اوزال‌ به‌ ریاست‌ جمهوری‌ ترکیه‌ انتخاب‌ شد. طی‌ دهة‌ 1360ش‌/1980 دگرگونیهای‌ اجتماعی‌ بسیاری‌ در ترکیه‌، بویژه‌ در جامعة‌ شهری‌ آن‌، به‌ وجود آمد که‌ بیشتر ناشی‌ از تحولات‌ اقتصادی‌ بود. طبقة‌ بورژوا قدرت‌ گرفت‌ و به‌ ساختار سیاسی‌، راه‌ یافت‌. درنتیجه‌، رویکرد جدیدی‌ نسبت‌ به‌ ایدئولوژی‌ و فرهنگ‌ به‌ وجود آمد که‌ از ارزشهای‌ سرمایه‌داری‌ و لیبرالیسم‌ تأثیر پذیرفته‌ بود (احمد، ص‌ 208ـ210).با مرگ‌ اوزال‌ در 1372ش‌/ 1993 منازعة‌ سیاسی‌ درازمدت‌ میان‌ او و سلیمان‌ دِمیرِل‌، نخست‌وزیر (9 نوامبر 1989ـ17 آوریل‌ 1993)، پایان‌ یافت‌ و دمیرل‌ به‌ مقام‌ ریاست‌ جمهوری‌(5 مه‌ 1993ـ 6 مه‌ 2000) رسید. انتخابات‌ جدید برگزار شد؛ در این‌ انتخابات‌ خانم‌ تانسو چیللَر، رهبر حزب‌ راه‌ راست‌، نخست‌وزیر شد (شهریور 1372ـ 1375/ سپتامبر 1993ـ 1996) و در ائتلافی‌ ناپایدار با حزب‌ جمهوری‌ خلق‌، دولت‌ خود را تشکیل‌ داد. در انتخابات‌ مجلس‌ ملی‌ در آذر 1374/ دسامبر 1995، که‌ نقطة‌ عطفی‌ در تحولات‌ دهة‌ 1370 ش‌/ 1990 بود، حزب‌ اسلام‌گرای‌ رفاه‌ به‌ رهبری‌ نجم‌الدین‌ اَرْبَکان‌ با 158 کرسی‌ در مقابل‌ حزب‌ راه‌ راست‌ با 135 کرسی‌ و حزب‌ مام‌ میهن‌ با 132 کرسی‌ به‌ پیروزی‌ رسید. اربکان‌ نخست‌وزیر (اردیبهشت‌ 1375 ـ اسفند 1376/ آوریل‌ 1996 ـ مارس‌1997) شد و پس‌ از ائتلاف‌ با حزب‌ راه‌ راست‌ به‌ رهبری‌ چیللر حکومت‌ تشکیل‌ داد. او در این‌ دوره‌ با کشورهای‌ اسلامی‌ مناسبات‌ نزدیکتری‌ برقرار کرد و طرح‌ تشکیل‌ گروه‌ کشورهای‌ اسلامی‌، به‌نام‌ «گروه‌ هشت‌»، را پیشنهاد داد و در داخل‌ کشور نیز سیاستهای‌ اسلامی‌ چون‌ لغو ممنوعیت‌ حجاب‌ در مدارس‌ را به‌اجرا در آورد. نظامیان‌ در برابر سیاستها و اقدامات‌ اربکان‌ واکنش‌ سختی‌ نشان‌ دادند. فشار فزایندة‌ نظامیان‌ و مخالفت‌ احزاب‌ لائیکِ هوادار آنها در مجلس‌، وضع‌ بغرنج‌ سیاسی‌، که‌ کودتای‌ سفید نامیده‌ شده‌، علیه‌ حکومت‌ اربکان‌ پدید آورد و منجر به‌ سرنگونی‌ حکومت‌ وی‌ در اسفند 1376/ مارس‌ 1997 شد. سپس‌ مسعود ییلماز، رهبر حزب‌ مام‌ میهن‌، به‌نخست‌ وزیری‌ رسید (آوریل‌ 1997ـ1999). او به‌ سرکوب‌ اسلام‌گرایی‌، گسترش‌ روابط‌ با غرب‌ و تحکیم‌ روابط‌ با اسرائیل‌ مبادرت‌ نمود (اطهری‌، ص‌ 15ـ16؛ > مطالعات‌ جهانی‌: خاورمیانه‌ < ، ص‌ 149).در 29 فروردین‌ 1378/ 8 آوریل‌ 1999، انتخابات‌ مجلس‌ ملی‌ برگزار شد و احزاب‌ راست‌گرای‌ مام‌ میهن‌ و راه‌ راست‌، که‌ در ساختار سیاسی‌ جایگاه‌ برجسته‌ای‌ داشتند، از حزب‌ چپ‌گرای‌ سوسیال‌ دموکرات‌ (با 136 کرسی‌ از 550 کرسی‌) و حزب‌ ملی‌گرای‌ حرکت‌ ملی‌ (با 129 کرسی‌) شکست‌ خوردند و بولنت‌ اجویت‌، رهبر حزب‌ سوسیال‌ دموکرات‌، در ائتلاف‌ با احزاب‌ حرکت‌ ملی‌ و مام‌ میهن‌، دولت‌ خود را تشکیل‌ داد (نسیم‌فر، ص‌ 12ـ17؛ «ترکیه‌ و بحرانهای‌ تازه‌ سیاسی‌»، ص‌ 1).در پایان‌ دورة‌ هفت‌ سالة‌ ریاست‌ جمهوری‌ سلیمان‌ دمیرل‌، بولنت‌ اجویت‌ لایحه‌ای‌ به‌نام‌ «فرمول‌ 5 + 5» به‌ مجلس‌ پیشنهاد داد که‌ در صورت‌ تصویب‌، متضمن‌ ادامة‌ ریاست‌ جمهوری‌ دمیرل‌ برای‌ یک‌ دورة‌ پنج‌ساله‌ بود. با ردّ این‌ لایحه‌ دولت‌ ائتلافی‌ دچار بحران‌ سیاسی‌ شد. سرانجام‌، رهبران‌ احزاب‌ سیاسی‌ مجلس‌ در مورد ریاست‌ جمهوری‌ احمد نَجْدَت‌ سِزَر، حقوقدان‌ برجسته‌ و رئیس‌ دادگاه‌ قانون‌ اساسی‌، توافق‌ کردند و در 17 اردیبهشت‌ 1379/ 6 مه‌ 2000، پس‌ از سه‌ بار رأی‌گیری‌، نجدت‌ سزر رئیس‌جمهور ترکیه‌ شد («ترکیه‌ و انتخاب‌ رئیس‌ جمهوری‌ جدید»، ص‌ 12؛«رئیس‌ جمهور جدید ترکیه‌ بر گسترش‌ دمکراسی‌ در این‌ کشور تأکید کرد»، ص‌16).ساختار سیاسی‌ و قضایی‌. حکومت‌ ترکیه‌ از نوع‌ جمهوری‌ دموکراسی‌ پارلمانی‌ است‌. مطابق‌ قانون‌ اساسی‌ 1361 ش‌/ 1982 و اصلاحیة‌ 1374ش‌/ 1995، قوة‌ قانونگذاری‌ از مجلس‌ کبیر ملی‌ تشکیل‌ می‌شود که‌ 550 نماینده‌ دارد. نمایندگان‌ از طریق‌ انتخابات‌ برای‌ دوره‌ای‌ پنج‌ ساله‌ به‌ مجلس‌ راه‌ می‌یابند. قوة‌ مجریه‌ را رئیس‌جمهور و شورای‌ وزیران‌ (نخست‌وزیر و وزیران‌) اداره‌ می‌کنند. مجلس‌، رئیس‌جمهور را برای‌ یک‌ دورة‌ هفت‌ سالة‌ تجدیدناپذیر انتخاب‌ می‌کند. رئیس‌جمهور رئیس‌ هیئت‌ دولت‌ است‌ و شورای‌ مشورتی‌ دولتی‌ با سی‌ عضو، به‌ وی‌ مشورت‌ می‌دهند. قوة‌ مجریه‌ مرکّب‌ است‌ از رئیس‌جمهور، اعضای‌ شورای‌ امنیت‌ ملی‌ و هیئت‌ دولت‌. اعضای‌ شورای‌ امنیت‌ ملی‌ عبارت‌اند از: نخست‌وزیر، رئیس‌ ستاد مشترک‌ ارتش‌، وزیر دفاع‌ ملی‌، وزیر امورخارجه‌، و فرماندهان‌ سه‌ نیروی‌ زمینی‌ و دریایی‌ و هوایی‌ و فرمانده‌ ژاندارمری‌. رئیس‌جمهور ریاست‌ این‌ شورا را برعهده‌ دارد. در ساختار سیاسی‌ ترکیه‌ ارتش‌ حافظ‌ اصول‌ کمالیسم‌ بویژه‌ اصل‌ لائیسیته‌ است‌ ( > قانون‌ اساسی‌ کشورهای‌ جهان‌ < ، ج‌19، ذیل‌ «ترکیه‌»: ] قانون‌ اساسی‌ 1982 [ ، بخش‌ 3، فصل‌ 1، قوة‌ مقننه‌، مواد 75ـ100، ص‌27ـ39، فصل‌ 2، قوة‌ مجریه‌، مواد 101ـ117، ص‌39).قوة‌ قضاییه‌ شامل‌ دیوان‌ کشور، دادگاههای‌ اداری‌ و نظامی‌ و کیفری‌ و دادگاههای‌ عالی‌ مانند دادگاه‌ قانون‌ اساسی‌ و دادگاه‌ عالی‌ نظامی‌ است‌. دیوان‌ کشور در رأس‌ تشکیلات‌ قضایی‌ قرار دارد. تشکیل‌ احزاب‌ سیاسی‌ آزاد است‌ به‌ این‌ شرط‌ که‌ بر مبنای‌ نژاد و طبقه‌ شکل‌ نگرفته‌ و، به‌ کمونیسم‌ و فاشیسم‌ و اصول‌گرایی‌ مذهبی‌ متعهد نبوده‌ و با اتحادیه‌های‌ تجاری‌ پیوند نداشته‌ باشند (همان‌، فصل‌ 3، قوة‌ قضاییه‌، مواد 138ـ160، ص‌ 57 ـ69، اصلاحیة‌ قانون‌ اساسی‌ 1995، مادّة‌ اصلاحی‌ 75، ص‌ 5).سیاست‌ خارجی‌. به‌رغم‌ تغییرات‌ سیاست‌ خارجی‌ ترکیه‌، به‌ اقتضای‌ تحولات‌ منطقه‌ای‌ و بین‌المللی‌، اصول‌ سیاست‌ خارجی‌ این‌ کشور متأثر از اصول‌ کمالیسم‌ (اصول‌ آتاتورک‌؛ غرب‌گرایی‌ و ملی‌گرایی‌) است‌. تاکنون‌ بیشتر دولتهای‌ ترکیه‌، سیاست‌ گرایش‌ به‌ غرب‌ را دنبال‌ کرده‌اند و بر همین‌ اساس‌، همواره‌ بر عضویت‌ ترکیه‌ در اتحادیة‌ اروپا اصرار داشته‌اند (قاسمی‌، ص‌ 191، 211؛ انصاری‌، ص‌ 269). ترکیه‌ از درگیرشدن‌ در جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ اجتناب‌ کرد. پس‌ از جنگ‌، حملات‌ سیاسی‌ و ضد ترک‌ شوروی‌ به‌ ترکیه‌، این‌ کشور را به‌ سوی‌ غرب‌ سوق‌ داد. از آذر 1326/ مه‌ 1947، کمکهای‌ اقتصادی‌ و نظامی‌ امریکا به‌ ترکیه‌ آغاز شد و در مرداد 1328/ اوت‌ 1949، ترکیه‌ عضو شورای‌ اروپا گردید. موضع‌ ترکیه‌ در هواداری‌ از غرب‌ چنان‌ بود که‌ در 1329 ش‌/ 1950، برای‌ حمایت‌ از کرة‌ جنوبی‌ در جنگ‌ با کرة‌ شمالی‌ و چین‌، به‌ آنجا نیروی‌ نظامی‌ فرستاد. در 1331 ش‌/ 1952، ترکیه‌ عضو ناتو شد و در 1334 ش‌/ 1955، به‌عنوان‌ مؤسس‌ پیمان‌ بغداد * ، که‌ بعداً سنتو ( رجوع کنید به پیمان‌ مرکزی‌، سازمان‌ * ) نام‌ گرفت‌، سیاست‌ پیروی‌ از غرب‌ را ادامه‌ داد. این‌ سیاست‌ طی‌ دهة‌ 1340 ش‌/ 1960، به‌ سبب‌ حمایت‌ نکردن‌غرب‌ از موضع‌ ترکیه‌ در قبال‌ قبرس‌، تغییر کرد. در 1340 ش‌/ 1961، با اعلام‌ استقلال‌ قبرس‌ از سلطة‌ بریتانیا، اختلاف‌ ترکیه‌ و یونان‌ بر سر جامعة‌ ترک‌ قبرس‌ شدت‌ یافت‌ و به‌ جنگ‌ ترکیه‌ و یونان‌ انجامید (1346 ش‌/ 1967). پس‌ از آنکه‌ در 29 تیر 1353/ 20 ژوئیة‌ 1974، ترکیه‌ قبرس‌ را اشغال‌ کرد، امریکا همة‌ کمکهای‌ خود را به‌ ترکیه‌ قطع‌ و از 1354 تا 1357 ش‌/ 1975ـ 1978 این‌ کشور را تحریم‌ تسلیحاتی‌ کرد (قاسمی‌، ص‌ 197، 212؛ انصاری‌، ص‌ 58 ـ59؛ برای‌ اطلاع‌ بیشتر در بارة‌ ترکیه‌ و مسئلة‌ قبرس‌ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 255ـ264).پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ در 1357 ش‌/ 1979 و اشغال‌ افغانستان‌ در 1358 ش‌/ 1980، غرب‌ برای‌ تقویت‌ منافع‌ خود و احتمالاً استفاده‌ از ترکیه‌ به‌ جای‌ ایران‌ در ترتیبات‌ امنیتی‌ منطقه‌، از کودتای‌ 1358ش‌/ 1980 نظامیان‌ در ترکیه‌ بهره‌ جست‌ و از آنان‌ حمایت‌ کرد. پس‌ از کودتا روابط‌ آنکارا و واشنگتن‌ گسترش‌ یافت‌ (احمد، ص‌ 206ـ207؛ قاسمی‌، ص‌ 212).با کاهش‌ اهمیت‌ راهبردی‌ ترکیه‌ پس‌ از جنگ‌ سرد و با توجه‌ به‌ تواناییهای‌ جدید اقتصادی‌ آن‌، این‌ کشور سیاست‌ نگاه‌ به‌ شرق‌ را در پیش‌ گرفت‌ که‌ شامل‌ فعال‌ شدن‌ در آسیای‌ مرکزی‌، خاورمیانه‌ و بالکان‌ بود ( رجوع کنید به فولر و لِسر، ص‌ 91، 99ـ100؛ عطایی‌، ص‌108ـ112). فروپاشی‌ اتحاد شوروی‌ و بلوک‌ شرق‌ و حملة‌ عراق‌ به‌ کویت‌ (هر سه‌ در 1370ش‌/ 1991)، برای‌ سیاست‌ خارجی‌ ترکیه‌ فرصتها و محدودیتهای‌ جدّی‌ به‌وجود آورد. از دیدگاه‌ امریکا و کشورهای‌ غربی‌، ترکیه‌ می‌توانست‌ پل‌ ارتباطی‌ دنیای‌ غرب‌ با جمهوریهای‌ مستقل‌ آسیای‌ مرکزی‌ و قفقاز و الگوی‌ سیاسی‌ ـ اقتصادی‌ مناسبی‌ برای‌ این‌ سرزمینها باشد. امریکا کوشید با حمایت‌ از نقش‌ جدید ترکیه‌ در این‌ منطقه‌، نفوذ ایران‌ را، که‌ موجب‌ رشد اسلام‌گرایی‌ در منطقه‌ می‌شد، محدود سازد. اقدامات‌گستردة‌ ترکیه‌ در آسیای‌ مرکزی‌ و قفقاز از یکسو، و امضای‌ پیمانهای‌ نظامی‌ و امنیتی‌ با اسرائیل‌ از سوی‌ دیگر حاکی‌ از این‌ نگرش‌ تازه‌ است‌ (عطایی‌، ص‌ 107ـ 121؛ رابینز ، ص‌ 593، 610؛ > مطالعات‌ جهانی‌: خاورمیانه‌ < ، ص‌ 149).روابط‌ ترکیه‌ با سوریه‌، عراق‌، ایران‌، قبرس‌ و ارمنستان‌ در منطقة‌ سرحدات‌ بحرانی‌ بوده‌ است‌. موضوع‌ کردها و مسئلة‌ آب‌ از عوامل‌ مهم‌ ایجاد بحران‌ در روابط‌ با عراق‌ و سوریه‌ و ایران‌ است‌ (عطایی‌،ص‌118ـ119؛ دربارة‌ مسئلة‌ آب‌ رجوع کنید به نهازی‌، ص‌59 ـ70).مسئلة‌ کردها، از معضِلات‌ امنیت‌ ملی‌ ترکیه‌ است‌ که‌ ریشة‌ اصلی‌ آن‌، به‌ سیاست‌ دولت‌ ترکیه‌ در هویت‌زدایی‌ قومی‌ از کردها باز می‌گردد. این‌ سیاست‌ از آغاز تأسیس‌ جمهوری‌ ترکیه‌ تاکنون‌ اعمال‌ شده‌ است‌. کردهای‌ ترکیه‌ در قالب‌ گروهها و سازمانهای‌ فعال‌ سیاسی‌، از هویت‌ قومی‌ خود دفاع‌ کرده‌ و برای‌ کسب‌ حقوق‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌، به‌ مبارزات‌ سیاسی‌ ومسلحانه‌ متوسل‌ شده‌اند. حزب‌ کارگران‌ کردستان‌ * ، به‌ نام‌ «پ‌. ک‌. ک‌.»، به‌ رهبری‌ عبداللّه‌ اوجالان‌ (دستگیر شده‌ در 26 بهمن‌ 1377)، نقش‌ عمده‌ای‌ در این‌ مبارزه‌ها داشته‌ است‌ ( رجوع کنید به قاسمی‌، ص‌ 199ـ201، 204ـ 206؛ بشیکچی‌، ص‌ 99ـ 118 و جاهای‌ دیگر). روابط‌ ترکیه‌ با ایران‌ از زمان‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌، که‌ مقارن‌ با اوج‌گیری‌ ناآرامیهای‌ اجتماعی‌ در ترکیه‌ بود، فراز و نشیبهایی‌ داشته‌ است‌. از 1361 ش‌/ 1982 روابط‌ سیاسی‌ دو کشور از کارداری‌ به‌ سفارت‌ ارتقا یافت‌. موضع‌ ترکیه‌ طی‌ جنگ‌ عراق‌ با ایران‌ حفظ‌ بی‌طرفی‌ بود و به‌سبب‌ همسایه‌ بودن‌ با هر دو کشورِ در حالِ جنگ‌، روابط‌ اقتصادی‌ گسترده‌ای‌ با آنها ایجاد کرد. در حال‌ حاضر مناسبات‌ ترکیه‌ با ایران‌، به‌رغم‌ پاره‌ای‌ سوءتفاهمها در مورد فعالیت‌ گروههای‌ اسلام‌گرا مانند حزب‌اللّه‌ ترکیه‌، بر اساس‌ اصل‌ حسن‌ هم‌جواری‌ و در چارچوب‌ اصول‌ سازمان‌ همکاری‌ اقتصادی‌ (اکو) است‌.انعقاد قرارداد صادرات‌ بیست‌ میلیارد دلار گاز به‌ ترکیه‌ در مدت‌ 22 سال‌، در زمرة‌ مهمترین‌ قراردادهای‌ تجاری‌ ایران‌ و ترکیه‌ است‌ (حیدرزاده‌ نایینی‌، ص‌ 136). پیوند و آشنایی‌ ترکیه‌ با زبان‌ و ادب‌ فارسی‌ و فرهنگ‌ ایران‌ سابقه‌ای‌ دیرینه‌ دارد. توجه‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ در دانشگاههای‌ ترکیه‌ در مقایسه‌ با سایر زبانهای‌ شرقی‌ در حد مطلوب‌ است‌ و آموزش‌ این‌ زبان‌ پس‌ از زبان‌ عربی‌ در ردة‌ دوم‌ اهمیت‌ قرار دارد ( آشنایی‌ با اوضاع‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ترکیه‌ ، ص‌ 54 ـ 58). از 1364 تا 1366 ش‌/ 1985 ـ 1987، بین‌ ایران‌ و ترکیه‌ برنامة‌ مبادلات‌ فرهنگی‌ تنظیم‌ و اجرا گردید که‌ مشتمل‌ بر همکاری‌ دانشگاهها (اعطای‌ بورس‌ تحصیلی‌) و موزه‌ها و کتابخانه‌ها و صدا وسیما و مراکز فرهنگی‌ و هنری‌ در کشور است‌ (قاسمی‌، ص‌ 235ـ239، 242، 254).دین‌ و دولت‌ در ترکیه‌. نخستین‌ قانون‌ اساسی‌ ترکیه‌ در 1303 ش‌/ 1924 اسلام‌ را دین‌ رسمی‌ کشور اعلام‌ کرد، اما در اصلاحات‌ قانونی‌ 1307 ش‌/ 1928 این‌ مادّه‌ حذف‌ شد و در بازنگری‌ قانون‌ اساسی‌ در 1316 ش‌/ 1937، اصل‌ لائیسیته‌ (جدایی‌ دین‌ از سیاست‌) از اصول‌ بنیادی‌ ترکیه‌ شناخته‌ شد. در 1361 ش‌/ 1982، هنگام‌ تدوین‌ قانون‌ اساسی‌ جدید، نیز بر این‌ اصل‌ تأکید شد (انتخابی‌، ص‌ 17؛ > قانون‌ اساسی‌ کشورهای‌ جهان‌ < ، ج‌ 19، ذیل‌ «ترکیه‌»، مقدمه‌).بنا بر آمار 1377 ش‌/ 1998، بیش‌ از 99% مردم‌ ترکیه‌ مسلمان‌اند. از این‌ تعداد 70 تا 80% اهل‌سنّت‌ و بیشتر پیرو مذهب‌ حنفی‌اند. شمار علویان‌ * ، بزرگترین‌ اقلیت‌ مذهبی‌، بالغ‌ بر بیست‌ میلیون‌ تن‌ است‌ و تعداد شیعیان‌ بیش‌ از 5ر1 میلیون‌ تن‌ تخمین‌ زده‌ شده‌ است‌ (کرنل‌ و سوانبرگ‌، ص‌ 132؛ تشیع‌ در ترکیه‌ ، ص‌ 9). حنفی‌مذهبان‌ بیشتر در مرکز و غرب‌ ترکیه‌، و شافعیان‌ (عمدتاً کردها) با جمعیتی‌ کمتر از حنفیان‌ در مناطق‌ شرقی‌ سکونت‌ دارند. علویان‌ بیشتر در شهرهای‌ ولی‌اورمان‌، سیواس‌، آنکارا، تونجلی‌، ارزروم‌، آماسیا، آلازیق‌، قهرمان‌ ماراش‌، مَلطیه‌ و توکات‌ زندگی‌ می‌کنند شیعیان‌ در استانهای‌ شرقیِ آغدیر و قارْص‌ در اکثریت‌اند و در استانهای‌ ازمیر و آنکارا و استانبول‌ در اقلیت‌اند ( تشیع‌ در ترکیه‌ ، همانجا؛ طلایه‌ ، ص‌ 65؛ آشنایی‌ با اوضاع‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ترکیه‌ ، ص‌ 18).با آنکه‌ دگرگونیهای‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ ترکیه‌ در قرن‌ چهاردهم‌/بیستم‌، جامعه‌ای‌ کثرت‌گرا و ملی‌ و غیرمذهبی‌ به‌وجود آورده‌، اسلام‌ همچنان‌ منبعی‌ ارزش‌ بخش‌ و مؤثر در رفتار سیاسی‌ و اجتماعی‌ بخش‌ بزرگی‌ از جامعه‌ است‌ (لاپیدوس‌، ص‌ 614؛ نیز رجوع کنید به توران‌، ص‌ 31ـ52؛ حیدرزاده‌ نایینی‌، ص‌ 247، 249). طریقتها، جنبشها و گروهها و سازمانهای‌ اسلامی‌، بویژه‌ در دهة‌1370 ش‌/ 1990، در داخل‌ و خارج‌ ترکیه‌ و در امور فرهنگی‌ و اقتصادی‌ و گاه‌ سیاسی‌ حضور فعال‌ داشته‌اند. طریقتهای‌ برجستة‌ سنّی‌ (شامل‌ نقشبندیه‌ * ، نورچی‌/ نورجو/ نورجیگری‌ * ، فتح‌اللّه‌چی‌ که‌ شاخة‌ اصلی‌ و فعال‌ نورچی‌ است‌، و سلیمانچی‌) و طریقتهای‌ بَکتاشیه‌ * و نُصَیری‌ (وابسته‌ به‌ فرقة‌ علوی‌) در ترکیه‌ فعال‌اند ( آشنایی‌ با اوضاع‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ترکیه‌ ، ص‌ 23 به‌ بعد؛ انتخابی‌، ص‌ 25ـ26). فعالیت‌ برخی‌ از کانونها و سازمانهای‌ اسلامی‌ در کشورهای‌ اروپایی‌، بویژه‌ آلمان‌، بیشتر بازتاب‌ فعالیتهای‌ گروههای‌ داخل‌ کشور است‌. از جمله‌ این‌ سازمانها، گروه‌ ملی‌ گورُوش‌ وابسته‌ به‌ حزب‌ رفاه‌ (سابق‌)، فدراسیون‌ ترک‌ وابسته‌ به‌ حزب‌ حرکت‌ ملی‌ و اتحادیة‌ جماعات‌ اسلامی‌ به‌ ریاست‌ جمال‌الدین‌ کاپلان‌ است‌ (قاسمی‌، ص‌ 31ـ32). سازمانها و احزاب‌ مهم‌ اسلام‌گرا (مانند سازمان‌ جهاد اسلامی‌ ترکیه‌، حزب‌ آزادی‌بخش‌ اسلامی‌ (حزب‌التحریرالاسلامیه‌)، جنبش‌ انتقام‌ اسلامی‌، انقلابیون‌ اسلامی‌ کُرد، حزب‌اللّه‌ ترکیه‌ و چریکهای‌ اسلامی‌ ترک‌) فعالیتهای‌ سیاسی‌ مخفیانه‌ دارند ( > اسلام‌ و گروههای‌ اسلامی‌ < ، ص‌ 255ـ256).امور و تعلیمات‌ دینی‌ و اخلاقی‌ زیرنظر سازمان‌ امور دیانت‌ است‌. این‌ سازمان‌ با تشکیلات‌ بسیار گسترده‌اش‌، پس‌ از وزارتخانه‌های‌ کشور و وزارت‌ دفاع‌ ملی‌، مقام‌ سوم‌ را دارد. آموزش‌ دینی‌، که‌ پس‌ از استقرار نظام‌ جمهوری‌ ممنوع‌ شده‌ بود، به‌طور غیرقانونی‌ انجام‌ می‌گرفت‌، اما بتدریج‌ در قالب‌ مدارسِ امام‌ ـ خطیب‌ و آموزشگاههای‌ قرآن‌ و دانشکدة‌ الاهیات‌ مشروعیت‌ نسبی‌ یافت‌. همچنین‌ آموزش‌ دینی‌ به‌صورت‌ محدوددر برنامة‌درسی‌ مدارس‌ دولتی‌ گنجانده‌ شده‌است‌. نمازهای‌ جمعه‌ و جماعات‌ را ائمة‌ جمعه‌ و جماعات‌ که‌ در استخدام‌ سازمان‌ دیانت‌اند و بیشتر از فارغ‌التحصیلان‌ مدارس‌ امام‌ ـ خطیب‌اند، در قالبی‌ صرفاً عبادی‌ اقامه‌ می‌کنند ( رجوع کنید به امام‌ ـ خطیب‌ * ، مدارس‌). در ترکیه‌ روز عید قربان‌ و فطر تعطیل‌ رسمی‌ است‌ (قاسمی‌، ص‌ 28؛ آشنایی‌ با اوضاع‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ترکیه‌ ، ص‌ 31ـ39).فرآیند عرفی‌کردن‌ دولت‌ و تا حد کمتری‌ جامعه‌، رسماً در چارچوب‌ اندیشه‌ و برنامة‌ اصلاحی‌ تنظیمات‌ * آغاز شد و تا هنگام‌ تشکیل‌ جمهوری‌ در 1302 ش‌/ 1923 تداوم‌ یافت‌. دولتمردان‌ عثمانی‌ می‌کوشیدند از طریق‌ اصلاحات‌، حکومت‌ در حال‌ زوال‌ خود را حفظ‌ کنند، اما جمهوری‌خواهان‌ با اعتقاد به‌ اجرای‌ کامل‌ برنامة‌ غربی‌ ساختن‌ جامعه‌، از موضع‌ قدرت‌ سیاسی‌ و نظامی‌ اقدام‌ می‌کردند. جمهوری‌خواهان‌، و در رأس‌ آنها مصطفی‌ کمال‌ آتاتورک‌ غربی‌شدن‌ جامعه‌ را نشانة‌ پیشرفت‌ می‌دانستند (لوئیس‌، ص‌ 268ـ269؛ کرنل‌ و سوانبرگ‌، ص‌ 129).روند غربی‌سازی‌ که‌ با اعلام‌ جمهوری‌ و الغای‌ سلطنت‌ در 1302 ش‌/ 1923 آغاز شده‌ بود، پس‌ از سرکوب‌ قیام‌ شیخ‌سعید در 1304ش‌/ 1925، شتاب‌ گرفت‌ ( رجوع کنید به شیخ‌ سعید * ، قیام‌). پس‌ از الغای‌ مقام‌ معنوی‌ و نمادین‌ خلافت‌ در خرداد 1303/ مارس‌ 1924، اقداماتی‌ اساسی‌ صورت‌ گرفت‌ (از 1304 تا 1308 ش‌/ 1925ـ1929) تا اسلام‌ از حیات‌ سیاسی‌واجتماعی‌ جامعه‌ حذف‌ شود و عناصر ملی‌گرایی‌ ترک‌ جانشین‌ هویت‌ اسلامی‌ گردد. مهمترین‌ این‌اقدامات‌ عبارت‌ بودنداز: غیرقانونی‌ خواندن‌ نهادهای‌ آموزشی‌ سنّتی‌ بویژه‌ مدارس‌ علمیة‌ دینی‌، تأسیس‌ وزارت‌ آموزش‌ عمومی‌، تأسیس‌ سازمان‌اموردیانت‌ که‌ متولی‌ امر آموزش‌و اجرای‌ مراسم‌ دینی‌ بود، انحلال‌ طریقتهای‌ تصوف‌، لغو قانون‌ شریعت‌ اسلامی‌ و نهادن‌ قانون‌ مدنی‌ برگرفته‌از قانون‌ سوئیس‌ به‌ جای‌ آن‌، ایجاد تغییر در نظام‌ حقوقی‌ خانواده‌ و ارث‌، تغییردادن‌ خط‌ از عربی‌ به‌ لاتین‌، و تغییردادن‌ گاه‌شمار اسلامی‌ به‌ تقویم‌ گریگوری‌ (لاپیدوس‌، ص‌ 608؛ > اسلام‌ و گروههای‌ اسلامی‌ < ، ص‌ 251؛ برای‌ اطلاع‌ بیشتر رجوع کنید به لوئیس‌، ص‌ 265ـ279).این‌ اقدامات‌ اصلاحی‌ موفقیتی‌ در بر نداشت‌ و جامعه‌ را به‌ نخبگان‌ متجدد سکولار شهری‌ و تودة‌ روستایی‌ معتقد به‌ اسلام‌ تقسیم‌ کرد. سبب‌ اصلی‌ این‌ ناکامی‌، اقدام‌ حکومت‌ برای‌ قطع‌ ریشه‌های‌ عمیق‌ سنّت‌ و نهادهای‌ کهن‌ دینی‌ بود، بدون‌ آنکه‌ بتواند الگوهای‌ اندیشه‌ای‌ حاکم‌ بر جامعه‌ را تغییر دهد (انتخابی‌، ص‌20ـ21؛ کرنل‌ و سوانبرگ‌، همانجا؛ قاضی‌ اغلو، ص‌ 6).با استقرار فضای‌ باز سیاسی‌ ناشی‌ از نظام‌ چندحزبی‌ و قدرت‌ گرفتن‌ حزب‌ دموکرات‌ در دولت‌ و مجلس‌ در 1329 ش‌/ 1950، محدودیت‌ فعالیتهای‌ اسلامی‌ کاهش‌ یافت‌، آموزش‌ مذهبی‌ در مدارس‌ ابتدایی‌ از سرگرفته‌ شد، مساجد با حمایت‌ دولت‌ رونق‌ گرفت‌ و فعالیت‌ طریقتهای‌ تصوف‌ آزاد شد. در دهة‌ 1330 ش‌/ 1950، طریقتهای‌ جدیدی‌ چون‌ تجانیه‌ و نورچی‌ و سلیمانچی‌ به‌وجود آمد. آنان‌ می‌خواستند که‌ اسلام‌ اساس‌ حکومت‌ باشد (لاپیدوس‌، ص‌611؛ > اسلام‌ و گروههای‌ اسلامی‌ < ، ص‌252). در فضای‌ سیاسی‌ دهة‌ 1340ش‌/1960، که‌ در مقایسه‌ با دهة‌ قبل‌ آزادتر بود، سیاست‌ در احزاب‌ راست‌ و چپ‌ جنبة‌ ایدئولوژیک‌ یافت‌. احزاب‌ راست‌ افراطی‌، مانند حزب‌ اقدام‌ ملی‌ که‌ از اسلام‌ به‌ مثابه‌ اهرم‌ فشاری‌ بر ضد احزاب‌ چپ‌ بهره‌برداری‌ می‌کرد، با جلب‌ هواداری‌ اکثریت‌ سنّی‌مذهب‌، در برابراحزاب‌ چپ‌که‌ اقلیت‌ علوی‌ حامی‌ آنان‌ بودند، صف‌آرایی‌ کردند و بدین‌ترتیب‌ بی‌ثباتی‌ سیاسی‌ و خشونت‌ در جامعه‌ فزونی‌ گرفت‌( > اسلام‌وگروههای‌اسلامی‌ < ، همانجا؛ > دایرة‌المعارف‌ جهان‌اسلام‌آکسفورد < ، ذیل‌ "Turkey" ). در 1346 ش‌/ 1967، گروهی‌ از سیاستمداران‌ اسلام‌گرای‌ حزب‌ عدالت‌، به‌رهبری‌ نجم‌الدین‌ اربکان‌(مرید محمدزُهدی‌ کُتْکُو، پیر طریقت‌نقشبندیه‌)، حزب‌ نظم‌ ملی‌ را بنیاد گذاشتند که‌ نخستین‌ حزب‌ اسلام‌گرا بود، اما نظامیان‌ آن‌ را در 1350 ش‌/ 1971 منحل‌ کردند. این‌ حزب‌ بار دیگر در 1351ش‌/1972، با عنوان‌ سلامت‌ ملی‌، فعالیت‌ سیاسی‌ خود را آغاز کرد. با پیروزی‌ حزب‌ سلامت‌ ملی‌ در انتخابات‌ 1352ش‌/1973، برای‌ نخستین‌بار در تاریخ‌ جمهوری‌ترکیه‌اسلام‌ رسماً به‌ عرصة‌ قدرت‌ سیاسی‌ راه‌ یافت‌. حضور این‌ حزب‌ در دولتهای‌ ائتلافی‌ دهة‌ 1350ش‌/ 1970، گواه‌ این‌ بود که‌ اسلام‌گرایان‌ پایگاه‌ اجتماعی‌ مستحکم‌دارند. با حضور حزب‌ سلامت‌ ملی‌ در سیاست‌، برنامه‌های‌ احیای‌ دینی‌ دهة‌ 1350ش‌/ 1970 ادامه‌ یافت‌ و اسلام‌گرایان‌ در ساختار سیاسی‌ راه‌ یافتند (کرنل‌ و سوانبرگ‌، ص‌141؛ > اسلام‌وگروههای‌اسلامی‌ < ، ص‌252ـ 253).پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ بر افکار عمومی‌ مردم‌ ترکیه‌ تأثیر گذاشت‌ و عموم‌ مردم‌ گرایش‌ داشتند حزبی‌ به‌ قدرت‌ برسد که‌ تمایلات‌ اسلامی‌ داشته‌ باشد. حزب‌ اسلام‌گرای‌ رفاه‌ در 1362 ش‌/ 1983 در چنین‌ فضایی‌ تأسیس‌ شد ( > دایرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آکسفورد < ، همانجا).در اوایل‌ دهة‌ 1360 ش‌/ 1980، با حمایت‌ قاطع‌ نظامیان‌ حاکم‌، ایدئولوژی‌ حاکمان‌ «تلفیق‌ عناصر ترک‌ ـ اسلامی‌» شد. این‌ آموزه‌ در دهة‌ 1350 ش‌/ 1970 در آثار فکری‌ کانون‌ روشنفکران‌ ، شامل‌ نخبگان‌ فرهنگی‌ و دولتمردان‌ و دیوان‌سالاران‌ طراز اول‌ ترکیه‌، قوام‌ یافته‌ بود. نظامیان‌، که‌ جریانهای‌ سیاسی‌ چپ‌ را بزرگترین‌ تهدید برای‌ جمهوری‌ می‌انگاشتند، با مطرح‌ کردن‌ این‌ آموزه‌ در قالب‌ ایدئولوژیک‌، می‌خواستند فعالیتهای‌ اسلامی‌ را احیا کنند تا تهدید مذکور خنثی‌' شود. بر اساس‌ این‌ آموزه‌، اسلام‌ و هویت‌ ترک‌، فرهنگ‌ ملی‌ ترک‌ را می‌ساخت‌. بر اساس‌ مادّة‌ 24 قانون‌ اساسی‌ 1361 ش‌/ 1982، برای‌ نخستین‌ بار در تاریخ‌ جمهوری‌ ترکیه‌، آموزش‌ دینی‌ از دبستان‌ تا دبیرستان‌ همگانی‌ و اجباری‌ شد. ورود دانش‌آموختگان‌ مدارس‌ امام‌ ـ خطیب‌ به‌ دانشگاهها در تمامی‌ رشته‌ها، جز رشته‌های‌ نظامی‌، آزاد و بر تعداد مساجد و مدارس‌ دینی‌ افزوده‌ شد (احمد، ص‌ 214، 219ـ221؛ انتخابی‌، ص‌ 34ـ 35؛ کرنل‌ و سوانبرگ‌، ص‌130ـ131).در دهة‌ 1370 ش‌/ 1990، پایگاه‌ اجتماعی‌ اسلام‌گرایان‌ محکمتر گردید و برنامه‌ها و سیاستهای‌ حزب‌ رفاه‌ با اقبال‌ فزایندة‌ مردم‌ روبرو شد. این‌ حزب‌ در انتخابات‌ شهرداریها (1373 ش‌/ 1994) و بویژه‌ در انتخابات‌ مجلس‌ (1374 ش‌/ 1995) به‌ پیروزی‌ قاطع‌ دست‌ یافت‌ (کرنل‌ و سوانبرگ‌، ص‌ 144ـ145؛ نیز رجوع کنید به رفاه‌ * ، حزب‌). با قوّت‌ گرفتن‌ فعالیتهای‌ اسلامی‌، احزاب‌ لائیک‌ و چپ‌گرا در ائتلاف‌ با نظامیان‌، سیاست‌ سرکوب‌ و اعمال‌ محدودیت‌ بر اسلام‌گرایی‌ را در پیش‌ گرفتند (اطهری‌، ص‌ 16ـ17). برخی‌ از اقدامات‌ آنان‌ عبارت‌ بوده‌ است‌ از: مبارزة‌ دائم‌ با مظاهر اسلامی‌ چون‌ حجاب‌، حذف‌ اربکان‌ از قدرت‌ سیاسی‌، انحلال‌ حزب‌ رفاه‌، تصویب‌ قانون‌ هشت‌ سالة‌ تعلیمات‌ اجباری‌ و بسته‌ شدن‌ دوره‌های‌ ابتدایی‌ و راهنمایی‌ مدارس‌ امام‌ ـ خطیب‌، زندانی‌ کردن‌ نویسندگان‌ اسلامی‌ و مسلمانان‌ معترض‌ به‌ دین‌زدایی‌، و ترغیب‌ طریقتهایی‌ که‌ با تمسک‌ به‌ دین‌ یا ملیت‌گرایی‌، به‌نحوی‌ به‌ خدمت‌ اصول‌ آتاتورک‌ درمی‌آیند («طریقتها در ترکیه‌»، ص‌ 14ـ17).مراکز آموزشی‌ و فرهنگی‌، مطبوعات‌ و رسانه‌ها. نظام‌ آموزشی‌ ترکیه‌ شامل‌ نهادهای‌ آموزش‌ ابتدایی‌ و دبیرستان‌ و مدارس‌ امام‌ ـ خطیب‌ و آموزش‌ فنی‌ و تربیت‌ معلم‌ و آموزش‌ بزرگسالان‌ و آموزش‌ عالی‌ است‌.مراکز آموزش‌ عالی‌، عمدتاً دولتی‌ و مشتمل‌ بر دانشگاهها و مدارس‌ حرفه‌ای‌ عالی‌ است‌. مهمترین‌ دانشگاههای‌ ترکیه‌ عبارت‌اند از: دانشگاه‌ استانبول‌ و دانشگاه‌ مرمره‌ (هر دو در استانبول‌) و دانشگاه‌ آتاتورک‌ و دانشگاه‌ فنی‌ خاورمیانه‌ (هر دو در آنکارا) (قاسمی‌، ص‌ 50ـ55). زبان‌ رسمی‌ برخی‌ از دانشگاهها، از جمله‌ دانشگاه‌ بُسفر (بُغاز ایچی‌) در استانبول‌ و دانشگاه‌ بیلکند (در آنکارا) انگلیسی‌ است‌.کتابخانة‌ جامع‌ سلیمانیه‌ در استانبول‌ و کتابخانة‌ ملی‌ در آنکارا، کتابخانة‌ دولتی‌ بایزید در استانبول‌، کتابخانة‌ دانشگاه‌ فنی‌ خاورمیانه‌، کتابخانة‌ مرکزی‌ دانشگاه‌ استانبول‌ بزرگترین‌ کتابخانه‌های‌ ترکیه‌ به‌ شمار می‌روند. این‌ کشور دارای‌ بیش‌ از 150 موزه‌ است‌ که‌ مهمترین‌ آنها عبارت‌اند از: موزة‌ آدانا، موزة‌ آماسیه‌، موزه‌ و آرامگاه‌ آتاتورک‌ در آنکارا، موزة‌ تمدنهای‌ آناطولی‌، موزة‌ مسجد ایا صوفیه‌ و موزة‌ طوپقاپی‌سرای‌ (همان‌، ص‌ 63ـ64، 68ـ71؛ آشنایی‌ با اوضاع‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ترکیه‌ ، ص‌ 40ـ41، 43). در ترکیه‌ حدود نهصد نشریة‌ ادواری‌ وجود دارد که‌ بیش‌ از نیمی‌ از آنها در استانبول‌ و آنکارا و ازمیر منتشر می‌شود. حدود سیصد نشریه‌ دارای‌ دیدگاههای‌ اسلامی‌ است‌. مطبوعات‌ دیگر به‌ ارزشهای‌ غربی‌ و دموکراسی‌ و عرفی‌سازی‌ و حقوق‌ بشر گرایش‌ دارند. نگرش‌ انتقادی‌ به‌ غرب‌ ــ که‌ فضای‌ غالب‌ مطبوعات‌ در دهه‌های‌ 1340 و 1350 ش‌/ 1960 و 1970 بود و جریانهای‌ سیاسی‌ و فرهنگی‌ ملی‌گرا و چپ‌ آن‌ را تبلیغ‌ می‌کردند ــ در دهة‌ 1360 ش‌/ 1980 کم‌ شد، اما همچنان‌ در مطبوعات‌ اسلام‌گرایان‌ وجود دارد ( آشنایی‌با اوضاع‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ترکیه‌ ، ص‌ 48؛ > دستینة‌ سیاسی‌ < ، ص‌ 938؛ آلپای‌، ص‌ 69ـ91). با تأسیس‌ صدها فرستندة‌ رادیویی‌ و شبکة‌ تلویزیونی‌ خصوصی‌ در اواخر دهة‌ 1360 ش‌/ 1980، از اهمیت‌ مطبوعات‌، بویژه‌ مجلات‌ کاسته‌ شد. صاحبان‌ روزنامه‌های‌ پرشمار، چون‌ صباح‌ و حریت‌ و ملیت‌ ، شبکه‌های‌ تلویزیونی‌ و خبری‌ تأسیس‌ کردند. در 1377 ش‌/ 1998، دو رسانة‌ رقیب‌، دوغان‌ و بیلگین‌، بر حدود 90% رسانه‌های‌ ترکیه‌ تسلط‌ داشتند. سیاست‌ این‌ دو گروه‌، به‌رغم‌ رقابت‌ تنگاتنگشان‌، حمایت‌ از حکومت‌ لائیک‌ وگروههای‌ لیبرال‌ است‌. گروه‌ دوغان‌، صاحب‌ دو روزنامة‌ ملیت‌ و حریت‌ و شبکة‌ تلویزیونی‌ دی‌ و خبرگزاری‌ حریت‌ و دهها مجله‌ است‌. گروه‌ بیلگین‌، صاحب‌ روزنامة‌ صباح‌ و شبکة‌ تلویزیونیِ ای‌ و خبرگزاری‌ صباح‌ و مجلات‌ متعدد است‌. فعالیت‌ رسانه‌های‌ اسلام‌گرا کمتر از 10% است‌. برخی‌ از این‌ رسانه‌ها عبارت‌اند از: روزنامه‌های‌ ملی‌ گازته‌ (وابسته‌ به‌ حزب‌ رفاه‌)، زمان‌ (وابسته‌ به‌ طریقت‌ فتح‌اللّه‌چی‌)، ترکیه‌ (متعلق‌ به‌ گروه‌ اقتصادی‌ اخلاص‌)، هفته‌نامه‌های‌ آکسیون‌ و جمعه‌ ، شبکه‌های‌ تلویزیونی‌ شبکة‌ وی‌، دمساژ، و «سامان‌ یولو» (همگی‌ وابسته‌ به‌ طریقت‌ فتح‌اللّه‌چی‌؛ «نگاهی‌ به‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ ترکیه‌»، ص‌ 24ـ30؛ «گروه‌ اقتصادی‌ اخلاص‌»، ص‌20؛ «نگاهی‌ به‌ نشریات‌ هفتگی‌ ترکیه‌»، ص‌20ـ24).] برای‌ آگاهی‌ از معماری‌ و هنر اسلامی‌ در ترکیه‌، پیش‌ از دورة‌ جدید رجوع کنید به عثمانی‌ * ، حکومت‌ [منابع‌: آشنایی‌ با اوضاع‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ترکیه‌ ، گزارش‌ رایزنی‌ فرهنگی‌ سفارت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، آنکارا 1375 ش‌؛ اسداللّه‌ اطهری‌، «آیا ترکیه‌ جامعه‌ای‌ نظامی‌ است‌؟»، در سلسله‌ مقالات‌ خاورمیانه‌شناسی‌ ، ش‌ 16، تهران‌: مرکز پژوهشهای‌ علمی‌ و مطالعات‌ استراتژیک‌ خاورمیانه‌، 1376 ش‌؛ نادر انتخابی‌، «دین‌ و دولت‌ در ترکیه‌: از تنظیمات‌ تا امروز»، نگاه‌نو ، ش‌25 (مرداد1374)؛ جواد انصاری‌، ترکیه‌ در جستجوی‌ نقشی‌ تازه‌ در منطقه‌ ، تهران‌ 1373 ش‌؛ اسماعیل‌ بشیکچی‌، مسأله‌ی‌ کردستان‌ در ترکیه‌ و عراق‌ ، ترجمة‌ محمد رئوف‌ مرادی‌، تهران‌ 1378 ش‌؛ «ترکیه‌ و انتخاب‌ رئیس‌جمهوری‌ جدید»، اطلاعات‌ ، ش‌ 21902، 17 اردیبهشت‌ 1379؛ «ترکیه‌ و بحران‌های‌ تازه‌ سیاسی‌»، اطلاعات‌ ، ش‌ 21879، 20 فروردین‌ 1379، ضمیمه‌؛ تشیع‌ در ترکیه‌ ، ویژه‌ نامة‌ 3 واحد تدوین‌ و نشر مرکز اطلاع‌ رسانی‌ و خدمات‌ رایانه‌ای‌ معاونت‌ پژوهشی‌ سازمان‌ فرهنگ‌ و ارتباطات‌ اسلامی‌، تهران‌ 1378 ش‌؛ محمدرضا حیدرزاده‌ نایینی‌، تعامل‌ دین‌ و دولت‌ در ترکیه‌ ، تهران‌ 1380 ش‌؛ آلاسدیر درایسدل‌ و جرالد هنری‌ بلیک‌، جغرافیای‌ سیاسی‌ خاورمیانه‌ و شمال‌ آفریقا ، ترجمة‌ درّه‌ میرحیدر، تهران‌ 1369 ش‌؛ ریچارد رابینسون‌، جمهوری‌ اول‌ ترکیه‌ ، ترجمة‌ ایرج‌ امینی‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ «رئیس‌ جمهور جدید ترکیه‌ بر گسترش‌ دمکراسی‌ در این‌ کشور تأکید کرد»، اطلاعات‌ ، ش‌21902، شنبه‌ 17اردیبهشت‌ 1379؛ «طریقتها در ترکیه‌»، چشم‌انداز ، سال‌1،ش‌10 (دی‌1376)؛ طلایه‌: نگاهی‌به‌وضعیت‌ فرهنگی‌ و تبلیغی‌ ترکیه‌ ، نشریة‌ ادارة‌ کل‌ اعزام‌ مبلّغ‌ به‌ خارج‌ از کشور سازمان‌ فرهنگ‌ و ارتباطات‌ اسلامی‌، تهران‌ ] بی‌تا. [ ؛ فرهاد عطایی‌، «نگرش‌ جدید در سیاست‌ منطقه‌ای‌ ترکیه‌»، فصلنامه‌ مطالعات‌ خاورمیانه‌ ، سال‌ 6، ش‌ 3 (پاییز 1378)؛ صابر قاسمی‌، ترکیه‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1374 ش‌؛ «گروه‌ اقتصادی‌ اخلاص‌»، بولتن‌ فرهنگی‌ مرکز اطلاع‌رسانی‌وخدمات‌ رایانه‌ای‌ معاونت‌ پژوهشی‌ سازمان‌ فرهنگ‌ و ارتباطات‌ اسلامی‌ ، سال‌ 3، ش‌ 22 (شهریور 1378)؛ علی‌ نسیم‌فر، «انتخابات‌ پارلمانی‌ ترکیه‌: چشم‌اندازهای‌ آینده‌»، دیدگاهها و تحلیلها: ماهنامة‌ دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌ ، سال‌ 13، ش‌ 126 (خرداد 1378)؛ «نگاهی‌ به‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ ترکیه‌»، بولتن‌ فرهنگی‌ مرکز اطلاع‌ رسانی‌ و خدمات‌ رایانه‌ای‌ معاونت‌ پژوهشی‌ سازمان‌ فرهنگ‌ و ارتباطات‌ اسلامی‌ ، سال‌ 3، ش‌ 22 (شهریور 1378)؛ «نگاهی‌ به‌ نشریات‌ هفتگی‌ ترکیه‌»، در همان‌ منبع‌؛ غلامحسین‌ نهازی‌، بحران‌ آب‌ در خاورمیانه‌ ، تهران‌ 1378 ش‌؛Feroz Ahmad, The making of modern Turkey , New York 1994;  ahin Alpay, "Journalists: cautious democrats" , in Turkey and the west: changing political and cultural identities , ed. Metin Heper, Ay  e خncد and Heinz Kramer, London 1993; Constitutitons of the countries of the world , Vol.19 ed. A. P. Blaustein and G. H. Flanz, Dobbs Ferry, N. Y. :Oceana publications, 1997; Svante Cornell and Ingvar Svanberg, "Turkey", in Islam outside the Arab world , ed. David Westerlund and Ingvar Svanberg, Richmond: Curzon, 1999; Graham E. Fuller and Ian O. Lesser, Turky's new geopolitics: from the Balkans to western China , Boulder 1993; Global studies: the Middle East , compiled by William Spencer, Guilford, Conn: Dushkin, 1998; Islam and Islamic groups: a world wide reference guide , ed. Farzana Shaikh, London 1992; Ay  e Kadiog § lu, "Republican epistemology and Islamic discourses in Turkey in the 1990s", The Muslim world , LXXXVIII, no. 1(Jan. 1998); Levent Kخker, "National identity and state legitimacy: contradictions of Turkey's democratic experience", in Civil society democracy and the Muslim world , ed. Elisabeth عzdalga and Sune Persson, Istanbul: Swedish Research Institute, 1997; Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies , Cambridge 1991; Bernard Lewis , The emergence of modern Turkey , 2nd ed., London 1968; The Oxford encyclopedia of modern Islamic world , ed. John L. Esposite, New York 1995, s.v. "Turkey" (by Feroz Ahmad); Political handbook of the world: 1998 , ed. Arthur S. Banks and Thomas C. Muller, New York: CSA pubs , 1998; Philip Robins, "Between sentiment and self-interest: Turkey's policy toward Azerbaiy ¨ an and the Central Asian states", The Middle East journal , vol.47, no.4 (Autumn 1993); I.lter Turan, "Religion and political culture in Turkey", in Islam in modern Turkey: religion, politics and literture in a secular state , ed. Richard Tapper, London: I. B. Tauris, 1991.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

بهرام امیراحمدیان

جواد کریمی

حوزه موضوعی

اسلام معاصر

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 7
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده