تونس (کشور)
معرف
کوچکترین‌ کشور شمال‌افریقا
متن
تونس‌ (کشور) ، کوچکترین‌ کشور شمال‌افریقا. از شمال‌ و مشرق‌ به‌ دریای‌ مدیترانه‌، از جنوب‌ شرقی‌ به‌ لیبی‌ و از مغرب‌ به‌ الجزایر محدود می‌شود. مساحت‌ آن‌ 150 ، 164 کیلومتر مربع‌ و پایتخت‌ آن‌ شهر تونس‌ * است‌. تونس‌، با توجه‌ به‌ تأثیر رطوبت‌ دریای‌ مدیترانه‌ و ارتفاع‌ کوههای‌ شمالی‌، دارای‌ آب‌ و هوای‌ معتدل‌ دریایی‌ است‌ و خوش‌ آب‌ و هواترین‌ کشور شمال‌ افریقا به‌شمار می‌آید. در سواحل‌ آن‌ لنگرگاهها و خلیجهای‌ کوچک‌ متعددی‌ هست‌، از جمله‌ تونس‌ و حمَّامات‌ و قابِس‌ (تونس‌، ص‌10، 15؛ تونس‌ خریطة‌الطرقات‌ ، ص‌ 1ـ 2؛ شریف‌، ص‌8 ـ9؛ > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 2003 < ، ج‌ 2، ص‌ 4119).تونس‌، نواحی‌ طبیعی‌ متنوعی‌ دارد، از جمله‌ 1300 کیلومتر ساحل‌ دریایی‌ و رشته‌ کوههای‌ دورسیل‌ ( الظهر التونسی‌ ) یا تَلِّ شمالی‌ با جهت‌ جنوب‌ غربی‌ ـ شمال‌ شرقی‌، امتداد کوههای‌ اطلس‌ در الجزایر است‌ ( شریف‌ ، همانجا؛ شهریور، ص‌ 206). بلندترین‌ کوه‌ تونس‌، الشعنبی‌ (ارتفاع‌: 544 ، 1 متر)، در نزدیکی‌ مرز الجزایر واقع‌ است‌. در بین‌ ارتفاعات‌ مرکزی‌ دورسیل‌، درة‌ مُجَرده‌ قرار دارد. این‌ دره‌ تا امروز غنیترین‌ منطقة‌ تولید غلات‌ در تونس‌ باقی‌مانده‌ است‌. در جنوب‌ کوههای‌ دورسیل‌، منطقه‌ای‌ جلگه‌ای‌ معروف‌ به‌ «اقلیم‌ المُنْبَسَطَات‌» دارای‌ جلگه‌های‌ مرتفع‌ (السباسب‌العلیا) در غرب‌ و جلگه‌های‌ پست‌ (السباسب‌السفلی‌) در شرق‌ می‌باشد. در قسمتهای‌ جنوبیتر تعدادی‌ دریاچة‌ نمک‌ وجود دارد که‌ مهمترین‌ آنها «شط‌الجرید» است‌. جنوبیترین‌ بخشهای‌ این‌ سرزمین‌ را صحرا تشکیل‌ می‌دهد. رود عمدة‌ تونس‌، مجرده‌ است‌ که‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ جاری‌ است‌ و به‌ خلیج‌ تونس‌ می‌ریزد. سطح‌ آب‌ آن‌ در تابستان‌ پایین‌، و در فاصلة‌ ماههای‌ فروردین‌ و آذر/ آوریل‌ و نوامبر، سیلابی‌ و گل‌آلود است‌. تونس‌ در منطقة‌ مدیترانه‌ای‌ واقع‌ شده‌ و در قسمتهای‌ شمالی‌ و ساحلی‌ آب‌وهوای‌ مدیترانه‌ای‌ دارد، در قسمتهای‌ جنوبی‌ نیمه‌ خشک‌ و در قسمتهای‌ جنوبیتر گرم‌ و خشک‌ بیابانی‌ است‌. میزان‌ بارندگی‌ از مناطق‌ شمالی‌ تا جنوبی‌ بسیار متفاوت‌ است‌. در مناطق‌ کوهستانی‌ در شمال‌ غربی‌ ــ که‌ پر بارانترین‌ ناحیة‌ شمال‌ افریقاست‌ ــ میانگین‌ بارندگی‌ سالانه‌ 610 میلیمتر، اما در جنوب‌ غربی‌ کمتر از دویست‌ میلیمتر است‌. میزان‌ بارندگی‌ از سالی‌ به‌ سال‌ دیگر نیز متفاوت‌ است‌ ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ج‌ 10، ص‌ 641؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 15؛ ثامر، ص‌ 30؛ حمزه‌، ص‌ 53).تونس‌ به‌ چهار منطقة‌ مسکون‌ تقسیم‌ می‌شود: منطقة‌ شمالی‌ که‌ نسبتاً حاصلخیز است‌؛ مناطق‌ مرکزی‌ که‌ نیمه‌خشک‌ است‌؛ الساحل‌ در منطقة‌ ساحلی‌ شرقی‌ و مرکزی‌ که‌ در آنجا عمدتاً زیتون‌ کشت‌ می‌شود؛ منطقة‌ جنوبی‌ که‌ تقریباً فاقد گیاه‌ است‌، اما نخلستانهای‌ وسیعی‌ دارد. در مناطق‌ مرکزی‌ و جنوبی‌ هنوز قبایلی‌ نیمه‌بدوی‌ به‌سر می‌برند. در شمال‌ و شرق‌، مخصوصاً در نواحی‌ ساحلی‌، جمعیت‌ کاملاً از نظر نژادی‌ مختلط‌ است‌ و تراکم‌ بیشتری‌ دارد، روستاها پرجمعیت‌تر و شهرها بزرگترند. توسعة‌ همه‌ جانبة‌ مناطق‌ ساحل‌ شرقی‌ عامل‌ افزایش‌ جمعیت‌ در آن‌ مناطق‌ و همچنین‌ رشد شهرهای‌ مهم‌ تونس‌ می‌باشد. با توسعة‌ شهرها، تا اوایل‌ قرن‌ پانزدهم‌ / اواخر قرن‌ بیستم‌ حدود 70% جمعیت‌ در شهرها اقامت‌ گزیدند. در 1381 ش‌/ 2002 جمعیت‌ تونس‌ حدود 000 ، 779 ، 9 تن‌ بود. تونس‌، صفاقس‌ * ، قیروان‌ * ، سوسه‌ ، قابس‌، بنزرت‌ * ، مُنَستیر * ، و قَفصه‌ * از شهرهای‌ مهم‌ کشور تونس‌اند ( رجوع کنید بهمعطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 81؛ دپوا، ص‌ 140ـ144؛ کوک‌، ص‌ 70؛ ثامر، ص‌ 29ـ32).در 1379ش‌/ 2000 جمعیت‌ تونس‌ حدود 000 ، 560 ، 9 تن‌ بود. با اجرای‌ برنامة‌ تنظیم‌ خانواده‌ از 1354 ش‌/ 1975 رشد جمعیت‌ از 5ر2% به‌ 45ر1% و 20ر1% در 1379 ش‌/ 2000 کاهش‌ یافته‌ است‌. تراکم‌ جمعیت‌ در نقاط‌ شمالی‌ و ساحلی‌ بیش‌ از دشتهای‌ مرکزی‌ و جنوبی‌ است‌. توسعة‌ همه‌ جانبة‌ مناطق‌ ساحلی‌ شرقی‌ عامل‌ افزایش‌ جمعیت‌ در آن‌ مناطق‌ و همچنین‌ رشد شهرهای‌ مهم‌ تونس‌ می‌باشد. در 1373 ش‌ / 1994 جمعیت‌ شهرنشین‌ 61% و جمعیت‌ روستانشین‌ 39% از کل‌ جمعیت‌ تونس‌ را تشکیل‌ داد. در 1378 ش‌/ 1999، 37% از جمعیت‌ تونس‌ کمتر از شانزده‌ سال‌ بوده‌ و جمعیت‌ کمتر از پانزده‌ سال‌ تونس‌ که‌ در حال‌ کاهش‌ بوده‌، به‌ 9ر30% رسیده‌ است‌ (طعم‌اللّه‌، ص‌ 308، 312، 350، 384؛ تونس‌ خریطة‌ الطرقات‌ ، ص‌ 4؛ معطّیات‌السیاسیة‌ تونس‌ ، ص‌ 18؛ > تونس‌ آن‌لاین‌ < ، 2002).مردم‌ تونس‌، اصالتاً بربر هستند. تونس‌ گروههای‌ قومی‌ متنوعی‌ از مهاجران‌ را پذیرفته‌ است‌، از جمله‌ فنیقیها، سیاهپوستان‌ افریقایی‌، آسیاییها، یهودیان‌، رومیها، واندالها (نژاد ژرمن‌)، اعراب‌، پناهندگان‌ مسلمان‌ اهل‌ سیسیل‌ (صقلیّه‌) و اسپانیا (اندلس‌) و همچنین‌ ترکهای‌ عثمانی‌، و فرانسویها. آوارگان‌ مسلمان‌ سیسیلی‌ بعد از اینکه‌ سرزمینشان‌ در 484/ 1091 به‌ تصرف‌ پادشاهان‌ نورمن‌ در آمد، در قسمت‌ الساحل‌ تونس‌ اقامت‌ گزیدند. عمده‌ترین‌ مهاجرت‌ در دورة‌ اسلامی‌ به‌ تونس‌، مهاجرت‌ مسلمانان‌ اسپانیایی‌ بود که‌ بعد از سقوط‌ اِشْبیلیه‌ (سویل‌ ) در اسپانیا در 646/1248 آغاز گردید و در اوایل‌ قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ تبدیل‌ به‌ مهاجرتی‌ چشمگیر شد. در طول‌ این‌ مدت‌ قریب‌ به‌ دویست‌ هزار مسلمان‌ اسپانیایی‌ در منطقة‌ کنونی‌ تونس‌، در درة‌ مجرده‌ و شبه‌جزیرة‌ الوطن‌القبلی‌ در شمال‌ تونس‌ ساکن‌ شدند و آداب‌ و رسوم‌ شهری‌ و فنون‌ پیشرفتة‌ کشاورزی‌ و آبیاری‌ را به‌ این‌ سرزمین‌ وارد کردند. این‌ تنوع‌ قومی‌ هنوز در تنوع‌ اسامی‌ خانوادگی‌ در تونس‌ نمایان‌ است‌.در پایان‌ قرن‌ ششم‌ / دوازدهم‌ به‌ تکمیل‌ جریان‌ عربی‌ کردن‌ فرهنگ‌ تونس‌ توجه‌ جدّی‌ شد. تا کنون‌ نیز زبان‌ رسمی‌ تونس‌، عربی‌ باقی‌مانده‌ است‌. کمتر از 1% جمعیت‌ تونس‌ در جنوب‌ جزیرة‌ جربه‌ * ، مطماطه‌ ، الدویرات‌ و شننی‌ هنوز به‌ زبان‌ بربری‌ صحبت‌ می‌کنند و فرانسه‌ دومین‌ زبان‌ اصلی‌ و زبان‌ مطبوعات‌ و آموزش‌ و مکاتبات‌ اداری‌ است‌. اگر چه‌ رسانه‌های‌ تونس‌ از عربی‌ استفاده‌ می‌کنند، اکثر تونسیها به‌ زبان‌ محاوره‌ای‌ خود سخن‌ می‌گویند که‌ سه‌ گویش‌ دارد: گویش‌ شهرها، گویش‌ روستاها و شهرکها، گویش‌ بادیه‌نشینان‌. تعداد مهاجران‌ تونسی‌ در 1378 ش‌/1999 بالغ‌ بر 259 ، 660 تن‌ بوده‌ است‌ که‌ 85% از آنها مقیم‌ اروپا (سه‌ چهارم‌ آنها مقیم‌ کشور فرانسه‌) بوده‌اند. اسلام‌ دین‌ رسمی‌ تونس‌ است‌ و بیش‌از 99% جمعیت‌ مسلمان‌اند. بیشتر مسلمانان‌ مالکی‌مذهب‌ و اندکی‌ نیز حنفی‌مذهب‌اند. چندهزار اباضی‌مذهب‌ در جزیرة‌ جربه‌ ساکن‌ هستند. اقلیتهای‌ یهودی‌ و مسیحی‌ نیز در تونس‌ وجود دارد که‌ شمار آنها، بر اساس‌ آمار 1373 ش‌/1994، بالغ‌ به‌ 251 ، 11 تن‌ بوده‌ است‌ (طعم‌اللّه‌، ص‌310ـ 365؛ هاروی‌ ، ص‌321؛ عبدالوهاب‌، 1972، قسم‌ 3، ص‌ 263؛ بورقو، ص‌ 65؛ حقی‌، ص‌ 15ـ16؛ کوک‌، ص‌ 78).اقتصاد تونس‌ شامل‌ بخشهای‌ کشاورزی‌، صنعت‌و گردشگری‌ است‌ که‌ در حال‌ متنوعتر شدن‌ است‌. در اواخر 1359 ش‌/ 1980 سیاست‌ آزادسازی‌ تدریجی‌ اقتصاد تونس‌ دنبال‌ شد. اصول‌ اقتصادی‌ تونس‌ مرکّب‌ از نوعی‌ سوسیالیسم‌ قابل‌ تغییر به‌ سرمایه‌داری‌ است‌ (ادریس‌، ص‌ 182؛ محجوب‌، ص‌ 244؛ > خاورمیانه‌ و شمال‌ افریقا 1984ـ 1985 < ، ص‌ 693).80% خاک‌ تونس‌ برای‌ کشاورزی‌ مناسب‌ است‌. یک‌ چهارم‌ جمعیت‌ شاغل‌ (حدود نیم‌میلیون‌ نفر)، در بخش‌ کشاورزی‌ کار می‌کنند. کمبود محصولات‌ کشاورزی‌ از مسائل‌ عمدة‌ این‌ کشور است‌. این‌ کمبود عمدتاً ناشی‌از خشکسالیهای‌ مکرر، نبودن‌ منابع‌ وسیع‌ آب‌، تقسیم‌ اراضی‌ کشاورزی‌ به‌ قطعات‌ خیلی‌ کوچک‌ و غالب‌ بودن‌ شیوه‌های‌ سنتّی‌ کشاورزی‌ است‌. در حال‌ حاضر تولید گندم‌ و جو کافی‌ نیست‌ و تونس‌ برای‌ مصرف داخلی‌ غلات‌ وارد می‌کند و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ این‌ سرزمین‌ روزگاری‌ «انبار غلة‌ روم‌» (مَطْمُورة‌ رومة‌) خوانده‌ می‌شد. محصولات‌ صادراتی‌ عمده‌، مرکّبات‌ و روغن‌ زیتون‌ و انگور و گوجه‌فرنگی‌ و لیمو و انجیر و خرماست‌. تونس‌ از لحاظ‌ تولید زیتون‌، بعد از اسپانیا و ایتالیا و یونان‌، در رتبة‌ چهارم‌ قرار دارد و از نظر صادرات‌ روغن‌ زیتون‌، مقام‌ سوم‌ را داراست‌. تقریباً نیمی‌ از زمینهای‌ حاصلخیز این‌ کشور، چراگاه‌ دام‌ است‌، ولی‌ پرورش‌ دام‌ کافی‌ نیست‌ و تونس‌ به‌طور مرتب‌ گوشت‌ و لبنیات‌ وارد می‌کند. صنعت‌ ماهی‌گیری‌ در شهر صفاقس‌ متمرکز است‌. به‌ طور کلی‌ میزان‌ صادرات‌ کشاورزی‌ تونس‌، دو سوم‌ واردات‌ مواد غذایی‌ است‌. بعلاوه‌ در حال‌ حاضر پیوسته‌ از جمعیت‌ روستایی‌ کاسته‌ می‌شود. در 1315 ش‌ / 1936، 70% از کل‌ جمعیت‌ تونس‌ در روستاها سکونت‌ داشتند، در حالی‌ که‌ در 1373 ش‌/ 1994 فقط‌ 39% از جمعیت‌ ساکن‌ روستاها بودند (شهریور، ص‌ 207؛ > «شاخصهای‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ کلیدی‌» < ،2003؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 19؛ ثامر، ص‌ 35؛ > «تونس‌: داده‌های‌ پایه‌» < ، 2003).در 1373 ش‌/ 1994، 4ر36% از نیروی‌ کار تونس‌ در بخش‌ صنعت‌ مشغول‌ به‌ کار بودند. از 1369 تا 1375 ش‌/ 1990ـ 1996 سهم‌ صنعت‌ در تولید ناخالص‌ ملی‌ هر سال‌ 3ر4% افزایش‌ یافته‌ است‌. صنایع‌ تونس‌ شامل‌ غذاسازی‌، پارچه‌بافی‌، تولید مصالح‌ ساختمانی‌ و لوازم‌ منزل‌ و کود شیمیایی‌ است‌ و بیش‌ از نیمی‌از صنایع‌ تونس‌ در پایتخت‌ این‌ کشور متمرکز است‌. تا زمان‌ کشف‌ نفت‌ در تونس‌، فسفات‌، مهمترین‌ منبع‌ معدنی‌ بود. تونس‌ با تولید سالانه‌ شش‌ میلیون‌ تن‌ فسفات‌ در میان‌ کشورهای‌ عربی‌ بعداز مغرب‌ و اردن‌ مقام‌ سوم‌ و در سطح‌ جهانی‌ رتبة‌ پنجم‌ را به‌خود اختصاص‌ داده‌است‌. در حال‌ حاضر یک‌سوم‌ کل‌ فسفات‌ تولیدی‌ آن‌ صادر می‌شود. سایر منابع‌ معدنی‌ تونس‌، آهن‌ و سرب‌ و روی‌ و جیوه‌ است‌. نفت‌ نیز که‌ در 1343 ش‌/ 1964 در مناطق‌ جنوبی‌ در ناحیة‌ البورمه‌ کشف‌ شد، نقش‌ مهمی‌ در اقتصاد این‌ کشور دارد ( > دایرة‌المعارف‌ اینکارتا < ، ذیل‌ مادّه‌؛ شهریور، همانجا؛ > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 2003 < ؛ ج‌ 2، ص‌ 4118).صنعت‌ گردشگری‌ تونس‌، به‌ سبب‌ وجود سواحل‌ زیبا و آثار باستانی‌ و آب‌ و هوای‌ مناسب‌ و نزدیکی‌ به‌ اروپا، از اوایل‌ دهة‌ 1340 ش‌/ 1960 بدین‌سو بسیار پیشرفت‌ کرده‌ است‌. گردشگران‌ عمدتاً از اروپای‌ غربی‌ و الجزایر و لیبی‌ به‌ آنجا می‌روند. در 1376 ش‌/1997، 5ر4 میلیون‌ جهانگرد از تونس‌ دیدن‌ کردند. صادرات‌ عمدة‌ تونس‌، پارچه‌، نفت‌ خام‌، محصولات‌ نفتی‌، ماشین‌ آلات‌، فسفات‌، کود و روغن‌ زیتون‌ و واردات‌ عمدة‌ آن‌ ماشین‌ آلات‌، منسوجات‌، مواد غذایی‌ و وسایل‌ حمل‌ و نقل‌ می‌باشد. فرانسه‌ مهمترین‌ طرف‌ تجاری‌ تونس‌ است‌ که‌ قریب‌ به‌ 25% کل‌ واردات‌ و صادرات‌ تونس‌ را به‌خود اختصاص‌ داده‌ است‌. ایتالیا، آلمان‌، بلژیک‌ و کشورهای‌ مغرب‌ عربی‌ در ردیف‌ بعدی‌ تجارت‌ خارجی‌ تونس‌ قرار دارند. به‌طور کلی‌ تولید ناخالص‌ ملی‌ و شاخصهای‌ اجتماعی‌ در تونس‌ از زمان‌ استقلال‌ در 1335 ش‌ / 1956 پیوسته‌ رو به‌ افزایش‌ بوده‌ است‌. از 1366 ش‌ / 1987 تونس‌ سالانه‌ حدود 5% رشد اقتصادی‌ داشته‌ و در 1371 ش‌ / 1992 رشد آن‌ به‌ 6ر8 % رسیده‌ و متوسط‌ رشد اقتصادی‌ آن‌ در دهة‌ 1990 حدود 62ر4% بوده‌ است‌. مجامع‌ بین‌المللی‌، تونس‌ را الگوی‌ مناسبی‌ برای‌ توسعة‌ اقتصادی‌ در کشورهای‌ رو به‌ توسعه‌ اعلام‌ کرده‌اند (شریف‌، ص‌ 8؛ شهریور، ص‌206؛ محجوب‌، ص‌244؛ دپوا، ص‌358ـ362؛ > «تونس‌» < ، 2002).اوضاع‌ فرهنگی‌ ـ اجتماعی‌. اوضاع‌ فرهنگی‌ تونس‌، فراز و نشیبهای‌ زیادی‌ داشته‌ است‌. اقوام‌ بربر، ساکنان‌ اولیة‌ تونس‌، دارای‌ فرهنگی‌ بدوی‌ بودند و علاوه‌ بر بهره‌مند شدن‌ از تمدن‌ مصر، به‌ دنبال‌ نفوذ فنیقیها و لشکرکشی‌ روم‌ و حضور تمدن‌ بیزانس‌ در منطقه‌، از نظر فرهنگی‌ شکوفا شدند که‌ آثار آن‌ در بناهای‌ تاریخی‌ تونس‌، بخصوص‌ در کارتاژ (قَرطاجِنه‌)، مشهود است‌. بعد از فروپاشی‌ امپراتوری‌ روم‌شرقی‌ (بیزانس‌) و تسلط‌ مسلمانان‌ بر متصرفات‌ این‌ امپراتوری‌ در شمال‌ افریقا، فرهنگ‌ اسلامی‌ و زبان‌ عربی‌ به‌ همراه‌ اعراب‌ مهاجر، به‌ تونس‌ وارد شد و در آنجا حضور و قوام‌ یافت‌. فرهنگ‌ استعماری‌ فرانسه‌ نیز بر فرهنگ‌ اسلامی‌ ـ عربی‌ مردم‌ تونس‌ تأثیر نهاده‌است‌، ولی‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ همچنان‌ در توده‌های‌ مردم‌ نفوذ دارد. در تونس‌ دو طریقه‌ اهمیت‌ بسیار دارد: شاذلیه‌ * که‌ زاویة‌ سیدابوالحسن‌ شاذلی‌ * در نزدیکی‌ گورستان‌ جلاز در شهر تونس‌ را در اختیار دارد، و تجانیه‌ * که‌ بویژه‌ در منطقة‌ جنوب‌ گسترش‌ فراوان‌ دارد. طریقة‌ تجانیه‌ را سیدابراهیم‌ ریاحی‌ (1180ـ1266/1766ـ1850) تأسیس‌ کرد. این‌ طریقه‌ زنان‌ را نیز به‌ عضویت‌ می‌پذیرد. مقبرة‌ سیدابراهیم‌ ریاحی‌ به‌ صورت‌ زاویة‌ طریقة‌ تجانیه‌ در آمده‌ است‌. طریقة‌ قادریه‌ را نیز یک‌ حاجی‌ در 1188/1784 به‌ وجود آورد. طریقه‌های‌ عیساویه‌، علویه‌، حشّانیه‌، طِیبیه‌ (شاخه‌ای‌ از شاذلیه‌)، رحمانیه‌ و طریقة‌ عَزّوزیه‌ اهمیت‌ کمتری‌ دارند ( الحرکة‌ الاسلامیة‌ فی‌ تونس‌ ، ص‌ 81؛ امیرشاهی‌، 29ـ30؛ کوک‌، ص‌83 ـ 84). نام‌ علما و اندیشمندان‌ بزرگ‌ در تاریخ‌ تونس‌ باقی‌ مانده‌، که‌ از آن‌ جمله‌اند: ماگون‌ ، اگوستین‌ ، قسطنطین‌ ، عبدالسلام‌بن‌ سحنون‌، ابن‌الجزار، ابن‌رشیق‌، ابن‌عرفه‌، ابن‌خلدون‌، خیرالدین‌پاشا تونسی‌، محمد بِیْرَم‌ تونسی‌، ابوالقاسم‌ شابی‌ و محمدطاهربن‌ عاشور. فرهنگ‌ ایران‌ نیز در تونس‌ نفوذ داشته‌ است‌. نفوذ کامل‌ ایران‌ از دورة‌ اغلبیان‌ آغاز شد که‌ هارون‌الرشید حکومت‌ افریقیه‌ را به‌ ابراهیم‌بن‌ اغلب‌ سپرد. وی‌ همراه‌ با لشکریانی‌، عمدتاً خراسانی‌، در افریقیه‌ ساکن‌ شدند و فرهنگ‌ و آداب‌ و رسوم‌ ایرانی‌ را در این‌ مناطق‌ رایج‌ ساختند. از جمله‌ اندیشمندان‌ ایرانی‌ این‌ دوران‌ این‌ اشخاص‌ بودند: عبداللّه‌بن‌ فرّوخ‌ فارسی‌ (متوفی‌ 176)، خالدبن‌ یزید فارسی‌، و اسدبن‌ فرات‌ نیشابوری‌ (متوفی‌ 214) که‌ از اعاظم‌ فقهای‌ مالکی‌ بود. دومین‌ مقطع‌ تأثیرگذاری‌ ایرانیان‌ بر فرهنگ‌ تونس‌، هنگام‌ ضعف‌ امرای‌ صنهاجی‌ در اوایل‌ قرن‌ ششم‌ در افریقیه‌ بود. در این‌ دوره‌ امرای‌ مستقلی‌ فرمانروایی‌ می‌کردند، از جمله‌ بنوخراسان‌ که‌ ایرانی‌تبار بودند و شهر تونس‌ را مرکز اداری‌ و سیاسی‌ خویش‌ قرار دادند. در مدرسة‌ زیتونه‌ و مدرسة‌ صادقیة‌ این‌ شهر تا قرن‌ هفتم‌/ سیزدهم‌ و قبل‌ از تحت‌الحمایه‌شدن‌ تونس‌، زبان‌ فارسی‌ تدریس‌ می‌شد.امروزه‌ نام‌ چندین‌ خیابان‌ اصلی‌ شهر تونس‌، نام‌ شعرا و فیلسوفان‌ بزرگ‌ ایرانی‌ همچون‌ خیام‌، حافظ‌، مولوی‌، ابن‌سینا، فارابی‌ و رازی‌ است‌ (شریف‌، ص‌ 24؛ احمدبن‌ عامر، ص‌ 161ـ162؛ تونس‌ و ایران‌ قرون‌ من‌التلاقح‌ الحضاری‌ ، ص‌ 8 ـ9، 11).آموزش‌ در تونس‌ رایگان‌، و تحصیل‌ در دبستان‌ اجباری‌ است‌. از ابتدای‌ دهة‌ 1360 ش‌/ 1980، زبان‌ عربی‌ در مدارس‌، به‌ عنوان‌ زبان‌ اول‌، و فرانسه‌ به‌ عنوان‌ زبان‌ دوم‌، و از 1381 ش‌/2002 زبان‌ انگلیسی‌ در کنار زبان‌ فرانسه‌ به‌صورت‌ اجباری‌ از سال‌ پنجم‌ ابتدایی‌ تعلیم‌ داده‌ می‌شود. دانشگاه‌ تونس‌ (تأسیس‌ در 1339 ش‌/ 1960) اولین‌ مؤسسة‌ آموزش‌ عالی‌ در این‌ کشور می‌باشد. در 1365 ش‌/ 1986 نیز دانشگاه‌ الوسط‌ (جامعة‌ الوسط‌) در شهر مُنَستیر در نزدیکی‌ سوسه‌ و دانشگاه‌ الجنوب‌ (جامعة‌ الجنوب‌) در شهر صفاقس‌ تأسیس‌ شد. طبق‌ آمار سازمان‌ آمار کشور تونس‌، میزان‌ باسوادی‌ در 1378 ش‌/ 1999 بالغ‌ بر 73% بود (شهریور، ص‌ 210، معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 41ـ42؛ > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 2003 < ، ج‌ 2، ص‌ 4119؛ «الجمهوریة‌ التونسیة‌»، ص‌ 92ـ 95؛ > «ادونت‌» < ؛ 2003).برخی‌ مؤسسات‌ فرهنگی‌ تونس‌ عبارت‌انداز: مؤسسة‌ ادبیات‌ عرب‌ که‌ در 1309ش‌/ 1930 تأسیس‌ شده‌ و مطالعات‌ گوناگونی‌ در بارة‌ تونس‌ و اعراب‌ و اسلام‌ کرده‌ است‌؛ مؤسسة‌ ملی‌ باستان‌شناسی‌ که‌ در 1336ش‌/ 1957 برای‌ شناخت‌ آثار تاریخی‌ و باستانی‌ تونس‌ تأسیس‌ شده‌ است‌؛ فرهنگستان‌ علوم‌ و ادبیات‌ و هنر تونس‌ که‌ به‌ «بیت‌الحکمه‌» نیز مشهور است‌، در 1371ش‌/ 1992 تأسیس‌ شده‌ و هدف‌ از تأسیس‌ آن‌ رشد و گسترش‌ همکاریهای‌ علمی‌ و فرهنگی‌ بین‌ تونس‌ و سایر کشورهاست‌؛ و کتابخانة‌ ملی‌ تونس‌ که‌ در 1302/ 1885 تأسیس‌ شده‌ است‌ («بررسی‌ وضعیت‌ فرهنگی‌ در تونس‌»، سند ش‌ 8956 مرکز اطلاع‌رسانی‌ و خدمات‌ رایانه‌ای‌ سازمان‌ فرهنگ‌ و ارتباطات‌ اسلامی‌؛ دجیلی‌، ص‌ 296ـ299؛ > جهان‌ دانش‌ 2002 < ، ص‌1585).مهمترین‌ روزنامه‌های‌ تونس‌ عبارت‌اند از: الصحافه‌ ، الصّباح‌ ، الحریه‌ ، الشروق‌ ، انباء تونس‌ به‌ انگلیسی‌ و فرانسه‌، و الانوار به‌ زبان‌ فرانسه‌ ( معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 63ـ64).رادیوهای‌ دولتی‌ تونس‌ که‌ برنامه‌هایش‌ به‌ زبانهای‌ عربی‌ و فرانسه‌ و ایتالیایی‌ است‌، در شهرهای‌ تونس‌ و قفصه‌، سفاقس‌ و مُنَستیر ایستگاه‌ دارند. تلویزیون‌ این‌ کشور در 1375 ش‌/1996 تأسیس‌ شد و دو شبکة‌ عربی‌، شبکة‌ هفت‌ (قناة‌ سبعة‌) و شبکة‌ جوانان‌ (قناة‌الشباب‌)، دارد. تونس‌ یک‌ خبرگزاری‌ دارد که‌ در 1340 ش‌/ 1961 تأسیس‌ شده‌ و مرکز آن‌ در پایتخت‌ است و نمایندگیهایی‌ در داخل‌ و خارج‌ از تونس‌ دارد. اکثر خبرگزاریهای‌ بین‌المللی‌، از جمله‌ آسوشیتدپرس‌، یونایتدپرس‌ و بی‌بی‌سی‌، نیز به‌ علت‌ اهمیت‌ تونس‌ به‌ عنوان‌ پل‌ ارتباطی‌، در این‌ کشور نمایندگی‌ دارند (همان‌، ص‌ 63ـ66، 99؛ امیرشاهی‌، ص‌ 35؛ > خاورمیانه‌ و شمال‌افریقا 1984ـ1985 < ، ص‌ 705).پیشینه‌. تونس‌ فعلی‌ تقریباً معادل‌ منطقة‌ افریقیه‌ است‌ که‌ در دورة‌ حکومت‌ رومیها به‌ آن‌ افریقیه‌ (افریکا) می‌گفتند. در دورة‌ اسلامی‌ جزو مغرب‌ الادنی‌ (شامل‌ طرابلس‌، افریقیة‌ قدیم‌ و زاب‌) گردید (مؤنس‌، ج‌ 1، جزء 1، ص‌ 36ـ37؛ ناصری‌ طاهری‌، ص‌ 195). از قدیمترین‌ اعصار، قبایل‌ بدوی‌، شامل‌ لوبیها و نومیدیها که‌ بعداً به‌ بربر معروف‌ شدند، در این‌ نواحی‌ ساکن‌ بودند. در ابتدای‌ قرن‌ دوازدهم‌ پیش‌ از میلاد، فنیقیها اولین‌ قومی‌ بودند که‌ به‌ سواحل‌ تونس‌ دسترسی‌ یافتند و با ایجاد بندرهایی‌ در سواحل‌ آن‌، به‌ تجارت‌ پرداختند. در 814 ق‌ م‌ گروهی‌ از تجار فنیقی‌، به‌ ریاست‌ زنی‌ به‌ نام‌ «علیسّه‌» ، به‌ تونس‌ رفتند و با برقراری‌ رابطة‌ حسنه‌ با ساکنان‌ محلی‌، قطعه‌ زمینی‌ را برای‌ فعالیت‌ تجاری‌ از آنها خریدند و شهر کارتاژ را بنا نمودند (ابن‌ابی‌دینار، ص‌ 22ـ23؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، ص‌ 6؛ثعالبی‌، 1407، ص‌ 67). در قرن‌ ششم‌ پیش‌ از میلاد کارتاژها امپراتوری‌ عظیمی‌ در نواحی‌ ساحلی‌ تشکیل‌ دادند و با برخورداری‌ از بزرگترین‌ ناوگان‌ دریایی‌، از راه‌ دریا تسلط‌ خود را بر مدیترانة‌ غربی‌ استحکام‌ بخشیدند و بر بخشهایی‌ از غرب‌ افریقا و شمال‌ دریای‌ مدیترانه‌ نفوذ کردند. بعد از گذشت‌ 648 سال‌ از حکومت‌ فنیقیها در تونس‌ و بعد از سه‌ جنگ‌ مهم‌ که‌ یک‌ قرن‌ (264ـ146 ق‌ م‌) طول‌ کشید، در 146 ق‌ م‌ رومیها به‌ طور کامل‌ بر کارتاژ تسلط‌ یافتند. در این‌ تاریخ‌، شهر کارتاژ را رومیها و بربرهای‌ ناراضی‌ با شعار «کارتاژ باید محو شود» ، کاملاً تخریب‌ کرده‌ بودند (ابن‌عذاری‌، ج‌ 1، ص‌ 35؛ شریف‌، ص‌ 21ـ23، 143ـ144؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، ص‌7، 12ـ13؛ عبدالوهاب‌، 1983، ص‌ 16ـ 18). رومیها از همین‌ شهر حدود 632 سال‌ بر افریقای‌ شمالی‌ حکومت‌ نمودند و این‌ نواحی‌ تا 439 میلادی‌، که‌ به‌ تصرف‌ نهایی‌ واندالها در آمد، یکی‌ از ایالتهای‌ روم‌ باستان‌ بود. واندالها که‌ از نژاد ژرمن‌ بودند، بعد از تصرف‌ اسپانیا، متصرفات‌ رومیها در شمال‌ افریقا را گرفتند و حکومت‌ آنها 95 سال‌ طول‌ کشید. در 534 میلادی‌ رومیها حدود 113 سال‌ بر سراسر تونس‌ مسلط‌ شدند و تا فتوحات‌ اسلامی‌ در آغاز سال‌ 27/ 647 میلادی‌، بر این‌ مناطق‌ حکومت‌ کردند (شریف‌، ص‌ 33ـ 35؛ غنیمی‌، ج‌ 1، جزء 1، ص‌ 31، 55؛ ثعالبی‌، 1407، ص‌ 29؛ زیدان‌، ج‌ 5، ص‌ 19؛ نلسون‌ ، ص‌ 13ـ 28).دورة‌ اسلامی‌. حدود 52 سال‌ (از 27 تا 79/ 647ـ699) طول‌ کشید تا مغرب‌، تماماً جزو قلمرو اسلامی‌ شد. در زمان‌ خلافت‌ عثمان‌ (23ـ 35)، عبداللّه‌بن‌ سعدبن‌ ابی‌ سَرْح‌ * از جانب‌ وی‌ والی‌ مصر گردید. او در سال‌ 27، در نبردی‌ با پاتریارک‌ گریگوریوس‌، حاکم‌ رومی‌ افریقیه‌ (یا جرجیر در منابع‌ عربی‌)، او را کشت‌ و افریقیه‌ را تصرف‌ نمود. در این‌ دوران‌ جز چند عملیات‌ کوچک‌ نظامی‌ در جنوب‌ مصر، تحرکات‌ جدّی‌ در مغرب‌ صورت‌ نگرفت‌، زیرا عثمان‌ با بحرانهای‌ شدید داخلی‌ روبرو بود. این‌ بحران‌ تا زمان‌ شهادت‌ امام‌ علی‌ علیه‌السلام‌ ادامه‌ داشت‌ و باعث‌ توقف‌ فتوحات‌ به‌ سمت‌ مغرب‌ شد. در سال‌ 45 معاویة‌بن‌ حُدیج‌ * فتوحات‌ مسلمانان‌ را در این‌ نواحی‌ گسترش‌ داد و با حضور عُقْبة‌بن‌ نافع‌ * در مغرب‌ در سال‌ 50 /670 حملات‌ منظم‌ مسلمانان‌ آغاز شد. در این‌ زمان‌ شهر قَیْروان‌ در 160 کیلومتری‌ جنوب‌ کارتاژ بنا گردید و مسجدی‌ نیز به‌ نام‌ عُقْبة‌ احداث‌ شد. قیروان‌ تا مدتها مرکز افریقیه‌ و حکومتهای‌ این‌ نواحی‌ شناخته‌ می‌شد. در سال‌ 79/ 699، حَسّان‌بن‌ نعمان‌ * این‌ منطقه‌ را به‌ طور کامل‌ فتح‌ کرد. وی‌ بعد از غلبه‌ بر کارتاژ نفوذ رومیها را در سواحل‌ شمال‌ افریقا برای‌ همیشه‌ از بین‌ برد، شورش‌ بربرها را آرام‌ کرد، و بخش‌ بسیاری‌ از زمینهای‌ زراعی‌ را میان‌ کشاورزان‌ تقسیم‌ نمود و اولین‌ کارخانة‌ کشتی‌سازی‌ (دارالصناعه‌) را در آنجا تأسیس‌ نمود (ابن‌عذاری‌، ج‌ 1، ص‌10ـ21، 34ـ35؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، ص‌ 19، 21؛ کعبی‌، ص‌ 35؛ تونس‌ خریطة‌الطرقات‌ ، ص‌ 2؛ کرو، قسم‌ 1، ص‌ 16ـ 15) و با تثبیت‌ وضع‌ نظامی‌ ـ سیاسی‌ در مغرب‌، دیوانها را تنظیم‌ کرد و خراج‌ را سامان‌داد. همچنین‌ با اعزام‌ فقیهان‌ به‌ نقاط‌ مختلف‌ افریقیه‌، به‌ نشر اسلام‌ و گسترش‌ زبان‌ عربی‌ پرداخت‌ (ابن‌رقیق‌، ص‌ 23ـ 34؛ ابن‌عذاری‌، ج‌ 1، ص‌ 34ـ 35).ابراهیم‌بن‌ اغلب‌، مؤسس‌ سلسلة‌ اغلبی‌ (حک : 184ـ296)، نظر مساعد هارون‌الرشید را در تأسیس‌ امارت‌ مستقل‌ در این‌ منطقه‌ جلب‌ کرد و در 184 به‌ امارت‌ افریقیه‌ رسید. وی‌ دولت‌ اغالبه‌ را تأسیس‌ نمود که‌ 110 سال‌ به‌ صورت‌ موروثی‌ حکومت‌ کردند (طالبی‌، ص‌ 151ـ159؛ ابن‌عذاری‌، ج‌ 1، ص‌ 92ـ93؛ ثعالبی‌، 1407، ص‌ 204؛ ابن‌خلدون‌، ج‌ 3، ص‌ 286).در 280/893 ابوعبداللّه‌ شیعی‌، داعی‌ فاطمیان‌ در مغرب‌، با نفود در سرزمین‌ کتامه‌، بربرهای‌ مجاور را به‌ حمایت‌ از عُبیداللّه‌ مهدی‌ وا داشت‌ و با حمایت‌ آنان‌، زیادة‌اللّه‌ سوم‌، آخرین‌ امیراغلبی‌، را سرنگون‌ کرد و رَقّاده‌ * ، پایتخت‌ وی‌، را گرفت‌ و در 297/910 عبیداللّه‌ مهدی‌ را خلیفه‌ کرد ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ج‌10، ص‌ 645؛ عبداللّه‌ محمد جمال‌الدین‌، ص‌ 41ـ49؛ ثامر، ص‌ 45). عبیداللّه‌ شهر مهدیه‌ * را در کنار ساحل‌ در 308/921 بنا کرد و پایتخت‌ کشور را از شهر قیروان‌ به‌ مهدیه‌ منتقل‌ نمود (غنیمی‌، ج‌ 2، جزء 3، ص‌ 73ـ74؛ ثامر، ص‌ 46؛ شریف‌، ص‌ 46؛ عروی‌، ج‌ 2، ص‌ 65).المُعزّ فاطمی‌ بعد از فتح‌ مصر و تأسیس‌ شهر قاهره‌، بُلُقّین‌بن‌ زیری‌ * را در 362/973 نمایندة‌ خود در افریقیه‌ و مغرب‌ (به‌ استثنای‌ صقلیّه‌/ سیسیل‌) کرد و به‌ مصر رفت‌. بدین‌ ترتیب‌، بربرهای‌ آل‌زیری‌ که‌ در تثبیت‌ حکومت‌ فاطمیان‌ در شمال‌ افریقا نقش‌ داشتند و شورشهای‌ ضدفاطمی‌ را سرکوب‌ کردند، خود به‌ فرمانروایی‌ این‌ منطقه‌ رسیدند و دولت‌ صَنهاجه‌ را در 362 تأسیس‌ نمودند و از 362 تا 555 حکومت‌ کردند (ابن‌خلدون‌، ج‌ 4، ص‌ 58ـ60؛ ادریس‌، ص‌ 141؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، ص‌ 28، 30؛ شریف‌، ص‌ 52 ـ74).از 555 تا 625/1160ـ1236 موحدین‌ بر افریقیه‌ حکومت‌ کردند. در 625/1236 ابوزکریا یحیی‌بن‌ ابی‌حفص‌، از نزدیکان‌ موحدین‌ و در پی‌ زوال‌ آنان‌، حکومت‌ افریقیه‌ را به‌دست‌ گرفت‌ و تشکیل‌ حکومت‌ حفصیان‌ را اعلام‌ کرد و شهر تونس‌ را پایتخت‌ خود نمود (برونشویگ‌، ج‌ 1، ص‌ 29ـ 68؛ شریف‌، ص‌ 59؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، ص‌40؛ غنیمی‌، ج‌ 3، جزء 5، ص‌30ـ39؛ عبدالوهاب‌، 1983، ص‌ 102، 108) حکمرانی‌ حفصیان‌ در تونس‌ بیشتر از سه‌ قرن‌ طول‌ کشید ولی‌ در سدة‌ پایانی‌ زمامداری‌ حفصیان‌، منطقة‌ تونس‌ با شورشهای‌ داخلی‌ فراوانی‌ روبرو شد. رقابت‌ میان‌ ترکها و اسپانیاییها برای‌ سلطه‌ بر سواحل‌ مدیترانه‌، دولت‌ حفصیان‌ را تحت‌ تأثیر قرار داد. در 935/1529، خیرالدین‌ بارباروس‌ * شهر تونس‌ را اشغال‌ کرد ولی‌ در 942/1535 حفصیان‌ با پشتیبانی‌ اسپانیاییها توانستند تونس‌ را دوباره‌ به‌دست‌ گیرند. جنگ‌ میان‌ ترکها و اسپانیاییها در شهرهای‌ مختلف‌ تونس‌ 39 سال‌ به‌طول‌ انجامید تا سرانجام‌ سِنان‌پاشا، سردار ترک‌، در 981/1573 بر تونس‌ مسلط‌ شد. از آن‌ پس‌ تا 131 سال‌، حکمرانان‌ تونس‌ از طرف‌ حکومت‌ عثمانی‌ (باب‌ عالی‌) منصوب‌ می‌شدند (ثامر، ص‌ 51 ـ53؛ عبدالوهاب‌، 1983، ص‌ 126؛ شریف‌، ص‌ 52، 57 ـ66؛ زیاده‌، ص‌ 185؛ بل‌، ص‌ 429؛ کتاب‌ التاریخ‌ ، ص‌ 131).از 1041/1631 نفوذ بای‌ * ها با حکومت‌ مرادبای‌ در تونس‌ شروع‌ و سلسلة‌ مرادی‌ (مرادیان‌) تشکیل‌ شد که‌ تا زمان‌ مرادبای‌ سوم‌ (بوباله‌) ادامه‌ یافت‌. ابراهیم‌الشریف‌ در 1114/1702 و در درگیریهای‌ داخلی‌، مرادبای‌ سوم‌ را به‌ قتل‌ رساند و سه‌ سال‌، قدرت‌ را به‌دست‌ گرفت‌. ولی‌ در 1117/ 1705 حسین‌بن‌ علی‌ ترکی‌، از یاران‌ ابراهیم‌ الشریف‌، خود را بای‌ تونس‌ نامید و به‌ طور مستقل‌ بر تونس‌ حکومت‌ کرد، با آغاز حکومت‌ حسین‌بن‌ علی‌ ترکی‌، سلسلة‌ * حسینیان‌ در تونس‌ بنیاد نهاده‌ شد (عبدالوهاب‌، 1983، ص‌ 139؛ شریف‌، ص‌ 161؛ کتاب‌ التاریخ‌ ، ص‌140؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، ص‌ 51).در 1122/ 1700 سلطان‌ عثمانی‌، سلطنت‌ حسین‌ و خاندانش‌ را به‌ رسمیت‌ شناخت‌. سلسلة‌ حسینیان‌ تا 1298/ 1881 که‌ تونس‌ تحت‌الحمایة‌ فرانسه‌ شد، در تونس‌ سلطنت‌ کردند و از آن‌ پس‌ تا 1336 ش‌/1957، نزدیک‌ به‌ هشتاد سال‌، تحت‌الحمایة‌ فرانسه‌ باقی‌ ماندند.احمدبای‌ * که‌ از 1253 تا 1271/ 1837ـ 1855 حکومت‌ کرد، مصرّانه‌ خواستار ایجاد اصلاحات‌ و تحول‌ در همة‌ زمینه‌ها بود. وی‌ مشاوران‌ غربی‌، عمدتاً فرانسوی‌، را به‌ تونس‌ آورد تا با کمک‌ آنان‌ ارتش‌ و نیروی‌ دریایی‌ مدرن‌ و صنایع‌ مربوط‌ به‌ آنها را به‌ وجود آورد. همچنین‌ مدرسة‌ جنگ‌ (المدرسة‌الحربیة‌)، کارخانة‌ اسلحه‌سازی‌ و کارخانة‌ کشتی‌سازی‌ را تأسیس‌ نمود و نظامِ سربازگیری‌ را ایجاد کرد و به‌ اجرا در آورد که‌ موجب‌ ناراحتی‌ شدید کشاورزان‌ گردید. مهمترین‌ اقدام‌ وی‌ تلاش‌ برای‌ وارد کردن‌ تونسیهای‌ عرب‌ زبان‌ در دستگاه‌ حکومت‌ بود که‌ از مدتها قبل‌ در دست‌ ترکها و مملوکها قرار داشت‌. وی‌ در مکاتبات‌ رسمی‌ با دربار عثمانی‌ از عربی‌ استفاده‌ می‌کرد. او بردگی‌ را لغو کرد و اقدامات‌ دیگری‌ برای‌ نزدیکتر کردن‌ تونس‌ به‌ شیوة‌ زندگی‌ اروپایی‌ انجام‌ داد. این‌ اقدامات‌ باعث‌ کاهش‌ ذخایر مالی‌ دولت‌ و استقراض‌ از خارج‌ شد که‌ گسترش‌ سلطة‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ اروپا را در تونس‌ در پی‌ داشت‌ (محمدبن‌ خوجه‌، ص‌ 28؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، ص‌ 62؛ ثامر، ص‌ 53، 56 ـ57؛ تیمومی‌، 2002، ص‌ 53، 59). حاکم‌ بعدی‌، محمدپاشا (حک : 1271ـ 1276/ 1855ـ1859)، سعی‌ کرد اروپا را نادیده‌ بگیرد ولی‌ در پی‌ اعدام‌ یک‌ یهودی‌ تونسی‌ به‌ اتهام‌ کُفرگویی‌، دولت‌ انگلیس‌ و فرانسه‌ سریعاً حاکم‌ تونس را وا داشتند تا در 20 محرّم‌ 1274/ 10 سپتامبر 1857 عهدنامه‌ای‌ به‌ نام‌ «عهدالامان‌» صادر نماید. این‌ اولین‌ منشور رسمی‌ در دفاع‌ از حقوق‌ بشر در جهان‌ اسلام‌ بود که‌ تصویب‌ می‌شد ( د. جودائیکا ، ج‌ 15، ستون‌ 1446؛ ثامر، ص‌ 57).دورة‌ استعمار فرانسه‌. نفوذ اروپا در تونس‌ در اواخر قرن‌ سیزدهم‌/ اواسط‌ قرن‌ نوزدهم‌ بیشتر شد. اروپاییان‌ ابتدا از نظر مالی‌ و تجاری‌ و سپس‌ از نظر سیاسی‌ و نظامی‌ و فرهنگی‌ و دینی‌ در تونس‌ نفوذ کردند. از موارد نفوذ تجاری‌ اروپاییان‌ در تونس‌، معاهدات‌ نابرابری‌ بود که‌ دولت‌ انگلیس‌ در 1280 و 1292/ 1863 و 1875 و ایتالیا در 1285/ 1868 بر تونس‌ تحمیل‌ کردند. به‌ موجب‌ این‌ معاهدات‌، دولت‌ تونس‌ حق‌ نداشت‌ واردات‌ کالاهای‌ انگلیسی‌ و ایتالیایی‌ را منع‌ یا محدود نماید و انگلیسیها و ایتالیاییها فقط‌ می‌بایست‌ برای‌ واردات‌ خود 8% مالیات‌ می‌پرداختند. در 1286/ 1869 تونس‌ به‌ علت‌ نپرداختن‌ بدهیهای‌ خود ورشکسته‌ شد و کشورهای‌ اروپایی‌، امور مالی‌ تونس‌ را در اختیار گرفتند. در 1286/ 1869 حاکم‌ تونس‌، محمد سوم‌ معروف‌ به‌ محمدالصادق‌ بای‌ (حک : 1275ـ1299/ 1859ـ1882)، زیر فشار اروپاییان‌، یک‌ هیئت‌ مالی‌ بین‌المللی‌ مرکّب‌ از تونسیها و اروپاییان‌ تشکیل‌ داد که‌ تا 1301/1884 به‌ عنوان‌ وزارت‌ دارایی‌ تونس‌ عمل‌ می‌کرد. این‌ سلطة‌ اقتصادی‌ در دهة‌ 1290/1870 بسیار افزایش‌ یافت‌. در زمان‌ وزارت‌ اصلاح‌طلبانة‌ خیرالدین‌ پاشا * (1290ـ 1294/ 1873ـ1877) که‌ از پرنفوذترین‌ دولتمردان‌ تونس‌ بود، آخرین‌ تلاش‌ جدّی‌ جهت‌ تقویت‌ تونس‌ از داخل‌ و اجتناب‌ از سلطة‌ اروپاییها صورت‌ گرفت‌ (کلیولند ، ص‌ 33ـ61؛ لاپیدوس‌، ص‌ 697؛ شملی‌، قسم‌ 2، ص‌ 99ـ101؛ زمرلی‌، 1986، ص‌ 103؛ تیمومی‌، 2002، ص‌ 49ـ50). فرانسه‌ برای‌ سلطه‌ بر تونس‌ صرفاً به‌ رضایت‌ رقیب‌ اصلی‌ خود، انگلیس‌، نیاز داشت‌ و در 1295/1878 در کنگرة‌ برلین‌ رضایت‌ انگلیس‌ و نیز آلمان‌ را به‌ دست‌ آورد. بدین‌ترتیب‌ در 24 جمادی‌الاولی‌ 1298/ 24 آوریل‌ 1881 ارتش‌ فرانسه‌، تونس‌ را اشغال‌ کرد. محمدالصادق‌ مجبور شد که‌ در 12 جمادی‌الا´خرة‌ 1298/ 12 مه‌ 1881 پیمان‌ باردو (منطقه‌ای‌ در حومة‌ شهر تونس‌) یا القصرالسعید را امضا کند. به‌ موجب‌ این‌ پیمان‌، حاکم‌ تونس‌ از آزادی‌ عملکرد خارجی‌ محروم‌ شد و امور مالی‌ به‌ فرانسویان‌ منتقل‌ گردید. بعد از وفات‌ محمدالصادق‌، جانشین‌ وی‌ علی‌ بای‌ (1299ـ1320/ 1882ـ 1902) تحت‌ فشار، قراردادی‌ امضا کرد که‌ به‌ موجب‌ آن‌ دولت‌ تونس‌ می‌بایست‌ بر طبق‌ نظر و در جهت‌ تأمین‌ منافع‌ دولت‌ فرانسه‌ در دستگاههای‌ اداری‌ و قضایی‌ و مالی‌ تونس‌ تغییراتی‌ ایجاد می‌کرد. این‌ قرارداد که‌ به‌ کنوانسیون‌ المرسی‌ (منطقة‌ نزدیک‌ شهر تونس‌) معروف‌ بود، در 1300/1883 امضا شد و باعث‌ کامل‌ شدن‌ سلطة‌ فرانسویان‌ بر تونس‌ گردید. بر اساس‌ پیمان‌ باردو، مسائل‌ سیاسی‌ و روابط‌ خارجی‌ تونس‌ به‌ دولت‌ فرانسه‌ محول‌ گردید و به‌ واسطة‌ همین‌ قرارداد، اختیارات‌ داخلی‌ حاکم‌ تونس‌ نیز محدود شد (ثامر، ص‌60، 64؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 17؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، ص‌ 67).در دهة‌ 1310/1890، گروهی‌ از نوگرایان‌ مسلمان‌ که‌ تحصیلکردة‌ غرب‌ بودند با عنوان‌ «تونسیهای‌ جوان‌» (الشباب‌ التونسی‌) ظهور کردند. اینان‌ متأثر از ترکهای‌ جوان‌ * و ملی‌گرایی‌ عرب‌ و حزب‌ ملی‌ مصر بودند. از برنامه‌ نوسازی‌ و غربی‌سازی‌ جامعة‌ تونس‌، شامل‌ اقدامات‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ در چارچوبی‌ ملی‌گرایانه‌ و بر مبنای‌ تجددگرایی‌ دفاع‌ می‌کردند. این‌ برنامه‌ در زمینة‌ اقتصادی‌ عمدتاً شامل‌ نوسازی‌ کشاورزی‌ و صنایع‌ محلی‌ از طریق‌ آموزش‌ حرفه‌ای‌ و اصلاحات‌ مالی‌ بود. از جهت‌ سیاسی‌، تونسیهای‌ جوان‌ خواستار استقلال‌ تونس‌ نبودند، بلکه‌ صرفاً خواهان‌ سهمی‌ در حکومت‌ بودند. آنان‌ با راه‌اندازی‌ نشریة‌ التونسی‌ در 1325/1907 ابتدا به‌ مدیریت‌ علی‌باش‌ حانبه‌ و به‌ زبان‌ فرانسه‌، سپس‌ از 1327/1909 به‌ مدیریت‌ عبدالعزیز ثعالبی‌ و به‌ عربی‌ خواستار آموزش‌ جدید برای‌ هموطنان‌ خود و نیز ترغیب‌ فرانسویهای‌ آزادیخواه‌ برای‌ کمک‌ به‌ تونسیها برای‌ نوسازی‌ بودند. در جنگ‌ جهانی‌ اول‌، فعالیتهای‌ ملی‌گرایانه‌ در تونس‌ کمتر بود، ولی‌ در دورة‌ بعد از جنگ‌، اولین‌ اقدام‌ جهت‌ سامان‌دهی‌ نیروهای‌ ملی‌گرا و مذهبی‌ با ایجاد حزب‌ آزادیخواه‌ قانون‌ اساسی‌ تونس‌ (الحزب‌الحرّ الدستوری‌ التونسی‌ یا اختصاراً حزب‌ دستور) صورت‌ گرفت‌. این‌ حزب‌ در جمادی‌الا´خرة‌ 1338/ مارس‌ 1919 به‌ رهبری‌ عبدالعزیز ثعالبی‌ پایه‌گذاری‌ شد. هدف‌ کوتاه‌مدت‌ حزب‌ دستور، ایجاد حکومتی‌ مبتنی‌ بر قانون‌ اساسی‌ بود که‌ به‌ موجب‌ آن‌ مردم‌ تونس‌ بتوانند بر سرنوشت‌ خود حاکم‌، و از حقوق‌ مساوی‌ با اروپاییان‌ بهره‌مند شوند. هدف‌ بلندمدت‌ آن‌ نیز استقلال‌ تونس‌ بود (لاپیدوس‌، ص‌700؛ ثامر، ص‌ 138، 143؛ شریف‌، ص‌ 115ـ123؛ بالتا، ص‌ 61؛ ژولین‌، ص‌ 121ـ125؛ ثعالبی‌، 1995، ص‌ 65).ثعالبی‌ برای‌ معرفی‌ مظلومیت‌ تونس‌ و کسب‌ مشروعیت‌ بین‌المللی‌ به‌ خارج‌ مهاجرت‌ کرد که‌ چهارده‌ سال‌ (1923ـ1937) طول‌ کشید. دوری‌ او از حزب‌، عامل‌ توقف‌ روند رشد و فعالیت‌ آن‌ شد. در بین‌ سالهای‌ 1924 و 1925 و با تأیید حزب‌ دستور، انجمن‌ کارگران‌ تونس‌ (جامعة‌ العَمَلة‌التونسیین‌) به‌طور مستقل‌ از انجمنهای‌ کارگران‌ فرانسه‌ تأسیس‌ شد (شریف‌، ص‌ 117؛ عبدالسلام‌ بن‌حمیده‌، ص‌60ـ61؛ ایوانوف‌، ص‌ 267؛ تیمومی‌، 2002، ص‌ 113؛ ثعالبی‌، 1985، مقدمة‌ حمادی‌ ساحلی‌، ص‌ 5).در 10 آبان‌ 1311/ اول‌ نوامبر 1932، حبیب‌ بورقیبه‌ * و محمود ماطری‌ از حزب‌ دستور تونس‌ بیرون‌ آمده‌ و روزنامة‌ العمل‌ التونسی‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ را منتشر کردند. رهبران‌ جدید را مهاجران‌ روستاها و شهرهای‌ کوچک‌ و جمعیت‌ گسترش‌یافتة‌ جدید شهری‌ پشتیبانی‌ می‌کردند. این‌ گروه‌ خواستار مشارکت‌ گسترده‌تر در حزب‌ آزادی‌ پارلمانی‌ و اقداماتی‌ اساسیتر برای‌ استقلال‌ تونس‌ بودند. حزب‌ در 22و 23 اردیبهشت‌ 1312/ 12 و 13 مه‌ 1933 اجلاسی‌ بر گزار کرد و موافقت‌ خود را با ورود هیئت‌ تحریریة‌ روزنامة‌ العمل‌ التونسی‌ در کمیتة‌ اجرایی‌ حزب‌، اعلام‌ نمود. بورقیبه‌ در کنگرة‌ 1311ش‌/ 1932 حزب‌ دستور، خواهان‌ استقلال‌ تونس‌ شد و طی‌ پیمانی‌ با فرانسه‌ منافع‌ فرانسه‌ را تضمین‌ کرد. از این‌ تاریخ‌ به‌ بعد نقطة‌ عطفی‌ در تاریخ‌ حزب‌ به‌وجود آمد زیرا میان‌ گروه‌ قدیمی‌ حزب‌ و گروه‌ جدید روزنامة‌ العمل‌ التونسی‌ اختلاف‌ افتاد و باعث‌ شد کنگره‌، اجلاسی‌ برای‌ حل‌ اختلاف‌ در 11 اسفند 1312/ 2 مارس‌ 1934 بر گزار کند. اعضای‌ قدیمی‌ حزب‌ در این‌ کنگره‌، معروف‌ به‌ کنگرة‌ «قصر هلال‌»، شرکت‌ نکردند و اعضای‌ جدید، از حزب‌ دستور جدا شدند و حزب‌ آزادیخواه‌ دستور جدید (الحزب‌ الحرّالدستوری‌ الجدید یا اختصاراً حزب‌ دستور جدید) را به‌ ریاست‌ ماطری‌ و دبیرکلی‌ بورقیبه‌ به‌ وجود آوردند (ساره‌، 1986، ص‌ 16ـ17؛ ثامر، ص‌ 148ـ151؛ زمرلی‌، 1986، ص‌ 357ـ 358؛ ایوانوف‌، ص‌ 272؛ تراب‌ زمزمی‌، قسم‌ 2، ص‌ 149).گسترش‌ فعالیت‌ حزب‌ جدید در میان‌ مردم‌ عامل‌ دستگیری‌ حبیب‌ بورقیبه‌ و چند عضو دیگر در 12 شهریور 1312/ 3 سپتامبر 1934 و تبعید او شد. همچنین‌ در پی‌ تحرکات‌ و قیامهای‌ مردم‌ علیه‌ سلطة‌ فرانسه‌، در فروردین‌ 1317/ آوریل‌ 1938 فرانسویان‌ مردم‌ را بشدت‌ سرکوب‌ کردند که‌ منجر به‌ وقوع‌ حوادث‌ خونین‌ گردید (شریف‌، ص‌ 122، 124؛ ایوانوف‌، ص‌ 276؛ ثامر، ص‌ 152، 156). در پی‌ این‌ حادثه‌، دولت‌، احزاب‌ سیاسی‌ را منحل‌، و بورقیبه‌ را دوباره‌ دستگیر کرد. با این‌ حال‌، حزب‌ فشار سیاسی‌ بر فرانسه‌ را متوقف‌ نکرد و در حالی‌ که‌ بورقیبه‌ در زندانهای‌ فرانسه‌ بود، محمد منصف‌ بای‌، رئیس‌ دولت‌ تونس‌ (حک : 1321ـ1322 ش‌/ 1942ـ1943)، برای‌ کسب‌ خودمختاری‌ بیشتر تلاش‌ نمود. وی‌ خواستهای‌ تونسیها را در شانزده‌ بند مبنی‌ بر تشکیل‌ مجلسی‌ جدید، عربی‌ بودن‌ زبان‌ آموزشی‌ و تصاحب‌ درآمدهای‌ کلان‌ و سرمایه‌گذاریهای‌ بخش‌ حمل‌ونقل‌، به‌ اطلاع‌ امیرال‌ استوا ، فرمانده‌ فرانسوی‌ مقیم‌ تونس‌ رساند (زمرلی‌، 1989، ص‌10؛ بالتا، ص‌ 62) اما مقامات‌ فرانسوی‌ در 23 اردیبهشت‌ 1323/ 14 مه‌ 1943 وی‌ را به‌ اتهام‌ همدستی‌ با آلمانها از حکومت‌ بر کنار کردند و به‌ صحرای‌ الجزایر و سپس‌ به‌ شهر پو در فرانسه‌ تبعید کردند و به‌ این‌ ترتیب‌ وی‌ قهرمان‌ ملی‌ شد (زمرلی‌، 1989، ص‌110ـ111؛ ثامر، ص‌ 166ـ171؛ عبدالوهاب‌، 1983، ص‌ 187).بورقیبه‌ که‌ پس‌ از بازگشت‌ به‌ تونس‌، مدتی‌ از خانة‌ خود ممنوع‌الخروج‌ شده‌ بود، در 1324 ش‌/ 1945 بعد از چند روز از اعلان‌ تأسیس‌ اتحادیة‌ عرب‌ در مصر در همان‌ سال‌ ، مخفیانه‌ به‌ آن‌ کشور گریخت‌ و در آنجا برای‌ استقلال‌ تونس‌ تبلیغات‌ گسترده‌ای‌ کرد (شریف‌، ص‌ 132؛ ثامر، ص‌ 167ـ 168). در 20 ژانویة‌ 1946، نورالدین‌ حَشادبن‌ فرحات‌ حَشاد، اتحادیة‌ عمومی‌ تونسی‌ برای‌ کار (الاتحاد العام‌ التونسی‌ للشغل‌) را پایه‌گذاری‌ کرد، که‌ سهم‌ بسزایی‌ در استقلال‌ تونس‌ و دفاع‌ از حقوق‌ کارگران‌ داشت‌ (عبدالسلام‌ بن‌حمیده‌، ص‌ 81؛ تیمومی‌، 2001، ص‌ 113؛ تراب‌ زمزمی‌، قسم‌ 1، ص‌ 21؛ ثامر، ص‌ 172). در مرداد 1326/ اوت‌ 1947 اصلاحات‌ در فرانسه‌ اعلام‌ شد، و در همان‌ سال‌ در تونس‌ به‌ اجرا در آمد و تا حدودی‌ به‌ تونس‌ خودمختاری‌ داده‌ شد، اما همچنان‌ سلطة‌ سیاسی‌ در دست‌ فرانسویها بود. در 1328 ش‌/ سپتامبر 1949 بورقیبه‌ از تبعید بازگشت‌ و مبارزه‌ برای‌ استقلال‌ تونس‌ را از سرگرفت‌.در 1329 ش‌/1950 محمد شَنیق‌ به‌ نخست‌وزیری‌ رسید و در 1330 ش‌/ 1951 فرانسه‌ در پاسخ‌ به‌ احساسات‌ ملی‌گرایانه‌، به‌ تعداد بیشتری‌ از تونسیها در دولت‌ شنیق‌ سمتهای‌ اداری‌ و دولتی‌ اعطا نمود و دبیرکل‌ حزب‌ دستور جدید، صالح‌بن‌ یوسف‌، نیز به‌ عضویت‌ آن‌ دولت‌ در آمد. اما اعتراضها و تظاهرات‌ سیاسی‌ ضدفرانسوی‌ بخصوص‌ بعد از سقوط‌ دولت‌ شنیق‌، دستگیری‌ اعضای‌ دولت‌، و همچنین‌ ترور نورالدین‌ حشاد در 1331 ش‌/ 1952 شدت‌ می‌یافت‌. با اوج‌گیری‌ تظاهرات‌، در 9 مرداد 1333/ 31 ژوئیة‌ 1954 نخست‌وزیر فرانسه‌، پیرمندس‌ فرانس‌ ، برای‌ بررسی‌ اوضاع‌ تونس‌ و با مأموریت‌ ایجاد آشتی‌ و سازش‌ به‌ تونس‌ رفت‌. وی‌ با انتشار بیانیه‌ای‌، که‌ در 12 خرداد 1334/ 3 ژوئن‌ 1955 دو دولت‌ رسماً امضا کردند، استقلال‌ داخلی‌ تونس‌ را اعلام‌ نمود (عبدالوهاب‌، 1983، ص‌ 231ـ232؛ زمرلی‌، 1989، ص‌ 27ـ 28؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 16؛ ساره‌، 1986، ص‌20ـ21؛ ایوانوف‌، ص‌280، 283، 286؛ شریف‌، ص‌ 135، 137).دورة‌ استقلال‌. بر اساس‌ مقاوله‌نامه‌ای‌ که‌ در 29 اسفند 1335/20 مارس‌ 1956 در پاریس‌ به‌امضا رسید، تونس‌، کشوری‌ مستقل‌ شناخته‌ شد. پنج‌ روز پس‌ از استقلال‌، انتخابات‌ مجلس‌ ملی‌ مؤسسان‌ (المجلس‌ القومی‌ التأسیسی‌) بر گزار شد و حزب‌ دستور جدید با 9ر98% آرا به‌ پیروزی‌ رسید و رهبر حزب‌، حبیب‌ بورقیبه‌، نخست‌وزیر نظام‌ سلطنتی‌ شد و اولین‌ حکومت‌ بعد از استقلال‌ شکل‌ گرفت‌ ( > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌ 925؛ هزبون‌ ، ص‌ 99ـ100؛ ایوانوف‌، ص‌ 287ـ 288؛ شریف‌، ص‌ 138؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، همانجا؛ نلسون‌، ص‌ 31).بورقیبه‌ که‌ تحصیلات‌ دانشگاهی‌ را در فرانسه‌ گذرانده‌ بود، ابتدا تحولات‌ وسیعی‌ در نظام‌ اداری‌ ایجاد کرد و سازمانهای‌ قدیمی‌ را به‌نحوی‌ دگرگون‌ ساخت‌؛ تقریباً دو سوم‌ از کارمندان‌ دولت‌ را که‌ از پروردگان‌ استعمار و نظام‌ سلطنت‌ بودند، برکنار کرد، تونس‌ را به‌ چهارده‌ استان‌ تقسیم‌ نمود و برای‌ هر کدام‌ استانداری‌ بر گزید که‌ زیرنظر مستقیم‌ دولت‌ مرکزی‌ بود. وی‌ با انجام‌ دادن‌ اصلاحاتی‌ در دورة‌ نخست‌وزیری‌، به‌ تحکیم‌ پایه‌های‌ قدرت‌ خویش‌ پرداخت‌. در تابستان‌ 1336 ش‌/ 1957 رهبران‌ حزب‌ خواستار لغو سلطنت‌ و استقرار نظام‌ جمهوری‌ گردیدند. مجلس‌ ملی‌ نیز که‌ در حال‌ تدوین‌ قانون‌ اساسی‌ بود، در نشستی‌ فوق‌العاده‌ در 3 مرداد 1336/ 25 ژوئیة‌ 1957 قانونی‌ در این‌ باره‌ تصویب‌ کرد و به‌ این‌ ترتیب‌ نظام‌ سلطنتی‌ تونس‌ لغو شد و با اعلام‌ جمهوری‌، پایه‌های‌ قدرت‌ حزب‌ دستور جدید قوام‌ بیشتری‌ یافت‌. مجلس‌ ملی‌، که‌ در واقع‌ نمایندگان‌ حزب‌ دستور جدید بودند، قدرت‌ فوق‌العاده‌ای‌ به‌ رئیس‌جمهور دادند. ریاست‌ حکومت‌، ریاست‌ قوة‌ مجریه‌ و ریاست‌ حزب‌ به‌ او واگذار شد و از اختیارات‌ گسترده‌ای‌، از جمله‌ حق‌ نقض‌ قوانین‌ مصوب‌ مجلس‌ ملی‌، برخوردار گردید. با اعلام‌ نظام‌ جمهوری‌، مجلس‌ ملی‌، حبیب‌ بورقیبه‌ را رئیس‌جمهور کرد. به‌ موازات‌ افزایش‌ قدرت‌ بورقیبه‌، محبوبیت‌ او نزد مردم‌ افزایش‌ یافت‌؛ به‌طوری‌ که‌ به‌ عنوان‌ رهبر و پدر استقلال‌ و قائد اعظم‌ و مجاهد اکبر شهرت‌ یافت‌ (احمدبن‌ عامر، ص‌ 526؛ کوک‌،ص‌ 79؛ ایوانوف‌، ص‌ 289).در خرداد 1338/ اول‌ ژوئن‌ 1959 قانون‌ اساسی‌ جدید تدوین‌ گردید که‌ به‌ موجب‌ آن‌ نظام‌ سیاسی‌ بر پایة‌ تفکیک‌ قوا و مساوات‌ در برابر قانون‌ و تضمین‌ آزادی‌ عقیده‌ و آزادی‌ اجتماعات‌، شکل‌ گرفت‌ ولی‌ آزادی‌ عقیده‌ و اجتماعات‌ فقط‌ در حد سخن‌ باقی‌ ماند، از طرفی‌ اختلافات‌ میان‌ حبیب‌ بورقیبه‌ و صالح‌بن‌ یوسف‌ شدت‌ گرفت‌. محمد فرحات‌ دادستان‌ کل‌ کشور شد. او ربع‌ قرن‌ در این‌ مقام‌ باقی‌ ماند و تمام‌ سرکوبهای‌ مخالفان‌ بورقیبه‌ را برنامه‌ریزی‌ کرد. محمد فرحات‌ تمام‌ پرونده‌های‌ قضایی‌ را به‌خواست‌ حبیب‌ بورقیبه‌ رسیدگی‌ می‌کرد. بعد از استقلال‌ از همان‌ آغاز تشکیل‌ دولت‌، چندین‌ دادگاه‌ ــ از جمله‌ دادگاه‌ عالی‌ کشور که‌ در 1335 ش‌/1956 بیشتر برای‌ سرکوب‌ مخالفان‌ بورقیبه‌ برپا شده‌ بود ــ پیروان‌ صالح‌بن‌ یوسف‌ را به‌ اعدام‌ محکوم‌ کردند. بورقیبه‌ کمیتة‌ غیرنظامی‌ مختص‌ ترور افراد را با هدایت‌ البشیر زُرْق‌ عُیون‌ و محجوب‌بن‌ علی‌، شکل‌ داد و این‌ کمیته‌ در شهریور 1340/ اوت‌ 1961 رهبری‌ ترور صالح‌بن‌ یوسف‌ را در آلمان‌ به‌دست‌ عبداللّه‌ الوردانی‌ به‌ عهده‌ گرفت‌ و بورقیبه‌ به‌ او نشان‌ افتخار ملی‌ داد (درویش‌، ص‌ 61، 108؛ ساره‌، 1986، ص‌ 25؛ طوبال‌، ص‌ 48ـ49؛ تراب‌ زمزمی‌، قسم‌ 2، ص‌ 211).در 1342 ش‌/1963 جمعی‌ از شخصیتهای‌ ملی‌گرای‌ نزدیک‌ به‌ صالح‌بن‌ یوسف‌ و تعدادی‌ از روحانیون‌ زیتونه‌، کودتایی‌ را برضد بورقیبه‌ رهبری‌ کردند که‌ به‌ شکست‌ انجامید و برخی‌ از این‌ افراد در دادگاه‌ نظامی‌ به‌ مرگ‌ و برخی‌ دیگر به‌ زندان‌ محکوم‌ شدند. همچنین‌ در اوایل‌ بهمن‌ 1341/ ژانویة‌ 1963 فعالیت‌ حزب‌ کمونیست‌ تونس‌ (الحزب‌ الشیوعی‌ التونسی‌)، ممنوع‌ اعلام‌ شد (هرماسی‌، ص‌20؛ ساره‌، 1986، ص‌ 25ـ26). به‌طور کلی‌ در 1342 ش‌/ 1963 آزادیهای‌ عمومی‌ در تونس‌ کاملاً از بین‌ رفت‌.در 17 آبان‌ 1342/ 8 نوامبر 1963، اولین‌ انتخابات‌ ریاست‌ جمهوری‌ بر طبق‌ قانون‌ اساسی‌ انجام‌ شد و بورقیبه‌ به‌ ریاست‌ جمهوری‌ انتخاب‌ گردید. گرچه‌ نظام‌ تک‌حزبی‌ به‌طور رسمی‌ در تونس‌ اعلام‌ نشد، در 1343 ش‌/ 1964 در انتخابات‌ مجلس‌ ملی‌، حزب‌ دستور جدید، که‌ تنها حزب‌ سیاسی‌ و قانونی‌ بود، همة‌ نود کرسی‌ مجلس‌ را به‌ خود اختصاص‌ داد. در آبان‌/ نوامبر همان‌ سال‌، نام‌ این‌ حزب‌ به‌ حزب‌ سوسیالیست‌ قانون‌ اساسی‌ (الحزب‌ الاءشتراکی‌ الدستوری‌) تبدیل‌ گردید و یک‌ برنامة‌ اقتصادی‌ سوسیالیستی‌ میانه‌رو اعلام‌ شد که‌ آغاز آن‌ سلب‌ مالکیت‌ ارضی‌ خارجیان‌ و تیولداران‌ بود. از 1343 تا 1348 ش‌/ 1964ـ1969 برای‌ سوسیالیستی‌ کردن‌ مزارع‌ کشاورزی‌، تحت‌ نظارت‌ وزیر دارایی‌ و برنامه‌ریزی‌، أحمدبن‌ صالح‌، تلاشهایی‌ ,Paris1977,p.425 L'Architecture Sacreإ De L'Islam Y.Korbendau, کی‌، 1334ش‌، ص‌128ـ129) و پیشخدمتها زیرن صورت‌ گرفت‌ که‌ در شهریور 1348/ سپتامبر 1969 به‌ علت‌ مقاومت‌ روستاییان‌ و نتایج‌ ضعیف‌ حاصل‌ از آن‌، متوقف‌ گردید (لاپیدوس‌، ص‌ 702؛ > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 2003 < ، ج‌ 2، ص‌ 4114؛ هرماسی‌، ص‌ 35) و احمدبن‌ صالح‌ و تعدادی‌ از پیروان‌ و دوستان‌ وی‌ به‌ اتهام‌ خیانت‌ زندانی‌ شدند.در دهة‌ 1970 سیاست‌ خصوصی‌سازی‌ با الهادی‌ نُوَیْره‌، نخست‌وزیر و دبیرکل‌ حزب‌، شروع‌ شد. در 1354 ش‌/ 1975 مجلس‌ ملی‌ نمایندگان‌ تونس‌ به‌ اتفاق‌ آرا قانون‌ اساسی‌ تونس‌ را تغییر داد و بورقیبه‌ را رئیس‌جمهور مادام‌العمر تونس‌ کرد که‌ نخست‌وزیر نیز جانشین‌ او به‌شمار می‌آمد. در 1356/26 ژانویة‌ 1978 جنبش‌ کارگری‌ و اعتصاب‌، سراسر کشور را فرا گرفت‌. نشستها و جلسات‌ سرمایه‌داران‌ و کارفرمایان‌ با رهبران‌ اتحادیة‌ عمومی‌ تونسی‌ برای‌ کار برای‌ بهبود وضع‌ کارگران‌ به‌ شکست‌ منجر شد ( الحرکة‌الاسلامیة‌ فی‌ تونس‌ ، ص‌ 15؛ هرماسی‌، ص‌42، 144ـ145؛ طوبال‌، ص‌ 9، 129؛ «وانطلقت‌ الثورة‌ من‌ قفصة‌»، ص‌ 27؛ ساره‌، 1986، ص‌ 34). در 7 بهمن‌ 1358/ 27 ژانویة‌ 1980 جنبش‌ مسلحانة‌ شهر قَفصه‌ در مرکز تونس‌ با رهبری‌ جنبشِ انقلابیِ آزادیبخش‌ تونس‌ (الحرکة‌الثوریة‌ لتحریر تونس‌) به‌ وقوع‌ پیوست‌ و حاکمیت‌ تک‌حزبی‌ بورقیبه‌ را به‌چالش‌ فرا خواند. در 1359 ش‌/ آوریل‌ 1980 نویره‌ استعفا کرد و محمد مزالی‌، نخست‌وزیر و دبیرکل‌ حزب‌ سوسیالیست‌ قانون‌ اساسی‌ گردید.در زمان‌ حکومت‌ مزالی‌، نشانه‌های‌ افزایش‌ تحمل‌ سیاسی‌ نمایان‌ گردید و بسیاری‌ از اشخاصی‌ که‌ قبلاً به‌سبب‌ شورش‌ دستگیر شده‌ بودند، عفو شدند. همچنین‌ در 1360 ش‌/ 1981 حزب‌ کمونیست‌ تونس‌ قانونی‌ اعلام‌ شد و بدین‌ترتیب‌ نظام‌ تک‌حزبی‌ در تونس‌ پایان‌ یافت‌. دولت‌ اعلام‌ کرد که‌ هر گروه‌ سیاسی‌ که‌ بیش‌ از 5% آرا را در انتخابات‌ بعدی‌ مجلس‌ به‌ دست بیاورد، نیز به‌ رسمیت‌ شناخته‌ خواهد شد. در انتخابات‌ مجلس‌ ملی‌ در آبان‌ 1360/ نوامبر 1981 حزب‌ سوسیالیست‌ قانون‌ اساسی‌ و اتحادیه‌های‌ اصناف‌، کشاورزان‌، کارفرمایان‌ و زنان‌، ائتلافی‌ به‌ نام‌ جبهة‌ ملی‌ تشکیل‌ دادند که‌ بیش‌ از 6ر94% آرا و همة‌ 126 کرسی‌ مجلس‌ را به‌ دست‌ آورد. گروههای‌ مخالف‌، از جمله‌ حزب‌ کمونیست‌ و جنبش‌ دموکراتهای‌ سوسیالیست‌ (حرکة‌ الدیمقراطیین‌ الاءشتراکیین‌)، اظهار داشتند که‌ در انتخابات‌ تقلب‌ شده‌ است‌. این‌ گروهها چون‌ نتوانستند 5% آرا را به‌ دست‌ آورند، به‌ رسمیت‌ شناخته‌ نشدند ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 2003 < ، همانجا؛ وندوال‌، ص‌ 602ـ603، 610؛ ساره‌، 1986، ص‌ 36، 38، 114؛ الحرکة‌ الاسلامیة‌ فی‌ تونس‌ ، ص‌ 163).در 1361 ش‌/ 1982 تونس‌ به‌ یاسر عرفات‌، رهبر سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌، و صدها تن‌ از یاران‌ وی‌ که‌ از لبنان‌ اخراج‌ شده‌ بودند، پناهندگی‌ داد. از سویی‌، دولت‌ تونس‌ با مخالفت‌ روزافزون‌ حزب‌ جنبش‌ گرایش‌ اسلامی‌ (حرکة‌الاءتّجاه‌ الاءسلامی‌، بعدها «النهضة‌»)، که‌ غیرقانونی‌ اعلام‌ شده‌ بود، مواجه‌ گردید ( رجوع کنید بهالنهضة‌ * ، حزب‌). این‌ حزب‌، که‌ از نیرومندترین‌ گروههای‌ اسلامی‌ و سیاسی‌ بود، در 1358 ش‌/ 1979 به‌ رهبری‌ راشد الغنوشی‌ (تحصیلکردة‌ سوریه‌) و عبدالفتاح‌ مورو اولین‌ نشستهای‌ مخفیانة‌ خود را انجام‌ داد. در 17 فروردین‌ 1360/ 6 آوریل‌ 1981، در کنفرانسی‌ خبری‌، غنوشی‌ موجودیت‌ و مشروعیت‌ علنی‌ جنبش‌ خود را اعلام‌ کرد و خواستار کسب‌ مجوز فعالیت‌ سیاسی‌ از دولت‌ شد (ساره‌، 1986، ص‌ 203؛ همو، 1995، ص‌ 37؛ همو، 1994، ص‌ 32؛ بلحاج‌، ص‌ 56). درخواست‌ این‌ جنبش‌ مبنی‌ بر رسمیت‌ یافتن‌ به‌ عنوان‌ حزب‌ سیاسی‌، رد شد و اکثر اعضا و رهبران‌ آن‌ دستگیر شدند.در 14 دی‌ 1362/ 4 ژانویة‌ 1984 نارضایتیهای‌ گسترده‌ از سلطة‌ سیاسی‌ حزب‌ سوسیالیست‌ قانون‌ اساسی‌ و ادامة‌ مشکلات‌ اقتصادی‌، منجر به‌ قیام‌ معروف‌ به‌ انقلاب‌ نان‌ («ثورة‌ الخبز») در تیر 1363/ ژوئیة‌ 1984 گردید. عامل‌ اولیة‌ این‌ اعتراضات‌، افزایش‌ 5ر112 درصدیِ بهای‌ موادغذایی‌ و بخصوص‌ قطع‌ یارانة‌ نان‌ بود. دولت‌ تونس‌ وضع‌ اضطراری‌ اعلام‌ کرد و در درگیریهای‌ تظاهرکنندگان‌ و نیروهای‌ دولتی‌، حدود یکصدتن‌ کشته‌ شدند (دکمجیان‌، ص‌203؛ درویش‌، ص‌169؛ سیدعبدالمجید، ص‌137). در 16 آبان‌ 1366/ 7 نوامبر 1987 ژنرال‌ زین‌العابدین‌بن‌ علی‌ به‌ استناد یک‌ گواهی‌ پزشکی‌، بورقیبه‌ را به‌ علت‌ اختلال‌ روانی‌ و بیماری‌، فاقد توانایی‌ لازم‌ برای‌ ادامة‌ حکومت‌ دانست‌ (بورقیبه‌ در فروردین‌ 1379/ آوریل‌ 2000 درگذشت‌). طبق‌ قانون‌ اساسی‌، بن‌علی‌ که‌ در مهر 1366/ اکتبر 1987 نخست‌وزیر شده‌ بود، به‌ عنوان‌ رئیس‌جمهور سوگند یاد کرد. هادی‌ بَکّوش‌ یار دیرینة‌ بن‌علی‌، که‌ قبلاً وزیر امور اجتماعی‌ بود، نخست‌وزیر، و حبیب‌ عمار، فرمانده‌ گارد ملی‌ و نفر دوم‌ کودتا، وزیر کشور شد. بن‌علی‌ دولت‌ جدیدی‌ تشکیل‌ داد و چندین‌ تن‌ از دوستان‌ نزدیک‌ بورقیبه‌، از جمله‌ محمد الصیاح‌ و منصور السخیری‌، را بر کنار کرد. وی‌ در اولین‌ نطق‌ رادیویی‌ خود بر حق‌ مردم‌ در دخالت‌ در امور سیاسی‌ و اقتصادی‌، و لزوم‌ تجدیدنظر در قانون‌ اساسی‌ و بر گزاری‌ انتخابات‌ آزاد با شرکت‌ تمام‌ گروههای‌ سیاسی‌ و نیز عفو عمومی‌ تأکید کرد ( > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌ 925؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 7ـ 8؛ امیرشاهی‌، ص‌ 79؛ وندوال‌، ص‌ 613). در بهمن‌ 1367/ فوریة‌ 1988 نام‌ حزب‌ سوسیالیست‌ قانون‌ اساسی‌، به‌ حزب‌ تجمع‌ قانون‌ اساسی‌ دموکراتیک‌ (التجمع‌ الدستوری‌ الدیمقراطی‌) تغییر یافت‌ تا تعهد دولت‌ جدید نسبت‌ به‌ اصلاحات‌ دموکراتیک‌ را منعکس‌ نماید. البته‌ تغییر نام‌ حزب‌، موجب‌ شد تا تعدادی‌ از چپ‌گراهای‌ مارکسیست‌ و کمونیست‌، که‌با هویت‌اسلامی‌ مردم‌ ضدیت‌داشتند، وارد حزب‌ شوند. با قانونی‌ شدن‌ احزاب‌، مجلس‌ ملی‌ طرحهایی‌ برای‌ اصلاح‌ قانون‌ اساسی‌ تصویب‌ کرد که‌ به‌ موجب‌ آن‌، مادام‌العمر بودن‌ ریاست‌ جمهوری‌ لغو گردید و مقرر شد که‌ رئیس‌جمهور هر پنج‌ سال‌ یک‌ بار، و حداکثر دو دورة‌ متوالی‌، با آرای‌ مردم‌ انتخاب‌ شود. در اواخر 1367 ش‌/ 1988، بن‌علی‌، «منشور ملی‌» (المیثاق‌ الوطنی‌) را با احزاب‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ از جمله‌ «النهضة‌» به‌ اجرا در آورد. گرچه‌ احزاب‌ متعددی‌ در اولین‌ انتخابات‌ آزاد تونس‌ (فروردین‌ 1368/ آوریل‌ 1989) شرکت‌ کردند، حزب‌ حاکم‌ همة‌ 141 کرسی‌ مجلس‌ را به‌دست‌ آورد و بن‌علی‌ با کسب‌ 27ر99% از آرا، رئیس‌جمهور شد. بن‌علی‌ در سپتامبر همان‌سال‌، بکّوش‌ را به‌ علت‌ اختلاف‌ بر سر خط‌ مشی‌ اقتصادی‌ برکنار کرد و حامد قروی‌، وزیر سابق‌ دادگستری‌، را نخست‌وزیر نمود. در 1368 ش‌/ اواخر 1989 دولت‌ بن‌علی‌، درخواستِ رسمیت‌یافتن‌ جنبش‌النهضة‌ را رد کرد( > دستینة‌ سیاسی‌جهان‌: 1998 < ، ص‌925؛بالتا، ص‌80 ـ81؛ تراب‌ زمزمی‌، قسم‌ 2، ص‌ 232ـ233، 312؛ محمدبن‌ نصر، ص‌ 158) که‌ این‌ امر موجب‌ بروز ناآرامیهایی‌ بر ضد دولت‌ در چندین‌ دانشگاه‌ گردید. حملة‌ دولت‌ بن‌علی‌ به‌ هواداران‌ النهضة‌ در 1990 و 1991، حدود سی‌ هزار زندانی‌ و صدها تبعیدی‌ و دهها کشته‌ برجا گذاشت‌ (عبدالغنی‌، 1991، ص‌ 21؛ همو، 1992، ص‌ 28؛ محمدبن‌ نصر، ص‌ 165ـ175). در انتخابات‌ ریاست‌ جمهوری‌ و انتخابات‌ مجلس‌ در اسفند 1373/مارس‌ 1994، بن‌علی‌ و حزب‌ او با اکثریت‌ آرا سمتهای‌ خود را مجدداً به‌ دست‌ آوردند. هرچند احزاب‌ مخالف‌ نیز برای‌ اولین‌ مرتبه‌، در مجلس‌ این‌ کشور کرسیهایی‌ کسب‌ کردند. حزب‌ تجمع‌ قانون‌ اساسی‌ دموکراتیک‌ در انتخابات‌ محلی‌ اردیبهشت‌ 1374/ مه‌ 1995، پیروز شد و زمام‌ امور تمامی‌ شوراهای‌ شهرها را به‌ دست‌ گرفت‌، در حالی‌که‌ احزاب‌ مخالف‌ تنها شش‌ کرسی‌ به‌دست‌ آوردند. با اصلاحیه‌ای‌ در قانون‌ اساسی‌ در 1377 ش‌/ 1998، انتخاب‌ مجدد یک‌ فرد به‌ ریاست‌ جمهوری‌ تا سه‌ دورة‌ پنج‌سالة‌ متوالی‌، بلامانع‌ اعلام‌ شد. تونس‌، به‌رغم‌ قبول‌ نظام‌ چند حزبی‌ در انتخابات‌ این‌ سال‌، همچنان‌ تحت‌ سلطة‌ نظام‌ تک‌حزبی‌ بود و بن‌علی‌ با کسب‌ 4ر99% آرا برای‌ سومین‌ بار تا 2004 رئیس‌جمهور تونس‌ شد (وندوال‌، ص‌ 614ـ615؛ کاسارینو ، ص‌ 69ـ72).در دهة‌ 1990 و اوایل‌ قرن‌ بیست‌ و یکم‌ دولت‌ بن‌علی‌ به‌سبب‌ تعدی‌ به‌ حقوق‌ فردی‌ و سیاسی‌ مردم‌ مورد انتقاد سازمانهای‌ مختلف‌ بین‌المللی‌ قرار گرفت‌. همچنین‌ تعدادی‌ سازمان‌ دفاع‌ از حقوق‌ بشر در تونس‌ تأسیس‌ شد، از جمله‌ شورای‌ ملی‌ برای‌ آزادیها «المجلس‌ الوطنی‌ للحریات‌»، کمیسیون‌ پشتیبانی‌ و حمایت‌ از مقاومت‌ مدنی‌ و سیاسی‌ در تونس‌ «لجنة‌ دعم‌ المقاومة‌ المدنیة‌ و السیاسیة‌ فی‌ تونس‌» و کمیسیون‌ حمایت‌ از آزادیها و حقوق‌ بشر در تونس‌ «لجنة‌ دعم‌ الحریات‌ و حقوق‌ الاءنسان‌ فی‌ تونس‌» و جمعیت‌ تونس‌ آزاد «جمعیت‌ تونس‌ الحرة‌» ( > «زیتونه‌» < ، 2003؛ سعید، ص‌ 14ـ 15). در 26 مه‌ 2002 دولت‌ بن‌علی‌، تغییر قانون‌ اساسی‌ کشور مصوب‌ خرداد 1338 ش‌/ ژوئن‌ 1959 را برای‌ همه‌پرسی‌ عمومی‌ مطرح‌ کرد. هدف‌ این‌ همه‌پرسی‌ تعدیلِ تمام‌ فصلهای‌ قانون‌ اساسی‌ کشور و نیمی‌ از بندهای‌ آن‌ بود. بیشتر احزاب‌ مخالف‌ در این‌ همه‌پرسی‌ شرکت‌ نکردند ولی‌ دولت‌ اعلام‌ کرد که‌ 52ر99% از مردم‌ با تغییر قانون‌ اساسی‌ کشور موافقت‌ کرده‌اند. در این‌ تغییرات‌، محدودیت‌ تعداد دوره‌های‌ ریاست‌ جمهوری‌ حذف‌ شد و سن‌ رئیس‌جمهور از هفتاد سالگی‌ به‌ 75 سالگی‌ افزایش‌ یافت‌. به‌ این‌ ترتیب‌ بن‌علی‌ می‌توانست‌ دو دوره‌ انتخابی‌ دیگر شرکت‌ کند و تا 2014 در حکومت‌ باقی‌ بماند (خشانه‌، 2002 الف‌ ، ص‌ 18؛ همو، 2002 ب‌ ، ص‌ 28).ساختار سیاسی‌ و قضایی‌. بر اساس‌ اصل‌ اول‌ قانون‌ اساسی‌ تونس‌، مصوب‌ خرداد 1338/ ژوئن‌ 1959، نظام‌ حکومتی‌ تونس‌، جمهوری‌ پارلمانی‌ است‌. طبق‌ اصل‌ هجدهم‌ قانون‌ اساسی‌، امور قوة‌ مقننه‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ واگذار شده‌ است‌. این‌ نمایندگان‌ برای‌ دوره‌های‌ پنج‌ساله‌ و با آرای‌ عمومی‌ انتخاب‌ می‌شوند. قوة‌ مجریه‌ در دست‌ رئیس‌جمهور است‌ که‌ باید مسلمان‌ باشد و هم‌زمان‌ با انتخابات‌ مجلس‌ نمایندگان‌، از طریق‌ آرای‌ عمومی‌ انتخاب‌ شود. رئیس‌جمهور اعضای‌ حکومت‌ را انتخاب‌ می‌کند و آنان‌ فقط‌ در برابر وی‌ مسئول‌اند. با وجود این‌، مجلس‌ می‌تواند از دولت‌ انتقاد کند. رئیس‌جمهور دارای‌ قدرت‌ فراوانی‌، از جمله‌ حق‌ نقض‌ قوانین‌ مجلس‌ ملی‌، است‌ و فرماندهی‌ کل‌ قوا و عزل‌ و نصب‌ تمام‌ مقامات‌ کشوری‌ و لشکری‌ را به‌عهده‌ دارد. قوة‌ قضائیه‌ نیز طبق‌ قانون‌ اساسی‌ مستقل‌ است‌. قضات‌ با پیشنهاد شورای‌ عالی‌ قضایی‌ و با فرمان‌ ریاست‌ جمهوری‌ تعیین‌ می‌گردند.احزاب‌ و گروهها. به‌ موجب‌ قانون‌، آزادی‌ بیان‌ و مطبوعات‌ و اجتماعات‌ و ایجاد انجمنها و جمعیتها و اتحادیه‌های‌ رسمی‌، تضمین‌ شده‌ است‌ ولی‌ در واقع‌، تونس‌ نظام‌ تک‌حزبی‌ دارد. احزاب‌ مجاز تونس‌ عبارت‌اند از: جنبش‌ دموکراتهای‌ سوسیالیست‌ (حرکة‌ الدیمقراطیین‌ الاءشتراکیین‌) به‌ ریاست‌ اسماعیل‌ بولحیه‌؛ جنبش‌ تجددخواه‌ (حرکة‌ التجدید) به‌ ریاست‌ محمد حرمل‌ که‌ وارث‌ حزب‌ کمونیست‌ تونس‌ است‌؛ حزب‌ اتحاد مردمی‌ (حزب‌ الوحدة‌الشعبیة‌) به‌ ریاست‌ احمد بلحاج‌ عمر؛ حزب‌ آزادی‌خواه‌ اجتماعی‌ (الحزب‌ الاجتماعی‌ التحریری‌) به‌ ریاست‌ منیر الباجی‌؛ حزب‌ ترقی‌خواه‌ سوسیالیست‌ (التجمع‌ الاشتراکی‌ التقدمی‌) به‌ ریاست‌ أحمد نجیب‌ الشابی‌؛ حزب‌ اتحاد دموکراتیک‌ برای‌ وحدت‌ (الاءتحاد الدیمقراطی‌ الوحدوی‌) به‌ ریاست‌ عبدالرحمان‌ التلیلی‌ (جمعیة‌ النساء الدیمقراطیات‌؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌ 13ـ14؛ > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌ 927).سیاست‌ خارجی‌. سیاست‌ خارجی‌ تونس‌ بر اساس‌ حفظ‌ استقلال‌ و تمامیت‌ ارضی‌ و حسن‌ همجواری‌ و توسعة‌ روابط‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ و فرهنگی‌ با دیگر کشورهاست‌ که‌ شامل‌ تلاش‌ جهت‌ ایجاد همبستگی‌ در منطقة‌ مغرب‌ و ایجاد توافق‌ و همکاری‌ در میان‌ اعراب‌ و کشورهای‌ اروپایی‌ و کشورهای‌ مدیترانه‌ می‌باشد. به‌ علت‌ گرایش‌ سران‌ تونس‌، بخصوص‌ بورقیبه‌، به‌ غرب‌، این‌ کشور در جرگة‌ کشورهای‌ وابسته‌ به‌ غرب‌ قرار می‌گیرد. اولویت‌ سیاست‌ خارجی‌ تونس‌ در وهلة‌ نخست‌ کشورهای‌ افریقایی‌، بویژه‌ مغرب‌ افریقا، می‌باشد و در فصل‌ اول‌ قانون‌ اساسی‌، تونس‌ از کشورهای‌ مغرب‌ عربی‌ اعلام‌ شده‌ است‌ (امیرشاهی‌، ص‌ 93؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، ص‌100).تونس‌ از زمان‌ استقلال‌ چندین‌ دوره‌ با الجزایر و لیبی‌ اختلاف‌ داشته‌ است‌. طی‌ سالهای‌ 1342 و 1343 ش‌/ 1963 و 1964 اختلافات‌ مرزی‌ تونس‌ با الجزایر حل‌ و فصل‌ شد و طرحهایی‌ برای‌ همکاری‌ فنی‌ تهیه‌ گردید. در همین‌ سالها روابط‌ تونس‌ با مراکش‌ نیز بهبود یافت‌. تونس‌ روابط‌ خود را با کشورهای‌ عربی‌ و بخصوص‌ مصر، به‌رغم‌ حمایت‌ دولت‌ عبدالناصر از صالح‌بن‌ یوسف‌، تقویت‌ کرد اما در فروردین‌ 1344/ آوریل‌ 1965 با پیشنهاد غیرمنتظرة‌ بورقیبه‌ مبنی‌ بر سازش‌ اعراب‌ با اسرائیل‌ طبق‌ مفاد قطعنامة‌ 1326 ش‌/ 1947 سازمان‌ ملل‌، روابط‌ این‌ کشور با مصر تنزل‌ یافت‌، تا اینکه‌ طی‌ درگیریهای‌ اعراب‌ و اسرائیل‌ در اردیبهشت‌ 1346/ مه‌ 1967، تونس‌ کاملاً از اعراب‌ حمایت‌ کرد. روابط‌ تونس‌ با لیبی‌ فراز و نشیبهای‌ بسیاری‌ داشته‌ است‌. اختلاف‌ میان‌ دو کشور و دخالت‌ لیبی‌ در مسائل‌ داخلی‌ کشور، از جمله‌ انتفاضة‌ مسلحانة‌ قفصه‌ و اختلافات‌ مرزی‌، روابط‌ دو کشور را سرد کرد.در بهمن‌ 1368/ فوریة‌ 1989، در گردهمایی‌ سران‌ کشورهای‌ افریقای‌ شمالی‌ در مراکش‌، با عقد معاهده‌ای‌ «اتحادیة‌ مغرب‌ عربی‌» شامل‌ الجزایر و لیبی‌ و موریتانی‌ و مغرب‌ و تونس‌ تشکیل‌ شد. در آن‌ معاهده‌، تشکیل‌ شورایی‌ مرکّب‌ از سران‌ کشورها، تشکیل‌ منظم‌ نشستهای‌ وزرای‌ امور خارجه‌ و آزادی‌ انتقال‌ کالا و خدمات‌ و سرمایه‌ و نیروی‌ انسانی‌ در سراسر کشورهای‌ منطقه‌ قید گردید ( > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌926؛ تراب‌ زمزمی‌، قسم‌2، ص‌226؛ ساره‌، 1986، ص‌36).تونس‌ متمایل‌ به‌ اقتصاد بازار آزاد و خصوصی‌سازی است‌ و اولین‌ کشور از کشورهای‌ جنوب‌ است‌ که‌ به‌ عنوان‌ عضو مشورتی‌ در نشستهای‌ اتحادیة‌ اروپا شرکت‌ می‌کند.در 1378 ش‌/ 1991 بن‌علی‌ پیشنهادی‌ مبنی‌ بر تشکیل‌ صندوق‌ همبستگی‌ جهانی‌ مطرح‌ کرد. تونس‌ همچنین‌ عضو سازمان‌ ملل‌ متحد، سازمان‌ وحدت‌ افریقا، سازمان‌ کنفرانس‌ اسلامی‌، اتحادیة‌ عرب‌ و جنبش‌ عدم‌ تعهد است‌ ( معطیات‌ سیاسیة‌ ؛ > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، همانجاها؛ ادریس‌، ص‌ 165).پس‌ از استقلال‌ تونس‌، در 1335 ش‌/ 1956 دولت‌ ایران‌ برای‌ تحکیم‌ روابط‌ تونس‌ و ایران‌، نماینده‌ای‌ به‌ تونس‌ فرستاد و در 1336 ش‌/ 1957 سفارت‌ ایران‌ در تونس‌ تأسیس‌ شد. در 1343 ش‌/ 1964، در پی‌ سفر بورقیبه‌ به‌ ایران‌، اعلامیه‌ای‌ مشترک‌ به‌ منظور گسترش‌ همه‌جانبة‌ روابط‌ دو کشور امضا شد و در 1348 ش‌/ 1969 شاه‌ ایران‌ متقابلاً به‌ تونس‌ سفر کرد. تا 1351 ش‌/ 1972، دولت‌ تونس‌ در ایران‌ سفیر آکْردیته‌ داشت‌ که‌ مقیم‌ آنکارا بود، ولی‌ در این‌ سال‌ اقدام‌ به‌ افتتاح‌ سفارت‌ در تهران‌ نمود. در 1361 ش‌/ 1982، دولت‌ تونس‌ به‌ بهانة‌ صرفه‌جویی‌ در امور مالی‌ و مخالفت‌ با جنگ‌ عراق‌ و ایران‌، نمایندگی‌ خود را در تهران‌ تعطیل‌ کرد. دولت‌ تونس‌ در جنگ‌ تحمیلی‌ آشکارا از عراق‌ حمایت‌ می‌کرد و در مجامع‌ بین‌المللی‌، بخصوص‌ در مورد مسائل‌ حقوق‌ بشر، علیه‌ ایران‌ رأی‌ می‌داد. در 1366 ش‌/ 1987، کاردار ایران‌ از تونس‌ اخراج‌ گردید و روابط‌ دو جانبه‌ به‌طور کامل‌ قطع‌ شد. در 1369 ش‌/ 1990، روابط‌ سیاسی‌ از سرگرفته‌ شد و در 1372 ش‌/ 1993 به‌ سطح‌ سفیر ارتقا یافت‌ و روابط‌ تجاری‌ و اقتصادی‌ به‌ میزانی‌ چشمگیر رشد کرد (کعاک‌، ص‌ 63؛ امیرشاهی‌، ص‌ 101ـ102).منابع‌: ابن‌ابی‌دینار، المؤنس‌ فی‌ اخبار افریقیا و تونس‌ ، چاپ‌ محمد شمام‌، تونس‌ 1387؛ ابن‌خلدون‌؛ ابن‌رقیق‌، قطعة‌ من‌ تاریخ‌ افریقیة‌ و المغرب‌ ، چاپ‌ عبداللّه‌ علی‌ زیدان‌ و عزالدین‌ عمر موسی‌، بیروت‌ 1990؛ ابن‌عذاری‌، البیان‌ المغرب‌ فی‌ اخبار الاندلس‌ و المغرب‌ ، ج‌ 1، چاپ‌ کولن‌ و لوی‌ ـ پرووانسال‌، بیروت‌ 1983؛ احمدبن‌ عامر، تونس‌ عبرالتاریخ‌ منذاقدم‌ العصور الی‌ اعلان‌ الجمهوریة‌، تونس‌ 1379/1960؛ رشید ادریس‌، «بناءالدولة‌ التونسیة‌ الحدیثة‌ الواقع‌ و الا´فاق‌»، در تونس‌ الامس‌ و تونس‌ الغد ، تونس‌: المجمع‌ التونسی‌ للعلوم‌ و الا´داب‌ و الفنون‌، 2002؛ ذوالفقار امیرشاهی‌، تونس‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1373 ش‌؛ ن‌.ا. ایوانوف‌، « تونس‌ »، در تاریخ‌ الاقطار العربیة‌ المعاصر: 1917ـ1970 ، ج‌ 2، مسکو: دارالتقدم‌، 1976؛ پل‌ بالتا، مغرب‌ بزرگ‌: از استقلالها تا سال‌ 2000 ، ترجمة‌ عباس‌ آگاهی‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ روبر برونشویگ‌، تاریخ‌ افریقیة‌ فی‌العهد الحفصی‌ ، نقله‌ الی‌ العربیة‌ حمادی‌ ساحلی‌، بیروت‌ 1988؛ آلفرد بل‌، الفرق‌ الاسلامیّة‌ فی‌الشمال‌ الافریقی‌ من‌ الفتح‌ العربی‌ حتی‌ الیوم‌ ، ترجمه‌ عن‌ الفرنسیة‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، بیروت‌ 1987؛ عبدالعزیز بلحاج‌، الحرکة‌ الاسلامیة‌ فی‌ تونس‌ نقدالخطاب‌ الدینی‌ ، بیروت‌ 1994؛ منجی‌ بورقو، «عوامل‌ التکون‌ المور فولوجی‌ و تغیرات‌ المحیط‌ فی‌الحوض‌ السفحی‌ لوادالکبیرملیان‌ خلال‌ الهلوسینی‌»، المجلة‌ الجغرافیة‌ التونسیة‌ ، ش‌ 19 و 20 (1991)؛ حبیب‌ ثامر، هذه‌ تونس‌ ، چاپ‌ حمادی‌ ساحلی‌، بیروت‌ 1408/1988؛ عبدالمجید تراب‌ زمزمی‌، تونس‌... فی‌ مواجهة‌ التضلیل‌ ، بیروت‌ 1410/1989؛ تونس‌ ، تونس‌: الدیوان‌ القومی‌ للسیاحة‌ التونسیه‌، 2000؛ تونس‌: خریطة‌الطرقات‌ ، تونس‌: الدیوان‌ القومی‌ للسیاحة‌ التونسیه‌، 2001؛ تونس‌ و ایران‌ قرون‌ من‌ التلاقح‌ الحضاری‌ ، تألیف‌ علی‌الشای‌ و دیگران‌، تونس‌: الدارالتونسیة‌للنشر، 1971؛ هادی‌ تیمومی‌، تاریخ‌ تونس‌ الاجتماعی‌: 1881ـ1956 ، صفاقس‌ 2001؛ همو، «خصوصیات‌ مسیرة‌ تونس‌ نحو الحداثة‌ (1846ـ1964)»، در تونس‌ الامس‌ و تونس‌ الغد ، تونس‌: المجمع‌ التونسی‌ للعلوم‌ و الا´داب‌ و الفنون‌، 2002؛ عبدالعزیز ثعالبی‌، تاریخ‌ شمال‌ افریقیا من‌الفتح‌ الاسلامی‌ الی‌ نهایة‌الدولة‌ الاغلبیة‌ ، چاپ‌ احمدبن‌ میلاد و محمد ادریس‌، بیروت‌ 1407/1987؛ همو، عبدالعزیز الثعالبی‌: من‌ آثاره‌ و اخباره‌ فی‌المشرق‌ و المغرب‌ ، چاپ‌ صالح‌ خرفی‌، بیروت‌ 1995؛ همو، محاضرات‌ فی‌ تاریخ‌ المذاهب‌ و الادیان‌ ، چاپ‌ حمادی‌ ساحلی‌، بیروت‌ 1985؛ «الجمهوریة‌ التونسیة‌»، الاسلام‌ الیوم‌ ، ش‌ 3 (رجب‌ 1405)؛ الحرکة‌ الاسلامیة‌ فی‌ تونس‌ ، [ بیروت‌ ] : مرکز دراسات‌ العالم‌ العربی‌، [ بی‌تا. ] ؛ احسان‌ حقی‌، المغرب‌ العربی‌ ، بیروت‌: دارالیقظة‌ العربیه‌، [ بی‌تا. ] ؛ علی‌ حمزه‌، «دراسة‌ اولیة‌ لتطور الانجراف‌ فی‌السباسب‌ العلیا التونسیة‌ منذالهولوسین‌»، المجلة‌ الجغرافیة‌ التونسیة‌ ، ش‌ 15 (1987)؛ رشید خشانه‌، «بن‌علی‌ ضمن‌ ولایتین‌ رئاسیتین‌ بعد موافقة‌ 52/99 فی‌المائة‌ علی‌ تعدیل‌ الدستور»، الحیاة‌ ، ش‌ 14313، 28 مه‌ 2002 الف‌ ؛ همو، «مشروع‌ التعدیل‌ یطاول‌ نصف‌ بنودالدستور»، الحیاة‌ ، ش‌ 14225، ا مارس‌ 2002 ب‌ ؛ ژ. دپوا، تونس‌ ، تعریب‌ الصادق‌ مازیغ‌، تونس‌ 1969؛ عبدالکریم‌ دجیلی‌، «ملاحظات‌ حول‌ الخزائن‌ المخطوطة‌ فی‌ تونس‌ و الجزایر و المغرب‌»، المورد ، ج‌ 3، ش‌ 4 (1394)؛ قصی‌ صالح‌ درویش‌، یحدث‌ فی‌ تونس‌ ، مونتروی‌ 1987؛ صادق‌ زمرلی‌، اعلام‌ تونسیّون‌ ، تقدیم‌ و تعریب‌ حمادی‌ ساحلی‌، بیروت‌ 1986؛ همو، تونس‌ فی‌ عهدالمنصف‌ بای‌: 1942ـ1943 ، تقدیم‌ و تعریب‌ حمادی‌ ساحلی‌، بیروت‌ 1989؛ نیکلا زیاده‌، افریقیات‌ ، لندن‌ 1991؛ جرجی‌ زیدان‌، تاریخ‌ التمدن‌ الاسلامی‌ ، چاپ‌ حسین‌ مؤنس‌، قاهره‌ [ بی‌تا. ] ؛ شارل‌ آندره‌ ژولین‌، المعمِّرون‌ الفرنسیون‌ و حرکة‌الشباب‌ التونسی‌ ، تعریب‌ محمد مزالی‌ و بشیربن‌ سلامه‌، تونس‌ 1985؛ فایز ساره‌، الاحزاب‌ و الحرکات‌ السیاسیة‌ فی‌ تونس‌: 1932ـ1984 ، دمشق‌ 1986؛ همو، الحرکة‌ الاسلامیة‌ فی‌ المغرب‌ العربی‌: نشأتها، تطورها، برامجها ، بیروت‌ 1995؛ همو، دراسات‌ فی‌الاسلام‌ السیاسی‌ ، دمشق‌ 1994؛ صافی‌ سعید، بورقیبة‌: سیرة‌ شبه‌ محرّمة‌ ، بیروت‌ 2000؛ سیدعبدالمجید، «اضطرابات‌ الخبز فی‌ تونس‌ و دیمقراطیة‌ النخبة‌»، السیاسة‌ الدولیة‌ ، ش‌ 76 (آوریل‌ 1984)؛ محمدهادی‌ شریف‌، تاریخ‌ تونس‌ ، تونس‌ 2001؛ منجی‌ شملی‌، فی‌ الثقافة‌ التونسیة‌ ، بیروت‌ 1405/1985؛ رضا شهریور، «شناخت‌ تونس‌»، نامة‌ فرهنگ‌ ، سال‌ 9، دورة‌ 3، ش‌ 4 (1378)؛ محمد طالبی‌، الدولة‌ الاغلبیة‌: التاریخ‌ السیاسی‌ ، تعریب‌ منجی‌ صیادی‌، بیروت‌ 1415/1995؛ خمیس‌ طعم‌اللّه‌، «الدیمغرافیة‌ التونسیة‌ فی‌القرن‌ العشرین‌»، در تونس‌ الامس‌ و تونس‌ الغد ، همان‌؛ ابراهیم‌ طوبال‌، البدیل‌ الثوری‌ فی‌ تونس‌ ، بیروت‌ 1979؛ عبدالسلام‌بن‌ حمیده‌، الحرکة‌ النقابیة‌ الوطنیة‌ للشغلیة‌ بتونس‌: 1924ـ1956 ، ترجمة‌ رضا بسباس‌ و دیگران‌، صفاقس‌ 1984؛ جمال‌ عبدالغنی‌، «تونس‌: حفل‌ افتتاح‌ سجون‌ جدیدة‌...»، البلاد ، ش‌ 63 (دسامبر 1991)؛ همو، «30 الف‌ الاسلامی‌ تحت‌ مقصلة‌ النظام‌»، البلاد ، ش‌ 88 (اوت‌ 1992)؛ عبداللّه‌ محمد جمال‌الدین‌، الدولة‌ الفاطمیة‌: قیامها ببلادالمغرب‌ و انتقالها الی‌ مصر الی‌ نهایة‌ القرن‌ الرابع‌ الهجری‌ مع‌ عنایة‌ خاصة‌ بالجیش‌ ، قاهره‌ 1411/1991؛ حسن‌ حسنی‌ عبدالوهاب‌، خلاصة‌ تاریخ‌ تونس‌ ، تونس‌ 1983؛ همو، ورقات‌ عن‌ الحضارة‌ العربیة‌ بافریقیة‌ التونسیة‌ ، قسم‌ 3، تونس‌ 1972؛ عبداللّه‌ عروی‌، مجمل‌ تاریخ‌ المغرب‌ ، ج‌ 2، بیروت‌ 1994؛ عبدالفتاح‌ مقلد غنیمی‌، موسوعة‌ تاریخ‌ المغرب‌ العربی‌ ، قاهره‌ 1414/1994؛ فصول‌ فی‌ تاریخ‌ تونس‌ ، [ تألیف‌ ] محمد هاشمی‌زرین‌ عابدین‌ و دیگران‌، تونس‌: الشرکة‌ التونسیة‌ للتوزیع‌، 1983؛ کتاب‌ التاریخ‌ ، تألیف‌ رشید تومی‌ و دیگران‌، [ تونس‌ ] : المرکز القومی‌ البیداغوجی‌، 1986؛ ابوالقاسم‌ محمد کرو، عصرالقیروان‌ ، دمشق‌ 1989؛ عثمان‌ کعاک‌، العلاقات‌ بین‌ تونس‌ و ایران‌ عبرالتاریخ‌ ، تونس‌ 1972؛ منجی‌ کعبی‌، القیروان‌ ، بیروت‌ 1990؛ ژوزف‌ کوک‌، مسلمانان‌ افریقا ، ترجمة‌ اسداللّه‌ علوی‌، مشهد 1373 ش‌؛ عزام‌ محجوب‌، «تطور تونس‌ الدیمغرافی‌ و الاقتصادی‌ فی‌ القرن‌ العشرین‌»، در تونس‌ الامس‌ و تونس‌ الغد ، همان‌؛ محمدبن‌ خوجه‌، «وزراء تونس‌ قبل‌ الحمایة‌ و بعدها»، المجلة‌ الزیتونیة‌ ، ج‌ 3، جزء 1 (ذیقعدة‌ 1357)؛ محمدبن‌ نصر، «حرکة‌ النهضة‌ و الحکم‌ التونسی‌: من‌ التطبیع‌ الی‌ القطیعة‌، قراءات‌ سیاسیة‌ ، ش‌ 2 و 3 (ربیع‌ و صیف‌ 1991)؛ معطیات‌ سیاسیة‌ ، تونس‌: الوکالة‌ التونسیة‌ لاتصال‌ الخارجیة‌، 1998؛ حسین‌ مؤنس‌، تاریخ‌المغرب‌ و حضارته‌ ، بیروت‌ 1412/ 1992؛ عبداللّه‌ ناصری‌ طاهری‌، مقدمه‌ای‌ بر تاریخ‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ شمال‌ آفریقا: از آغاز تا ظهور عثمانیها ، تهران‌ 1375 ش‌؛ وانطلقت‌ الثورة‌ من‌ قفصة‌ ، [ تونس‌ ] : الحرکة‌ الثوریة‌ لتحریر تونس‌، [ بی‌تا. ] ؛ لئونارد پاتریک‌ هاروی‌، «تاریخ‌المور یسکیین‌ السیاسی‌ و الاجتماعی‌ و الثقافی‌»، ترجمة‌ عبدالواحد لؤلؤه‌، در الحضارة‌ العربیة‌ الاسلامیة‌ فی‌الاندلس‌ ، تحریر سلمی‌ خضراء جیوسی‌، ج‌ 1، بیروت‌: مرکز دراسات‌ الوحدة‌ العربیه‌، 1999؛ محمدصالح‌ هرماسی‌، تونس‌... الحرکة‌ العمالیّة‌ فی‌ نظام‌ التبعیّة‌ و الحزب‌ الواحد: 1956ـ1986 ، بیروت‌ 1990؛Jean-Pierre Cassarino, "The Eu-Tunisian Association Agreement and Tunisia's structural reform program", MEJ , vol. 53, no. 1 (Winter 1999); William L. Cleveland, "The Municipal Council of Tunis, 1858-1870: a study in urban institutional change" IJMES , vol. 9, no.1 (Feb. 1978); R. Hrair Dekmejian, Islam in revolution: fundamentalism in the Arab world , 2nd ed. Syracuse, N. Y. 1995; "Edunet", Edunet. ]Online[. Available: http://www.edunet.tn. ]2 June 2003[; Encarta encyclopedia, 1999, ]CD-Rom[, Microsoft Co.; Encyclopaedia Judaica , Jerusalem 1978-1982, s.v. "Tunis, Tunisia" (by David Corcos); EI 2 , s.vv. "Tunisia. I(a): Geography (by R. Brunschwig), II(b): "The Islamic period up to ca. 1500" (by Mounira Chapoutot-Remadi and Radhi Daghfous); The Europa world yearbook 2003 , London: Europa Publications, 2003; Waleed Hazbun, "Rethinking anti-colonial movements and the political economy of decolonization: the case of Tunisia", Arab studies quarterly , vol. 16, no.1 (Winter 1994); "Key economic and social indicators", Tunisieinfo. ]Online[.Available:http: //www.tunisieinfo.com/indicators/ indicators-en. pdf. ]2 June 2003[; Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies , Cambridge 1991; The Middle East and North Africa 1984-85 , 31st ed. London: Europa Publications, s.v. "Tunisia: physical and social geography" (by D. R. Harris); Nina Nelson, Tunisia , London 1974; Political handbook of the world: 1998 , ed. Arthur S.Banks and Thomas C. Muller, New York: CSA Pubs., 1998; The Times atlas of the world , London 1992; "Tunisia", Tourismtunisia. ]Online[. Available: http://www. tourismtunisia.com ]11Des.2002[; "Tunisie: donnإes de base", Tunisie. ]Online[. Available: http://www.tunisie. com/basicfr./ html. ]2 June 2003[; Dirk Vandewalle, "From the new state to the new era: toward a second republic in Tunisia", MEJ , vol.42, no. 4 (Autumn 1988); The World of learning 2002 , 52nd ed. London: Europa Publications, 2001; "Zeitouna", Zeitounatv. ]Online[. Available: http://www.zeitounatv. com. ]2 June 2003[.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عباس میرزایی اصل و توفیق نبیل حموده

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 8
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده