تنگة هرمز
معرف
تنگه‌ای‌ در میان‌ خلیج‌فارس‌ و دریای‌ عمان‌
متن
تنگة‌ هُرمز ، تنگه‌ای‌ در میان‌ خلیج‌فارس‌ و دریای‌ عمان‌. تنگة‌ هرمز باریکة‌ دریایی‌ خمیده‌ شکلی‌ است‌ که‌ در منتهی‌الیه‌ شرقی‌ خلیج‌فارس‌ واقع‌ شده‌ است‌ و فلات‌ ایران‌ را از شبه‌ جزیرة‌ عربستان‌ جدا می‌کند و آبهای‌ خلیج‌فارس‌ را به‌ دریای‌ عمان‌ و اقیانوس‌ هند پیوند می‌دهد. این‌ تنگه‌ یک‌ فرورفتگی‌ از دورة‌ سوم‌ زمین‌شناسی‌ است‌ که‌ ادامة‌ رشته‌ کوههای‌ جنوبی‌ ایران‌ به‌ شبه‌جزیرة‌ مُسَنْدَم‌ را قطع‌ می‌کند.برای‌ تعیین‌ درازای‌ تنگة‌ هرمز معیار ویژه‌ای‌ وجود ندارد؛شاید بهترین‌ معیار، مرز دریایی‌ تعیین‌ شده‌ میان‌ ایران‌ و عمان‌ باشد. طول‌ این‌ خط‌ مرزی‌ 1ر202 کیلومتر (8ر124 مایل‌ دریایی‌) است‌ ( رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌). طولانیترین‌ فاصلة‌ تنگة‌ هرمز 84 کیلومتر (از کرانه‌های‌ بندرعباس‌ در شمال‌ تا شمالیترین‌ نقطة‌ کرانه‌های‌ مسندم‌ در جنوب‌)، کوتاهترین‌ آن‌ (میان‌ جزیرة‌ ایرانی‌ لارَک‌ در شمال‌ و جزیرة‌ عمانیِالسلامه‌ ــ که‌ نام‌ دیگر آن‌ قوئین‌ بزرگ‌ است‌ ــ در جنوب‌) 6ر33 کیلومتر بر آورد شده‌ است‌ (همانجا).کف‌ دریا در تنگة‌ هرمز شیب‌ نسبتاً تندی‌ در جهت‌ شمالی‌ ـ جنوبی‌ دارد. ژرفای‌ پیش‌کرانه‌های‌ شمالی‌ بیشتر از چند متر نیست‌ اما در نزدیکی‌ کرانه‌های‌ مسندم‌ در جنوب‌ از نود متر افزونتر است‌ ( رجوع کنید به مجتهدزاده‌، 1372ش‌، ص‌82) که‌ ژرفترین‌ نقطة‌ خلیج‌فارس‌ به‌ شمار می‌آید. نیمة‌ شرقی‌ تنگة‌ هرمز، بویژه‌ در نزدیکی‌ دریای‌ عرب‌، بسیار ژرف‌ است‌. ژرفای‌ نسبتاً اندک‌ آب‌ تنگه‌ در بخش‌ شمالی‌ و شیب‌ کف‌ دریا به‌ سوی‌ جنوب‌، سبب‌ برقراری‌ مسیرهای‌ کشتیرانی‌ تنگه‌ از نزدیکی‌ کرانه‌های‌ عمان‌ شده‌ است‌. با به‌ کارگیری‌ نفتکشهای‌ سنگین‌ در دهه‌های‌ اخیر، عبور و مرور این‌ نفتکشها ــ که‌ حجم‌ عمدة‌ صادرات‌ نفتی‌ و بازرگانی‌ بین‌المللی‌ خلیج‌فارس‌ را انتقال‌ می‌دهند ــ به‌ ژرفترین‌ بخش‌ تنگة‌ هرمز در نزدیکی‌ کرانه‌های‌ مسندم‌ منحصر شد. تا 1358ش‌ راه‌ کشتیهای‌ نفتکش‌ در تنگة‌ هرمز، از میان‌ جزیرة‌ قوئین‌ کوچک‌ و کرانه‌های‌ صخره‌ای‌ جزیرة‌ مسندم‌ ــ که‌ کوتاهترین‌ راه‌ است‌ ــ می‌گذشت‌. در این‌ سال‌، دولت‌ عمان‌ به‌ «سازمان‌ مشاورة‌ دریایی‌ بین‌المللی‌» (ایمکو) اعلام‌ کرد که‌ نمی‌تواند سلامت‌ کشتیهایی‌ را که‌ از میان‌ صخره‌های‌ جزیرة‌ قوئین‌ کوچک‌ و صخره‌های‌ جزیرة‌ مسندم‌ عبور می‌کنند، تضمین‌ کند و خواست‌ تا مسیر کشتیرانیِ شمال‌ جزیرة‌ السلامه‌ تا مرزهای‌ دریایی‌ با ایران‌ را به‌ رسمیت‌ بشناسد. از آن‌ تاریخ‌ دو مسیر دریایی‌ برای‌ عبور نفتکشها در شمال‌ و جنوب‌ و به‌ موازات‌ هم‌ در میان‌ جزایر قوئین‌ (قوئین‌ بزرگ‌ و قوئین‌ کوچک‌) و مرزهای‌ ایران‌ و عمان‌ در نظر گرفته‌ شد. گسترة‌ هریک‌ از این‌ دو مسیر 852 ، 1 متر (یک‌ مایل‌ دریایی‌) است‌ که‌ یک‌ مایل‌ دریایی‌ حفاظتی‌ نیز میان‌ آنها فاصله‌ است‌. نفتکشهای‌ خالی‌ از مسیر شمالی‌ به‌ خلیج‌فارس‌ وارد می‌شوند و نفتکشهای‌ پُر برای‌ عبور از خلیج‌فارس‌ به‌ دریای‌ عمان‌ از مسیرهای‌ جنوبی‌ که‌ ژرفتر است‌، استفاده‌ می‌کنند (همان‌، ص‌85 ـ86).نام‌ تنگة‌ هرمز در نوشته‌های‌ کهن‌ دیده‌ نمی‌شود. هنگام‌ اقتدار بریتانیا در خلیج‌فارس‌ (1199 ش‌ ـ 1349ش‌/ 1820ـ 1971) نام‌ تنگة‌ هرمز از جزیرة‌ هرمز گرفته‌ شد که‌ مهمترین جزیرة‌ خلیج‌فارس‌ به‌ هنگام‌ روی‌ آوردن‌ استعمار اروپایی‌ به‌ منطقه‌ بود (نیز رجوع کنید به هرمز * ، جزیره‌).در سالهای‌ نخستین‌ قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ نیروهای‌ پرتغالی‌ به‌ فرماندهی‌ آلفونسو آلبوکرک‌ * سراسر تنگه‌ را در اختیار گرفتند، جزیرة‌ هرمز را تسخیر و حاکم‌ خودمختار هرمز را دست‌ نشاندة‌ خود کردند. این‌ دگرگونی‌ بر اهمیت‌ سیاسی‌ و رونق‌ اقتصادی‌ تنگه‌ و جزیرة‌ هرمز افزود و حاکمان‌ آن‌ در پناه‌ پرتغالیها توانستند در بخش‌ پهناوری‌ از کرانه‌ها و جزیره‌های‌ خلیج‌فارس‌ نفوذ یابند ( رجوع کنید به ویلسون‌، ص‌125ـ131). در آغاز قرن‌ دهم‌، شاه‌ اسماعیل‌ اول‌ صفوی‌ در ایران‌ حکومت‌ مرکزی‌ تشکیل‌ داد که‌ سرآغاز پایان‌ بخشیدن‌ به‌ استعمار پرتغالیها در خلیج‌فارس‌ بود. شاه‌عباس‌ بزرگ‌ در 1030 با همکاری‌ نیروی‌ دریایی‌ بریتانیا، پرتغالیها را در خلیج‌فارس‌ شکست‌ داد و آنان‌ را در 1031 از جزیرة‌ هرمز بیرون‌ راند (اسکندر منشی‌، ج‌3، ص‌959ـ960، 979). به‌ این‌ ترتیب‌، جزیره‌ و تنگة‌ هرمز و سراسر خلیج‌فارس‌ دوباره‌ در اختیار ایران‌ قرار گرفت‌.در تنگة‌ هرمز جزایر بسیاری‌ وجود دارد که‌ از جملة‌ آنهاست‌: 1) جزایر متعلق‌ به‌ ایران‌ که‌ مهمترین‌ آنها عبارت‌اند از: چهار جزیرة‌ بزرگ‌ به‌ نامهای‌ هرمز و لارک‌ و هنگام‌ * و قشم‌ * ؛ تُنب‌ بزرگ‌ و ابوموسی‌ * که‌ در فاصله‌ای‌ از تنگة‌ هرمز، در خلیج‌فارس‌ واقع‌اند و موقعیت‌ سوق‌الجیشی‌ ویژه‌ای‌ در دهانة‌ خلیج‌فارس‌ دارند(نیز رجوع کنید به تنب‌، جزایر * ؛ مجتهدزاده‌، 1999، ص‌28ـ29). تنب‌کوچک‌ هم‌ در پشت‌ تنب‌ بزرگ‌ واقع‌ شده‌ و دارای‌ اهمیت‌ سیاسی‌ است‌. ساکنان‌ این‌ جزایر، ایرانی‌ و عرب‌اند. 2) جزایر متعلق‌ به‌ عمان‌ که‌ شامل‌ جزیره‌های‌ کوچک‌ و آبخَست‌ و صخره‌های‌ سر از آب‌ بر آورده‌ در پیش‌ کرانه‌های‌ جنوبی‌ تنگة‌ هرمز و آبهای‌ ساحلی‌ عمان‌ است‌ و مهمترین‌ آنها عبارت‌اند از: جزیرة‌ السلامه‌، قوئین‌ کوچک‌، مسندم‌، الغَنَم‌ و الفیارین‌. السلامه‌ بزرگترین‌ و مهمترین‌ جزیرة‌ عمان‌ است‌ و حدود چهار کیلومتر مربع‌ وسعت‌ دارد. در 1354 ش‌، کار ساخت‌ پایگاه‌ دریایی‌ در جزیرة‌ الغنم‌ آغاز گردید که‌ گفته‌ می‌شد برای‌ استفادة‌ مشترک‌ ایران‌ و عمان‌ برنامه‌ریزی‌ شده‌ است‌ اما در 1357ش‌ (پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌) ساخت‌ آن‌ متوقف‌ شد ( رجوع کنید به همو، 1371ش‌، ص‌60ـ62). در برخی‌ از جزیره‌های‌ عمانی‌ افرادی‌ از قبیلة‌ کُمازُرَه‌ از کنفدراسیونِ شَیْحوی‌ عمان‌ شمالی‌ زندگی‌ می‌کنند که‌ ایرانی‌تبار و در تابعیت‌ دولت‌ عمان‌اند ( رجوع کنید به همو، 1379ش‌، ص‌87 ـ 88).از آنجا که‌ هم‌ کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ و هم‌ کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ صدور نفت‌ از خلیج‌فارس‌ وابسته‌اند و بیش‌ از نیمی‌ از نفت‌ مورد نیاز جهان‌ باید از تنگة‌ هرمز بگذرد، امنیتِ تنگة‌ هرمز اهمیت‌ بین‌المللی‌ دارد. پیش‌بینی‌ می‌شود که‌ با افزایش‌ ظرفیت‌ گستردة‌ صدور نفت‌ و گاز از این‌ تنگه‌، منطقة‌ خلیج‌فارس‌ همچنان‌ بی‌رقیب‌ بماند (همان‌، ص‌139ـ144). اهمیت‌ سوق‌الجیشی‌ تنگة‌ هرمز سبب‌ شد که‌ عمان‌ و ایران‌ در 1353 ش‌/ 1974 قرارداد مرزی‌ دریایی‌ ببندند تا برای حفظ‌ امنیت‌ تنگه‌ مشترکاً تلاش‌ کنند اما عمان‌ در 1358 ش‌/ 1979 برای‌ حفظ‌ امنیت‌ راههای‌ کشتیرانی‌ تنگة‌ هرمز درخواست‌ همکاریهای‌ بین‌المللی‌ کرد و نیروهای‌ غربی‌،بویژه‌ یگانهای‌ دریایی‌ ایالات‌ متحدة‌ امریکا، را تشویق‌ کرد تا در این‌ تنگه‌ حضور یابند (همان‌، ص‌186ـ 188). با توجه‌ به‌ اینکه‌ تنگة‌ هرمز در محدودة‌ حاکمیت‌ ایران‌ و عمان‌ است‌، تلاش‌ یگانهای‌ رزمی‌ کشورهای‌ دیگر برای‌ حفظ‌ امنیت‌ در آنجا، جنبه‌ای‌ مداخله‌جویانه‌ به‌ خود می‌گیرد و ممکن‌ است‌ به‌ منبعِ ناامنی‌ تبدیل‌ شود، همچنانکه‌ در جنگ‌ عراق‌ با ایران‌ اینگونه‌ تهدیدهای‌ امنیتی‌ و تلاشهای‌ مداخله‌جویانه‌ صورت‌ گرفت‌.از آنجا که‌ ایران‌ بزرگترین‌ و نیرومندترین‌ کشور خلیج‌فارس‌ است‌ و بیشترین‌ گسترة‌ جغرافیایی‌ و مواضع‌ حفاظتی‌ را در این‌ منطقه‌ دارد، تنگة‌ هرمز برای‌ آن‌ از اهمیت‌ بسیار برخوردار است‌ و در حقیقت‌ دروازة‌ ارتباطی‌ ایران‌ با جهان‌ و منطقه‌ شمرده‌ می‌شود ( رجوع کنید به همان‌، ص‌130). برخی‌ از کشورهای‌ عرب‌ خلیج‌فارس‌، از جمله‌ عراق‌ و کویت‌ و عربستان‌ سعودی‌، در پنجاه‌ سال‌ اخیر برای‌ کاهش‌ وابستگی‌ خود به‌ صادرات‌ نفتی‌ از راه‌ تنگة‌ هرمز، تلاش‌ کردند تا با لوله‌های‌ نفتی‌ بخشهایی‌ از نفت‌ خود را از راههایی‌ غیر از راه‌ تنگه‌ صادر کنند. این‌ تلاش‌ تا حدودی‌ موفقیت‌آمیز بود ولی‌ نتوانست‌ از اهمیت‌ سوق‌الجیشی‌ تنگة‌ هرمز و اهمیت‌ نظارت‌ ایران‌ بر این‌ تنگه‌ بکاهد، بویژه‌ آنکه‌ بسته‌ شدن‌ لوله‌های‌ نفتی‌ عراق‌ ــ که‌ از ترکیه‌ و سوریه‌ و عربستان‌ سعودی‌ عبور می‌کرد ــ در دهة‌ 1360ش‌/ 1990، ثابت‌ کرد که‌ تنگة‌ هرمز همچنان‌ امنترین‌ راه‌ صدور نفت‌ و گاز خلیج‌فارس‌ به‌ بازارهای‌ جهانی‌ است‌ (همان‌، ص‌ 145ـ 147). ایران‌ برای‌ اعمال‌ بیشترین‌ نظارت‌ بر تنگة‌ هرمز، به‌ بهره‌گیری‌ از جزایر شش‌گانة‌ خود در این‌ تنگه‌ توجه‌ دارد و بر همة‌ رفت‌ و آمدهای‌ دریایی‌ در تنگة‌ هرمز نظارت‌ می‌کند ( رجوع کنید به همان‌، ص‌33؛ همو، 1375ش‌، ص‌37). اهمیت‌ سوق‌الجیشی‌ تنگة‌ هرمز و موقعیت‌ ایران‌، بر روابط‌ سیاسی‌ ایران‌ با کشورهای‌ صادرکنندة‌ نفت‌ و گاز خلیج‌فارس‌ از یک‌ سو، و با کشورهای‌ مصرف‌کنندة‌ نفت‌ و گاز از سوی‌ دیگر، اثر می‌گذارد.ایران‌ و عمان‌ گسترة‌ آبهای‌ سرزمینی‌ خود را در تنگة‌ هرمز دوازده‌ مایل‌ دریایی‌ (ح 2ر22 کیلومتر) اعلام‌ کرده‌اند. هر دو کشور کرانه‌های‌ جنوبی‌ جزیرة‌ ایرانیِ لارک‌ در شمال‌ و کرانه‌های‌ شمالی‌ جزیرة‌ عمانی‌السلامه‌ در جنوب‌ را به‌ عنوان‌ خط‌ مبنای‌ محاسبه‌ برای‌ تعیین‌ و ترسیم‌ مرز پذیرفتند و در 29 تیر 1353/ 20 ژوئیة‌ 1974 قرارداد مرز دریایی‌ امضا کردند و از 7 خرداد 1354/ 28 مه‌ 1975 آن‌ را به‌ اجرا گذاشتند (همو، 1379 ش‌، ص‌ 186).مرزهای‌ تعیین‌ شده‌ در این‌ قرارداد، در مدخل‌ تنگة‌ هرمز در خلیج‌فارس‌ یک‌ نقطة‌ آغاز دارد که‌ با نقطة‌ آغاز مشترک‌ تعیین‌ نشده‌ میان‌ ایران‌ و عمان‌ (رأس‌الخیمه‌) برابر است‌. از نقطة‌ آغاز، این‌ خط‌ مرزی‌ 21 نقطة‌ گردش‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ با شکلی‌ منحنی‌ در دریای‌ عمان‌ و مدخل‌ دریای‌ عرب‌ به‌ پایان‌ می‌رسد. با توجه‌ به‌ امکان‌ حفر چاههای‌ نفتی‌ افقی‌ (اُریبی‌) در دریا، در قرارداد مرزی‌ ایران‌ و عمان‌ منطقه‌ای‌ 125 متری‌ در دو سوی‌ خطِ مرزیِ تعیین‌ شده‌، منطقة‌ ممنوعه‌ اعلام‌ شد و هر دو کشور تعهد کردند که‌ در این‌ منطقة‌ ممنوعه‌ به‌ اکتشاف‌ و استخراج‌ نفت‌ نپردازند (همو، 1999، ص‌94ـ96).قرارداد مرزی‌ ایران‌ و عمان‌ روش‌ مطالعة‌ ویژه‌ای‌ را در ترسیم‌ نشان‌ نمی‌دهد، جز اینکه‌ مرز تعیین‌ شده‌، بر اساس‌ محاسبة‌ خط‌ میانة‌ تنگة‌ هرمز نسبت‌ به‌ کرانه‌های‌ دو جزیرة‌ لارک‌ و السلامه‌ و نسبت‌ به‌ کرانه‌های‌ دیگر جزایر دو کشور ترسیم‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به همو، 1379ش‌، ص‌186). طول‌ این‌ خط‌ مرزی‌ 1ر202 کیلومتر (8ر124 مایل‌ دریایی‌) است‌ و تعیین‌ نقطة‌ آغاز این‌ مرز در خلیج‌فارس‌ و نقطة‌ پایان‌ آن‌ در دریای‌ عمان‌، به‌ توافق‌ عمان‌ و امارات‌ متحدة‌ عربی‌ بر سر مرزهای‌ خشکی‌ و دریایی‌ در دو طرف‌ خلیج‌فارس‌ و دریای‌ عمان‌ موکول‌ شده‌ است‌ (همان‌، ص‌186ـ187).منابع‌: اسکندر منشی‌؛ پیروز مجتهدزاده‌، جزایر تنب‌ و ابوموسی‌: رهنمونی‌ در کاوش‌ برای‌ صلح‌ و همکاری‌ در خلیج‌ فارس‌ ، ترجمة‌ حمیدرضا ملک‌محمدی‌ نوری‌، تهران‌ 1375ش‌؛ همو، جغرافیای‌ سیاسی‌ تنگة‌ هرمز: توسعة‌ تدریجی‌ نقش‌ ایران‌ ( دهة‌ 1970 و 1980 )، ترجمة‌ محسن‌ صغیرا، اصفهان‌ 1371ش‌؛ همو، خلیج‌فارس‌: کشورها و مرزها ، تهران‌ 1379ش‌؛ همو، کشورها و مرزها در منطقة‌ ژئوپلیتیک‌ خلیج‌فارس‌ ، ترجمة‌ حمیدرضا ملک‌محمدی‌ نوری‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ آرنولد تالبوت‌ ویلسون‌، خلیج‌فارس‌ ، ترجمة‌ محمد سعیدی‌، تهران‌ 1348ش‌؛Pirouz Mojtahedzadeh, Security and territoriality in the Persian Gulf , Richmond, Surrey 1999.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

پیروز مجتهدزاده

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 8
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده