ترجمان (۱)
معرف
کسی‌ که‌ کلمات‌ و جملات‌ را از زبانی‌ به‌ زبان‌ دیگر برمی‌گرداند
متن
تَرجُمان‌(1) ، کسی‌ که‌ کلمات‌ و جملات‌ را از زبانی‌ به‌ زبان‌ دیگر برمی‌گرداند. به‌ او دیلماج‌ ، پَچواک‌ و تاجُران‌ نیز گفته‌اند.الف‌) واژگان‌. در فرهنگها واژة‌ تَرجُمان‌ را تَرجَمان‌، تُرجُمان‌ و تُرجَمان‌ نیز ضبط‌ کرده‌اند (نفیسی‌، ذیل‌ واژه‌؛ معلوف‌، ذیل‌ «ترج‌»). برخی‌، ترجمان‌ را معرّب‌ تَرزَفان‌ / تَرزبان‌ ، به‌ معنای‌ «فصیح‌ و خوش‌سخن‌» دانسته‌اند (شاد، ذیل‌ واژه‌؛ نفیسی‌، همانجا؛ قس‌ رشیدی‌، ذیل‌ واژه‌). در برخی‌ منابع‌ آمده‌ که‌ اصل‌ واژة‌ ترجمان‌ ، آرامی‌ است‌ ( رجوع کنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ واژه‌). این‌ واژه‌ در اکدی‌turgumanu / targumanu و مشتق‌ از فعل‌ ragamu به‌ معنای‌ «شرح‌ و توضیح‌ دادن‌» ( د. جودائیکا ، ذیل‌ ؛ نیز رجوع کنید بهگزنیوس‌ ، ص‌ 757، 873)، در آرامی‌ و در عبری‌ است‌. واژة‌ ترگوم‌ ، که‌ به‌ ترجمه‌ها و تفاسیر تورات‌ به‌ زبان‌ آرامی‌ اطلاق‌ می‌شود، نیز از همین‌ واژه‌ مشتق‌ شده‌ است‌ ( فرهنگ‌ وبستر ؛ د.جودائیکا )ترجمان‌ در متون‌ پهلوی‌ به‌ صورت‌ ( متون‌ پهلوی‌ ، ص‌ 160؛ مکنزی‌ ، ص‌ 146؛ قس‌ فره‌ وشی‌، ص‌ 429)، در پارتی‌ (بویس‌ ، ج‌ 9، ص‌ 87) و در سغدی‌ (قریب‌، ش‌ 9683) آمده‌ است‌. واژة‌ ترجمان‌ در فارسی‌ دری‌ و متون‌ ادبی‌ فارسی‌، از جمله‌ در شعر فردوسی‌ (کتاب‌ دوم‌، ج‌3، ص‌863، بیت‌ 441)، ناصرخسرو (ص‌ 315، بیت‌ 6)، مولوی‌ (ج‌ 1، دفتر اول‌، ص‌ 8، بیت‌ 98) و سعدی‌ (ص‌ 795، بیت‌ 22)، آمده‌ است‌.در ترکی‌ عثمانی‌ واژة‌ تَرجُمان‌ به‌ معنای‌ «مترجم‌ شفاهی‌» است‌ (ردهاوس‌، ذیل‌ واژه‌). ظاهراً فعل‌ عربی‌ تَرْجَمَ به‌ معنای‌ «ترجمه‌ کرد» در دورة‌ عباسیان‌ رایج‌ بوده‌ است‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا). از ریشة‌ واژة‌ ترجمان‌ ( ر ـ ج‌ ـ م‌ )، در عربی‌ کلمات‌ دیگری‌ ساخته‌ شده‌ است‌؛ از جمله‌، تَراجِم‌ و تَراجِمه‌ (هر دو جمعِ ترجُمان‌) و ترجمه‌ و مترجم‌ ( رجوع کنید به لین‌ ، ذیل‌ واژه‌).اَشکال‌ دگرگون‌ شدة‌ واژة‌ ترجمان‌ در زبانهای‌ اروپایی‌ نیز وجود دارد؛ از جمله‌، دو واژة‌ فرانسوی‌ و واژة‌ انگلیسی‌ (هر سه‌ به‌ معنای‌ مفسر و مترجم‌؛ رجوع کنید به اسکیت‌).معانی‌ دیگری‌ نیز برای‌ ترجمان‌ ذکر شده‌ که‌ عبارت‌اند از: سفیر و رسول‌ و واسطه‌، تاوان‌ و کفاره‌، خوابگزار و پیشگو ( رجوع کنید بهسعدی‌، ص‌ 583، بیت‌ 5؛ غفاری‌ کاشانی‌، ص‌ 67؛ شاد، همانجا). در خوزستان‌ واژة‌ ترجمان‌ ، «ترجبان‌» تلفظ‌ می‌شود و «به‌ ترجبان‌ نشستن‌» به‌ معنای‌ «ورد خواندن‌ برای‌ دفع‌ آزارِ جن‌» یا «پیشگویی‌ حوادث‌» است‌ ( رجوع کنید به امام‌ شوشتری‌، ذیل‌ واژه‌).فرهنگستان‌ زبان‌ و ادب‌ فارسی‌ (ص‌ 50)، ترجمان‌ را معادل‌ «اُرگان‌»، به‌ معنای‌ نشریة‌ بیان‌کنندة‌ نظر و مواضع‌ یک‌ سازمان‌ یا حزب‌، قرار داده‌ است‌.منابع‌: محمدعلی‌ امام‌ شوشتری‌، فرهنگ‌ واژه‌های‌ فارسی‌ در زبان‌ عربی‌ ، تهران‌ 1347 ش‌؛ عبدالرشیدبن‌ عبدالغفور رشیدی‌، منتخب‌ اللغات‌ شاهجهانی‌ ، چاپ‌ محمد عبدالاحد، دهلی‌ 1315/ 1898؛ مصلح‌بن‌ عبداللّه‌ سعدی‌، کلیات‌ سعدی‌ ، چاپ‌ محمدعلی‌ فروغی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ محمدپادشاه‌بن‌ غلام‌ محیی‌الدین‌ شاد، آنندراج‌: فرهنگ‌ جامع‌ فارسی‌ ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ ابوالحسن‌ غفاری‌ کاشانی‌، گلشن‌ مراد ، چاپ‌ غلامرضا طباطبائی‌مجد، تهران‌ 1369 ش‌؛ ابوالقاسم‌ فردوسی‌، شاهنامة‌ فردوسی‌ ، چاپ‌ ژول‌ مول‌، تهران‌ 1369 ش‌؛ فرهنگستان‌ زبان‌ و ادب‌ فارسی‌، واژه‌های‌ مصوب‌ فرهنگستان‌ زبان‌ و ادب‌ فارسی‌: واژه‌های‌ عمومی‌ ( 1 )، تهران‌ 1376 ش‌؛ بهرام‌ فره‌وشی‌، فرهنگ‌ پهلوی‌ ، تهران‌ 1346 ش‌؛ بدرالزمان‌ قریب‌، فرهنگ‌ سغدی‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ متون‌ پهلوی‌ ( ترجمه‌، آوانوشت‌ )، گردآوری‌ جاماسب‌ ـ آسانا، گزارش‌ سعید عریان‌، تهران‌ 1371 ش‌؛ لویس‌ معلوف‌، المنجد فی‌ اللغة‌ و الاعلام‌ ، بیروت‌ 1996؛ دیوید نیل‌ مکنزی‌، فرهنگ‌ کوچک‌ زبان‌ پهلوی‌ ، ترجمة‌ مهشید میرفخرایی‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ جلال‌الدین‌ محمدبن‌ محمد مولوی‌، مثنوی‌ معنوی‌ ، تصحیح‌ رینولد آلن‌ نیکلسون‌، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ ناصرخسرو، دیوان‌ ، چاپ‌ مهدی‌ سهیلی‌، اصفهان‌ 1348 ش‌؛ علی‌اکبر نفیسی‌، فرهنگ‌ نفیسی‌ ، تهران‌ 1355 ش‌؛ب‌) نقش‌ مترجمان‌ در روابط‌ با سرزمینهای‌ عرب‌. اسناد و مکاتبات‌ سیاسی‌ و مالی‌ سدة‌ سوم‌ به‌ بعد حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ مترجمان‌ دورة‌ عباسی‌ به‌ دیوانها وابسته‌ بودند و مأموریتهایی‌ می‌یافتند، از جمله‌ سلام‌ الترجمان‌ که‌ ظاهراً در این‌ دوره‌ به‌ سد یأجوج‌ و مأجوج‌ در آسیای‌ مرکزی‌ سفر کرده‌ بود. جهانگشاییهای‌ قدرتهای‌ نظامی‌ غیرعرب‌، بویژه‌ ترکها، در سراسر نواحی‌ شرقی‌ و مرکزی‌ دنیای‌ اسلام‌ در آن‌ روزگار، حضور ترکی‌دانان‌ را در دیوانها ضروری‌ می‌کرد. طبری‌ (226ـ 310) ضمن‌ ذکر رویدادهای‌ سال‌ 251، از گروهی‌ در بغداد نام‌ برده‌ است‌ که‌ زبان‌ ترکی‌ می‌دانستند و از سوی‌ خلیفه‌ مستعین‌ و فرماندهانش‌ با سربازان‌ ترک‌ شورشی‌ سخن‌ می‌گفتند (ج‌ 9، ص‌ 281). در دورة‌ آل‌بویه‌، مسکویه‌ (ج‌ 2، ص‌ 14) در چند مورد از محمدبن‌ ینال‌ الترجمان‌ یاد کرده‌ است‌ که‌ رابط‌ میان‌ سپاهیان‌ ترک‌ و خلیفه‌ متقی‌ بود و در 329 صاحب‌الشرطه‌ (رئیس‌ پلیس‌) بغداد شد.مترجمان‌ همواره‌ نقش‌ مهمی‌ در مناسبات‌ سیاسی‌ و بازرگانی‌ دولتهای‌ اسلامی‌ با قدرتهای‌ خارجی‌ غیرمسلمان‌ داشتند، اما اطلاعات‌ به‌دست‌ آمده‌ در بارة‌ این‌ موضوع‌، متعلق‌ به‌ دورة‌ صلیبیان‌ و بعد از آن‌ است‌. در قرون‌ میانه‌، این‌ اصطلاح‌ به‌صورت‌ تُرجَمَن‌ در زبان‌ اسپانیایی‌ به‌کار رفت‌ و به‌ شکل‌ تُرسیمانی‌ وارد لهجة‌ والنسیایی‌ شد (دُزی‌ و اِنگِلمان‌، ص‌ 351؛ برای‌ دیگر اشکال‌ لاتینی‌ و رومی‌ رجوع کنید به ماس‌ لاتری‌ ، ص‌ 189 به‌ بعد). واژة‌ ترسیمانی‌ در معاهداتی‌ با دولتهای‌ مسلمان‌ شمال‌ افریقا نیز به‌ کار رفته‌ است‌ (ماس‌ لاتری‌، همانجا). ارتباط‌ میان‌ دولتهای‌ مسلمان‌ و صلیبیون‌ در کرانة‌ خاوری‌ مدیترانه‌ نیز حضور مترجمان‌ را ضروری‌ می‌ساخت‌. در 672/ 1273ـ1274، بیبرس‌ اول‌ و فرانکها به‌ موجب‌ قرارداد صلح‌، در قاهره‌ و در حضور ترجمانها و گواهان‌ رسمی‌ به‌ انجام‌ تعهدات‌ رسمی‌ خویش‌ سوگند خوردند (ابن‌ناظر الجیش‌، ص‌ 170ـ171). از مکاتبات‌ سیاسی‌ و قراردادهای‌ تجاری‌ میان‌ ممالیک‌ مصر و شام‌ با شهرها و ایالتهای‌ بازرگانی‌ ایتالیا در قرون‌ وسطا، می‌توان‌ آگاهیهایی‌ در بارة‌ نقش‌ مترجمان‌ به‌دست‌ آورد. در 892 ـ893/ 1487، قایِتبای‌ برای‌ انعقاد قرارداد میان‌ لورنتسوی‌ باشکوه‌ و ممالیک‌، شخصی‌ به‌ نام‌ مَلفوته‌ (؟ محمدبن‌ محفوظ‌ المغربی‌) را، به‌ عنوان‌ مترجم‌ و طرف‌ گفتگو، از قاهره‌ به‌ فلورانس‌ فرستاد. در متن‌ این‌ معاهده‌ حقوق‌ مترجمان‌ نیز ذکر شده‌ است‌ ( رجوع کنید بهونسبرا ، 1965، ص‌ 42، متن‌ عربی‌ معاهده‌، ص‌ 54). بیست‌ سال‌ بعد (913/ 1507)، سلطان‌ مملوک‌، تَغری‌بِردی‌، معروف‌ به‌ ابن‌عبداللّه‌، را که‌ مترجمی‌ چند زبانه‌ بود، برای‌ مذاکره‌ در بارة‌ قراردادی‌ به‌ ونیز اعزام‌ کرد. تغری‌بردی‌، با وجود نام‌ ترکی‌اش‌، احتمالاً نومسلمانی‌ اسپانیولی‌ بوده‌ است‌. در این‌ سند، عنوان‌ تغری‌بردی‌، الترجمان‌ لاِ َ بْوابِناالشَریفَة‌ ذکر شده‌ است‌ (همو، 1963، ص‌ 503 به‌ بعد).مکاتبات‌ سیاسی‌ پادشاهی‌ ممالیک‌ در گسترة‌ بین‌المللی‌ انجام‌ می‌گرفت‌. صبح‌الاعشی‌ ، نوشتة‌ قَلقَشَندی‌ در باب‌ دبیری‌ و کتابت‌، حاوی‌ اطلاعات‌ دقیقی‌ در بارة‌ روند ترجمه‌ در دیوان‌ انشاست‌؛ مثلاً هنگامی‌ که‌ نامه‌ای‌ از شاهان‌ سلسلة‌ پالایولوگوس‌ روم‌ شرقی‌ یا قدرتهای‌ تجاری‌ ایتالیا به‌ دستشان‌ می‌رسید. دو مترجم‌ رسمیِ دوران‌ سلطنت‌ الملک‌ الناصر فرج‌ در 814/ 1411 (شمس‌الدین‌ صنقر و سیف‌الدین‌ سودون‌) ترک‌ بودند (قلقشندی‌، ج‌ 8، ص‌ 123ـ 124). کارگزاران‌ دیوانی‌ می‌توانستند برای‌ خانهای‌ مغول‌ نامه‌هایی‌ به‌ زبان‌ مغولی‌ (به‌ خط‌ اویغوری‌) بفرستند. ابن‌فضل‌اللّه‌ عُمَری‌ * (700ـ749) از منشیانی‌ که‌ در نیمة‌ نخست‌ سدة‌ هشتم‌ مسئول‌ این‌ مکاتبات‌ بودند، نام‌ برده‌ است‌: أیتمش‌ المحمَّدی‌، طایربُغا الناصری‌، ارغدلق‌ التَّرْجُمان‌ و به‌ دنبال‌ آنان‌ قوصون‌ الساقی‌ (ص‌70؛ قلقشندی‌، ج‌ 7، ص‌ 294). در این‌ زمان‌، هنگامی‌ که‌ از یکی‌ از پسران‌ تیمور نامه‌ای‌ به‌ فارسی‌ خطاب‌ به‌ سلطان‌ مملوک‌ به‌ مَلَطیه‌ در آناطولی‌ شرقی‌ واقع‌ در مرز امپراتوری‌ عثمانی‌ رسید، حاکم‌ محلی‌ آن‌ را ترجمه‌ کرد و متن‌ ترجمه‌ را همراه‌ با اصل‌ نامه‌ به‌ قاهره‌ فرستاد (قلقشندی‌، ج‌ 7، ص‌ 209). با وجود این‌، هنگامی‌ که‌ در 682 فرستاده‌ای‌ با نامه‌ای‌ از پادشاه‌ سیلان‌ به‌ قاهره‌ آمد، هیچکس‌ نتوانست‌ آن‌ را ترجمه‌ کند و فرستاده‌، ناگزیر، اصل‌ موضوع‌ را تا حدی‌ که‌ خود می‌توانست‌، بیان‌ کرد (همان‌، ج‌ 8، ص‌ 77؛ نیز رجوع کنید به بیورکمن‌ ، ص‌ 45ـ46). احتمالاً مأموران‌ رابط‌ یا مترجمانِ غیرعرب‌زبانِ دورة‌ ممالیک‌ از معمولترین‌ نوع‌ ترکی‌ قپچاقی‌، از نظر قواعد دستوری‌ و واژگان‌، که‌ به‌ خط‌ عربی‌ نوشته‌ می‌شد و در اواخر دورة‌ ایوبیان‌ و روزگار ممالیک‌ شکل‌ گرفت‌ (قرون‌ 7ـ9؛ رجوع کنید به پریتساک‌، ج‌ 1، ص‌ 74ـ 76؛ قاموس‌ ، ج‌ 3)، استفاده‌ می‌کردند. اینان‌ بتازگی‌ از استپهای‌ قپچاق‌ یا چرکس‌ آمده‌ بودند. مشخص‌ نیست‌ چرکسهایی‌ که‌ تازه‌ از قفقاز کوچانده‌ شده‌ بودند و احتمالاً ترکی‌ نمی‌دانستند، چگونه‌ از عهدة‌ یادگیری‌ و درک‌ این‌ زبان‌ بر می‌آمدند.حضور مترجمان‌ در بندرهایی‌ نظیر اسکندریه‌ ــ که‌ برای‌ تجارت‌ خارجی‌ مناسب‌ بودند و تجار اروپایی‌ در آن‌ فُندُق‌ یا کارگاه‌ داشتند ــ ضروری‌ بود. تقریباً تمام‌ معاملات‌ تجاری‌ با میانجیگری‌ آنها انجام‌ می‌شد و برای‌ این‌ کار دستمزد کلانی‌ می‌گرفتند، که‌ اسباب‌ نارضایتی‌ تجار در آن‌ روزها بود. ظاهراً این‌ مترجمان‌ را، که‌ مسلمان‌، مسیحی‌ یا یهودی‌ بودند، مقامات‌ محلی‌ بندر تعیین‌ می‌کردند. در برخی‌ شهرها مترجم‌ ویژه‌ای‌ منصوب‌ می‌شد تا از منافع‌ قدرت‌ خارجی‌ خاصی‌ حمایت‌ کند. در مراکز زیارتیِ مسیحی‌ نظیر اورشلیم‌ نیز مترجمانی‌ یافت‌ می‌شدند (برای‌ روند کار ترجمه‌ در بندرهای‌ مصر و شام‌ رجوع کنید بههاید ، ج‌ 1، ص‌ 429 به‌ بعد).ج‌) مترجمان‌ در دورة‌ عثمانی‌. در دورة‌ حکومت‌ عثمانیها نقش‌ و وظیفة‌ ترجمانهای‌ رسمی‌ در بندرهای‌ دریای‌ سیاه‌ و مدیترانه‌، در کل‌ مانند گذشته‌ بود، جز آنکه‌ در مقایسه‌ با دورة‌ ایوبیان‌ و ممالیک‌، امپراتوری‌ عثمانی‌، به‌ دلیل‌ فتوحات‌ خود در سرزمینهای‌ بالکان‌ و اقدامات‌ ضدایتالیایی‌اش‌، چه‌ از طریق‌ جنگ‌ چه‌ از راه‌ دیپلماسی‌ یا تجارت‌، با قدرتهای‌ اروپایی‌ ارتباط‌ نزدیکتری‌ داشت‌. ازینرو، در منابع‌ این‌ دوره‌ به‌ مترجمان‌ (ایتالیایی‌: دروگمن‌ ، دروگومن‌ ؛ فرانسوی‌: تروشمان‌ ) اشارات‌ بسیار شده‌ است‌.ترجمانها احتمالاً از زمان‌ سلطان‌محمد فاتح‌ برای‌ کمک‌ به‌ سلاطین‌ فعالیت‌ داشتند، اما در قرن‌ دهم‌ بخشی‌ از دیوانِ همایون‌ * و از جمله‌ کارکنانِ دبیر اعظم‌ (رئیس‌الکتّاب‌) شمرده‌ می‌شدند و در دیوان‌ صدارت‌ عظما مسئول‌ رسیدگی‌ به‌ امور دولتهای‌ خارجی‌ بودند. از این‌ قرن‌ به‌ بعد، فهرستهای‌ نسبتاً مفصّلی‌ از مترجمان‌ در دست‌ است‌ (قس‌ هامر ـ پورگشتال‌ ، ج‌ 7، ص‌ 627) که‌ نخستین‌ دسته‌ از آنها، که‌ همگی‌ به‌ اسلام‌ گرویدند، بیشتر اروپایی‌ و از جمله‌ اتریشی‌، مجار، لهستانی‌ و یونانی‌ بودند. ترجمانی‌ به‌ نام‌ سوباشی‌ علی‌بیگ‌، معاهدة‌ صلح‌ 908ـ909/ 1502ـ1503 را از جانب‌ بایزید دوم‌ به‌ ونیز برد. یونس‌بیگ‌ یونانی‌ (متوفی‌ 948) که‌ اغلب‌ به‌ عنوان‌ سفیر به‌ ونیز فرستاده‌ می‌شد، مؤسس‌ مسجدی‌ به‌ نام‌ دوروغمان‌ در استانبول‌ بود (ثریا، ج‌ 4، ص‌ 677؛ ایوانسرایی‌، ش‌ 226). جانشین‌ او احمد، در اصل‌ ونیزی‌ بود و هاینز تلمن‌ نام‌ داشت‌. مترجم‌ دیگری‌ که‌ در بارة‌ او آگاهیهایی‌ در دست‌ است‌، مرادبیگ‌ مجار بود که‌ در هفده‌ سالگی‌ در موهاچ‌ به‌ اسارت‌ ترکها در آمد، مسلمان‌ شد و رسالة‌ اعتذاریه‌ای‌ برای‌ اسلام‌ و نیایش‌ منظومی‌ به‌ ترکی‌ و لاتینی‌ و مجاری‌ نوشت‌ (بابینگر آن‌ را با عنوان‌ > مترجم‌ دربار مراد و نوشته‌هایش‌ < در > آثار ادبی‌ ترکهای‌ مجار < در برلین‌ و لایپزیگ‌ در 1927 به‌چاپ‌ رساند، ص‌ 33ـ 54)، وی‌ همچنین‌ اثر سیسرون‌ را به‌ ترکی‌ ترجمه‌ و به‌ سلیمان‌ قانونی‌ تقدیم‌ کرد. در بارة‌ مسلمانان‌ بومی‌ که‌ داوطلبانه‌ زبانهای‌ اروپایی‌ را می‌آموختند، اطلاعات‌ اندکی‌ در دست‌ است‌. معمولاً مصیبت‌، بداقبالی‌ یا اسارت‌ آنها را به‌ فراگیری‌ این‌ زبانها وا می‌داشت‌. در قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌، عثمان‌آغا، سواره‌ نظام‌ ترکی‌ از تِمِشوار * در مجارستان‌ عثمانی‌، که‌ یازده‌ سال‌ در اتریش‌ اسیر بود، علاوه‌ بر صربی‌ و مجاری‌ آلمانی‌ آموخت‌. او پس‌ از فرار، به‌ عنوان‌ مترجمِ پاشای‌ تمشوار در مناسبات‌ او با هاپسبورگها و دیگران‌ به‌ خدمت‌ پرداخت‌ ( رجوع کنید به ترجمة‌ آلمانی‌ > شرح‌ رویدادهای‌ زندگی‌ (ترجمان‌) دالماچی‌ عثمان‌آغا < از کروتیل‌ و اشپیس‌ ، بن‌ 1954؛ و > میان‌ پاشاها و سرداران‌ < ، اثر کروتیل‌، گِراتس‌ 1966). در اواسط‌ قرن‌ هفدهم‌، در دورة‌ صدراعظمی‌ احمدپاشا کوپریلی‌، دو یونانی‌ به‌ سرمترجمی‌ دیوان‌ سلطنتی‌ (ترجمانِ دیوانِ همایون‌) منصوب‌ شدند و پس‌ از آن‌، مقام‌ مذکور شغل‌ اختصاصی‌ خانواده‌های‌ مسیحی‌ یونانی‌، مانند ماوروکورداتوس‌/ ماوروگورداتوس‌ ، کالیماخیس‌ ، گیکاس‌ و ایپسیلانتیس‌ از محلة‌ فنر/ فنار استانبول‌، گردید. در طول‌ قرن‌ هجدهم‌، ترجمان‌باشی‌ که‌ سرپرستی‌ گروهی‌ از مترجمان‌ را بر عهده‌ داشت‌، اغلب‌ به‌ سِمَتِ ویود یا حکومتِ یکی‌ از امیرنشینهای‌ ماورای‌ دانوب‌، ارتقا می‌یافت‌ ( رجوع کنید به بُغدان‌ * ؛ اِفلاق‌ * ). هنوز شمار ترکهایی‌ که‌ با زبانهای‌ غربی‌ آشنایی‌ داشتند، اندک‌ بود. ظاهراً نخستین‌ سیاستمدار ترک‌ که‌ چنین‌ مهارتهایی‌ داشت‌، سعید افندی‌ بود که‌ هنگامی‌ که‌ پدرش‌ محمد افندی‌ به‌ عنوان‌ سفیر در 1133ـ1134/1721 به‌ پاریس‌ رفت‌، او را همراهی‌ کرد و در سخن‌ گفتن‌ به‌ فرانسه‌ مهارت‌ یافت‌. در اوایل‌ قرن‌ نوزدهم‌ دانستن‌ یک‌ زبان‌ اروپایی‌ و اغلب‌ فرانسوی‌ رایج‌ گردید. دولتمردان‌ آینده‌نگر ــ از جمله‌ مصطفی‌ رشیدپاشا * که‌ پیش‌ از تصدی‌ صدراعظمی‌، سفیر عثمانی‌ در پاریس‌ و لندن‌ بود ــ مطمئناً با زبانهای‌ غربیِ رایج‌ آشنایی‌ داشتند. تا اوایل‌ قرن‌ نوزدهم‌، باب‌عالی‌ به‌ ترجمانهای‌ یونانی‌ محلة‌ فنر استانبول‌، به‌ سبب‌ آشنایی‌ آنان‌ با غربیها، اعتماد داشت‌، اما شورش‌ یونانیها در 1236ـ1237/ 1821 موجب‌ شد که‌ سلطان‌محمود دوم‌ در وفاداری‌ سرترجمان‌ یونانی‌ خود، کنستانتین‌ موروزی‌ ، تردید و سرانجام‌ او را بر کنار و اعدام‌ کند. جانشین‌ او، استاورکی‌ آریستارخی‌ ، نیز در 1237ـ 1238/ 1822 بر کنار و به‌ تبعید محکوم‌ شد، و دیگر هیچ‌ مترجم‌ یونانی‌ به‌ خدمت‌ دیوان‌ همایونی‌ در نیامد. وقتی‌ حجم‌ گزارشها و دیگر اسناد ارسالی‌ از اروپا افزایش‌ یافت‌، سلطان‌ به‌ معلمان‌ زبانهای‌ خارجیِ مدرسة‌ مهندسی‌ ارتش‌ (و حتی‌ به‌ نومسلمانانی‌ که‌ کارتر فیندلی‌ آنان‌ را «مردان‌ حاشیه‌ای‌» نامیده‌ است‌) توسل‌ جست‌. نخستین‌ فرد از میان‌ معلمان‌ یحیی‌ افندی‌ (متوفی‌ 1238 یا 1239/ 1823 یا 1824) بود و پس‌ از او اسحاق‌ افندی‌. سپس‌ دارالترجمه‌ای‌ رسمی‌ به‌ نام‌ دارالترجمة‌ باب‌عالی‌ تشکیل‌ شد. از دهة‌ 1830، که‌ ترکیه‌ از یکسو با محمدعلی‌پاشا و از سوی‌ دیگر با دولتهای‌ اروپایی‌ درگیر جنگ‌ و مناسبات‌ سیاسی‌ شد و برای‌ تنظیم‌ صحیح‌ قراردادها و موافقتنامه‌ها در نسخه‌های‌ همسان‌ به‌ زبانهای‌ گوناگون‌، در ترجمه‌ از زبانهای‌ فرانسوی‌ و انگلیسی‌ شایستگی‌ بیشتری‌ لازم‌ بود، حجم‌ و اعتبار کارهای‌ این‌ دارالترجمه‌ افزایش‌ یافت‌. تا 1257/ 1841، دارالترجمة‌ باب‌عالی‌ سی‌ عضو داشت‌ و ترکهای‌ مسلمان‌ متجدد و طرفدار نگاه‌ به‌ غرب‌، آن‌ را راهی‌ برای‌ پیشرفت‌ می‌دانستند، چنانکه‌ دولتمردان‌ برجستة‌ دورة‌ تنظیمات‌ * نظیر محمدامین‌ علی‌پاشا (متوفی‌ 1288/ 1871؛ رجوع کنید به علی‌پاشا، محمدامین‌ * ) و کچه‌جی‌زاده‌ محمد فؤادپاشا (متوفی‌ 1285ـ1286/ 1869؛ رجوع کنید به فؤادپاشا * ) در این‌ دفتر، که‌ رسماً در 1251ـ1252/ 1836 بنیان‌ نهاده‌ شد، خدمت‌ کردند. این‌ دفتر تا اواسط‌ قرن‌ نوزدهم‌ یکی‌ از بخشهای‌ ضروری‌ وزارت‌ امور خارجه‌ (خارجیه‌ نظارتی‌) بود. عبدالحمید دوم‌، صدراعظم‌، مترجمی‌ مخصوص‌ با عنوان‌ ترجمانِ صدارت‌ عظما داشت‌ ( رجوع کنید بهفیندلی‌، 1980، ص‌ 91ـ93، 132ـ 135، 139، 186، 243ـ244، و فهرست‌؛ همو، 1989، ص‌ 133ـ 134، 262ـ263 و فهرست‌؛ لوئیس‌، ص‌ 77 به‌ بعد، 86 ـ87).با وجود این‌، تنها ترکیة‌ عثمانی‌ نبود که‌ تا دیرزمانی‌ برای‌ برقراری‌ ارتباط‌ با جهان‌ غیراسلامی‌ به‌ از دین‌ برگشتگان‌ یا حتی‌ غیرمسلمانان‌ نیاز داشت‌، دیگر دولتهای‌ مسلمان‌ نیز ظاهراً به‌طور وسیعی‌ بر غیرمسلمانانی‌ متکی‌ بودند که‌ برخی‌ از آنان‌ حتی‌ از اتباع‌ خود آنها نبودند. به‌ همین‌ دلیل‌ سفیر مراکش‌ در اسپانیا در اواخر قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌ احتمالاً از مسیحی‌ سوری‌ عرب‌زبانی‌ که‌ مترجم‌ اسپانیاییها بود، کمک‌ می‌گرفت‌ و تا اوایل‌ قرن‌ نوزدهم‌، سفیر ایران‌ را در اروپا یک‌ مسیحی‌، احتمالاً از جامعة‌ ارامنة‌ ایران‌، همراهی‌ می‌کرد که‌ تنها حلقة‌ ارتباط‌ او با جهان‌ بیگانه‌ بود (لوئیس‌، ص‌ 80).حکومت‌ عثمانی‌ در ولایات‌ خود نیز به‌ مترجمان‌ نیاز داشت‌ و در آنجا، این‌ مترجمان‌ به‌ کارکنان‌ حاکمان‌ ایالتی‌ می‌پیوستند. در ارتش‌ و دیگر مدارس‌ فنی‌ بنیانگذاری‌ شده‌ از اواخر قرن‌ هجدهم‌ به‌ این‌ سو، نیز به‌ مترجمان‌ نیاز داشت‌.ادای‌ وظیفه‌ به‌ عنوان‌ مترجم‌ وابسته‌ به‌ سفارتخانه‌ها و کنسولگریهای‌ خارجی‌، دیگر نقش‌ مهم‌ ترجمانها در دورة‌ عثمانی‌ بود و از این‌ رهگذر، ترجمانها مجرای‌ ارتباطی‌ میان‌ نمایندگان‌ دولتهای‌ اروپایی‌ و مقامات‌ ترک‌ بودند و شرکتهای‌ تجاری‌ اروپایی‌ آنان‌ را به‌ عنوان‌ مترجم‌ و واسطه‌ به‌ خدمت‌ می‌گرفتند. عملکرد ترجمانهای‌ وابسته‌ به‌ هیئتهای‌ خارجی‌، آشکارا به‌ کاپیتولاسیون‌ * و حتی‌ حضور کنسولها در دادگاههای‌ ترکیه‌، در مواردی‌ که‌ اتباع‌ کنسول‌ در دادگاهها محاکمه‌ می‌شدند، منجر شد. از چنین‌ ترجمانهایی‌ انتظار می‌رفت‌ که‌ همچون‌ چشم‌ و گوش‌ کارفرمایان‌ خود عمل‌ کنند و به‌ جمع‌آوری‌ اطلاعات‌ بپردازند. در قرن‌ دهم‌ و یازدهم‌/ شانزدهم‌ و هفدهم‌، ترجمانها معمولاً اتباع‌ عثمانی‌ از اقوام‌ ساکن‌ در شرق‌ مدیترانه‌ بودند که‌ ایتالیایی‌ می‌دانستند. در آن‌ روزگار، زبان‌ ایتالیایی‌ زبان‌ میانجی‌ حوزة‌ شرقی‌ مدیترانه‌ بود. این‌ مترجمان‌ به‌ رغم‌ داشتن‌ برات‌ یا حمایتنامه‌ از حکومت‌ عثمانی‌ ( رجوع کنید بهبرات‌ * )، اغلب‌ مورد آزار صاحب‌منصبان‌ ترک‌ واقع‌ می‌شدند؛ ازینرو، به‌ رساندن‌ پیامهای‌ تند از جانب‌ کارفرمایان‌ اروپایی‌ خود تمایل‌ نداشتند. به‌ منظور غلبه‌ کردن‌ بر این‌ نظام‌ نه‌ چندان‌ رضایت‌بخش‌، فرانسویان‌ در 1081ـ1080، مردان‌ جوانی‌ را، برای‌ آشنایی‌ با زبان‌ ترکی‌ و کسب‌ مهارت‌ در ترجمه‌، به‌ صومعه‌های‌ کاپوسَنها در استانبول‌ و ازمیر فرستادند. در پایان‌ این‌ قرن‌، کمپانی‌ شرق‌ مدیترانه‌ تعدادی‌ از یونانیها را به‌ انگلستان‌ بود و آنان‌ را به‌ گلوکسترهال‌ (ورکستر کالج‌ بعدی‌) در آکسفورد فرستاد تا انگلیسی‌ بیاموزند، اما این‌ تجربه‌ موفقیت‌آمیز نبود. شرکتهای‌ تجاری‌ به‌ ترجمانهای‌ خود بسیار وابسته‌ بودند؛ چنانکه‌ در اواخر قرن‌ هفدهم‌ و اوایل‌ قرن‌ هجدهم‌، کمپانی‌ شرقی‌ انگلستان‌ چهار مترجم‌ در استانبول‌ (و سپس‌ چهار دانشجوی‌ دیگر، «جوانان‌ زبان‌دان‌» )، سه‌ مترجم‌ در حلب‌ و دو تن‌ در ازمیر داشت‌ ( رجوع کنید بهوودز ، ص‌ 225ـ 228). تا اوایل‌ قرن‌ نوزدهم‌، وزیرمختار انگلستان‌ در استانبول‌ در واقع‌ نمایندة‌ پادشاه‌ بود، اما حقوق‌ خود را از کمپانی‌ شرقی‌ دریافت‌ می‌کرد؛ بنابراین‌، بازرگانانی‌ که‌ در امپراتوری‌ عثمانی‌ فعالیت‌ داشتند، سفیر را به‌ اندازة‌ کمپانی‌ مسئول‌ منافع‌ خود می‌دانستند. به‌ هر حال‌، پس‌ از 1218ـ1219/ 1804 هنگامی‌ که‌ دولت‌ انگلستان‌ به‌ وزیرمختار خود در عثمانی‌ دستور داد تا تمام‌ توجه‌ خود را به‌ امور سیاسی‌ معطوف‌ دارد، وابستگی‌ به‌ ترجمانهای‌ شرقی‌ سه‌ ربع‌ قرن‌ دیگر ادامه‌ یافت‌؛ مثلاً، خانوادة‌ پیزانی‌ از اوایل‌ قرن‌ هجدهم‌ تا 1299ـ1300/ 1882، تقریباً به‌طور موروثی‌، در دربار انگلستان‌ خدمت‌ می‌کردند. کاستن‌ از وابستگی‌ دولت‌ به‌ مترجمان‌ محلی‌ شرقی‌ یا انگلیسی‌ و حتی‌ پایان‌ دادن‌ به‌ آن‌، در امور بسیار حساس‌ سیاسی‌، آرزوی‌ دیرینة‌ برخی‌ از سیاستمداران‌ انگلیسی‌ بود (هرچند برخی‌ بر این‌ باور بودند که‌ اغلب‌ خدمات‌ ترجمانها ارزشمند و صادقانه‌ است‌). اما قطع‌ این‌ وابستگی‌ تا اواخر قرن‌ نوزدهم‌، یعنی‌ هنگامی‌ که‌ انگلستان‌ دریافت‌ دولتهایی‌ نظیر روسیه‌ و فرانسه‌ و اتریش‌ در کشور خود اتباعشان‌ را برای‌ خدمت‌ در ترکیه‌ تربیت‌ می‌کنند، میسر نگشت‌. انگلستان‌ روش‌ آنان‌ را در پیش‌ گرفت‌، اما از 1294/ 1877 مترجمان‌ فقط‌ از میان‌ اتباع‌ انگلیسی‌ و از طریق‌ امتحانات‌ دستگاه‌ اداری‌ دولتی‌ برگزیده‌ شدند ( رجوع کنید بهکانینگام‌ ، ص‌ 81 ـ 100؛ همان‌، چاپ‌ اینگرام‌ ، ج‌ 2، ص‌ 1ـ22).در آغاز قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، سفارتخانه‌های‌ خارجی‌ و کنسولگریها با دادن‌ براتهای‌ حمایتیِ خاص‌ مترجمان‌ به‌ شهروندان‌ عثمانی‌، و اعطای‌ مقام‌ و امتیازات‌ مترجمان‌ به‌ اشخاص‌ عادی‌، برای‌ سوء استفاده‌ از این‌ امتیازات‌ فرصتی‌ پدید آوردند؛ بویژه‌ بدان‌ سبب‌ که‌ متقاضیان‌ حمایت‌ کنسولی‌ طبق‌ رسم‌ رایج‌، به‌ ترجمانها حق‌العمل‌ می‌پرداختند. «براتلی‌» بودن‌ بدان‌ معنا بود که‌ اتباع‌ ذِمّیِ باب‌عالی‌، از حمایت‌ کنسولی‌ برخوردار و در نتیجه‌ از پرداخت‌ جزیه‌ و دیگر مالیاتهای‌ سایر رعایا، معاف‌ بودند. در پی‌ اعتراض‌ سلطان‌سلیم‌ سوم‌، و به‌ موجب‌ معاهدة‌ 1224/ 1809 داردانل‌، فروش‌ برات‌ به‌ بازرگانان‌ یهودی‌ و ارمنی‌ از سوی‌ سفیر بریتانیا متوقف‌ شد. با اینحال‌، شمار ترجمانهای‌ زیر پوشش‌ کاپیتولاسیون‌ به‌ نحو گسترده‌ای‌ افزایش‌ یافت‌؛ چنانکه‌ بازرگانان‌ و بسیاری‌ افراد دیگر در پی‌ کسب‌ مقام‌ و موقعیت‌ ترجمانها بودند. گفته‌ شده‌ که‌ تا حدود 1223/ 1808، روسها نام‌ 000 ، 120 یونانی‌ را به‌ عنوان‌ «اشخاص‌ تحت‌ حمایت‌» ( رجوع کنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ج‌ 3، ص‌ 1187) ثبت‌ کرده‌اند. با افزایش‌ نارضایتی‌ حکومت‌ عثمانی‌ از شهروندانش‌، که‌ از نظارت‌ دولت‌ و شبکة‌ مالی‌ خارج‌ شده‌ بودند، در 1279ـ1280/ 1863 بر اساس‌ حصول‌ توافقنامه‌ای‌ با هیئتهای‌ خارجی‌، قدرت‌ و اختیارات‌ سفارتخانه‌ها و کنسولگریها برای‌ انتصاب‌ ترجمانها محدود شد. در ابتدای‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و در ذیقعدة‌ 1332/ سپتامبر 1914، حکومت‌ عثمانی‌ به‌طور یکجانبه‌ کاپیتولاسیون‌ را لغو کرد و از به‌رسمیت‌ شناختن‌ صاحب‌منصبان‌ کنسولی‌ یا سیاستمداران‌ خارجی‌ به‌ عنوان‌ ترجمان‌ خودداری‌ کرد. این‌ امتیاز تنها به‌ مدت‌ کوتاهی‌ در سالهای‌ 1338 تا 1342/ 1920ـ1923 دوباره‌ رواج‌ یافت‌ و پس‌ از آن‌ بکلی‌ از میان‌ رفت‌ ( رجوع کنید به همان‌، ج‌ 3، ص‌ 1188).با وجود این‌، چنانکه‌ گفته‌ شد، تا اواخر قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ بیشتر دولتهای‌ خارجی‌ برای‌ تربیت‌ مترجمانِ خودی‌ شروع‌ به‌ برنامه‌ریزی‌ کرده‌ بودند. در انگلستان‌ این‌ امر با تربیت‌ دانشجویان‌ مترجم‌ که‌ به‌ استخدام‌ ادارة‌ کنسولی‌ شرق‌ در می‌آمدند، آغاز شد. این‌ دانشجویان‌ زبانها را در دانشگاه‌ کیمبریج‌ می‌آموختند و سپس‌ وارد بازار کار می‌شدند. ریدر بولارد جوان‌، که‌ بعدها سفیر انگلستان‌ در تهران‌ شد و در 1326/ 1908 به‌ استانبول‌ رفت‌، پیشتر در محضر محقق بزرگ‌ زبان‌ فارسی‌، ادوارد براون‌، زبان‌ آموخته‌ بود. بولارد در سفارت‌ استانبول‌ نخست‌ به‌ عنوان‌ ترجمان‌ سوم‌ زیرنظر سَرْترجمان‌ (فیتس‌ماریس‌ ) و ترجمان‌ دوم‌ اندرو رایان‌ ، که‌ بعدها اندرو رایان‌ شرح‌حال‌ خود را منتشر کرد ( > آخرین‌ ترجمانها < ، لندن‌ 1951)، کار کرد. در آن‌ هنگام‌ سرترجمان‌، سفیر را در مذاکرات‌ مهم‌ همراهی‌ می‌کرد و واسطة‌ اصلی‌ در مناسبات‌ او با حکومت‌ ترکیه‌ بود ( رجوع کنید به بولارد، ص‌ 44 به‌ بعد).منابع‌: ابن‌ناظرالجیش‌، کتاب‌ تثقیف‌ التعریف‌ بالمصطلح‌ الشریف‌ ، چاپ‌ رودلف‌ وسلی‌، قاهره‌ 1987؛ حسین‌ ایوانسرایی‌، حدیقة‌الجوامع‌ ؛ محمد ثریا، سجل‌ عثمانی‌ ، استانبول‌ 1308ـ 1315/ 1890ـ1897، چاپ‌ افست‌ انگلستان‌ 1971؛ ] طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)؛ احمدبن‌ یحیی‌ عمری‌، التعریف‌ بالمصطلح‌ الشریف‌ ، چاپ‌ محمدحسین‌ شمس‌الدین‌، بیروت‌ 1408/ 1988؛ قلقشندی‌؛ مسکویه‌ [ ؛
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

حسین نجّاری و مژگان صادقی

کلیفورد ادموند باسورث ، با اندکی تلخیص از ( د. اسلام )

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

تاریخ اجتماعی

رده های موضوعی
جلد 7
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده