جانور/ جانورشناسی (۲)
معرف
جانور/ جانورشناسی (2)#
متن
جانور/ جانورشناسی (2)و) در ادبیات‌ و فرهنگ‌ ترکی‌ زبانها. در زبانهای‌ گوناگون‌ ترکی‌، صورتهای‌ ترکی‌ شدة‌ کلمة‌ عربی‌ حَیَوان‌ ( حَیْوان‌ ، آیوان‌ ، آیبان‌ و غیره‌) بیانگر گونه‌های‌ حیوانی‌ غیر از انسان‌ هستند. واژة‌ قرقیزی‌ جانیبار به‌ همان‌ معنا از جان‌ (روح‌) فارسی‌ و بار ترکی‌ (به‌ معنای‌ دارد) تشکیل‌ شده‌ است‌. جاناوار در ترکی‌ ترکیه‌ (گرفته‌ شده‌ از جانوَر فارسی‌ به‌معنای‌ ذیروح‌) معنای‌ دقیق‌تری‌ دارد؛ به‌ معنای‌ گرگ‌، گراز نر وحشی‌، حیوان‌ درنده‌، جانور وحشی‌، و هیولاست‌. واژه‌های‌ جانلی‌ ، جاندیق‌ و غیره‌ که‌ از واژة‌ فارسی‌ جان‌ مشتق‌ شده‌اند و تیریق‌ ، دیری‌ ، تینلیق‌ و غیره‌ از ریشه‌های‌ ترکی‌، برای‌ همة‌ موجودات‌ جاندار، از جمله‌ انسان‌، به‌کار می‌روند.بسیاری‌ از قبایل‌ ترک‌ نام‌ جانوران‌ را بر خود می‌گذاشتند. قبایل‌ دیگر، مثلاً 24 طایفه‌ای‌ که‌ از تبار اوغوز قاغان‌ بودند، هر کدام‌ نشان‌ یک‌ پرنده‌ داشتند. بسیاری‌ از اسامی‌ ترکی‌ اشخاص‌ از نام‌ حیوانات‌ مشتق‌ شده‌ است‌. علاوه‌ بر این‌، بسیاری‌ از باورها و رسومی‌ که‌ امروزه‌ با اصول‌ اسلامی‌ آمیخته‌، بقایای‌ سنّت‌ جانورپرستی‌ است‌ که‌ یکی‌ از عناصر مهم‌ مذاهب‌ ترکها، پیش‌ از گرویدن‌ به‌ اسلام‌، بود. در این‌ میان‌، گرگ‌ جایگاه‌ خاصی‌ دارد: طبق‌ گزارش‌ منبعی‌ چینی‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ اول‌/ هفتم‌، تو ـ کئو حاصل‌ ازدواج‌ گرگی‌ ماده‌ با انسان‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Ergenekon" ؛ ] نیز رجوع کنید به مقالة‌ ترک‌/ترکها * [ ). آثاری‌ از سنّت‌ باستانی‌ گرگ‌پرستی‌ در فرهنگ‌ عامیانة‌ مردم‌ آناطولی‌، مؤید این‌ مطلب‌ است‌ ( رجوع کنید به علی‌ رضا، ج‌ 1، ص‌200 و بعد، ج‌ 2، ص‌ 32 و بعد). خرس‌ نیز شخصیت‌ اصلی‌ بسیاری‌ از داستانهاست‌ که‌ امروزه‌ (دست‌کم‌ در ترکیه‌) به‌ مثابة‌ ماجراهای‌ واقعی‌ نقل‌ می‌شوند؛ با وجود این‌، بقایای‌ اسطوره‌های‌ باستان‌ به‌ شمار می‌روند که‌ به‌ زحمت‌ می‌توان‌ قدمت‌ آنها را تشخیص‌ داد ( رجوع کنید به بوراتاو ، 1955). داستانهای‌ قهرمانان‌ افسانه‌ای‌ را، که‌ ماده‌ شیری‌ آنها را بزرگ‌ کرده‌، می‌توان‌ در مقولة‌ بقایای‌ کیش‌ حیوانی‌ قرار داد ( رجوع کنید به کتاب‌ دده‌ قورقوت‌ ، ص‌ 193؛ دواداری‌، ج‌ 7، ص‌ 173 و بعد).در تعدادی‌ از حکایتهای‌ شفاهی‌ مربوط‌ به‌ جانوران‌، که‌ از حیث‌ منشأ داستان‌ در فهرست‌ جهانی‌ داستانهای‌ جانوران‌ یافت‌ می‌شوند، داستانهایی‌ هست‌ که‌ جزئی‌ از ماجرای‌ طوفان‌ نوح‌اند یا به‌ هدهدسلیمان‌ مرتبط‌ می‌شوند. منبع‌ این‌ داستانها باید حکایتهای‌ قرآن‌ و کتاب‌ مقدّس‌ (تفسیرها و ملحقات‌) باشد. اما بسیاری‌از افسانه‌های‌ مربوط‌به‌ منشأ جانوران‌، یا داستانهای‌ اصیل‌ عامیانة‌ ترک‌اند یا بازنویسی‌ موضوعاتی‌اند مأخوذ از سنّتهای‌ مربوط‌ به‌ سنن‌ کشورهایی‌ که‌ ترکها اشغال‌ کردند. اسب‌، به‌ سبب‌ اهمیتش‌، در ادبیات‌ داستانی‌ جای‌ نخست‌ را اشغال‌ کرده‌ است‌، چنانکه‌ در افسانه‌های‌ بسیاری‌ به‌ شرح‌ منشأ ماوراء طبیعی‌ اسب‌ پرداخته‌ شده‌ است‌، مثلاً می‌گویند نژادی‌ از اسبها از نسل‌ اسب‌ نری‌ هستند که‌ در اعماق‌ آبها می‌زیسته‌ (اسبی‌ سرکش‌ و بال‌دار) یا نژادی‌ از اسبها که‌ نیای‌ آنها را قهرمانی‌ افسانه‌ای‌ رام‌ کرده‌ بود و آن‌ نیا «اسب‌ آتش‌» نامیده‌ می‌شد (در مورد این‌ نژاد رجوع کنید بهدواداری‌، ج‌ 7، ص‌180 و بعد). در رزمنامه‌ها و دیگر داستانهای‌ حماسی‌، اسب‌ همراه‌ فداکار قهرمان‌ داستان‌ است‌. در این‌ داستانها اسب‌ از قدرت‌ تکلم‌ برخوردار است‌ و می‌تواند برای‌ اندرز دادن‌ به‌ اربابش‌ و برحذر داشتن‌ وی‌ از خطر با او سخن‌ بگوید. در برخی‌ موارد به‌ نظر می‌رسد که‌ ستایش‌ اسب‌، وی‌ را در هاله‌ای‌ از تقدس‌ قرار داده‌ است‌. مقبرة‌ اسب‌ سلطان‌عثمان‌ دوم‌ ] حک : 1027ـ1031 [ در اُسکُدار به‌ زیارتگاه‌ تبدیل‌ شد. این‌ اسب‌ به‌ آت‌ ـ اولیاسی‌ («قدیس‌ اسبها») مشهور بود و اسبهای‌ مریض‌ را ] برای‌ گرفتن‌ شفا [ به‌ این‌ زیارتگاه‌ می‌آوردند ( رجوع کنید به> دایرة‌المعارف‌ استانبول‌ < ، ذیل‌ " , At Evliyas "At Mezar ).از دیدگاهی‌ کلی‌تر، در خرافات‌ عامیانه‌ به‌ برخی‌ حیوانات‌ نیروهای‌ جادویی‌ نسبت‌ می‌دهند زیرا تصور می‌کنند آنها قادرند به‌ ارواح‌ شیطانی‌ تجسّد بخشند ( رجوع کنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Djinn" ). استحالة‌ انسانها به‌ حیوانات‌ و ندرتاً تبدیل‌ حیوانات‌ به‌ انسان‌، صرف‌نظر از اینکه‌ جزئی‌ از مجموعه‌ داستانهای‌ تخیلی‌ است‌، به‌ حوزة‌ معجزات‌ اولیای‌ صاحب‌ کرامت‌ تعلق‌ دارد.برخی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، اولیای‌ حامی‌ خود را دارند که‌ معمولاً به‌ شکل‌ حیواناتِ تحتِ حمایتشان‌ در می‌آیند. عمدة‌ خرافات‌، افسانه‌ها و آیینهای‌ مرتبط‌ با این‌ موجوداتِ ماوراءطبیعی‌ را می‌توان‌ به‌ آیینهای‌ شکار و باورهای‌ مربوط‌ به‌ آنها مرتبط‌ دانست‌. در اصل‌، روحِ محافظ‌ عیناً شبیه‌ خودِ حیوان‌ بود. این‌ امر، وجه‌ تسمیة‌ حیوانات‌ را (مثلاً در میان‌ قرقیزها) به‌ نام‌ پیر حامی‌ آنها توضیح‌ می‌دهد، مانندِ اویسول‌ آتا (اُویس‌ قَرَنی‌) قدیس‌ حامی‌ شتران‌، قنبر آتا قدیس‌ حامی‌ اسبها و غیره‌. در ترکیه‌، گوزن‌ نر را هنوز مقدّس‌ می‌شمارند و این‌ اعتقاد وجود دارد که‌ پیرِ حامیِ گوزنهای‌ نر (که‌ گاه‌ یک‌ زن‌ است‌) به‌ کسانی‌ که‌ گوزنها را تعقیب‌ کنند، حمله‌ می‌کند ( رجوع کنید بهدمیرچی‌اوغلو، ص‌ 115 و بعد، 120 و بعد). همچنین‌ افسانه‌هایی‌ وجود دارد که‌ در آنها اولیا به‌ گوزنهای‌ نر بدل‌ شده‌ یا بر آنها سوار بوده‌اند (قس‌ افسانة‌ «اَبدال‌ موسی‌» در ارگون‌ ، ج‌ 1، ص‌ 166ـ169، و افسانة‌ «گِییکْلی‌ بابا» در گولپینارلی‌ ، ص‌ 10ـ13).اولیا همچنین‌ مالک‌ قدرت‌ حیوانات‌ زیبا (از جمله‌ حیوانات‌ وحشی‌) و جانوران‌ افسانه‌ای‌ نظیر اژدها هستند. انبوهی‌ داستان‌ و افسانه‌ وجود دارد که‌ نمونه‌های‌ آموزنده‌ای‌ از رفتار دوستانة‌ اولیا را با حیوانات‌ اهلی‌ و وحشی‌ حکایت‌ می‌کند. گاو نر که‌ از آن‌ برای‌ شخم‌زدن‌ زمین‌ استفاده‌ می‌شود، به‌ ویژه‌ در روستاهای‌ بَکتاشیهای‌ عَلَوی‌، از حرمت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. چندین‌ بخش‌ از زندگینامة‌ افسانه‌ای‌ حاجی‌ بکتاش‌ را داستانهایی‌ ملهم‌ از این‌ حرمت‌ تشکیل‌ می‌دهد (صوفلی‌ درویش‌، ص‌ 53 به‌ بعد، 83، ترجمة‌ گراس‌ ، ص‌ 90، 93؛ حاجم‌ سلطان‌، ص‌ 28، 32). این‌ اعتقاد وجود دارد که‌ چوپانان‌ نوعی‌ قدرت‌ ماوراءطبیعی‌ دارند که‌ عموماً دلیل‌ قداست‌ آنها تلقی‌ می‌شود. بسیاری‌ از داستانهای‌ عامیانه‌ بر وجود درک‌ و تفاهم‌ عمیق‌ میان‌ آنها و حیواناتشان‌ تأکید می‌کنند و بخشی‌ از قدرت‌ جادویی‌ چوپانان‌ را آشکارا ناشی‌ از این‌ حیوانات‌ می‌دانند.هنر ترکی‌، حتی‌ در دورة‌ اسلامی‌، از لحاظ‌ مضامینِ مرتبط‌ با حیوانات‌ نسبتاً غنی‌ بوده‌ است‌. شماری‌ از تصاویر کلیشه‌ای‌ روی‌ پارچه‌ها، گلدوزیها و بافته‌ها، نقش‌ونگار حیوانات‌اند. تنها عنصر تزئینی‌ روی‌ نوعی‌ سجاده‌ ــ که‌ از قدیم‌ترین‌ انواع‌ این‌ شی‌ء آیینی‌ است‌ ــ شبیه‌سازی‌ نقش‌ونگار پوست‌ حیوانات‌ (گوسفند، گوزن‌، بز، خرس‌) است‌. ظاهراً این‌ نوع‌ تزئین‌ نمایانگر مرحله‌ای‌ انتقالی‌ میان‌ استفاده‌ از پوست‌ واقعی‌ حیوان‌ ] به‌عنوان‌ سجاده‌ [ و مرحلة‌ استفاده‌ از سجاده‌های‌ منقش‌ به‌ تصاویری‌ از این‌ دنیا بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به دورول‌ ، ص‌ 65ـ66، تصویر 40 و 41).در تصویرگری‌ آثار پرطرفدار ولی‌ گمنام‌ و در آثار هنرمندان‌ مشهور (طرحها، نقاشیها و نگاره‌ها)، حیوانات‌ غالباً به‌ همان‌ اندازه‌ که‌ با مضامین‌ تصنعی‌ و حتی‌ انتزاعی‌ ترسیم‌ شده‌اند، با تصاویر کاملاً واقع‌گرایانه‌ در متن‌ زندگی‌ روزمره‌ نیز نشسته‌اند، مانند صحنه‌های‌ شکار، پرورش‌ دام‌، رام‌ کردن‌ حیوانات‌ و غیره‌ ( رجوع کنید به ایوب‌ اوغلو و ایپشیر اوغلو ، > در بارة‌ آلبوم‌ فاتح‌ < ؛ آکسل‌ ، 1960).منابع‌: ابوبکربن‌ عبداللّه‌ دواداری‌، کنزالدرر ، نسخة‌ خطی‌ کتابخانة‌ طوپقاپی‌سرای‌ استانبول‌، مجموعة‌ احمد ثالث‌، ش‌ 2932؛Malik Aksel, Anadolu halk resimleri , Istanbul 1960; Ali R za, "Anadolu , da Bozkurt", in Halk bilgisi haberleri ) = HBH ), vol.1-2, 1930; Oktay Aslanapa, Turkish arts , Istanbul [n.d.]; Ahat O. Bikkul, "Topkap Saray nda has ah r", Gدzel sanatlar , v (1949), 118-131; P. N. Boratav, "Les histoires d , ours en Anatolie", Folklore fellows , communication , no. 152 (1955); Y. Z. Demirciog §lu, Yدrدkler ve kخylدlerde hika yeler, masallar , Istanbul 1934; Yusuf Durul, "Tدrkmen, Yدrدk, Af ar hal ve kilim motifleri دzerinde bir ara t rma", Tدrk etnografya dergisi , II (1957); EI 2 , s.v v. "Ergenekon" (by P. N. Boratov), "Djinn"; S. N. Ergun, Tدrk airleri , Istanbul [n.d.]; S. Eyubog §lu and M.S.I p irog §lu, Sur l , Album du Conquإrant , Istanbul [n.d.]; Abdدlba ki Gخlp narl , Yunus Emre vetasavvuf , Istanbul 1961; H ¤a ¦djim Sult ¤a ¦n, Vila ¦yetn ¦ame , ed. R.Tschudi and G.Jacob, Berlin1914; I stanbul Ansiklopedisi , Istanbul 1958- ; Kita ¦b-i Dede K ¤ork ¤ut , ed. and tr. E. Rossi, Vatican 1952; H. Z. Ko ay, "Hayvanc l k", Tدrk etnografya dergisi , III (1958); J.P. Roux, "La faune et la flore dans les sociإtإs altaفques", doctoral thesis (in the press); ـ Ali B . Mu ¦sa ¦Sدfl Derv , Manak  b-  Hac  Bekta -Vel   ) Vila yet-na me ), ed. Abdدlba ki Gخlp narl , Istanbul 1958, tr. E. Gross, Leipzig 1927;برای‌ افسانه‌ها، باورها، و رسوم‌ مربوط‌ به‌ دنیای‌ حیوانات‌ رجوع کنید بهP. N. Boratav, "Tدrk folklor ara t rmalar ", Oriens , x (1957 ff),و کتاب‌شناسیهای‌ تدوین‌ شده‌ از همو در پایان‌ فصلهای‌L , إpopإe et la "h ¤ika ¦ye", Le conte et la legende ,درPhilologiae Turcicae fundementa , II , 38-44 and 62-67.2) جانورشناسی‌ در میان‌ مسلمانان‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌.الف‌) اشارات‌ قرآنی‌ب‌) در آثار دانشمندان‌الف‌) اشارات‌ قرآنی‌. غیر از مثلهایی‌ که‌ ذکر شد ] رجوع کنید بهبخش‌ 1، ه [ ، در ادبیات‌ عامیانة‌ عربستان‌ باستان‌، به‌ شکلی‌ که‌ به‌ ما رسیده‌، به‌ ندرت‌ اثری‌ از داستانهای‌ جانوران‌ می‌توان‌ یافت‌ ( رجوع کنید بهادامة‌ مقاله‌). حداکثر افسانه‌هایی‌ در بارة‌ آفرینش‌ یا تغییر ماهیت‌ و استحالة‌ برخی‌ حیوانات‌ می‌یابیم‌، از جمله‌ اینکه‌ موش‌ (فَأرَه‌) همسر یک‌ آسیابان‌ یا زنی‌ یهودی‌ بوده‌ که‌ به‌ موش‌ بدل‌ شده‌ است‌ و برخی‌ سوسمارها نیز سابقاً مأمور وصول‌ مالیات‌ بوده‌اند (جاحظ‌، 1955، ص‌ 104ـ 105، ش‌ 206). موضوع‌ استحالة‌ حیوانات‌ (مسخ‌ * ) حتی‌ در دین‌ اسلام‌ نیز اهمیت‌ خاصی‌ دارد و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ قرآن‌ ظاهراً مسئله‌ را حل‌ کرده‌ است‌، زیرا مکرراً اعلام‌ می‌دارد که‌ خداوند جانوران‌ را آفرید (بقره‌: 164؛ لقمان‌: 10؛ شوری‌': 29؛ زُخرُف‌: 12؛ جاثیه‌: 3) که‌ ] در آغاز [ از آب‌ خلق‌ شدند (نور: 45) و از هر چیز یک‌ جفت‌ آفرید (ذاریات‌: 49). نقطة‌ مقابل‌ واژة‌ «دابَّه‌» (جمع‌ آن‌: دوابّ) ــ که‌ در اینجا به‌ جای‌ حَیَوان‌ به‌کار رفته‌ و مشخصاً بر حیوانات‌ بارکش‌ و حیوانات‌ اهلی‌ دلالت‌ دارد ــ در آیه‌هایی‌ که‌ به‌ منظور تأکید بر عنایت‌ و انعام‌ الاهی‌ نازل‌ شده‌، اصطلاح‌ «انعام‌» است‌ به‌ مفهوم‌ چهارپایان‌ اهلی‌ که‌ خداوند هشت‌ جفت‌ از آنها را فرو فرستاد (زمر: 6؛ فرقان‌: 48ـ49؛ یس‌: 71؛ ] انعام‌: 142ـ144 [ ) ] و آنها را برای‌ انسان‌ و به‌ منفعت‌ او آفرید (نحل‌: 5 ـ 8) [ .اما برخی‌ آیات‌، باورهای‌ قدیم‌ در بارة‌ استحالة‌ موقت‌ یا دائمی‌ برخی‌ انسانها به‌ حیوانات‌ را تأیید می‌کنند، از جمله‌: «کسانی‌ که‌ خداوند آنها را لعنت‌ کرده‌ و بر آنها خشم‌ گرفته‌ و آنها را به‌ میمون‌ و خوک‌ تبدیل‌ کرده‌ است‌» (مائده‌:60)، یا «ما خطاب‌ به‌ آنها (کسانی‌ که‌ پیمان‌ روز سبت‌ را شکستند) گفتیم‌: بوزینگانی‌ طرد شده‌ باشید» (بقره‌: 65؛ نیز رجوع کنید به اعراف‌: 166). مفسران‌ قرآن‌ دو مسئله‌ را باید حل‌ می‌کردند: نخست‌ اینکه‌ مشخص‌ کنند آیه‌های‌ مذکور به‌ کدام‌ رویدادها اشاره‌ می‌کنند و دوم‌ سرنوشت‌ مقدَّرِ این‌ موجودات‌ مسخ‌ شده‌ را بررسی‌ کنند. بدیهی‌ است‌ که‌ پاسخهای‌ بسیاری‌ برای‌ مسئلة‌ نخست‌ یافت‌ شده‌ است‌. از جمله‌ به‌ عقیدة‌ کسائی‌ (ص‌ 274 و بعد)، میمونها افرادی‌ از بنی‌اسرائیل‌ بودند که‌ در عهد داوود علیه‌السلام‌ بر اثر شکار و پختن‌ ماهی‌ در روز شنبه‌ به‌ میمون‌ بدل‌ شدند و خوکها (همان‌، ص‌ 307) معاصران‌ مسیح‌اند که‌ به‌ او اعتقاد نداشتند. کسائی‌، پیرو دیگر مؤلفان‌، معتقد است‌ حیواناتی‌ که‌ از این‌ استحاله‌ها پدید آمدند زاد و ولد کردند و تکثیر شدند اما برخی‌ دیگر، برعکس‌ بر این‌ باورند که‌ آنها بدون‌ عقبه‌ و اولاد از بین‌ رفتند. بدین‌ معنا که‌ خداوند انواع‌ مورد بحث‌ را به‌طور مستقل‌ خلق‌ کرده‌ بود ( رجوع کنید به جاحظ‌، 1388، ج‌ 4، ص‌ 68؛ ] نیز رجوع کنید بهبوزینه‌ * [ ). اعتقاد به‌ آفرینش‌ انواع‌ از طریق‌ مسخ‌ یا تبدیل‌ برخی‌ حیوانات‌ به‌ انواع‌ دیگر هنوز وجود دارد (مثلاً ماسه‌ ، ج‌ 1، ص‌ 185 به‌ بعد). موضوع‌ مسخ‌ با اعتقاد به‌ تناسخ‌ روح‌ پیوند نزدیکی‌ دارد یا دست‌کم‌ برخی‌ فرقه‌ها و متکلمانی‌ که‌ حلول‌ روح‌ به‌ پیکر حیوانات‌ را تأیید می‌کنند، وجود چنین‌ رابطه‌ای‌ را باور دارند ( رجوع کنید به حلول‌ و اتحاد * ؛ تناسخ‌ * ). در عین‌ حال‌ باید گفت‌ که‌ دابّة‌الارض‌ * در معادشناسی‌ اسلام‌ با روز قیامت‌ مرتبط‌ است‌ و مفسران‌ از این‌ آیة‌ قرآن‌: «هیچ‌ جنبده‌ای‌ در زمین‌ نیست‌ و نه‌ پرنده‌ای‌ که‌ به‌ دو بالش‌ بپرد مگر آنکه‌ امتهایی‌ همانند شما هستند... سپس‌ به‌ سوی‌ پروردگارشان‌ بر انگیخته‌ می‌شوند» (انعام‌: 38)، این‌گونه‌ برداشت‌ می‌کنند که‌ حیوانات‌ نیز حشر و قیامت‌ را تجربه‌ می‌کنند ( رجوع کنید به قیامت‌ * ). علاوه‌ بر این‌، قرآن‌ که‌ از چندین‌ گونه‌ جانور نام‌ می‌برد، حاوی‌ پنج‌ سوره‌ با نام‌ جانوران‌ است‌: بقره‌ (گاو)، نحل‌ (زنبور)، نمل‌ (مورچه‌)، عنکبوت‌ و فیل‌ و بدین‌ طریق‌، کوچک‌ترین‌ و بزرگ‌ترین‌ جانوران‌ را شامل‌ می‌شود.منابع‌: علاوه‌ بر قرآن‌؛ ] عمربن‌ بحر جاحظ‌، التربیع‌ و التدویر ، چاپ‌ شارل‌ پلا، دمشق‌ 1955 [ ؛ همو، کتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?] 1385ـ1389/ 1965ـ1969 [ ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ محمدبن‌ عبداللّه‌ کسائی‌، قصص‌ الانبیاء ؛H. Massإ, Croyances et coutumes persanes , Paris 1938.ب‌) در آثار دانشمندان‌. در سطحی‌ علمی‌ ممکن‌ است‌ این‌ اندیشه‌ به‌ ذهن‌ خطور کند که‌ آن‌ دسته‌ از آثار ارسطو، بنیانگذار جانورشناسی‌ عقلانی‌، که‌ به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ داشته‌، به‌ آن‌ گروه‌ از محققان‌ مسلمان‌ که‌ مایل‌ بودند از علوم‌ یونانی‌ بهره‌ گیرند، امکان‌ داد تا به‌ پیشرفت‌ عظیمی‌ در اطلاع‌ از قلمرو حیوانات‌ دست‌ یابند و جانورشناسی‌ را همگام‌ با علومی‌ همچون‌ جغرافیا، ریاضیات‌ یا پزشکی‌ توسعه‌ دهند. با اینکه‌ یحیی‌بن‌ بطریق‌ کتاب‌ > تاریخ‌ جانوران‌ < ارسطو را ] با عنوان‌ الحیوان‌ ( طباع‌ الحیوان‌ ) [ ترجمه‌ کرد (سدة‌ دوم‌ ـ سوم‌/ هشتم‌ ـ نهم‌)، جانورشناسی‌ هرگز رشته‌ای‌ پرطرفدار نبود؛ و این‌ نکته‌ شایان‌ توجه‌ است‌ که‌ جای‌ پیوسته‌ محدودتری‌ را در طبقه‌بندیهای‌ نظری‌ گوناگون‌ علوم‌ اشغال‌ می‌کرد. جانورشناسی‌ در طبقه‌بندی‌ ارسطو بخشی‌ از طبیعیات‌ است‌ که‌ به‌ روان‌شناسی‌ مربوط‌ می‌شود و در احصاءالعلوم‌ فارابی‌ (ص‌ 99) آن‌ را همچنان‌ در میان‌ علوم‌ جسمانی‌ و طبیعی‌ ( العلم‌ الطبیعی‌ ) می‌یابیم‌ ( رجوع کنید به گارده‌ و قنواتی‌ ، ص‌ 106؛ ترجمة‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 192). جانورشناسی‌ در رسائل‌ اخوان‌الصفا (ج‌ 2، ص‌ 178ـ 305) در هیئت‌ علمی‌ مستقل‌ ظاهر می‌شود و در مفاتیح‌ العلوم‌ خوارزمی‌ در زمرة‌ علوم‌ «عجمی‌» طبقه‌بندی‌ می‌شود (گارده‌ و قنواتی‌، ص‌ 111؛ ترجمة‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 199ـ200) اما در احیاء علوم‌الدین‌ غزالی‌ (همان‌، ص‌ 117؛ ترجمة‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 208) یا در مقدمة‌ ابن‌خلدون‌ دیگر وجود ندارد (همان‌، ص‌ 123ـ124؛ ترجمة‌ عربی‌، ج‌ 1، ص‌ 216ـ217). همچنین‌ ظاهراً قَلقَشَندی‌ نیز به‌ آن‌ توجهی‌ نداشته‌ است‌ زیرا به‌طور اخص‌ هیچ‌ اثر جانورشناسی‌ در میان‌ > «آثار کلاسیک‌ نویسندگان‌ مصری‌» < ذکر نشده‌ است‌ (ویت‌ ، ص‌ 50 ـ53).توضیح‌ علت‌ این‌ بی‌اعتنایی‌ فزاینده‌ به‌ جانورشناسی‌ در میان‌ متفکران‌ و نویسندگان‌ مسلمان‌، به‌ ویژه‌ با در نظر گرفتن‌ توجهی‌ که‌ در فقه‌ به‌ حیوانات‌ شده‌، بسیار دشوار است‌ اما این‌ وضع‌ احتمالاً تا حد زیادی‌ ناشی‌ از فقدان‌ پژوهش‌ مدون‌ و آثار تخصصی‌ واقعاً علمی‌ است‌، هرچند وجود باغهای‌ جانوران‌ (حَیْرالوَحش‌) ــ که‌ در آنها نادرترین‌ و درنده‌ترین‌ گونه‌های‌ حیوانات‌ را با صرف‌ هزینة‌ گزاف‌ گردآوری‌ کرده‌ بودند ( رجوع کنید بهمتز ، ص‌ 383، ترجمة‌ انگلیسی‌، ص‌ 404ـ 405، که‌ در آن‌ ایجاد درگیری‌ و نزاع‌ عمدی‌ ] میان‌ حیوانات‌ [ نیز ذکر شده‌ است‌) ــ می‌بایست‌ کنجکاوی‌ محققان‌ را برمی‌انگیخت‌ و آنان‌ را به‌ مطالعات‌ جامع‌ ترغیب‌ می‌کرد. اما جانورشناسی‌ میان‌ مسلمانان‌ در سطح‌ ادبی‌ یا شاید بتوان‌ گفت‌ در مرحلة‌ مذهبی‌ باقی‌ ماند. حتی‌ جانورشناسی‌ موجود در آثار مؤلفانی‌ را که‌ کوشیدند به‌ حقایقی‌ که‌ پیش‌تر کشف‌ شده‌ بود نظم‌ دهند و آنها را به‌صورت‌ الفبایی‌ فهرست‌ کنند، نمی‌توان‌ توصیفی‌ نامید. باعثِ ساده‌اندیش‌ این‌ نقص‌ به‌ احتمال‌ بسیار، جاحظ‌، مؤلف‌ اثر عظیم‌ کتاب‌ الحیوان‌ است‌ که‌ آن‌گونه‌ که‌ خود اظهار کرده‌ هدف‌ از تألیف‌ آن‌ نه‌ مطالعة‌ علمی‌ گونه‌های‌ حیوانات‌، بلکه‌ اثبات‌ وجود خالق‌ از طریق‌ مشاهدة‌ مخلوق‌ (ج‌ 2، ص‌ 109 به‌ بعد، ج‌ 3، ص‌ 209 به‌ بعد) و تجلیل‌ از حکمت‌ الاهی‌ است‌ که‌ هیچ‌ چیز را بی‌فایده‌ یا زیانمند خلق‌ نکرده‌ است‌، از جمله‌ فایدة‌ حیوانات‌ خطرناک‌ یا موذی‌ که‌ کشتن‌ آنها مجاز است‌ (ج‌ 1، ص‌ 307ـ 308)، در واقع‌ امتحان‌ انسانهاست‌ (ج‌ 3، ص‌300). جاحظ‌ کاملاً با ارسطو آشنا بوده‌ و گاه‌ از او انتقاد (مثلاً ج‌ 6، ص‌ 17) و گاه‌ مفصلاً از او نقل‌قول‌ کرده‌ ( رجوع کنید به حاجری‌، 1953 و سالهای‌ بعد) اما بر این‌ باور است‌ که‌ هر چه‌ در آثار جانورشناسیِ «فلاسفه‌» وجود دارد، برای‌ اعراب‌ چادرنشین‌ (بدویها) عملاً شناخته‌ شده‌ بوده‌ است‌ (جاحظ‌، ج‌ 3، ص‌ 268) و بنابراین‌، وی‌ هیچ‌ نیازی‌ به‌ توسل‌ به‌ اندیشه‌های‌ یونانیان‌ ندارد. از این‌روست‌ که‌ هرچند صاحب‌ المنطق‌ را ستوده‌، به‌ شیوه‌ای‌ نسبتاً منفی‌ و غیرقابل‌ درک‌ اصول‌ طبقه‌بندی‌ ارسطو را آگاهانه‌ نادیده‌ گرفته‌ است‌ ( رجوع کنید به > در بارة‌ اجزاء جانوران‌ < ، ج‌ 1، ص‌ 66؛ ] عنوان‌ عربی‌: اجزاءالحیوان‌ [ ) تا به‌ یک‌ تجربه‌گرایی‌ بدوی‌ وفادار بماند.جاحظ‌ پس‌ از تقسیم‌ مخلوقات‌ به‌ سه‌ دستة‌ متّفق‌، مختلف‌ و متضاد، و پس‌ از ابراز تردیدهایی‌ در مورد جایگاه‌ ستارگان‌ و عناصر اربعه‌ و غیره‌، مواد غیرآلی‌ (جماد) و مواد آلی‌ (نامی‌) را مشخص‌ کرده‌ است‌. سپس‌ بخش‌ آلی‌ را به‌ دو «قلمرو»، حیوان‌ (حَیَوان‌) و گیاه‌ (نبات‌)، تقسیم‌ نموده‌ است‌. قلمرو حیوانی‌ را نیز بنا بر نوع‌ حرکت‌ حیوان‌ به‌ چهار شاخه‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌: حیواناتی‌ که‌ راه‌ می‌روند (ما یَمشی‌)، پرواز می‌کنند (ما یَطیر)، شنا می‌کنند (ما یَسبَح‌) و می‌خزند (ما یَنساح‌؛ ج‌ 1، ص‌ 26ـ 27). این‌ طبقه‌بندی‌ که‌ صرفاً بر مبنای‌ مشاهدة‌ ظاهری‌ صورت‌ گرفته‌، همان‌ تقسیم‌بندی‌ تورات‌ است‌ (کتاب‌ اول‌ پادشاهان‌، 4:33: «سلیمان‌ از بهائم‌، مرغان‌، حشرات‌ و ماهیان‌ نیز سخن‌ گفت‌») و با یکی‌ از معیارهای‌ طبقه‌بندی‌ افلاطونی‌ مطابقت‌ دارد. جاحظ‌ پس‌ از این‌ طبقه‌بندی‌، با برخی‌ اشکالات‌ و آشفتگیها روبه‌رو می‌شد، زیرا نه‌ تنها پذیرفت‌ که‌ تقسیم‌بندی‌ او عقلایی‌ نیست‌ (زیرا مجبور شده‌ شترمرغ‌ را از «دسته‌» پرندگان‌ خارج‌ سازد و در عین‌ حال‌ خفاش‌ را در آن‌ دسته‌ قرار دهد)، بلکه‌ چون‌ نتوانست‌ در تعریف‌ صفات‌ اصلی‌ گونه‌ها و جنسها از جزء به‌ کل‌ برسد، می‌بایست‌ از تلاش‌ برای‌ تقسیم‌بندیهای‌ کاملاً دقیق‌ دست‌ می‌کشید. او سرانجام‌ معیارهای‌ کاربردی‌ و عادات‌ زندگی‌ را به‌ هم‌ آمیخت‌ تا گونه‌ها را معیّن‌ سازد و هرچند تصور مبهمی‌ از «رسته‌ها» و «خانواده‌ها» و «جنسها»، در طبقه‌بندی‌ روشمند امروزی‌، داشت‌، به‌طور کلی‌ به‌ گونه‌هایی‌ که‌ به‌ چهار دستة‌ مذکور تقسیم‌ کرده‌ بود، وفادار ماند:الف‌) حیواناتی‌ که‌ راه‌ می‌روند: انسانها (ناس‌)، بهائم‌ (چهارپایان‌ غیر گوشتخوار، چه‌ اهلی‌ چه‌ وحشی‌)، سِباع‌ (حیوانات‌ درنده‌، یعنی‌ گوشتخوار، اهلی‌ یا وحشی‌)، حشرات‌ بدون‌ بال‌.ب‌) حیواناتی‌ که‌ پرواز می‌کنند. اینها سه‌ «رسته‌»اند: 1) پرندگان‌ گوشتخوار (سباع‌) که‌ خود تقسیم‌ می‌شوند به‌ باشکوه‌ (احرار، یعنی‌ پرندگان‌ شکاری‌ بزرگ‌، نظیر عقاب‌، کرکس‌ و غیره‌)، معمولی‌ (بُغاث‌ که‌ امکانات‌ دفاعی‌ کمتری‌ دارند) و پرندگان‌ کوچکی‌ که‌ از حشرات‌ تغذیه‌ می‌کنند؛ 2) پرندگانی‌ که‌ بهیمه‌اند، یعنی‌ به‌طورکلی‌ دانه‌خوارند و برای‌ حفاظت‌ خود می‌گریزند؛ 3) هَمَج‌، حشرات‌ بالدار.وی‌ در اثنای‌ کار به‌گونه‌های‌ مختلف‌ خزندگان‌ برخورد کرده‌، اما آنها را در هیچیک‌ از طبقات‌ جانوران‌ قرار نداده‌ است‌. به‌ همین‌ ترتیب‌، ماهیان‌ را ــ که‌ پستاندارانی‌ نظیر وال‌ (نهنگ‌) را نیز آگاهانه‌ از جملة‌ آنها شمرده‌ ــ طبقه‌بندی‌ نکرده‌ و در هر مورد گفته‌ که‌ شواهد معتبر کافی‌ در اشعار قدیم‌ نیافته‌ و گزارش‌ دریانوردان‌ را قابل‌ اعتماد ندانسته‌ است‌ (ج‌ 6، ص‌ 16).ویژگی‌ کتاب‌ الحیوان‌ ، که‌ اثری‌ ادبی‌ و نه‌ اثری‌ در بارة‌ علوم‌ طبیعی‌ است‌، به‌ هم‌ریختگی‌ و آشفتگی‌ عظیم‌ آن‌ است‌. منابع‌ این‌ کتاب‌ بسیار متنوع‌اند اما مهم‌ترین‌ آنها را اطلاعات‌ ادبی‌ تشکیل‌ می‌دهد که‌ محققان‌ سده‌های‌ دوم‌ و سوم‌/ هشتم‌ و نهم‌ آنها را گردآورده‌اند و با روایات‌ شفاهی‌ و اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از گفتگوها و مشاهدات‌ روزمره‌ و نیز آزمایشهای‌ کوچکی‌ که‌ خود مؤلف‌ یا دوستان‌ معتزلی‌ او انجام‌ داده‌اند، غنی‌ کرده‌اند. از جمله‌ آزمایشها، بررسی‌ تأثیر مشروبات‌ الکلی‌ بر حیوانات‌ (ج‌ 2، ص‌ 228ـ229) یا تحقیقات‌ او در مورد پدید آمدن‌ موجوداتی‌ چون‌ مگسها از مواد طبیعت‌ است‌ (ج‌ 3، ص‌ 348)؛ وی‌ از مدافعان‌ سرسخت‌ آن‌ بود (مثلاً ج‌ 3، ص‌ 372، ج‌ 5، ص‌ 371) و در مقابل‌ ادعای‌ کسانی‌ قرار داشت‌ که‌ منکر آن‌ و بر این‌ اعتقاد بودند که‌ حیوان‌ تنها از حیوانی‌ دیگر به‌ وجود می‌آید (ج‌ 5، ص‌ 349). جاحظ‌ علاقة‌ خاصی‌ به‌ حیوانات‌ دو رگه‌ داشت‌ و رساله‌ای‌ را به‌ قاطر اختصاص‌ داده‌ که‌ در پی‌ کتاب‌ الحیوان‌ نوشته‌ شده‌ است‌. او به‌ پیروی‌ از روش‌ ارسطو ــ که‌ جانورشناسی‌ را با مطالعة‌ روح‌ مرتبط‌ کرده‌ ــ در اثرش‌ یادداشتهایی‌ در بارة‌ روان‌شناسی‌ حیوانات‌ آورده‌ (مثلاً ج‌ 6، ص‌ 69ـ70 در بارة‌ کِبر) و با قائل‌ شدن‌ اهمیت‌ ویژه‌ برای‌ تأثیر محیط‌، به‌شرح‌ عقایدی‌ پرداخته‌ است‌ که‌ خالی‌ از اهمیت‌ نیست‌. در مجموع‌ تقریباً 350 حیوان‌ را به‌ شیوه‌ای‌ کمابیش‌ عمیق‌، اما همواره‌ بی‌نظم‌ و غیرروشمند، بررسی‌ کرده‌ است‌. برای‌ پی‌بردن‌ به‌ موضوع‌ موردنظر در این‌ انبوه‌ اطلاعات‌، باید از نمایة‌ فوق‌العاده‌ای‌ که‌ در ویراست‌ عبدالسلام‌ هارون‌ عرضه‌ شده‌، استفاده‌ کرد. بدین‌ترتیب‌، سنجش‌ میزان‌ دانش‌ جانورشناسی‌ عربهای‌ قدیم‌ امکان‌پذیر می‌شود و می‌توان‌ از عقاید آنها در بارة‌ برخی‌ گونه‌های‌ حیوانی‌ تصوری‌ به‌ دست‌ آورد. جاحظ‌، به‌ عنوان‌ یک‌ معتزلیِ معتقد، همه‌ چیز را با معیار خِرَد محک‌ زده‌ و ضمناً کوشیده‌ است‌ بطلان‌ برخی‌ افسانه‌ها را نشان‌ دهد (مثلاً، ج‌ 2، ص‌ 14) و اندیشه‌های‌ شخصی‌ خود را با روایاتی‌ که‌ نقل‌ کرده‌ درهم‌ آمیزد. اگر سبک‌ نگارش‌ او این‌گونه‌ آشفته‌ و بی‌نظم‌ نبود، می‌شد جاحظ‌ را در جایگاه‌ افتخارآمیزی‌ میان‌ ارسطو و بوفون‌ ] طبیعیدان‌ فرانسوی‌، 1707ـ 1788 [ قرار داد.هر چند عسکری‌ به‌ بیان‌ جاحظ‌، تا حدی‌، نظم‌ و قاعده‌ بخشیده‌ و مطالب‌ را به‌ شکلی‌ مرتب‌تر در کتاب‌ الصناعتین‌ آورده‌ است‌، اما کتاب‌ الحیوان‌ و جانورشناسی‌ به‌طورکلی‌ برای‌ نویسندگان‌ پس‌ از وی‌ چندان‌ منبع‌ الهام‌ نشد. در زمان‌ شکوفایی‌ ادب‌ ، ابن‌قُتیبه‌ در کتاب‌ عیون‌ الاخبار (ج‌ 1، جزء 2، ص‌ 153ـ 163) و کمی‌ بعد ابوحیّان‌ توحیدی‌ در کتاب‌ الامتاع‌ (ج‌ 1، ص‌ 159ـ 195) بخشهایی‌ را به‌ حیوانات‌ اختصاص‌ دادند اما آنها را طبقه‌بندی‌ علمی‌ نکردند. دایرة‌المعارفهای‌ معروف‌، از جمله‌ المُسْتَطْرف‌ اِبْشیهی‌ (ج‌ 2، ص‌ 211ـ274)، نیز به‌ روشی‌ مشابه‌ عمل‌ کردند. از سوی‌ دیگر، اِخوان‌الصفا در انتهای‌ بخش‌ دوم‌ رسائل‌ ( رجوع کنید به ج‌ 2، ص‌ 24ـ395) خود، سلسله‌ مراتب‌ مخلوقات‌ را به‌ وضوح‌ ذکر کرده‌اند که‌ به‌ ترتیب‌ صعودی‌ عبارت‌اند از: مواد معدنی‌، نباتات‌، حیوانات‌، انسان‌، موجودات‌ آسمانی‌، در هریک‌ از این‌ طبقات‌، بالاترین‌ مرتبه‌ به‌ پایین‌ترین‌ مرتبة‌ طبقة‌ بعد نزدیک‌ است‌؛ از این‌رو نخل‌ که‌ به‌ بالاترین‌ مرتبة‌ نباتات‌ تعلق‌ دارد، در فاصلة‌ بسیار کمی‌ از حلزون‌ که‌ تنها دارای‌ حس‌ لامسه‌ است‌، قرار دارد زیرا حکمت‌ الاهی‌ به‌ یک‌ حیوان‌ اندامهایی‌ را که‌ بدانها نیاز ندارد، عطا نمی‌کند. بالاترین‌ مکان‌ در میان‌ حیوانات‌ از آنِ میمون‌ است‌ که‌ به‌ انسان‌ وحشی‌ که‌ در پایین‌ترین‌ مرتبة‌ زیرگروه‌ بعدی‌ قرار گرفته‌، نزدیک‌ است‌. انسان‌ طبقة‌ مجزایی‌ را تشکیل‌ می‌دهد زیرا به‌ تنهایی‌ مالک‌ همة‌ امتیازاتی‌ است‌ که‌ به‌طور جداگانه‌ به‌ حیوانات‌ عطا شده‌ است‌.سرانجام‌ در قرن‌ هفتم‌، قزوینی‌ (متوفی‌ 682) به‌ استفادة‌ روشمند از اندیشه‌های‌ پیشینیان‌ مبادرت‌ کرد و رساله‌ای‌ در باب‌ جانورشناسی‌ در عجائب‌ المخلوقات‌ ِ خود گنجاند. او موجودات‌ زنده‌ را به‌ سه‌ قلمرو تقسیم‌ کرد، حیوانات‌ را در بالاترین‌ مرتبه‌ قرار داد و برای‌ روشهای‌ دفاعی‌ آنها که‌ به‌ عنوان‌ معیار طبقه‌بندی‌ به‌ کار برد، اهمیت‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ قائل‌ شد:الف‌) حیواناتی‌ که‌ به‌ واسطة‌ قدرت‌ خود دشمنان‌ را می‌رانند، مانند شیر یا فیل‌.ب‌) حیواناتی‌ که‌ با گریز از دشمن‌ از خود دفاع‌ می‌کنند، نظیر آهو، خرگوش‌، پرندگان‌.ج‌) حیواناتی‌ که‌ به‌ وسایل‌ دفاعی‌ ویژه‌ای‌ مجهزند، نظیر خارپشت‌.د) حیواناتی‌ که‌ در محیطی‌ محفوظ‌ (حصن‌) زندگی‌ می‌کنند، نظیر موش‌ یا مار.اما پس‌ از آن‌ حیوانات‌ را به‌ هفت‌ دسته‌ تقسیم‌ کرد: انسان‌؛ جنّیان‌؛ دَوابّ (اسب‌، قاطر، خر)؛ حیوانات‌ اهلی‌ (نَعَم‌)؛ حیوانات‌ وحشی‌؛ پرندگان‌؛ حشرات‌، خزندگان‌ و غیره‌. او سه‌ بخش‌ آخر رسالة‌ خود را به‌ یادداشتهایی‌ در بارة‌ حیوانات‌ به‌ترتیب‌ الفبایی‌ اختصاص‌ داد. در آنها برخی‌ اظهارات‌ کلی‌ و کاملاً غیرعلمی‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ خواص‌ جادویی‌ یا دارویی‌ اندامهای‌ مختلف‌ حیوان‌ ذکر شده‌ است‌. این‌ اثر در قیاس‌ با اثر جاحظ‌، حاکی‌ از تنزلی‌ آشکار است‌. همین‌ مطلب‌ را، در سطحی‌ واقعاً علمی‌، در بارة‌ حیات‌ الحَیَوان‌ الکُبری‌' تألیف‌ دَمیری‌ (متوفی‌ 808) نیز می‌توان‌ گفت‌ که‌ طبقه‌بندی‌ جدیدی‌ نکرده‌ بلکه‌ به‌ بازآفرینی‌ اثر جاحظ‌ ( کتاب‌ الحیوان‌ ) بسنده‌ نموده‌ است‌، اما به‌ صورتی‌ مفید در یادداشتهایی‌ که‌ برحسب‌ حروف‌ الفبا مرتب‌ شده‌اند، این‌ موارد را ذکر کرده‌ است‌: نکاتی‌ در بارة‌ واژه‌شناسی‌ تاریخی‌، روایتهای‌ گوناگون‌، جایگاه‌ فقهی‌ حیوان‌ موردبحث‌ (با ذکر نظریات‌ فقهای‌ مذاهب‌ مختلف‌)، مَثَلهایی‌ که‌ با الهام‌ از هر حیوان‌ به‌ وجود آمده‌، خواص‌ جادویی‌ یا درمانی‌ اندامهای‌ آن‌، و تعبیر خوابهایی‌ که‌ این‌ حیوان‌ در آنها ظاهر می‌شود.گاه‌ پزشکان‌ یا طبیعی‌دانهایی‌ چون‌ ابن‌بختیشوع‌ ( کتاب‌ منافع‌ الحیوان‌ )، ابن‌بیطار و انطاکی‌ به‌ حیوانات‌ نیز توجه‌ نشان‌ داده‌اند اما تنها شاخه‌های‌ جانورشناسی‌ که‌ واقعاً موضوع‌ مطالعات‌ عمیق‌ و منظم‌ قرار گرفته‌، اسب‌شناسی‌ ( رجوع کنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Faras" )، نعلبندی‌ ( رجوع کنید به همان‌، ذیل‌ "Khayl" ؛ نیز رجوع کنید به اسب‌ * ) و نیز کاربرد پرنده‌شناسی‌ در حوزة‌ مربوط‌ به‌ پرندگان‌ شکاری‌ بوده‌است‌ ( رجوع کنید به همان‌، ذیل‌ "Bayzara" ؛ نیز رجوع کنید بهبازداری‌ * ).تا آنجا که‌ مؤلف‌ می‌داند، در خارج‌ از حوزة‌ زبان‌ عربیِ محض‌ هیچ‌ اثر اصیلی‌ یافت‌ نشده‌ است‌. عدنان‌ آدیوار (ص‌ 15، 76، 91) فقط‌ از یک‌ ترجمة‌ ترکی‌ از حیات‌ الحیوان‌ کار یکی‌ از معاصران‌ دمیری‌ به‌ نام‌ محمدبن‌ سلیمان‌ با افزودن‌ مطالبی‌ به‌ آن‌ و از کتاب‌ تحفة‌الزمان‌ و خَریدة‌الاَوان‌ نوشتة‌ مصطفی‌بن‌ علی‌ الموقِّت‌، دایرة‌المعارف‌نویس‌ ترک‌، که‌ حاوی‌ یک‌ نظام‌ جانورشناسی‌ بر اساس‌ نظریات‌ دمیری‌ و قزوینی‌ است‌، و از ترجمه‌ای‌ فارسی‌ از حیات‌الحیوان‌ یاد کرده‌ که‌ حکیم‌شاه‌ قزوینی‌ برای‌ سلیم‌ اول‌ انجام‌ داده‌ است‌. سرانجام‌ حزین‌ لاهیجی‌، نویسندة‌ ایرانی‌، یک‌ کتاب‌ جانورشناسی‌ به‌ نام‌ خواص‌الحیوان‌ در قرن‌ دوازدهم‌ تألیف‌ کرده‌ است‌ ] با عنوان‌ رسالة‌ خواصّالحیوانات‌ در رسائل‌ حزین‌ لاهیجی‌ (ص‌ 265ـ 326)، تهران‌ 1377 ش‌، چاپ‌ شده‌ است‌ [ .منابع‌: علاوه‌ بر کتاب‌ مقدّس‌. عهد عتیق‌؛ ] محمدبن‌ احمد ابشیهی‌، المستطرف‌ فی‌ کلّ فنّ مستطرف‌ ، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ 1406/1986، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1368 ش‌؛ ابن‌قتیبه‌، کتاب‌ عیون‌الاخبار ، بیروت‌: دارالکتاب‌العربی‌، بی‌تا.؛ ابوحیّان‌ توحیدی‌، کتاب‌الامتاع‌ و المؤانسة‌ ، چاپ‌ احمد امین‌ و احمد زین‌، بیروت‌، بی‌تا.؛ اخوان‌ الصفا، رسائل‌ اخوان‌ الصفاء و خلاّ ن‌ الوفاء ، بیروت‌: دارصادر، بی‌تا. [ ؛ عمربن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?] 1385ـ 1389/ 1965ـ1969 [ ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ ط‌ . حاجری‌، «تخریج‌ نصوص‌ ارسطاطالیه‌ من‌ کتاب‌الحیوان‌ للجاحظ‌»، مجلة‌ کلیة‌ الاداب‌ ، (1953 به‌ بعد)؛ محمدبن‌ محمد فارابی‌، احصاءالعلوم‌ ، چاپ‌ عثمان‌ امین‌، قاهره‌ 1949؛ ] لوئی‌ گارده‌ و جورج‌ شحاته‌ قنواتی‌، فلسفة‌ الفکرالدینی‌ بین‌ الاسلام‌ و المسیحیة‌ ، نقله‌ الی‌ العربیة‌ صبحی‌ صالح‌ و فرید جبر، بیروت‌ 1978ـ1983 [ ؛A. Adnan Ad var, Osmanl  Tدrklerinde  ilim , Istanbul 1943; A. J. Arberry, "An unknown work on zoology", JRAS , (1937), 481-483; Aristoteles, Parties des animaux , tr. J. M. Le Blond, Paris 1945; EI 2 , s.vv. "Bayzara", "Faras", "Khayl" (by F. Virإ); Louis Gardet and Georges C. Anawati, Introduction ب la thإologie musulmane: essai de thإologie comparإe , Paris 1981; A. Hanoteau and A. Letourneux, La Kabylie et les coutumes kabyles , Paris 1893, vol.1, 208 ff (جانوران‌ قبایل‌) ; A. Malouf, Arabic zool.dict., Cairo 1932 ( راهنمای‌ مفیدی‌ برای‌ شناسایی‌ اسامی‌ جانوران‌) ; Maswani, "Islam , s contribution to zoology and natural history", IC , XII (1938), 328-333; A. Mez, Die Renaissance des Islams , Heidelberg 1922, 429-431, Eng. tr.: The renaissance of Islam , translated by Salahuddin Khuda Bukhsh and D. S. Margoliouth, London 1937, 455-458 and passim; V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris 1951; J. B. Panouse, Les mammifةres du Maroc , Tanglers 1957, 191 ff.; J. J. Rivlin, Gesetz im Koran, Kultus und Ritus , Jerusalem 1934; D.Santillana, Istituzioni , Rome [n.d.], index, II , 665; G. Wiet, "Les classiques du scribe إgyptien au XVe siإcle", SI , XVIII (1963).3) جانوران‌ ایران‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌.الف‌) بررسی‌ آثار در بارة‌ جانوران‌ب‌) مناسبات‌ جانوران‌ج‌) ماهیهاد) دوزیستان‌ه ) خزندگان‌و) پرندگان‌ و پستانداران‌ز) بندپایان‌ح‌) حشرات‌ط‌) مناطق‌ جانوری‌ی‌) جانوران‌ انقراض‌یافته‌ و در معرض‌ انقراض‌ ایران‌جانوران‌ ایران‌ را به‌ طور موردی‌ از بررسیهای‌ صورت‌ گرفته‌ در بارة‌ دسته‌های‌ گوناگون‌ جانوران‌ می‌شناسیم‌، اما تلاش‌ منظمی‌ برای‌ ثبت‌ سامانمند تمام‌ آنها، آنگونه‌ که‌ در مورد گیاهان‌ ایران‌ (برای‌ مثال‌ از سوی‌ رشینگر ) انجام‌ شده‌، صورت‌ نگرفته‌ است‌. در ایران‌ برخی‌ دسته‌های‌ بی‌مهرگان‌ به‌طور سامانمند مطالعه‌ شده‌اند؛ همچنین‌ است‌ تمام‌ دسته‌های‌ مهره‌داران‌. اما آثار علمی‌ فراوان‌ و پراکنده‌ است‌؛ بورگس‌ و همکارانش‌ در 1345 ش‌/ 1966 آثار مهم‌ را در یک‌ کتاب‌شناسی‌ مشروح‌ به‌صورت‌ مقدماتی‌ گردآوری‌ کردند؛ کتاب‌شناسی‌ هنری‌فیلد از این‌ اثر نیز مبسوط‌تر است‌. کتاب‌شناسی‌ بشیر آلوس‌ در مورد مهره‌داران‌ عراق‌ و کشورهای‌ همسایه‌ نیز بسیار مفید است‌، کتاب‌شناسیهای‌ آثار مربوط‌ به‌ ماهیان‌، دوزیستان‌ و خزندگان‌ ترکیه‌، اثر ابراهیم‌ باران‌ و همکارانش‌ و کتاب‌شناسی‌ پستانداران‌ اثر هانس‌ کومرلوف‌ نیز آثاری‌ جامع‌اند.الف‌) بررسی‌ آثار در بارة‌ جانوران‌ ایران‌. اولین‌ طبیعیدان‌ اروپایی‌ که‌ به‌ ایران‌ سفر کرد ساموئل‌ گُتلیب‌ گملین‌ بود که‌ در 1184ـ1186/1770ـ1772 دولت‌ روسیه‌ او را برای‌ سفر اکتشافی‌ به‌ گیلان‌ و مازندران‌ استخدام‌ کرده‌ بود (1774؛ 1784؛ پالاس‌ ، 1811ـ1842). مکتشفان‌ سپسین‌ که‌ مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ کردند از این‌ قرارند: گیوم‌ آ. اُلیویه‌ که‌ در 1796 راهی‌ اصفهان‌ و تهران‌ شد؛ ادوارد منتریه‌ که‌ در کوههای‌ طالش‌ کار کرد؛ کارل‌ ادوارد فن‌ اشیوالد (1249ـ 1253؛ 1257/ 1834ـ 1837؛ 1841) که‌ در طی‌ اکتشافش‌ در کرانه‌های‌ دریای‌ خزر در 1240ـ1242/ 1825ـ1826، در دو ـ سه‌ نقطه‌ در ساحل‌ ایران‌ توقف‌ کرد؛ اشر ـ الوی‌ ، گیاه‌شناس‌ فرانسوی‌ که‌ از سفرهایش‌ به‌ شیراز، بوشهر، بندرعباس‌، کوههای‌ بختیاری‌، همدان‌، تهران‌، و تبریز مجموعه‌های‌ جانورشناسی‌ تهیه‌ کرد ولی‌ از عهدة‌ توضیح‌ محل‌ دقیق‌ هر نمونه‌ بر نیامد؛ ویلیام‌ ک‌. لفتوس‌ که‌ در 1265ـ1269/ 1849ـ1852 برخی‌ گونه‌های‌ جانوری‌ را در منطقة‌ مرزی‌ ایران‌ و ترکیه‌ جمع‌آوری‌ کرد؛ الکساندر کیسرلینگ‌ که‌ در 1274ـ1276/ 1858ـ1859 برخی‌ خزندگان‌ و ماهیان‌ خراسان‌ را جمع‌آوری‌ کرد؛ و تئودور کوچی‌ ، مجموعه‌دار گیاهان‌، که‌ برخی‌ خزندگان‌ را بدون‌ توضیح‌ کافی‌ در مورد مکان‌ آنها، برای‌ موزة‌ تاریخ‌ طبیعی‌ وین‌ برد.ظاهراً فیلیپو دِ فیلیپی‌ نخستین‌ کسی‌ بود که‌ مبادرت‌ به‌ گردآوری‌ فهرست‌ تمام‌ مهره‌داران‌ شناخته‌ شدة‌ ایران‌ کرد، که‌ شامل‌ 30 پستاندار، 167 پرنده‌، 39 خزنده‌، 3 دوزیست‌، و 22 ماهی‌ بود. وی‌ همچنین‌ فهرستی‌ از نرم‌تنان‌ خاکی‌ و آب‌ شیرین‌ تهیه‌ کرد. هیئت‌ تعیین‌ مرز ایران‌ و افغانستان‌ تحت‌ هدایت‌ گلدسمید * چکیدة‌ سامان‌مندتر و کامل‌تری‌ را از مهره‌داران‌، به‌ غیر از ماهیان‌، فراهم‌ کرد. ویلیام‌ توماس‌ بلنفورد 89 پستاندار، 383 پرنده‌، 92 خزنده‌ و 9 دوزیست‌ را فهرست‌، و تاریخ‌ طبیعی‌ در ایران‌ را تا 1876 به‌طور علمی‌ بررسی‌ کرد. وی‌ تحلیل‌ توصیفی‌ کوتاهی‌ از جانوران‌ در آن‌ گنجاند و مناسبات‌ میان‌ جانوران‌ نقاط‌ مختلف‌ ایران‌ و نواحی‌ همسایه‌ را بررسی‌ کرد. پس‌ از مطالعة‌ بلنفورد، آهنگ‌ بررسی‌ جانوران‌ ایران‌ سرعت‌ گرفت‌. زارودنی‌ پرنده‌شناس‌ روس‌، در اواخر سدة‌ دوازدهم‌ و اوایل‌ سدة‌ سیزدهم‌/ هجدهم‌ و اوایل‌ سدة‌ نوزدهم‌ طی‌ سفرهای‌ بسیاری‌ که‌ به‌ ایران‌ کرد پرنده‌ها و سایر مهره‌داران‌ را جمع‌آوری‌ کرد (زارودنی‌، 1911؛ نیکُلسکی‌ ، 1903؛ همو، 1907)؛ که‌ بخش‌ اعظم‌ مجموعه‌های‌ او در موزة‌ جانورشناسی‌ سن‌پترزبورگ‌ است‌. پرندگان‌ ایران‌، به‌ نسبت‌ دیگر گروههای‌ جانوران‌، شاید به‌طور گسترده‌تر و از سوی‌ عدة‌ بیشتری‌ بررسی‌ شده‌اند (برای‌ کتاب‌شناسی‌ رجوع کنید به د. ایرانیکا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ). مهم‌ترین‌ فهرستهای‌ چکیده‌، راهنماها، و رساله‌ها شامل‌ آثار جرویس‌ رید (1337 ش‌؛ همو، 1968)؛ وری‌ ؛ هوئه‌ و اچکوپار ؛ هینزل‌ و همکارانش‌؛ اسکات‌ و همکارانش‌؛ کرمپ‌ و سایمونز ؛ هریسن‌ ؛ و دومینیک‌ هالم‌ و همکارانش‌ است‌. به‌ گفتة‌ اسکات‌ در ایران‌ باید 491 گونه‌ وجود داشته‌ باشد.پستانداران‌، خصوصاً گونه‌های‌ شکاری‌، نیز بررسی‌ شده‌اند، که‌ مهم‌ترین‌ آنها گزارشهای‌ سازمان‌ شکاربانی‌ و نظارت‌ بر صید است‌ که‌ بعدها در سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ ادغام‌ شد. جامع‌ترین‌ چکیده‌ در بارة‌ پستانداران‌ ایران‌، از آنِ داگلاس‌لی‌ است‌ که‌ در 1341ـ1342 ش‌/ 1962ـ1963 هیئت‌ اکتشافی‌ استریت‌ را همراهی‌ کرد. او زیستگاهها را توصیف‌، نمونه‌های‌ جمع‌آوری‌ شده‌ توسط‌ هیئت‌ را ذکر، و فهرست‌ چکیده‌ای‌ از 125 گونه‌ پستاندار را که‌ در 1967 در ایران‌ شناخته‌ شده‌ بود، به‌ همراه‌ پراکندگی‌شان‌ به‌طور مختصر، ذکر کرد. میزون‌ تحلیلی‌ توصیفی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ پستانداران‌ با شروح‌ و مشخصات‌ مختصر آنها را چاپ‌ کرد (1959؛ همو، 1968). هرینگتن‌ > راهنمای‌ پستانداران‌ ایران‌ < را به‌ کمک‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ تهیه‌ کرد که‌ به‌ جای‌ نظام‌ رده‌بندی‌، بر اساس‌ نوع‌ زیستگاه‌ مرتب‌ شده‌، و شامل‌ 148 گونه‌ است‌ که‌ از آن‌ بین‌ 112 گونه‌ تصویر دارد. مشروح‌ترین‌ بررسی‌ سامانمند از دسته‌ای‌ از پستانداران‌ ایران‌ احتمالاً مربوط‌ به‌ خفاشهاست‌ که‌ دبلاس‌ ، از همراهان‌ هیئت‌ اکتشافی‌ استریت‌ در 1968، عهده‌دار آن‌ بود؛ که‌ 38 گونه‌ را تشخیص‌ داد و گزارش‌ مشروحی‌ از هریک‌ به‌ همراه‌ تحلیل‌ مختصر جغرافیای‌ جانوری‌ در مورد خفاشان‌ ایران‌ تهیه‌ کرد.برخی‌ از مقاله‌های‌ تخصصی‌ در مورد خزندگان‌ ایران‌ که‌ بعد از اثر بلنفورد چاپ‌ شد عبارت‌اند از: مقاله‌های‌ نیکُلسکی‌ (1903؛ 1907)، بر مبنای‌ مجموعه‌های‌ زارودنی‌؛ ورنر ، که‌ فهرستی‌ را از گونه‌های‌ شناخته‌ شده‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ توصیفی‌ چاپ‌ کرد و کار اندرسون‌ (1963) که‌ شامل‌ مقاله‌ای‌ در بارة‌ مجموعه‌ای‌ از جنوب‌ ایران‌، شامل‌ فهرستی‌ از خزندگان‌، بحثی‌ در زمینة‌ جغرافیای‌ جانوری‌، و یک‌ کتاب‌شناسی‌ است‌. اندرسون‌ (1968) تحلیلی‌ از جغرافیای‌ جانوری‌ سوسمارها، و فهرستی‌ روزآمد (1974) و چکیده‌ای‌ (1979) از لاک‌پشتها، تمساحها و دوزیستان‌ تهیه‌ کرد. محمود لطیفی‌ از مؤسسة‌ رازی‌، کتاب‌ مارهای‌ ایران‌ ، شامل‌ راهنماهایی‌ برای‌ شناسایی‌، توضیحات‌، تصاویر، پراکنش‌، و اطلاعات‌ در مورد مارگزیدگی‌ گرد آورد؛ لویتن‌ و زوگ‌ فهرست‌ اصلاح‌ شده‌ای‌ از مارهای‌ ایران‌، بالغ‌ بر 75 آرایه‌ را تهیه‌ کرده‌اند.به‌طور سنّتی‌ دوزیستان‌ را همراه‌ با خزندگان‌ مطالعه‌ کرده‌اند. علاوه‌ بر مقالات‌ تخصصیِ ورنر و اندرسون‌ (1963)، اندرسون‌ ( رجوع کنید به د. ایرانیکا ، ذیل‌ "Amphibians" ) شش‌ گونه‌ سمندر (هفتمین‌ گونه‌ «سمندر آتشین‌» ، پس‌ از آن‌ ثبت‌ شد) و هفده‌ گونه‌ قورباغه‌ را در ایران‌ فهرست‌ کرده‌ است‌. تاکنون‌، مفصّل‌ترین‌ تحقیق‌ در بارة‌ دوزیستان‌ از ایسلت‌ و اشمیتلر در مورد قورباغه‌های‌ ایران‌ است‌.جدا از بررسیهایی‌ که‌ سازمان‌ محیط‌ زیست‌ در مورد گونه‌های‌ از لحاظ‌ تجاری‌ مهم‌ انجام‌ داده‌ است‌، ماهیها مورد توجه‌ شماری‌ از جانورشناسان‌ بوده‌اند. اناندال‌ و هرا (1920) در بارة‌ ماهیان‌ سیستان‌ گزارش‌ داده‌اند؛ برگ‌ نخستین‌ فهرست‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ را بعد از فهرست‌ دِ فیلیپی‌ تهیه‌ کرد؛ و سعادتی‌ به‌ تهیة‌ فهرستی‌ سامانمند مبادرت‌ کرد. ارمنتروت‌ (1969؛ 1980) فهرست‌ کاملی‌ از ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ گرد آورد، بریان‌ کد (1979؛ 1980؛ 1987) در آثارش‌ این‌ فهرست‌ را بسط‌ داد و روزآمد کرد. او 155 گونة‌ بومی‌ ماهیان آب‌ شیرین‌ را ثبت‌، و تنها تحلیل‌ جغرافیای‌ جانوری‌ چاپ‌ شده‌ را، تهیه‌ کرده‌ است‌.حشرات‌ بزرگ‌ترین‌ بخش‌ جانوران‌ ایران‌اند. اگر چه‌ اثر جامعی‌ در مورد همة‌ آنها تهیه‌ نشده‌، ولی‌ آثار فراوانی‌ در بارة‌ گونه‌های‌ منفرد وجود دارد. مجموعة‌ مهم‌ > مقالاتی‌ در بارة‌ جانوران‌ ایران‌ < در > سالنامة‌ جامعة‌ حشره‌شناسی‌ فرانسه‌ < چاپ‌ شده‌ است‌. در مجموعه‌ مقالاتی‌ در بارة‌ جانوران‌ و جغرافیای‌ جانوری‌ خاورمیانه‌، ویراستة‌ کروپ‌ ، اشنیدر ، کینزلباخ‌ ، تعدادی‌ از مقالات‌ تخصصی‌ مهم‌، الگوهای‌ پراکنش‌ و مناسبات‌ میان‌ حشرات‌ ایران‌ و کشورهای‌ مجاور را مشخص‌ کرده‌اند، شامل‌ سنجاقکان‌ (اشنیدر)، سوزن‌ بالان‌ (اسپوک‌) ، بال‌موداران‌ (مالیکی‌) ، و جنسی‌ از بیدهای‌ روز پرواز با نام‌ Zygaena (نومان‌) .بندپایانی‌ که‌ در ایران‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌اند شامل‌ شماری‌ از عنکبوتیان‌ است‌ از قبیل‌ کنه‌ها، شپشها، عنکبوتها، عقربها (برای‌ رده‌بندی‌ و پراکنش‌ در خاورمیانه‌ رجوع کنید به واکن‌ و کینزلباخ‌)، کژدمهای‌ دروغین‌ (Pseudoscorpions) ، و رُتیلیان‌؛ صدپاییان‌؛ هزارپاییان‌؛ و انواعی‌ از سخت‌پوستان‌ از قبیل‌ خرچنگان‌ آب‌ شیرین‌ و جورپاییان‌ خاکی‌.ب‌) مناسبات‌ جانوران‌. گسترة‌ وسیع‌، خشک‌، و از لحاظ‌ جغرافیای‌ طبیعی‌ پیچیده‌ای‌ که‌ در سراسر شمال‌ افریقا، آسیای‌ جنوب‌غربی‌، و شمال‌غربی‌ هند امتداد یافته‌، منزلگاه‌ گونه‌های‌ پیچیده‌ای‌ است‌ که‌ بسیاری‌ از آنان‌ از گونه‌های‌ افریقایی‌، آسیای‌ گرمسیری‌، و اوراسیای‌ معتدل‌ شمالی‌ متمایزند. ولی‌ مناسبات‌ آنها در سطوح‌ جنسی‌ و تیره‌ای‌ به‌طور عمده‌ با جنسها و تیره‌های‌ اوراسیاست‌، و بخشی‌ از جانورانی‌اند که‌ به‌طور سنّتی‌ دیرین‌ شمالگانی‌ نامیده‌ شده‌اند. ایران‌ از لحاظ‌ جغرافیایی‌ پیچیده‌ترین‌ ناحیة‌ این‌ منطقه‌ است‌ و در نتیجه‌ بزرگ‌ترین‌ تنوع‌ زیستی‌ را، نسبت‌ به‌ اندازة‌ خود، در جنوب‌غربی‌ آسیا دارد.در این‌ مقاله‌، صرفاً خطوط‌ کلی‌ توصیفیِ پراکنش‌ جانوران‌ ایران‌ را با توجه‌ به‌ خصوصیات‌ جغرافیای‌ طبیعی‌ و زیست‌محیطی‌، صرف‌نظر از عوامل‌ تاریخی‌ که‌ گونه‌های‌ کنونی‌ را ایجاد کرده‌ است‌، می‌توان‌ ارائه‌ کرد. به‌ استثنای‌ عوامل‌ جانوری‌ مشترک‌ با دیگر مناطق‌، گونه‌های‌ جنوب‌غربی‌ آسیا میان‌ دو نوع‌ چشم‌انداز پراکنده‌ شده‌اند: یکی‌ منطقه‌ای‌ است‌ که‌ عموماً به‌ عنوان‌ فلات‌ ایران‌ شناخته‌ می‌شود که‌ از ارتفاعات‌ آناطولی‌ به‌ ایران‌ و افغانستان‌ تا رشته‌کوه‌ سلیمان‌ در جنوب‌شرقی‌ امتداد یافته‌ است‌. گونه‌های‌ این‌ منطقه‌ را بیشترِ جغرافیدانان‌ جانوری‌، ایرانی‌ ـ تورانی‌ نامیده‌اند. اندرسون‌ (1968) آنها را به‌ عناصر ایرانی‌ که‌ منحصر به‌ مناطق‌ مرتفع‌اند، و عناصر آرالی‌ ـ خزری‌، که‌ عمدتاً در دشتها و حوضه‌های‌ ترکمنستان‌ و جمهوریهای‌ همجوارِ آسیای‌ میانه‌ است‌، تقسیم‌ کرده‌ است‌ ( رجوع کنید به بخش‌ 3 در ادامة‌ مقاله‌). دومین‌ گونة‌ عمدة‌ چشم‌انداز، مناطق‌ بیابانی‌ پست‌ در حاشیة‌ جنوبی‌ دیرین‌ شمالگان‌ از شمال‌ افریقا تا شمال‌غربی‌ هند، منزلگاه‌ گونة‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ جانوران‌ است‌. در این‌ مناطق‌ گونه‌ها و کانونهای‌ گونه‌ها با پراکنش‌ محدودتر وجود دارد، نویسندگان‌ گوناگون‌ که‌ جانوران‌ غرب‌ آسیا را یک‌ کل‌ می‌دانند، در تلاش‌ برای‌ روشمند کردن‌ الگوهای‌ پراکنش‌ تمام‌ جانوران‌ آسیای‌ غربی‌، مجموعه‌ای‌ آشفته‌ از اصطلاحات‌ را وارد کرده‌اند. علاوه‌ بر نامهایی‌ که‌ ذکر شد، شمالگان‌ برای‌ نواحی‌ معتدل‌ و شمالی‌ نیمکرة‌ شمالی‌، شامل‌ امریکای‌ شمالی‌؛ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌ و شرقی‌؛ اورو ـ سیبریایی‌ برای‌ نواحی‌ شمالِ دیرین‌ شمالگان‌؛ بیابانی‌ برای‌ نواحی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ به‌ علاوة‌ قسمت‌ خشک‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌؛ اتیوپیایی‌ یا افریقای‌ گرمسیری‌ برای‌ ماورای‌ صحرای‌ افریقا ؛ شرقی‌ برای‌ آسیای‌ جنوبی‌ و جنوب‌شرقی‌، دیرین‌ گرمسیری‌ برای‌ ناحیة‌ اتیوپیایی‌ و شرقی‌؛ مدیترانه‌ای‌ برای‌ اروپای‌ جنوبی‌ و ساحل‌ شمال‌ افریقا به‌ علاوة‌ شرق‌ مدیترانه‌؛ و تقسیم‌بندیهای‌ فرعی‌ گوناگون‌ همگی‌ کمابیش‌ خودْ تبیین‌اند. گرچه‌ برخی‌ نویسندگان‌این‌ اصطلاحات‌ را توصیفی‌ به‌کار برده‌اند؛ ولی‌ برای‌ دیگران‌ آنها دلالت‌ بر خاستگاهها دارند. در اینجا صرفاً به‌صورت‌ توصیفی‌ به‌کار رفته‌اند.ج‌) ماهیها. ماهیان‌ بومی‌ آب‌ شیرین‌ ایران‌ مشتمل‌اند بر 155 گونه‌ در 24 تیره‌. کد در تحلیل‌ فشردة‌ خود از جغرافیای‌ ماهیان‌ ایران‌ (1366 ش‌/ 1987) نوزده‌ حوضة‌ آبریز اصلی‌ را مشخص‌ کرده‌ است‌ که‌ تمام‌ آنها به‌ جز چهار حوضه‌ درون‌ریزند. ماهیان‌ عمدتاً دیرین‌ شمالگانی‌اند اما به‌ خصوص‌ در آن‌ حوضه‌های‌ اندکی‌ که‌ به‌ خلیج‌ فارس‌ می‌ریزند، عناصر شرقی‌ و اتیوپیایی‌ هم‌ دارند. حوضة‌ سیستان‌ نیز شامل‌ گونه‌های‌ شرقی‌ و گونه‌هایی‌ است‌ از هندوکش‌ سرچشمه‌ گرفته‌اند. سه‌ تیرة‌ کپورماهیان‌ (Cyprinidae) ، سگ‌ماهیان‌ (Cobitidae) ، و ماهیان‌ استخوانی‌ (Gobiidae) روی‌ هم‌ 6ر73% از گونه‌های ایران‌ را تشکیل‌ می‌دهند. دریای‌ خزر با پانزده‌ تیره‌ متنوع‌ترین‌ حوضة‌ آبریز است‌، در حالی‌ که‌ حوضة‌ دجله‌ دارای‌ یازده تیره‌ است‌. حوضه‌های‌ آبریز خلیج‌فارس‌ هریک‌ پنج‌ تا هفت‌ تیره‌ دارند، و حوضه‌های‌ باقی‌ماندة‌ داخلی‌ چهار یا کمتر. به‌ گفتة‌ کد، مهم‌ترین‌ عوامل‌ برای‌ مشخص‌ کردن‌ پراکندگی کنونی‌ در سطح‌ گونه‌ها عبارت‌اند از: تفکیک‌ برترِ دریای‌ خزر که‌ با جانوران‌ دریای‌ سیاه‌/ مدیترانه‌ عناصر مشترک دارد؛ زهکشی‌ ناشی‌ از کوهزایی‌ و فرسایش‌، که‌ حرکت‌ ماهی‌ را میان‌ حوضه‌های‌ مجاور امکان‌پذیر می‌سازد؛ شاهراه‌های‌ رودخانه‌ای‌ که‌ در طول‌ زمان‌ زیستگاهها را در ارتفاعات مختلف‌ به‌ هم‌ متصل‌ کرده‌ است‌ (برای‌ مثال‌ رودخانة‌ هلمند میانِ حوضة‌ هندوکش‌ و سیستان‌)؛ نفوذ دریا از یک‌ حوضه‌ به‌ حوضة‌ دیگر در جنوب‌ ایران‌، که‌ سبب‌ شده‌ است‌ ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ توانایی‌ زندگی‌ در آب‌ شور را بیابند؛ و احتمالاً دخالت‌ انسان‌. کد عقیده‌ دارد که‌ به‌ دلیل‌ زمین‌ ناهموار و اقلیم‌ استثنایی‌، از لحاظ‌ تاریخی‌ بخش‌ اعظم‌ جابه‌جایی‌ ماهیان‌ بومی‌ به‌ دست‌ انسان‌، بیش‌ از آن‌ که‌ میانْحوضه‌ای‌ باشد، درونْحوضه‌ای‌ بوده‌ است‌.تغییرات‌ اقلیمی‌ و گیاه‌زدایی‌ بر تمام‌ جانداران‌، اعم‌ از گیاهی‌ و جانوری‌، تأثیر می‌گذارد. کد تأثیر چنین‌ تغییرات‌ زیست‌ محیطی‌ را بر ماهیان‌ آب‌ شیرین‌ مورد بحث‌ قرار داده‌ است‌ (1980). شتاب‌ و تأثیر گیاه‌زدایی‌ با توسعة‌ جمعیت‌ و صنعتی‌ شدن‌ در ایران‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. چراندن‌ بیش‌ از حد گله‌های‌ هرچه‌ بزرگ‌تر چهارپایان‌ اهلی‌ و قطع‌ درختان‌ برای‌ سوخت‌ و پاکسازی‌ زمین‌ برای‌ کشاورزی‌، اقلیم‌ بومی‌ را تغییر داده‌، بارش‌ باران‌ و نگهداری‌ آبها را کاهش‌، و نرخ‌ فرسایش‌ و مسدود شدن‌ رودها، دریاچه‌ها و ماندابها را افزایش‌ داده‌ است‌. برنامه‌های‌ آبیاری‌ پردامنه‌، آب‌ را از آبراه‌های‌ طبیعی‌ منحرف‌ کرده‌، در عین‌ حال‌ زیستگاههای‌ آبی‌ جدیدی‌ چون‌ قناتها ایجاد کرده‌ است‌. در حالی‌ که‌ سدسازی‌ می‌تواند سلسله‌ تأثیرات‌ زیانباری‌ بر حیات‌ آبزیان‌ داشته‌ باشد، چاه‌ها نیز ممکن‌ است‌ سطح‌ سفره‌های‌ آب‌ را پایین‌ برده‌، و بدون‌ ایجاد زیستگاههای‌ تازه‌ برای‌ ماهیان‌، منجر به‌ از بین‌ رفتن‌ چشمه‌ها و مردابها شوند. پسابهای‌ کشاورزی‌ و صنعتی‌، لای‌ و لجن‌ و موادشیمیایی‌ سمّی‌ را تبدیل‌ به‌ زیستگاههای‌ آبی‌ می‌کند. شماری‌ از گونه‌های‌ کم‌نظیر ماهیان‌ را به‌ منظور پیشگیری‌ از ازدیاد پشه‌ها و نیز جهت‌ صید تجاری‌ و تفریحی‌ ماهیان‌، به‌ آبراه‌های‌ ایران‌ هدایت‌ کرده‌اند؛ چنین‌ انتقالهایی‌ مناسبات‌ زیست‌ محیطی‌ را برهم‌ می‌زند و ممکن‌ است‌ پیامدهای‌ پردامنه‌ای‌ برای‌ گونه‌های‌ بومی‌ داشته‌ باشد. صید بی‌قاعده‌ سبب‌ کاهش‌ نسل‌ ماهیان‌ خوراکی‌ از قبیل‌ استورژن‌ خزر ، ماهی‌ سفید خزری‌ ، کُلمه‌/ تاجی‌ خزری‌ ، کپورماهی‌ ، و گونة‌ شاه‌ماهی‌ شده‌ است‌.د) دوزیستان‌. دوزیستان‌ ایران‌ بسیار کم‌شمارتر از دیگر گروههای‌ مهره‌داران‌اند، زیرا حیات‌ آنها محدود به‌ زیستگاههایی‌ است‌ که‌ دست‌کم‌ از نظر آبِ فصلی‌ برای‌ تخم‌ریزی‌ تضمین‌ شده‌ باشد و بنابراین‌ بیشتر در حوضه‌های‌ آبریز کوهستانی‌ شمال‌ و غرب‌ موجودند. دو تیره‌ سمندر در ایران‌ وجود دارد: Hynobiidae که‌ پراکنش‌اش‌ آسیایی‌ معتدل‌ است‌، و دو نوع‌ از آن‌ از جنس‌ Batrachuperus در شمال‌ ایران‌ وجود دارد، و تیرة‌ Salamandridae که‌ پراکنش‌اش‌ شمالگان‌ است‌، و دو جنس‌ Salamandra و Triturus از یک‌ نوع‌ اروپایی‌ یا اورو ـ سیبریایی‌ و سه‌ نوع‌ از جنس‌ آناطولی‌ ـ ایرانیِ Neurergus از آن‌ وجود دارد. اینها جملگی‌ به‌ چشمه‌ها، غارها، و رودهای‌ دائمی‌ در دامنه‌های‌ بادگیر رشته‌کوههای‌ زاگرس‌، البرز و کپت‌داغ‌ محدودند. قورباغه‌ها و وزغها در شرایط‌ خشکی‌ مقاوم‌ترند و بنابراین‌ پراکنش‌ آنها گسترده‌تر است‌. آنها چهار یا پنج‌ جنس‌ در چهار تیره‌ با پراکنشِ گسترده‌اند. قورباغة‌ درختی‌ نمونة‌ خاورمیانه‌ای‌ نوع‌ اورو ـ سیبریاییِ جنسی‌ است‌ که‌ پراکنش‌اش‌ اساساً مناطق‌ نوگرمسیری‌ است‌، همچنین‌ شماری‌ اندک‌ از این‌ قورباغه‌ از انواع‌ شمالگان‌اند؛ پراکنش‌ آنها در ایران‌ تقریباً مطابق‌ با پراکنش‌ سمندرهاست‌. وزغ‌ بیلپای‌ سوری‌ که‌ زیستگاه‌ آن‌ کرانة‌ جنوبی‌ خزر است‌، نمایندة‌ دستة‌ دیرین‌ شمالگانِ غربیِ وزغهای‌ بیلپاست‌. جنس‌ وزغ‌ ) Bufo ) تقریباً پراکنش‌ جهانی‌ دارد؛ دو نوع‌ یا دستة‌ موجود در ایران‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگانِ غربی‌اند: وزغ‌ معمولی‌ اروپایی‌ دارای‌ زیرگونه‌ای‌ است‌ که‌ به‌ تازگی‌ وارد شمال‌ ایران‌ شده‌ است‌ و وزغ‌ سبز با جمعیتهای‌ متعدد، و انواع‌ مجزای‌ هم‌ خانواده‌ در تمام‌ استانها و وزغ‌ بلوچی‌ و وزغ‌ هندی‌/ مرمری‌ در بلوچستان‌ در شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند. قورباغه‌ها در ایران‌ چهار جنس‌ دارند: قورباغة‌ معمولی‌ و قورباغة‌ جنگلی‌ که‌ متعلق‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند؛ قورباغة‌ قفقازی‌/ راه‌راه‌ که‌ متعلق‌ به‌ آناطولی‌ است‌؛ و قورباغة‌ (به‌ گفتة‌ برخی‌ مؤلفان‌ Euphlyctis ) مردابی‌ بلوچی‌ نوعی‌ شرقی‌ که‌ تا سیستان‌ و بلوچستان‌ گسترش‌ یافته‌ است‌.ه ) خزندگان‌. برای‌ مسافر تیزبین‌، خزندگان‌ به‌ویژه‌ سوسمارها، از جمله‌ آشناترین‌ حیوانات‌اند، زیرا بسیاری‌ از آنها روزگردند و در کم‌ دماترین‌ ساعتها بسیار فعال‌اند. برخی‌ گونه‌های‌ فراگیر بوم‌شناختی‌ در بیشتر نواحی‌ جغرافیایی‌ ایران‌، که‌ در آن‌ 113 نوع‌ سوسمار تاکنون‌ شناخته‌ شده‌ است‌، یافت‌ می‌شوند. سوسمارهای‌ بزرگ‌ صخره‌ ـ زی‌ آگاما از جنس‌ ) Stellio ( Laudakia در مناطق‌ کوهستانی‌ و تپه‌ها، که‌ شکافهای‌ عمیق‌، پناهگاه‌ به‌ وجود می‌آورد، فراوان‌اند. انواع‌ کوچک‌تر جنس‌ Trapelus از روی‌ زمین‌ به‌ توده‌های‌ سنگی‌ کوچک‌ یا شاخه‌های‌ درختچه‌ها می‌روند، تا از آنجا در کمین‌ حشراتِ در حال‌ گذار باشند. در زمینهای‌ هموار فلات‌ مرکزی‌ سوسمارهای‌ کله‌قورباغه‌ای‌ phrynocephalus می‌نشینند و منتظر مورچه‌ها، موریانه‌ها، و دیگر طعمه‌های‌ کوچک‌ زمینی‌ می‌شوند؛ انواع‌ مختلف‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند: شن‌روان‌، ماسه‌، گل‌ و لای‌ و غیره‌. در جنوب‌غربی‌ ایران‌ و فلات‌ که‌ خاکهای‌ آبرفتی‌ امکان‌ نقب‌زدن‌ می‌دهد سوسمارهای‌ بزرگ‌ گیاهخوارِ خارْدُم‌ گاهی‌ دیده‌ می‌شوند. بزرگ‌ترین‌ سوسمارهای‌ ایران‌، بزمجه‌های‌ جنسِ Varanus اند که‌ در بیشتر استانها وجود دارند؛ آنها شکارگران‌ چیره‌دستی‌ هستند که‌ دیگر سوسمارها و جوندگان‌، و جانوران‌ اندازة‌ خودشان‌ را صید می‌کنند. دو سوسمار بدون‌ پای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ از تیرة‌ انگوئید ها به‌طور گسترده‌ پراکنده‌، و تا شمال‌ ایران‌ گسترش‌ یافته‌اند. کَلْمَره‌ ، شکارگر برلیسک‌ ها و حلزونهای‌ کف‌ جنگلهای‌ جنوب‌ خزر (هیرکانیا )، و لوس‌ مار سوسمار شکارگر فعال‌تری‌ که‌ تحمل‌ شرایط‌ خشک‌تر را دارد، در شمال‌ ایران‌ و کوهپایه‌های‌ غربی‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. جویندگان‌ فعال‌ حشرات‌، تقریباً در تمام‌ محیط‌ زیست‌ ایران‌، سوسمارهای‌ کوچک‌ و تندروی‌ خانوادة‌ لاسرتا (Lacertidae) هستند که‌ غالباً «دوندگان‌ مسابقه‌» نامیده‌ می‌شوند. جنسهای‌ متعددی‌ در جولانگاههای‌ گوناگون‌ یافت‌ می‌شوند، و این‌ سوسمارها در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند. پراکنشِ جنسِ Lacerta معمولاً اورو ـ سیبریایی‌ است‌ و انواعی‌ از آن‌ در مناطق‌ شمالی‌ و کوهستانی‌ ایران‌ وجود دارد؛ Eremias جنسی‌ است‌ با انواع‌ فراوان‌ در سراسر منطقة‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌ و در دشتها، استپها، و کوهپایه‌های‌ داخلی‌ فلات‌ ایران‌ به‌وفور یافت‌ می‌شود، حال‌ آنکه‌ تنها یک‌ جنس‌ از Ophisops در فلات‌ ایران‌ وجود دارد. مسالینا و سوسمار پاشرابه‌ جنسهای‌ صحرایی‌ ـ سندی‌اند؛ ویژگی‌ بیشتر انواعِ جنس‌ اخیر دویدن‌ بر شن‌ روان‌ است‌. اسکینک‌ های‌ براق‌ کم‌شمارترند، ولی‌ در بیشتر زیستگاهها یافت‌ می‌شوند؛ برخی‌ گونه‌ها با زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ سازگار شده‌اند، برخی‌ دیگر با نقب‌ زدن‌ در شن‌ روان‌. متنوع‌ترین‌ تیرة‌ سوسمارها در سطح‌ جنس‌، گکوها هستند که‌ انواع‌ بسیاری‌ از آنها با شرایط‌ زیستْمحیطی‌ و جولانگاههای‌ اختصاصی‌ شده‌ سازگار شده‌اند. بیشتر اینها شب‌گردند، اما برخی‌ پگاه‌گرد و اندکی‌ حتی‌ روزگردند. آشناترین‌ انواع‌ برای‌ مسافران‌، انواعی‌اند که‌ پیرامون‌ و درون‌ خانه‌ها به‌ سر می‌برند و هر غروب‌ آنها را می‌توان‌ دید که‌ به‌ دیوارهای‌ گچ‌ اندود چسبیده‌، و در کمین‌ حشراتی‌اند که‌ به‌سوی‌ نور کشیده‌ می‌شوند.اندرسون‌ در پژوهش‌اش‌ در بارة‌ سوسمارها (1968) دریافت‌ که‌ فقط‌ انواع‌ محدودی‌ که‌ قابلیت‌ سازگاری‌ بوم‌شناختی‌ فراوان‌ دارند در سراسر بخش‌ اعظم‌ مناطق‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ یا ایرانی‌ ـ تورانی‌ گسترش‌ یافته‌اند. گرچه‌ در هر دو ناحیه‌ انواع‌ خاص‌ ناحیة‌ دیگر نفوذ کرده‌ است‌، انواع‌ نسبتاً کمی‌ به‌طور وسیع‌ در هر دو منطقه‌ پراکنده‌اند. عناصر مرتبط‌ با گونه‌های‌ اروپایی‌ و اساساً گونه‌هایی‌ با پراکنش‌ مدیترانه‌ای‌ از شمال‌غرب‌ وارد جنوب‌غرب‌ آسیا و ایران‌ شده‌اند. انواع‌ بیابان‌ آرالی‌ ـ خزری‌ در شمال‌ ایران‌ در مناطقی‌ یافت‌ می‌شوند که‌ امتداد جغرافیای‌ طبیعی‌ دشت‌ آسیای‌ میانه‌ است‌. تعداد بسیار کمی‌ عناصر جانوری‌ شرقی‌ در جنوب‌شرقی‌ ایران‌، بیشتر در بلوچستان‌، یافت‌ می‌شوند.75 گونه‌ و زیرگونة‌ مار در زیای‌ ایران‌ وجود دارد (لطیفی‌، 1364 ش‌). اگرچه‌ هر استانی‌ از نظر تنوع‌ گونه‌ها غنی‌ است‌، ولی‌ مارها کمتر از سوسمارها به‌ چشم‌ می‌خورند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ که‌ خود را به‌ خوبی‌ پنهان‌ می‌کنند و در حضور جانوران‌ بزرگ‌ غالباً بی‌حرکت‌ می‌مانند. مارها چون‌ در زنجیرة‌ غذایی‌ بیشتر تغذیه‌ می‌کنند نسبت‌ به‌ سوسمارها بسیار کم‌ تعدادترند. همة‌ آنها شکارگرند، گونه‌های‌ بزرگ‌تر به‌طور عمده‌ از جوندگان‌ ارتزاق‌ می‌کنند، در حالی‌که‌ انواعِ دارای‌ اندازه‌های‌ متوسط‌ و کوچک‌ از سوسمارها و گه‌ گاه‌ از پرندگان‌، و کوچک‌ترین‌ آنها از بندپاییان‌ تغذیه‌ می‌کنند. تعداد بسیار کمی‌، مثل‌ مار علفی‌ ] غیرسمّی‌ [ ، ماهی‌، دوزیستان‌، یا هر دو را می‌خورند. گرچه‌ بسیاری‌ از انواع‌ آنها را می‌توان‌ سودمند دانست‌ چون‌ از آفتهای‌ جونده‌ای‌ ارتزاق‌ می‌کنند که‌ به‌ محصولات‌ و موادغذایی‌ انبارشدة‌ انسانها آسیب‌ می‌رسانند، شماری‌ اندک‌ برای‌ بشر، خصوصاً اگر پای‌ برهنه‌ یا نیمه‌برهنه‌ باشند، خطرناک‌اند. چندین‌ جنس‌ و گونه‌هایی‌ از افعی‌ و برخی‌، از قبیل‌ افعیان‌ کوچک‌ جعفری‌ از جنس‌ مار جعفری‌ ( Echis ) کاملاً مهاجم‌اند، در حالی‌که‌ برخی‌ دیگر از قبیل‌ افعیان‌ شاخدار Pseudocerastes و افعیِ Vipera lebetina بزرگ‌اند و توانایی‌ واردکردن‌ مقادیری‌ زهر را دارند. افعیان‌ خود را به‌ خوبی‌ استتار می‌کنند، و بنابراین‌ انسانهای‌ بی‌احتیاط‌ و چهارپایان‌ ممکن‌ است‌ آنها را لگد کنند. کُبرا، کفچه‌مار ، نوعی‌ شرقی‌ که‌ در شمال‌ شرق‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود، شکارگر ماهری‌ است‌ که‌ به‌ دلیل‌ وجود جوندگان‌ به‌ روستاها کشیده‌ می‌شود. بیشترین‌ انواع‌ مار به‌ تیرة‌ Colubridae تعلق‌ دارند؛ بسیاری‌ روزگرد و فعالانه‌ در جستجوی‌ شکارند؛ شاید به‌ همان‌ تعداد نیز از جمله‌ افعیها، دست‌کم‌ در گرم‌ترین‌ فصول‌ بیشتر شب‌گردند.آبهای‌ خلیج‌فارس‌ از لحاظ‌ انواع‌ مارهای‌ دریایی‌ غنی‌ است‌، آنها شکارشان‌ اساساً ماهی‌ است‌؛ همگی‌ به‌نحو خطرناکی‌ سمّی‌اند و ماهیگیرانی‌ که‌ با تور ماهیگیری‌ می‌کنند در معرض‌ خطر اینگونه‌ مارها هستند. خویشاوندی‌ مارهای‌ ایرانی‌، خصوصاً در سطح‌ جنس‌، دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ است‌، تعداد بسیار کمی‌ از جنسها در پراکنش‌ شمالگانی‌اند، برای‌ مثال‌ Coluber ، Elaphe و Agkistrodon . اما هیچ‌ نوعی‌ شمالگانی‌ نیست‌. بوا (Eryx) ، مارعلفی‌ (Natrix) ، Malpolon ، سوسن‌مار (Telescopus) ، افعی‌، و مار جعفری‌، از جنسهای‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌اند، مار کوتوله‌ ) Eirenis ) و مار شاخدار پراکنش‌ اصلیشان‌ ایران‌ است‌. Spalerosophis ، Lytorhynchus ، کبری‌' (Walterinnesia) و افعی‌ شاخدار (Cerastes) صحرایی‌ ـ سندی‌اند، در حالی‌که‌ مارگرگی‌ Lycodon ، Oligodon ، Boiga ، و Naja شرقی‌اند. جنسهای‌ مارهای‌ آبی‌ در طول‌ سواحل‌ اقیانوس‌ هند به‌طور گسترده‌ پراکنده‌اند. در سطح‌ انواع‌، مناسبات‌ بسیار پیچیده‌تر است‌.در ایران‌ تعداد اندکی‌ لاک‌پشت‌ وجود دارد که‌ شامل‌ دو نوع‌ آبزی‌ هستند: لاک‌پشت‌ برکه‌ای‌ اروپایی‌ ) Emys orbicularis ) در شمال‌غرب‌ ایران‌، در طول‌ ساحل‌ جنوبی‌ دریای‌ خزر، و لاک‌پشت‌ مدیترانه‌ای‌ با گردن‌ مخطط‌ ) Mauremys caspica ) در نهرهای‌ دائمی‌، آبگیرها و دریاچه‌های‌ غرب‌ و شمال‌ ایران‌ پراکنده‌اند. یک‌ نوع‌ آبزی‌ سوم‌، یعنی‌ لاک‌پشت‌ فراتی‌ است‌ که‌ در آبریزهای‌ دجله‌ و فرات‌ در رود کارون‌ و احتمالاً برخی‌ دیگر از آبریزهای‌ غرب‌ زاگرس‌ یافت‌ می‌شود. سنگ‌پشتهای‌ زمینی‌ علف‌خوارِ مهمیزدار (نژاد غرب‌ ایران‌) Testudo graeca ibera و مهمیزدار (نژاد شرق‌ ایران‌) (Testudo graeca zarudnyi) که‌ با مناطق‌ کم‌باران‌ سازگاری‌ یافته‌اند در سراسر فلات‌ غربی‌ و مرکزی‌ ایران‌ پراکنده‌اند. گونه‌های‌ ایران‌ ـ تورانی‌ لاک‌پشت‌ آسیایی‌ ) horsfieldii Agrionemys ( Testudo نیز در فلات‌ مرکزی‌ در خراسان‌ پراکنده‌اند. لاک‌پشتهای‌ دریایی‌ شایع‌ مناطق‌ گرمسیری‌، لاک‌پشت‌ سرخ‌ ، لاک‌پشت‌ سبز ، لاک‌پشت‌ عقابی‌ ، لاک‌پشت‌ زیتونی‌ ریدلی‌ ، و لاک‌پشت‌ چرمی‌ در خلیج‌فارس‌ گزارش‌ شده‌اند یا احتمال‌ می‌رود در آنجا یافت‌ شوند (اندرسون‌، 1979).نوع‌ خاصی‌ تمساح‌، تمساح‌ تالابی‌ یا تمساح‌ راهزن‌ ، نوعی‌ هندی‌ است‌ که‌ در رودخانة‌ سرباز در جنوب‌شرق‌ بلوچستان‌ ایران‌ در انزوا زندگی‌ می‌کند (همانجا).و) پرندگان‌ و پستانداران‌. گونه‌ها و حتی‌ زیرگونه‌های‌ بسیار کمی‌ از پرندگان‌ و پستانداران‌ وجود دارند که‌ به‌ لحاظ‌ پراکندگی‌، محدودیتِ مثلاً سوسمارها را داشته‌ باشند. پراکنش‌ تعدادی‌ از جانوران‌ شناخته‌ شده‌، شمالگان‌ است‌. گرگ‌، روباه‌ قرمز، سیاهگوش‌، خرس‌ قهوه‌ای‌، عقاب‌ طلایی‌، عقاب‌ ماهیگیر و مرغان‌ دریایی‌ مهاجر گوناگون‌ را به‌عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ ذکر کرد. بسیاری‌ از گونه‌های‌ دیگر نشانة‌ جنسهای‌ شمالگانی‌اند.اسکات‌ ( رجوع کنید به د. ایرانیکا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ) دریافت‌ که‌ از میان‌ 324 گونه‌ از پرندگانی‌ که‌ در ایران‌ تولید مثل‌ می‌کنند تنها 24 پرنده‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند، که‌ زیستگاههای‌ محدودی‌ در خاورمیانه‌ دارند. وی‌ پی‌ برد که‌ 131 گونة‌ ایرانی‌ به‌طور گسترده‌ در منطقة‌ دیرین‌ شمالگان‌ یافت‌ می‌شوند؛ به‌علاوه‌ تعداد 81 گونه‌ به‌ غربِ دیرین‌ شمالگان‌ تعلق‌ دارند که‌ در ایران‌ به‌ شرقی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. در حالی‌که‌ نوزده‌ گونه‌ به‌طور خاص‌ به‌ دیرین‌ شمالگان‌ شرقی‌ تعلق‌ دارند که‌ در ایران‌ به‌ غربی‌ترین‌ مرزهای‌ خود می‌رسند. وی‌ 25 گونه‌ را خاص‌ کمربند بیابانی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ بازشناخت‌. وی‌ پرندگان‌ جنوب‌ بلوچستان‌ ایران‌ و ساحل‌ جنوبی‌ خلیج‌فارس‌ را عمدتاً شرقی‌ دانسته‌، که‌ 29 گونه‌ زادگیری‌ پراکنش‌ اولیة‌ منطقة‌ شرق‌، در ایران‌ به‌ مرزهای‌ شمال‌غربی‌ گستره‌شان‌ می‌رسند، در حالی‌که‌ جنوب‌ غرب‌ ایران‌ کمی‌ تحت‌ تأثیر افریقای‌ گرمسیری‌، شامل‌ شش‌گونة‌ زادگیری‌ در اصل‌ افریقایی‌، در پراکنش‌ است‌. نُه‌ گونه‌ پرندة‌ دریا و ساحل‌ که‌ در سراسر اقیانوس‌ هند یافت‌ می‌شوند در جزایر خلیج‌فارس‌ و تنگة‌ هرمز زادگیری‌ می‌کنند. جانوران‌ ایران‌ به‌ دلیل‌ قرار داشتن‌ در مسیرهای‌ اصلی‌ مهاجرت‌ سالانة‌ پرندگان‌، بسیار غنی‌ شده‌ است‌. 86 گونه‌ از مهاجران‌ زمستانی‌ (گونه‌هایی‌ که‌ به‌ طور مستمر به‌ یک‌ جامعة‌ جانوری‌ تعلق‌ ندارند و به‌ صورت‌ موقت‌ به‌ دنبال‌ غذا یا محلی‌ برای‌ مخفی‌ شدن‌ در آنجا هستند) در شمال‌ و مرکز آسیا زادگیری‌ می‌کنند؛ بسیاری‌ از آنان‌ پرندگان‌ آبزی‌ (از جمله‌ گونه‌های‌ شکاری‌ مهم‌) و پرندگان‌ شکاری‌اند. در بهار و پاییز 24 گونه‌ بین‌ محلهای‌ زادگیری‌ شمالی‌ و محلهای‌ زمستانی‌ جنوب‌غربی‌ یا جنوب‌شرقی‌ مهاجرت‌ می‌کنند. 57 گونة‌ دیگر را به‌ عنوان‌ پرندگان‌ آواره‌ و جاماندة‌ کمیاب‌ ثبت‌ کرده‌اند (برای‌ جزئیات‌ و نمونه‌ها رجوع کنید بههمانجا). هلم‌ و همکارانش‌ (1988) نقشه‌های‌ پراکنش‌ زادگیری‌ گونه‌های‌ خاورمیانه‌ را منتشر کرده‌اند، و هریسن‌ در نقشه‌هایش‌ از پرندگان‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌، گستره‌های‌ تابستانی‌ و زمستانی‌ و اسکان‌ آنها را درج‌ کرده‌ است‌. وی‌ الگوهای‌ پراکنش‌ گونه‌های‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را باتوجه‌ به‌ مناطق‌ آب‌ و هوایی‌ و پوشش‌ گیاهی‌ بررسی‌ و، تلاش‌ کرده‌ است‌ که‌ آنها را در متن‌ رویدادهای‌ پلئیستوسن‌ تفسیر کند. وی‌ همچنین‌ دیرین‌ شمالگان‌ غربی‌ را به‌ مناطق‌ جانوری‌ تقسیم‌ کرده‌ که‌ دو قسمت‌ آن‌ شامل‌ بخشهایی‌ از ایران‌ است‌: منطقة‌ خزر و مدیترانه‌، که‌ پناهگاه‌ بالقوه‌ای‌ برای‌ شماری‌ از گونه‌ها طی‌ تغییرات‌ اقلیمی‌ پلئیستوسن‌ بوده‌، و خاورمیانه‌، که‌ به‌ عقیده‌ او با داشتن‌ پناهگاههای‌ احتمالی‌ در طول‌ دره‌های‌ دجله‌ و فرات‌ و اطراف‌ خلیج‌ فارس‌، مرکز گونه‌زایی‌ برخی‌ پرندگان‌ بوده‌ است‌.میزون‌ در مطالعة‌ پستانداران‌ (1968)، جانوران‌ ایران‌ را مرکّب‌ توصیف‌ کرده‌ است‌ که‌ در آن‌ افراد بومی‌ با افرادی‌ دارای‌ ویژگی‌ دیرین‌ شمالگانیِ عام‌تر و با افراد افریقایی و هندی‌الاصل‌، درهم‌ آمیخته‌اند. وی‌ دریافت‌ که‌ گونه‌های‌ بومی‌ در خراسان‌ متمرکز شده‌، به‌ بلوچستان‌ و غرب‌ افغانستان‌ (که‌ منطقه‌ای‌ مرتفع‌ با سازگاریهای‌ نیمه ‌بیابانی‌ است‌)، و کردستان‌، منطقه‌ای‌ محصور با زمستانهای‌ سخت‌تر، راه‌ یافته‌اند.هرینگتن‌ 152 گونه‌ پستانداران‌ ایران‌ را در راسته‌های‌ زیر فهرست‌ کرده‌ است‌: حشره‌خواران‌، 14؛ خفاشیان‌، 38؛ گوشتخواران‌، 28؛ خوک‌ آبیان‌، 1؛ فرد سُمان‌، 1؛ زوج‌ سُمان‌، 13؛ خرگوشیان‌، 2؛ جوندگان‌، 47؛ و آب‌بازان‌، 8. پستانداران‌ بزرگ‌ بیشترین‌ توجه‌ عمومی‌ را به‌ خود جلب‌ کرده‌اند، زیرا گونه‌های‌ شکاری‌ و نیز شکارگران‌ گونه‌های‌ شکاری‌ و جانوران‌ اهلی‌ را در بر می‌گیرند. آنها همچنین‌ در برابر تغییر بهره‌گیری‌ انسان‌ از زمین‌ و شکارِ بیش‌ ازحد، آسیب‌پذیرتر از دیگر جانوران‌اند. سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ برای‌ حفظ‌ زیستگاههای‌ آنها و حفاظت‌ گونه‌های‌ شکاری‌ و غیره‌، با ایجاد پارکهای‌ ملی‌ و حفاظت‌ شده‌ تلاشهای‌ گسترده‌ای‌ صورت‌ داده‌ است‌. گله‌های‌ قوچ‌ کوهی‌ و بز کوهی‌ ایرانی‌ ، نیای‌ بز اهلی‌؛ در زیستگاههای‌ صخره‌ای‌ به‌ سر می‌برند. از جنس‌ آهو سه‌گونه‌ موجود است‌ که‌ در استانهای‌ جنوبی‌ و استپهای‌ فلات‌ مرکزی‌، شکار مطلوبی‌اند ( رجوع کنید به د. ایرانیکا ، ذیل‌ .I" ¦hu ¦"A و "Chinkara" ). گوزن‌ زرد کوچک‌ ایرانی‌، که‌ روزگاری‌ در سراسر جنوب‌غرب‌ پراکنده‌ بود، به‌تدریج‌ به‌ جمعیت‌ کوچکی‌ در طول‌ رود کرخه‌ کاهش‌ یافت‌، اما به‌ لطف‌ تلاشهای‌ صورت‌ گرفته‌ برای‌ حفظ‌ و تولید مثل‌ آنها، تا حدودی‌ افزایش‌ یافته‌ است‌. گله‌های‌ مرال‌ (مارال‌) در علفزارهای‌ جنگلی‌ منطقة‌ خزر زندگی‌ می‌کنند، درحالی‌که‌ شوکا که‌ کوچک‌تر و منحصر به‌ فردتر است‌، در مناطق‌ جنگلی‌ آذربایجان‌، کردستان‌، گیلان‌ و مازندران‌ یافت‌ می‌شود؛ که‌ هردو گونه‌های‌ اروپایی‌ ـ سیبریایی‌ هستند که به‌طور گسترده‌ پراکنده‌ شده‌اند. گراز (خوکِوحشی‌ )، گونه‌ای‌ که‌ در سراسر مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و خاوری‌ پراکنده‌ است‌، در انواع‌ زیستگاهها در ایران‌، هر کجا که‌ ذخایر دائمی‌ آب‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. گورخر ایرانی‌ که‌ زمانی‌ در بسیاری‌ از استپها و مناطق‌ بیابانی‌ یافت‌ می‌شد، اکنون‌ به‌طور عمده‌ در پارکهای‌ ملی‌ و پناهگاههای‌ حیات‌ وحش‌ در خراسان‌، کرمان‌، و فارس‌ باقی‌ مانده‌ است‌؛ این‌ گورخر، گونه‌ای‌ دیرین‌ شمالگانی‌ است‌ که‌ در دوره‌های‌ تاریخی‌ از مدیترانه‌ به‌ مغولستان‌ راه‌ یافته‌ است‌.گوشت‌خواران‌ بزرگ‌ ومتوسط‌، گرگ‌، شغال‌، روباه‌ (سه‌گونه‌)، خرس‌ قهوه‌ای‌، خرس‌ سیاه‌ بلوچستان‌، کفتار، گربة‌ کوچک‌ (چهارگونه‌)، سیاهگوش‌ و کاراکال‌ را شامل‌ می‌شود. پلنگ‌ در سراسر ایران‌، هر کجا که‌ گونه‌های‌ بزرگ‌ جانوران‌ شکاری‌ موجود باشد، یافت‌ می‌شود. یوزپلنگ‌، زمانی‌ در سراسر مناطق‌ استپی‌ خشک‌تر جنوب‌غرب‌ آسیا فراوان‌ بود اما با کاهش‌ زیستگاهها و جمعیت‌ صیدش‌، به‌ خصوص‌ آهو، در آستانة‌ انقراض‌ قرار گرفته‌ است‌. در ایران‌ پس‌ از تعیین‌ مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و افزایش‌ آهو، فقدان‌ این‌ جانور در شمال‌شرق‌ کشور تا حدود زیادی‌ جبران‌ شده‌ است‌. شیر ایرانی‌ در جنگلهای‌ بلوط‌، بنا به‌ تاریخ‌ مکتوب‌، تا سدة‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ وجود داشته‌، اما اکنون‌ در تمام‌ زیستگاه‌ اورو ـ آسیایی‌اش‌ منقرض‌ شده‌ است‌، جز تعداد اندکی‌ در جنگل‌ جیر در غرب‌ هند. ببر خزر نیز در منطقة‌ خزر مشهور بود اما از 1337 ش‌/ 1958 تقریباً به‌طور قطع‌ منقرض‌ شده‌ است‌. دوگونه‌ خدنگ‌ در جنوب‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند که‌ در پراکنش‌ اصلاً شرقی‌اند اما به‌ شبه‌جزیرة‌ عربستان‌ نیز راه‌ یافته‌اند. از میانِ هفت‌ نوع‌ در خانوادة‌ سمور و راسو (Mustelidae) ، شش‌گونه‌ آرایه‌های‌ رایج‌ دیرین‌ شمالگانی‌اند؛ گونة‌ هفتم‌، رودک‌ عسل‌خوار افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ است‌ که‌ به‌ تعداد زیاد به‌ آسیا راه‌ یافته‌ است‌.دبلاس‌ (1980) پراکنش‌ 38 گونه‌ خفاش‌ ایرانی‌ را بررسی‌ کرده‌ است‌: 27 گونه‌ تقریباً یا به‌ طور کامل‌ به‌ منطقة‌ جانوری‌ دیرین‌ شمالگان‌ منحصر شده‌ است‌، یک‌ گونه‌ در تمام‌ چهار منطقة‌ جانوری‌ اصلی‌ نیمکرة‌ شرقی‌ پراکنده‌ است‌، دوگونه‌ نیز در مناطق‌ دیرین‌ شمالگانی‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ به‌طور گسترده‌ پراکنده‌اند، و گونة‌ سوم‌ بیش‌ از دیرین‌ شمالگان‌ در افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ پراکنده‌ است‌، و شش‌ گونه‌ که‌ در اصل‌ دیرین‌ گرمسیری‌اند، فقط‌ در منطقة‌ جنوب‌غربی‌ آسیا که‌ با مناطق‌ خاوری‌ و افریقایی‌ ـ گرمسیری‌ مرتبط‌ می‌شود، به‌ منطقة‌ دیرین‌ شمالگان‌ گسترش‌ یافته‌اند. خفاش‌ میوه‌خوار تنها عضو بزرگ‌ خفاشیان‌ Megachiroptera) در ایران‌ است‌ که‌ در جنوب‌شرقی‌ کشور یافت‌ می‌شود، گرچه‌ تعداد آن‌ زیاد نیست‌.پستانداران‌ کوچک‌ ایران‌ روی‌ هم‌ رفته‌ کمتر توجه‌ سیاحان‌ را به‌ خود جلب‌ کرده‌اند، تا حدودی‌ به‌ این‌ دلیل‌ که‌ بیشتر آنها خوی‌ پنهانکاری‌ دارند و بسیاری‌ از آنان‌ شب‌گردند. در میان‌ حشره‌خواران‌، چهار گونه‌ خارپشت‌، هشت‌ گونه‌ حشره‌خوار و دو گونه‌ حفّار وجود دارند. در ایران‌ تنها دو گونه‌ خرگوش‌ وجود دارد؛ خرگوش‌ موش‌ ، گونه‌ای‌ متعلق‌ به‌ شرق‌ فلات‌ ایران‌، و خرگوش‌ صحرایی‌ (خرگوش‌ خاکی‌ )، که‌ در افریقا، نیز اوراسیا و تمام‌ استانهای‌ ایران‌ یافت‌ می‌شود.بزرگ‌ترین‌ گروه‌ پستانداران‌ ایران‌ جوندگان‌اند که‌ 47 گونه‌ از نُه‌خانواده‌ را دربرمی‌گیرند: سنجابها (Sciuridae) ، جوجه‌تیغیها ، نوتریاها ، دوپاها (Dipodidae) ، سنجابکها (Myoxidae) ، موشها (Muriane) ، هامسترها (Cricetinae) ، جربیلها و جردها (Gerbillina) و ولها (Arvicolinae) . یوخن‌ نیتهامر (1987) فهرستی‌ از تمام‌ جوندگان‌ خاورمیانه‌ که‌ اخیراً مشاهده‌ شده‌ به‌دست‌ داده‌ و آنها را که‌ به‌ دلیل‌ بزرگ‌تر بودن‌ جثه‌شان‌ پراکنش‌ وسیع‌تری‌ دارند، گونه‌هایی‌ با اصلهای‌ متفاوت‌ و گونه‌های‌ بومی‌ را بررسی‌ کرده‌ است‌.تنها خوک‌ آبی‌ بومی‌ آبهای‌ ایران‌، فُک‌ خزر است‌. از راستة‌ نهنگها (cetaceans) چند گونه‌ در خلیج‌فارس‌ به‌ سر می‌برند، از جمله‌ چهارگونه‌ وال‌ و سه‌ گونه‌ دلفین‌. همة‌ آنها در پراکنش‌ یا جهانی‌اند یا از گونه‌های‌ اقیانوس‌ هند.NNNN جانور/ جانورشناسی (3)ز) بندپایان‌. بنا به‌ گفتة‌ ماکس‌ واکن‌ و کینزلباخ‌ (1987) در ایران‌ دوازده‌ جنس‌ عقرب‌ از دو خانواده‌ وجود دارند. جنسهای‌ Androctonus ، Buthotus ، Compsobuthus ، Orthocirus ، و Scorpion در سراسر خاورمیانه‌ یافت‌ می‌شوند. Mesobuthus به‌طور عمده‌ در آسیای‌ مرکزی‌ پراکنده‌ است‌. برخی‌ جنسهای‌ بومی‌ خانوادة‌ Buthidae نیز در ایران‌ یافت‌ می‌شدند اما بررسی‌ آنها تا 1366 ش‌/ 1987 به‌ پایان‌ نرسیده‌ بود، و فقط‌ Kraepelinia و Liobuthus توصیف‌ شده‌ بودند. Hemiscopius در جنوب‌ ایران‌، شرق‌ و جنوب‌ عربستان‌، دماغة‌ افریقا و جزیرة‌ سوکوترا یافت‌ می‌شود. مؤلفان‌ دریافتند که‌ عقربهای‌ شمال‌ افریقا و خاورمیانه‌ تا رود سند از نظر خانواده‌ و جنس‌ تا حد زیادی‌ همگون‌ هستند؛ با این‌ حال‌ در جنوب‌، عموماً در طول‌ خطی‌ از داکار تا جیبوتی‌ در افریقا خط‌ تمایز واضحی‌ به‌چشم‌ می‌خورد. عقربها یک‌ ویژگی‌ اصلی‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ دارند و در طول‌ مرز شمالیِ پراکندگی‌شان‌ از ویژگیهای‌ مدیترانه‌ای‌ ـ اروپایی‌ تأثیر پذیرفته‌اند؛ در شمال‌شرقی‌ گونه‌های‌ Mesobuthus متعلق‌ به‌ آسیای‌ مرکزی‌، جانوران‌ اولیة‌ سندی‌ ـ صحرایی‌ را تحت‌الشعاع‌ قرار می‌دهد. تفاوتهای‌ اقلیمی‌ و تقسیم‌بندی‌ گسترده‌ به‌زیرگونه‌ها تا حدودی‌ ناشی‌از خشکی‌ بی‌وقفه‌ فزایندة‌ خاورمیانه‌ و در نتیجه‌ انزوای‌ جمعیتها ] ی‌ جانوری‌ [ است‌، ولی‌ الگوی‌ پراکنش‌ جنسها بی‌تردید ناشی‌ از عوامل‌ دیرین‌ جغرافیایی‌ است‌.ح‌) حشرات‌. مروری‌ کوتاه‌ بر گروه‌ کوچک‌ مگسان‌ گردن‌ماری‌ ( Raphidioptera ؛ اچ‌. آسپوک‌ ، 1987) نشان‌ می‌دهد که‌ تنها چهارگونه‌ از این‌ حشره‌ در ایران‌ وجود دارد که‌ دوگونة‌ آن‌ بومی‌اند. از آنجا که‌ آنها منحصراً درختی‌اند، تنها در مناطق‌ جنگلی‌ البرز یافت‌ می‌شوند. Raphidioptera ی‌ خاورمیانه‌ از نظر جنس‌ با جنسهای‌ جنوب‌شرقی‌ اروپا خویشاوندند، درحالی‌ که‌ جنسهای‌ افغانستان‌ با جنسهای‌ آسیای‌ مرکزی‌ خویشاوندی‌ دارند. راسته‌ به‌طور کلی‌، از نظر پراکنش‌ تقریباً منحصراً هام‌شمالگانی‌ است‌. 108گونه‌ تاربالیان‌ (Trichoptera) در ایران‌ وجود دارد که‌ بنا به‌ نظر مالیکی‌ (1987) خویشاوندی‌ آشکاری‌ با گونه‌های‌ اروپایی‌ دارند، در حالی‌ که‌ شصت‌ گونة‌ افغانستان‌ با گونه‌های‌ شبه‌قارة‌ هند خویشاوندند. تاربالیان‌ هر دو کشور در برخی‌ گونه‌ها با آسیای‌ مرکزی‌ اشتراک‌ دارند.لارسن‌ (1987) در تحلیل‌ جغرافیای‌ زیستی‌ پروانه‌های‌ عربستان‌ و خاورمیانه‌ تنها پروانه‌های‌ جنوب‌ ایران‌ (فارس‌، بوشهر، و بلوچستان‌) را مورد توجه‌ قرار داده‌ است‌. تنها در این‌ منطقه‌ 113 گونه‌ وجود دارد که‌ نسبت‌ 89 گونه‌ (79%) دیرین‌ شمالگانی‌ است‌، گرچه‌ بسیاری‌ از آنها به‌ ارتفاعات‌ بالاتر مجموعة‌ زاگرس‌ منحصرند؛ تنها سه‌گونة‌ افریقایی‌ ـ گرمسیری‌اند. این‌ وضع‌ در عمان‌ در دیگر سوی‌ خلیج‌فارس‌، دقیقاً معکوس‌ می‌شود. در آنجا 30% پروانه‌ها افریقایی‌ ـ گرمسیری‌، و تنها 15% دیرین‌ شمالگانی‌اند. چهارگونة‌ ایرانی‌، شرقی‌اند، نُه‌ گونه‌ بیابان‌زی‌ ، و هفت‌گونه‌ دیرین‌ ـ گرمسیری‌ اند.نومان‌ الگوهای‌ پراکنش‌ جنسی‌ منفرد از بید روزگرد، Zygaena ، را در خاورمیانه‌ و نزدیک‌ بررسی‌ کرد. این‌ جنس‌ بزرگ‌ دیرین‌ شمالگانی‌ در این‌ منطقه‌ در پنجاه‌ گونه‌ نمود یافته‌ و ازاین‌رو برای‌ بررسی‌ پراکنش‌ مناسب‌ است‌. تاریخ‌ حیات‌ گونه‌ها به‌ پراکندگی‌ گیاهانی‌ بستگی‌ دارد که‌ کرمینه‌ها از آنها تغذیه‌ می‌کنند و روابط‌ بوم‌شناختی‌شان‌ را به‌ سه‌ نوع‌ مهم‌ می‌توان‌ تقسیم‌ کرد: درختی‌، بیابان‌زی‌، و کوهی‌. نمونه‌هایی‌ از هریک‌ را می‌توان‌ در ایران‌ یافت‌: گونه‌های‌ درختی‌ در البرز و زاگرس‌، بیابان‌زی‌ در مناطق‌ استپیِ آرتمیزیا ـ گونی‌ ، و کوهی‌ در ارتفاعات‌ خشک‌ کوههای‌ البرز و شمال‌غربی‌ زاگرس‌.ط‌) مناطق‌ جانوری‌. اندرسون‌ (1968) سیزده‌ منطقة‌ جانوری‌ را در ایران‌، بر اساس‌ جغرافیای‌ طبیعی‌، آب‌ و هوا، و پراکنش‌ سوسمارها ترسیم‌ کرده‌ است‌. این‌ طرح‌ را به‌طور کلی‌ به‌ همة‌ جانوران‌ می‌توان‌ تعمیم‌ داد، گرچه‌ مؤلفان‌ دیگر ممکن‌ است‌ مناطق‌ را بسته‌ به‌ پراکندگی‌ دیگر گروهها، به‌ گونه‌ای‌ متفاوت‌ طبقه‌بندی‌ کنند. برای‌ مثال‌ پراکنش‌ ماهیها و دیگر جانداران‌ آبهای‌ شیرین‌، بیشتر بنا به‌ نظامهای‌ آبریز ترسیم‌ می‌شود، در حالی‌که‌ حیوانات‌ دارای‌ آزادی‌ حرکت‌ بیشتر (به‌خصوص‌ پرندگان‌ غیرگنجشک‌)، برخی‌ حشرات‌ بالدار، و بسیاری‌ از پستانداران‌ به‌ لحاظ‌ موقعیت‌ طبیعی‌ نسبت‌ به‌ خزندگان‌، دوزیستان‌، ماهیها، نرم‌تنان‌ خاک‌زی‌ و بندپایان‌ محدودیت‌ کمتری‌ دارند.فلات‌ مرکزی‌. حوضة‌ آبریز داخلی‌ این‌ فلات‌ کاملاً درون‌ مرزهای‌ ایران‌ و در محاصرة‌ کوهها قرار دارد. گرچه‌ برخی‌ گونه‌ها کمابیش‌ در سراسر این‌منطقة‌ داخلی‌ حرکت‌می‌کنند، دیگر گونه‌ها به‌ زیستگاههای‌ خاصی‌، از قبیل‌ شیب‌ کوهها، دشتهای‌ شنی‌، دشتها و شیبهای‌ ماسه‌ای‌، و گودالهای‌ نمک‌ منحصرند یا با انواع‌ خاصی‌ از پوشش‌ یا گونه‌های‌ گیاهی‌ مرتبط‌اند.حوضة‌ آبریز ارومیه‌. جانوران‌ کوهستانی‌ آن‌ منطقة‌ فلات‌ایران‌ که‌ دریاچة‌ ارومیه‌ آن‌ را زهکشی‌ می‌کند، با جانوران‌ شرق‌ مدیترانه‌، ماورای‌ قفقاز، و آناطولی‌ شباهت‌ دارند. دیگر گونه‌ها عموماً جانوران‌ این‌ فلات‌اند، اما از لحاظ‌ گونه‌ها و زیرگونه‌ها متمایزند.حوضة‌ آبریز سیستان‌. با منظور کردن‌ این‌ بخش‌ از حوضة‌ آبریز هلمند در درون‌ مرزهای‌ ایران‌، گونه‌هایی‌ به‌ جانوران‌ کشور افزوده‌ می‌شود. جانوران‌ این‌ حوضه‌ به‌طور عمده‌ به‌ جانوران‌ فلات‌ ایران‌ شباهت‌ دارند، هرچند که‌ برخی‌ گونه‌ها با گونه‌های‌ بیابانهای‌ شرقی‌ و منطقة‌ آرال‌ ـ خزر مشترک‌ هستند. اندرسون‌ (1968) دریافت‌ که‌ اکثر گونه‌های‌ سوسمارها به‌ دو گروه‌ پایه‌ تعلق‌ دارند، که‌ گسترة‌ پراکندگیشان‌ تمام‌ فلات‌ ایران‌ است‌ که‌ اساساً در ارتفاعات‌ یافت‌ می‌شوند، و گونه‌ای‌ بومی‌، سازگار با شن‌ هلمند، که‌ شباهتهایی‌ با انواع‌ موجود در فلات‌ دارد.منطقة‌ خزری‌. این‌ منطقه‌ شیبهای‌ شمالی‌ البرز، خصوصاً ارتفاعات‌ پست‌ترِ پوشیده‌ در جنگلهای‌ جنوب‌ خزر (هیرکانیا)، و منطقة‌ باریک‌ ساحلی‌ را در بر می‌گیرد. جانوران‌ این‌ منطقه‌ با جانوران‌ اروپای‌ مدیترانه‌ای‌ و ماورای‌ قفقاز خویشاوندند، و معدودی‌ عناصر آرال‌ ـ خزری‌ در امتداد ساحل‌ غربی‌ شمال‌ رود ارس‌ یافت‌ می‌شود. خویشاوندی‌ با جانوران‌ آرال‌ ـ خزر در اطراف‌ گرگان‌ و سفیددژ وجود دارد.دشت‌ خوزستان‌ و ساحل‌ خلیج‌فارس‌. جانوران‌ این‌ منطقه‌، که‌ به‌ لحاظ‌ جغرافیایی‌ امتداد دشت‌ بین‌النهرین‌ است‌، با جانوران‌ زمینهای‌ پست‌ عراق‌ و شمال‌ عربستان‌ خویشاوندی‌ نزدیک‌ دارند. با این‌ حال‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ حوضة‌ دجله‌ به‌ عنوان‌ مانعی‌ برای‌ برخی‌ آرایه‌ها عمل‌ کرده‌ است‌. جانوران‌ به‌طور یکنواخت‌ پراکنده‌ نشده‌اند، برخی‌ از گونه‌ها فقط‌ در دشتهای‌ مرطوب‌تر ساحلی‌ دیده‌ می‌شوند. گونه‌های‌ این‌ منطقه‌ را، به‌ استثنای‌ معدودی‌، می‌توان‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ نامید.بلوچستان‌ و ساحل‌ مکران‌. در جانوران‌این‌ منطقه‌ دو عنصر اصلی‌ وجود دارد، عنصری‌ ایرانی‌ متشکل‌ از گونه‌های‌ گستردة‌ فلات‌، که‌ بسیاری‌ از آنها در اصل‌ به‌ زمینهای‌ ناهموار و چین‌خوردة‌ بلوچستان‌ منحصر می‌شوند؛ و عنصری‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ که‌ به‌طور عمده‌ به‌ منطقة‌ ساحلی‌ منحصر می‌شود. غربی‌ترین‌ حدود برای‌ بسیاری‌ از گونه‌های‌ دستة‌ اخیر، بندر لنگه‌ است‌. در ایران‌، اساساً در بلوچستان‌ و مکران‌ است‌ که‌ معدودی‌ عناصر شرقی‌، گونه‌های‌ گسترده‌ با مقاومت‌ بوم‌شناختی‌ وسیع‌، وجود دارند. گودال‌ بزرگ‌ جازموریان‌، یک‌ حوضة‌ آبریز پست‌ داخلی‌، در محاصرة‌ کوههاست‌ و زمین‌ آن‌ دارای‌ رسوبهای‌ گستردة‌ ماسة‌ بادرُفتی‌ است‌. جانوران‌ این‌ منطقه‌ به‌طور کامل‌ شناخته‌ نشده‌اند، اما برخی‌ گونه‌های‌ بومی‌ در آنجا یافت‌ می‌شوند.ترکمن‌ صحرا. بخشهای‌ کوچکی‌ از این‌ دشتهای‌ پست‌ در گوشة‌ شمال‌شرقی‌ایران‌، در سه‌گوش‌ باریکی‌ در شرق‌ خزر، میان‌ ساحل‌ و کوهها واقع‌ است‌. اندرسن‌ دریافت‌ که‌ کمتر از نیمی‌ از سوسمارهارا می‌توان‌واقعاً آرالی‌ ـ خزری‌ شمرد و بقیه‌، گونه‌هایی‌ از فلات‌ ایران‌ یا در اصل‌ منحصر به‌ شیب‌ کوهها هستند.دشت‌ مغان‌. بخشی‌ از این‌ منطقه‌ که‌ رود ارس‌ آن‌ را زهکشی‌ می‌کند، در شمالی‌ترین‌ بخش‌ آذربایجان‌ ایران‌ واقع‌ شده‌ است‌، و در آن‌ گونه‌هایی‌ خویشاوند با گونه‌های‌ مدیترانه‌ای‌ و قفقاز و نیز با گونه‌های‌ فلات‌ ایران‌ یافت‌ می‌شوند.زاگرس‌. این‌ رشته‌کوه‌ طویل‌ هم‌ مانعی‌ میان‌ فلات‌ ایران‌ و زمینهای‌ پست‌ بین‌النهرین‌ است‌ و هم‌ دالانی‌ برای‌ پراکنش‌ عناصر جانوری‌ شمال‌ به‌ سوی‌ جنوب‌. متأسفانه‌، با وجود اینکه‌ محدودة‌ جنوبی‌ بسیاری‌ از گونه‌های‌ شمالی‌ مشخص‌ است‌ اطلاعات‌ جانورشناختی‌ موجود بسیار کلی‌ است‌. تعدادی‌ از گونه‌ها نیز بومی‌ این‌ کوهها هستند. شناخته‌شده‌ترین‌ گونه‌ها، گونه‌های‌ گردنه‌های‌ کم‌ارتفاع‌ هستند، گونه‌هایی‌ که‌ به‌طور گسترده‌ در آسیای‌ جنوب‌غربی‌ به‌سر می‌برند و به‌طور گسترده‌ در ارتفاعات‌ مختلف‌ در زمینهای‌ پست‌ و کوهستانها پراکنده‌اند.دامنه‌های‌ غربی‌ زاگرس‌. این‌ منطقه‌ نیز مورد بررسی‌ نسبتاً اندکی‌ قرار گرفته‌ است‌. گونه‌های‌ این‌ منطقه‌ گرچه‌ با گونه‌های‌ خود زاگرس‌ و زمینهای‌ پست‌ بین‌النهرین‌ اشتراکاتی‌ دارند، ولی‌ گونه‌های‌ بومی‌ در این‌ منطقه‌ وجود دارند که‌ بدان‌ ویژگی‌ منحصر به‌ فرد می‌دهند. برخی‌ گونه‌ها با گونه‌های‌ ارتفاعات‌ عربستان‌، و برخی‌ دیگر با گونه‌های‌ بلوچستان‌ و سند نزدیک‌ترین‌ خویشاوندی‌ را دارند. اندرسن‌ دریافت‌ که‌ در میان‌ سوسمارها، گونه‌های‌ ایرانی‌ خالص‌ وجود ندارند، و از این‌ نظر این‌ منطقه‌ با بلوچستان‌، که‌ گونه‌های‌ صرفاً ایرانی‌ عنصر مهمی‌ در آن‌ هستند، تفاوت‌ بسیار دارد.البرز. جانوران‌ این‌ حوزه‌ از دو بخش‌ کاملاً مشخص‌ تشکیل‌ شده‌ است‌: جانوران‌ دامنه‌های‌ خشک‌ جنوبی‌ (که‌ در مبحث‌ فلات‌ مرکزی‌ ذکر شد) و جانوران‌ دامنه‌های‌ شمالی‌ بسیار مرطوب‌تر جنگلی‌ (مذکور در مبحث‌ منطقة‌ خزری‌). گونه‌های‌ اندک‌شماری‌ بین‌ هر دو منطقه‌ رفت‌ و آمد می‌کنند و معدودی‌ در امتداد قله‌های‌ کوتاه‌تر به‌ سر می‌برند. به‌علاوه‌ معدودی‌ آرایه‌های‌ بومی‌ از این‌ کوهها وصف‌ شده‌ است‌.کُپِت‌داغ‌. جانوران‌ چین‌خوردگیهای‌ کوهستانی‌ خشک‌تر، در امتداد مرز ایران‌ و ترکمنستان‌ در شرق‌ البرز، در سمت‌ ایران‌ اصلاً مطالعه‌ نشده‌ است‌. یکی‌ از دلایل‌ این‌ امر آن‌ است‌ که‌ جاده‌هایی‌ که‌ از مرز عبور می‌کنند از غرب‌ و شرق‌ کوهها می‌گذرند. درة‌ نسبتاً پست‌ اترک‌ دو چین‌خوردگی‌ عمدة‌ کوهها را تقسیم‌ می‌کند و جانورشناسان‌ به‌ندرت‌ به‌ آنجا سفر کرده‌اند. در این‌ منطقه‌ چندین‌ آرایة‌ بومی‌ یافت‌ می‌شود.جزایر خلیج‌فارس‌. اطلاع‌ از جانوران‌ این‌ جزایر، که‌ بیشتر آنها نزدیک‌ به‌ ساحل‌ ایران‌ قرار دارند، ناقص‌ است‌، اما به‌ نظر می‌رسد که‌ نشان‌دهندة‌ گروه‌ صحرایی‌ ـ سندی‌ باشد.انواع‌ زیستگاهها. اندرسون‌ (1968) در تحلیل‌ سوسمارها بر اهمیت‌ جولانگاه‌ برای‌ وجود گونه‌های‌ خاص‌ تأکید کرده‌ است‌؛ او همچنین‌ رابطة‌ میان‌ انواع‌ اقلیم‌ و پراکنش‌ سوسمارها را مورد توجه‌ قرار داد. هرینگتن‌ (1977) کتاب‌ > راهنمای‌ پستانداران ایران‌ < را بر پایة‌ 31 گونه‌ زیستگاه‌ تنظیم‌ کرد. اگرچه‌ طرح‌ هرینگتن‌ در طبقه‌بندی‌ تنوع‌ قابل‌توجه‌ شرایط‌ بوم‌شناختی‌ ایران‌ مفید است‌، بیشتر پستاندارانی‌ که‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ ذکر شده‌اند، مقاومت‌ بوم‌شناختی‌ بسیار بیشتری‌دارند و در زیستگاههای‌بسیار متنوعی‌ یافت‌ می‌شوند. به‌علاوه‌، تصاویر او و نوشته‌های‌ مربوطه‌ ترکیبی‌ از انواع‌ زیستگاهها و مناطق‌ جغرافیایی‌ کلی‌تر شامل‌ چندین‌ زیستگاه‌ را نشان‌ می‌دهند. لی‌، در بررسی‌ پستانداران‌، مناطق‌ جغرافیایی‌ مورد تحقیق‌ از سوی‌ گروه‌ اکتشافی‌ استریت‌ در 1341ـ1342 ش‌/1962ـ1963 را توصیف‌، و نسبت‌ به‌ هرینگتن‌ انواع‌ زیستگاهها را دقیق‌تر وصف‌ کرده‌ است‌.اسکات‌ ( رجوع کنید به د. ایرانیکا ، ذیل‌ "Birds in Iran" ) هشت‌ نوع‌ زیستگاه‌ مهم‌ را برای‌ پرندگان‌ در ایران‌ مشخص‌ کرد: بیابانی‌ و نیمه‌بیابانی‌، استپهای‌ نیمه‌خشک‌ حاشیة‌ کویر و تپه‌ها، کوههای‌ مرتفع‌، جنگلها و بیشه‌زارها، زمینهای‌ پست‌ و گرم‌ جنوب‌، نواحی‌ بارانی‌، زیستگاههای‌ سواحل‌ خلیج‌ فارس‌ و مکران‌، و جزایر دور از ساحل‌.منابع‌: درک‌ ا. اسکات‌، حسین‌ مروج‌ همدانی‌، و علی‌ ادهمی‌ میرحسینی‌، پرندگان‌ ایران‌ ، تهران‌ 1354 ش‌؛ استیون‌ اندرسون‌، کلید شناسایی‌ مارمولکهای‌ ایران‌ ، ترجمة‌ ی‌. سیرانی‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ سایمون‌ جرویس‌ رید، فهرست‌ پیشنهادی‌ اسامی‌ پرندگان‌ ایران‌ ، تهران‌: دانشگاه‌ تهران‌، 1337 ش‌؛ محمود لطیفی‌، مارهای‌ ایران‌ ، تهران‌ 1364 ش‌؛M.Abai,"List of Cerambycidae family in Iran", Entomologie et phytopathologie appliquإes (Tehran) 28, 1969, 47-54; B.E. Allus, A bibliography on the vertebrate fauna of Iraq and neighbouring countries , Baghdad 1954-1955; S.C. Anderson, "Amphibians and reptiles from Iran", in Proceedings of the California Academy of Sciences , ser. 4, 31 (12), 1963, 417-498; idem, "Zoogeographic analysis of the lizard fauna of Iran", in The Cambridge history of Iran , vol. 1, ed. W.B. Fisher, Cambridge 1968, 305-371; idem, "Preliminary key to the turtles, lizards and amphisbaenians of Iran", Fieldiana. zoology , 65 (1974), 27-44; idem, "Synopsis of the turtles, crocodiles, and amphisbaenians of Iran", in Proceedings of the California Academy of Sciences , ser, 4, 41 (22), 1979, 501-528; N. Annandale, ed., Report on the aquatic fauna of Seistan , Calcutta 1919-1921; N. Annadale and S.L. Hora, "The fishes of Seistan", in ibid, 151-191; C. Arambourg, "Sur des poissons fossiles de Perse", in Comptes rendus hebdomadaires des sإances de l , Acadإmie des sciences , 209 (24), 1939, 898-899; idem, "Les poissons oligocةnes de l , Iran", Notes et mإmoires sur le Moyen-Orient , 8 (1967), 9-247; C. Arambourg and U. Aspخck, "Untersuchungen دber die Raphidiopteran- Fauna des Iran", Zeitschrift der Arbeitsgemeinschaft عsterreichischer Entomologen , 22 (1970), 89-95; N.B. Armentrout, "The fishes of Iran: a preliminary checklist", (manuscript) Bandar Enzeli, 1969; idem, "The freshwater fishes of Iran", Ph.D. diss., Oregon State University, Corvallis, 1980; H. Aspخck, "The Raphidioptera of the world. a review of present knowledge", in J. Gepp, H. Aspخck, and H. Hخlzel, eds., Recent research in neuropterology. Proceedings of the 2nd International Symposium on Neuropterology, Hamburg... , Graz 1986, 15-29; idem, "The Raphidioptera of the Middle East: a review (Insecta: Neuropteroidea)", in F.Krupp, W. Schneider, and R. Kinzelback, eds., Proceedings of the Symposium on the Fauna and Zoogeography of the Middle East , Wiesbaden 1987, 28; U. Aspخck, "Die Raphidiopteran der Erde: Eine zoogeographische Analyse (Insecta: Neuropteroidea), " Mitteilungen der Deutschen Gesellschaft fدr allgemeine und angewandte Entomologie , 3 (1981), 171-173; idem, "The Berothidae (Neuropteroidea: Planipennia) of the Middle East", in F.Krupp, W.Schneider, and R. Kinzelbach, eds., ibid, 1987, 160-173; I. Baran, B. Coad, and M. Kuru, Zoologische Bibliographie der Tدrkei: Pisces, Amphibia, Reptilia , Heidelberg 1986; J.Baraud,"Contribution ب la faune de l , Iran 10. Colإoptةres Scarabaeoidea", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n. s. 4(1966), 915-925; K. H. Batanouny, Natural history of Saudi Arabia: a bibliography , I, Jidda 1978; G. Ya. Be §-Bienko and L. L. Mishchenko, Saranchevye fauny SSSR i sopredel , nykh stran , Moscow 1951; ed. and tr. as Locusts and Grasshoppers of the USSR and adjacent countries , Jerusalem 1963- 1964; D. Benyamini, "The zoogeography of the Butterflies (Lepidoptera, Rhopalocera) of Israel and Nearby areas", in Y. Yom-Tov and E. Tchernov, eds., The zoogeography of Israel: the distribution and Abundance at a zoogeographical crossroad , Dordrecht 1988, 309-324; L. S. Berg, "Presnovodnye ryby Irana i sopredelnychstran, "Trudy Zoologicheskogo Instituta Akademii Nauk SSSR (Leningrad) 8 (1949), 782-858; tr.as Freshwater fishes of the USSR and adjacent countries , Jerusalem 1948-1949; W. T. Blanford, Eastern Persia: an account of the Journeys of the Persian Boundary Commission, 1870-71- 72, II: The zoology and geology , London 1876; P. Bonadona, "Contribution ب la faune de l , Iran 18. Colإoptةres Anthicidae", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s., 6(1970), 379-383; R. Bott, "Potamidae (Crustacea, Decapoda) aus Afghanistan, west Asien und dem Mittelmeerraum (Eine Revision der Untergattung Potamon spp.)", Videnskabelige Meddelelser fra Dansk Naturhistorisk Forening , 130 (1967), 7-43; R. O. Brinkhurst and B. G. M. Jamieson, Aquatic Oligochaeta of the world , Edinburgh 1971; R. L. Burgess, A. Mokhtarzadeh, and L. Cornwallis, A preliminary bibliography of the natural history of Iran , Pahlavi University College of Arts and Sciences, Science Bulletin, 1, 1966; W.Bدttiker, "Zoological survey of Saudi Arabia", in F. Krupp, W. Schneider, and R. Kinzelbach, eds., ibid, 1987, 29-40; W. bدttiker, W. Wittmer, and F. Krupp, eds., Fauna of Saudi Arabia , Basel 1979- ; L. Cernosvitov, "Oligochaeta from various parts of the world: Iran, Egypt, Palestine, Turkestan", in Proceedings of the Zoological Society , ser, B/3 (3-4), 1942, 197-236; B. W. Coad, "A provisional annotated check-list of the freshwater fishes of Iran", Journal of the Bombay Natural History Society , 76 (1979), 86-105; idem, "Environmental change and its impact on the freshwater fishes of Iran", Biological conservation (Barking, U.K.) 19/1 (1980), 51-80; idem, "Zoogeography of the freshwater fishes of Iran", in F. Krupp, W. Schneider, and R. Kinzelbach, eds., ibid, 1987, 213-228; S. Cramp and K. E. L. Simmons, eds., The birds of the western Palearctic , Oxford 1977-1980; G. B. Corbet, The mammals of the Palaearctic region: a taxonomic review , London 1978, suppl., London 1984; J. W. N. Cumming, "Birds of Seistan, being a list of birds shot or seen in Seistan by members of the Seistan Arbitration Mission 1904-1905", Journal of the Bombay Natural History Society, 16 (1905), 68-699; R. Damoiseau, "Contribution ب la faune de l , Iran 13. Colإoptةres Bostrychidae", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s.5 (1969), 143-144; A. F. De Blase, The bats of Iran: systematics, distribution, ecology , Fieldiana: Zoology, n.s. 4, Chicago 1980; F. De Filippi, Note di un viaggio in Persia nel 1862, Milan 1865; J.Delةve, "Contribution ب la faune de l , Iran 19. Colإoptةres Dryopoidea", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s. 6(1970), 701-703; P. Dispons and A. Villiers, "Contributions ب la faune de l , Iran 2: Hإmiptةres Reduviidae", Annales de la Sociإtإ entomologique , n.s. 3(1967), 1067-1085; J. A. Douglas, Contributions to Persian paleontology , London 1927-1929; W. Eckweiler and P. Hofmann, "Checklist of Iranian butterflies", Nachrichten des entomologischen Vereins Apollo , suppl. 1(1980), 1-28; C. E. von Eichwald, Reise auf dem Caspischen Meere und in den Caucasus, unternommen in den Jahren 1825-1826 , Stuttgart 1834-1837; idem, Fauna Caspio-Caucasica , St. Petersburg 1841; J. Eiselt and J. F. Schmidtler, "Froschlurche aus dem Iran unter Berدcksichtungen ausseriranischer Populations-gruppen", Annalen des Naturhistorischen Museums in Wien , 82 (1973), 387-422; EIr , s.vv. "A ¦hu ¦. I: the gazelle in Iran to day" (by B. P. O , Regan), "Amphibians" (by S. C. Anderson), "Birds in Iran" (by Derek A. Scott), "Chinkara" (by Khushal Habibi); C. ـrard and R. D. Etchإcopar, Contribution ب l , إtude des oiseaux d , Iran. Rإsultats de la mission Etchإcopar 1967 , Mإmoires du Musإum national d , histoire naturelle, n.s. A66, 1970; H. Field et al ., Bibliography on southwestern Asia , Coral Gables, Fla. 1953- 1962, suppls., Coral Gables, Fla., 1968-1972; L. Fishelson, "Biogeography and ecology of the Acridofauna of Israel and neighboring countries (Acridoidea, Orthoptera)", in F. Krupp, W. Schneider, and R. Kinzelbach, eds., ibid, 1987, 124-147; S. G. Gmelin, Reisedurch Russland zur Untersuchung der drei Natur- Reiche , III: Reise durch das nخrdliche Persien in den Jahren 1770, 1771 bis April 1772 , St. Petersburg, 1774, IV: Reise von Astrachan: ungleichen zweite Persiche Reise in den Jahren 1772 und 1773, bis im Frدhling 1774, Nebst den Leben des Verfassers , ed. P. S. Pallas, St. Petersburg 1784; F. A. Harrington, Jr., A guide to the mammals of Iran , Tehran 1977; C. J. O. Harrison, An atlas of the birds of the western Palearctic , Princeton, N.J., 1982; H. Heinzel, R. Fitter, and J. Parslow, The birds of Britain and Europe with North Africa and the Middle East , London 1972; A. Hoffman, "Contributions ب la faune de l , Iran. 6. Colإoptةres Curculionidae et Bruchidae", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s. 4(1968), 145-154; P. A. D. Hollom et al., Birds of the Middle East and North Africa , Vermillion, S.D. (1988); F. Huإ and R. D. Etchإcopar, Les oiseaux du Proche et du Moyen Orient , Paris 1970; D. Jay, Annotated bibliography on locusts in southwestern Asia , ed. H. Field, Chicago 1970; S. H. Jervis Read, "Ornithology", in Camb. Hist. Iran , ibid, 1968, vol.1, 372-392; Z. Kaszab, "Contribution ب la faune de l , Iran 8. Colإoptةres Meloidae", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s. 4(1968), 749-776; P.L.Kramp, "Medusae of the Iranian Gulf", Videnskabelige Meddelelser fra Dansk Naturhistorisk Forening i Kjobenhavn , 118 (1956), 235- 242; F. Krupp, W. Schneider, and R. Kinzelbach, eds., Proceedings of the Symposium on the Fauna and Zoogeography of the Middle East , TAVO Beihefte A28, Wiesbaden 1987; H. Kumerloeve, "Die Sجugetiere (Mammalia) der Tدrkei. Die Sجugetiere (Mammalia) Syriens und des Libanon", Verخffentlichungen der Zoologishen Staatssammlung Mدnchen , 18(1975), 69-225; T.B.Larsen, "Biogeographical aspects of Middle Eastern and Arabian butterflies", in F. Krupp, W. Schneider, and R. Kinzelbach, eds, ibid, 1987, 178-199; P. Lastovka and L. Matile, "Contribution ب la faune de l , Iran 16. Diptةres Mycetophilidae des Provinces Caspiennes 2. Genre Mycetophila", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s. 5(1968), 681-686; D. M. Lay, A study of the mammals of Iran , Fieldiana: zoology 54, Chicago 1967; A.E. Leviton et al ., Handbook to Middle East amphibians and reptiles , Oxford 1992; H. Malicky, "Die Kخcherfliegen (Trichoptera) des Iran und Afghanistans", Zeitschrift der Arbeits gemeinschaft عsterreichischer Entomologen , 38 (1986), 1-16; idem, "A survey of the caddisflies (Insecta: Trichoptera) of the Middle East", in F.Krupp, W.Schneider, and R. Kinzelbach, eds., ibid, 1987, 174-177; Z. Matic, "Contributo alla conoscenza dei Lithobiidae dell , Iran (Chilopoda, Lithobiomorpha)", Fragmenta Entomologica , 6 (1968), 87-114; L. Matile, "Contribution ب la faune de l , Iran 14: Diptةres Mycetophilidae des provinces caspiennes", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s. 5(1969), 239-250; E. Mإnإtriإs, Catalogue raisonnإ des objets de zoologie recueillis dans un voyage au Caucase et jusqu , aux frontiةres actuelles de la Perse , St. Petersburg 1832; A. Mesghali, "Phlebotominae (Diptera) of Iran 3: Studies on sandflies in the areas of Bandar Abbas and Jask (littoral areas of Hormuz Strait and sea of Oman)", Bulletin de la Sociإtإ pathologie exotique , 58 (1965), 239-276;X.de Misonne, Analyse zoogإographique des mammifةres de l , Iran , Mإmoires de l , Institut royal des sciences naturelles de Belgique 59, 1959, 1-157; idem, "Mammals", in Camb. Hist. Iran , ibid, 1968, vol.1, 294-304; Z. Moubayed, N. Giani, and E. Martinez- Ansemil, "Distribution of aquatic Oligochaeta and Aphanoneura in the Near East", in F.Krupp, W.Schneider, and R. Kinzelbach, eds., ibid, 1987, 80-90; C. M. Naumann, "Distribution patterns of Zyaena moths in the Near and Middle East (Insecta: Lepidoptera, Zygaenidae), in ibid, 200-212; S. Navai, "Ceratopogonidae (Diptera) of Iran V. Culicoides from Mazanderan", Mosquito news (New Brunswick, N. J.), 30/1 (1970), 6-8; J. Niethammer, "Rodent distribution in the Middle East", in F. Krupp, W. Schneider, and R. Kin ¤zelbach, eds., ibid, 1987, 318-329; A. M. Nikol , ski §, "On three new species of reptiles collected by Mr. A. N. Zarudny in eastern Persia in 1901", Annales du Musإe zoologique de l , Acadإmie impإriale de science (St. Petersburg), 8(1903), 95-98 [in Russian]; idem, "Reptiles and amphibians collected by Mr. A. N. Zarudny in Persia in 1903-04", Annales du Musإe zoologique de l , Acadإmie impإriale de science (St.Petersburg), 10(1907), 260-301 [in Russian]; S. I. Ognev, Zveri vostochno  §Evropyiseverno  §Azii , III: Zveri SSSR i prelezhashchikh stran , Moscow 1928; tr. as Mammals of the U. S. S. R. and adjacent countries , Jerusalem 1963; G. A. Olivier, Voyage dans l , Empire Othoman, l , Egypte et la Perse , Paris 1807; P. S. Pallas, Zoographia Ross-Asiatica , St. Petersburg 1811-1842; K. Paludan, "Zur Ornis des Zagrosgebietes, W. Iran, "Journal fدr Ornithologie , 86(1938), 562-638; H. Perrin, "Contribution ب la faune de l , Iran 17. Colإoptةres Curculionidae", Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s. 6(1970), 359-366; F. Pierre, "Contribution ب la faune de l , Iran 12.ـtude إcologique et biogإographique des Tenebrionides pimeliine s. nov. de rإgions dإsertiques et semi-dإsertiques de l , Iran," Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n.s. 4(1968), 997-1036; H. D. Radcliffe, "List of the birds of Baluchistan, part II", Journal of the Bombay Natural History Society , 24 (1916), 156-169; G. Radjabi, "Contribution ب la connaissance de la faune de Buprestides de l , Iran," Entomologie et Phytopathologie appliquإes (Tehran), 27 (1968), 69-79; A. Rafyi, A. A. Nainy, and H. Rak, "Les espةces de mites rencontrإs en Iran", Journal of Veterinary Faculty, University of Tehran , 23 (1967), 38-45; K. H. Rechinger, Flora lranica: Flora des iranischen Hochlandes und der umrahmenden Gebirge. Persien, Afghanistan, Teile von West- Pakistan, Nord-Iraq. Azerbeidjan, Turkmenistan , Graz 1964- ; W. Richter and E. Shدz, "ZoArbeiten des Stuttgarter Museums دber Iran (Bibliographie)," Stuttgarter Beitrجge zur Naturkunde , 22 (1959), 1-8; E. Rivalier, "Contribution ب la faune de I , Iran 5. Colإoptةres Cicindelidae," Annales de la Sociإtإ entomologique de France , n. s. 3 (1967), 1099-1102; G. Roth, "Data on the distribution and faunal history of the genus Theodoxus in the Middle East (Gastropoda: Neritidae)", in F. Krupp, W. Schneider, and R. Kinzelbach, eds., ibid, 1987, 73-79; M.A.G.Saadati, "Taxonomy and distribution of the freshwater fishes of Iran", M. S. thesis, Colorado State University, Fort Collins 1977; F.Schmid, "Trichoptةres d , Iran," Beitrage zur Entomologie , 9 (1959), 200- 219, 376- 412,683-698,760-799;W.Schneider,"The genus Pseudagrion Selys,1876 in the Middle East-A zoogeographic outline (Insects. Odonata. Coenagrionidae)", in F. Krupp, W. Schneider, and R.Kinzelbach, eds., ibid, 1987, 114-123; E. Schدz, Die Vogelwelt des sدdkaspischen Tieflandes , Stuttgart 1959; F. Starmدller, "Ein weiteres Beitrag zur Wassermollusken des Iran", Sb. عsterreichischer Akademie der Wissenschaften , Math.-nat. Kl., Abt. 1/7, 1965, 171-184; J.Thإrond, "Contribution ب la faune de l , Iran 4: Colإoptةres Histeridae," Annales de la Sociإtإ entomologique , n. s. 3 (1967), 1093-1097; C. B. Ticehurst, et al., "Birds of the Persian Gulf islands", Journal of the Bombay Natural History Society , 39 (1925), 725-733; M. Vachon, "Liste des scorpions connus en ـgypte, Arabie, Israel, Liban, Syrie, Jordanie, Turquie, Irak, Iran", Toxicon , 4 (1966), 209-218; M.Vachon and R.Kinzelbach, "On the taxonomy and distribution of the scorpions of the Middle East", in F. Krupp, W. Schneider, and R. Kinzelbach, eds, ibid, 1987, 91-103; C. Vaurie, The birds of the Palearctic fauna. a systematic reference , London 1959-1965; A. Villiers, "Contribution ب la faune de l , Iran I. Colإoptةres Cerambycidae," Annales de la Sociإtإ entomoloqique de France , n.s. 3(1967), 327-379; E.Wagner, "Contribution ب la faune de l , Iran 7.Hإmiptةres(pro parte)", ibid, n.s. 4(1968), 437-453; H. Weidner, "Die Termiten von Afghanistan, Iran und Irak (Isoptera)", in Abhandlungen und verhandlungen des Naturwissenschaftliche Vereins in Hamburg , 4, 1959, 43-70; F.Werner,"Reptilien und Gliedertiere aus Persien", in Festschrift zum 60. Geburtstage von Professor Dr. Embrik Strand , II, Riga 1936, 193- 204; W. Wittmer, "Contribution ب la faune de l , Iran 3: Colإoptةres Malachiidae," Annales de la Sociإtإ entomologique , n.s. 3 (1967), 1087-1091; N. A. Zarudny, "Verzeichnis der Vخgel Persiens," Journal fدr Ornithologie , 59 (1911), 185-241; M. Zohary, on the geobotanical structure of Iran , Bulletin of the Resource Council of Israel 11 D Suppl., 1963 (with map); idem, Geobotanical foundations of the Middle East ,Stuttgart1973.ی‌) جانوران‌ انقراض‌یافته‌ و در معرض‌ انقراض‌ ایران‌. در یک‌ قرن‌ گذشته‌، جانوران‌ ایران‌ همچون‌ بسیاری‌ از کشورهای‌ دیگر در معرض‌ انقراض‌ بوده‌اند. این‌ وضع‌ تا حد زیادی‌ ناشی‌ از شکار زیاد آنها بوده‌ است‌ اما چرای‌ بی‌رویه‌ و از بین‌ بردن‌ جنگلها و بیشه‌ها و در نتیجه‌ تخریب‌ زیستگاهها و طبیعت‌، ویران‌ کننده‌تر و در بیشتر اوقات‌ جبران‌ ناپذیرتر بوده‌ است‌. این‌ عوامل‌ در انقراض‌ و یا آسیب‌پذیر شدن‌ مهره‌داران‌ و بی‌مهرگان‌، هر دو، دخیل‌ بوده‌ است‌ اما مهره‌داران‌ هم‌ به‌ دلیل‌ ساختار خاص‌ فیزیکی‌ آنها و هم‌ به‌ دلیل‌ اینکه‌ شناخت‌ تأثیر آنها در زندگی‌ بشر قدیمی‌تر است‌، بیشتر محلّ توجه‌ بوده‌اند.یک‌) جانوران‌ انقراض‌یافته‌. از مهم‌ترین‌ جانوارن‌ انقراض‌ یافتة‌ ایران‌ می‌توان‌ از شیر ایرانی‌ نام‌ برد که‌ در قرن‌ گذشته‌ از بین‌النهرین‌ تا قسمت‌ غربی‌ استان‌ فارس‌ دیده‌ می‌شد. به‌ نوشتة‌ فیروز (ص‌359ـ360) بیشترین‌ جمعیت‌آن‌ در بیشه‌هاو جنگلهای‌ خوزستان‌ (مخصوصاً در سواحل‌ رودهایی‌ مانند کارون‌) و در قسمتهای‌ جنگلی‌ فارس‌، نظیر دشت‌ ارژن‌ بوده‌ است‌. لیارد در بیش‌ از صد و پنجاه‌ سال‌ پیش‌ از شیرهای‌ فراوان‌ در ناحیة‌ رامهرمز و کنار رود کارون‌ یاد می‌کند ( رجوع کنید بهفیروز، ص‌ 360). نزدیک‌ به‌ چهار دهه‌ پس‌ از این‌ تاریخ‌، ظل‌السلطان‌، فرزند ناصرالدین‌شاه‌ قاجار ــ که‌ قطعاً نقش‌ مهمی‌ در آسیب‌ رساندن‌ به‌ جانوران‌ ایران‌ داشته‌ است‌ ــ در خاطراتش‌ (تاریخ‌ تنظیم‌: 1323) نوشته‌ است‌: «در دشت‌ ارژن‌ به‌ قریب‌ ده‌ هزار جمعیت‌ از اطراف‌ جمع‌ کرده‌ به‌ جرگه‌ شکار شیر رفتیم‌. آنچه‌ سعی‌ و زحمت‌ بود کشیدیم‌. جز یک‌ شیر ماده‌ و دو بچه‌اش‌ و یک‌ شیر نر بزرگی‌ که‌ طایفة‌ کشکولیها زدند، به‌ قرب‌ چهل‌ پنجاه‌ گراز شکار شد. دیگر چیزی‌ شکار نشد. من‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ یک‌ تفنگ‌ هم‌ خالی‌ نکردم‌. خیلی‌ افسرده‌ شدم‌ از این‌ سفر ] که‌ [ به‌ کازرون‌ رفتم‌» (ج‌ 1، ص‌ 313ـ314). به‌ نوشتة‌ فیروز (ص‌ 361) طبق‌ گزارشی‌ در 1295 ش‌، «ده‌ سال‌ است‌ یا بیشتر که‌ شیر در این‌ قسمت‌ دنیا دیده‌ نشده‌»، ولی‌ در 1309 ش‌، گروهی‌ از مهندسان‌ امریکایی‌ وجود شیر را در ارتفاعات‌ بالای‌ دزفول‌ گزارش‌ کردند. سرانجام‌ آخرین‌ گزارش‌ از مشاهدة‌ شیر ایرانی‌ در اول‌ خرداد 1321، از یک‌ نقشه‌بردار هندی‌ قشون‌ انگلیس‌ و در 65 کیلومتری‌ شمال‌غربی‌ دزفول‌ بوده‌ است‌. از دیگر جانوران‌ انقراض‌یافتة‌ ایران‌ می‌توان‌ به‌ ببر ایران‌ موسوم‌ به‌ ببر خزر یا ببر مازندران‌ یا ببر هیرکانی‌ اشاره‌ کرد که‌ در گذشته‌ از قفقاز، سواحل‌ دریای‌ خزر و خراسان‌ تا شمال‌ افغانستان‌ به‌ بخشهای‌ جنگلی‌ رود جیحون‌ و سواحل‌ دریاچه‌های‌آرال‌ و بالخاش‌ در آسیای‌ مرکزی‌ پراکنش‌ داشت‌ ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ 362). در منابع‌ تاریخی‌ آمده‌ است‌ که‌ از ببر هیرکانی‌ در نمایشهای‌ روم‌ باستان‌ برای‌ مبارزات‌ پهلوانان‌ استفاده‌ می‌شده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید بهپلینیوس‌ ، ج‌ 3، کتاب‌ 8، ص‌ 49ـ51). ظل‌السلطان‌ از یکی‌ از شکارهای‌ بزرگش‌ در میان‌کاله‌ از شکار کردن‌ 35 ببر، 18 پلنگ‌، 63 گاو و گاومیش‌، 150 مرال‌ (مارال‌) و شش‌ هزار قرقاول‌ یاد کرده‌ است‌ ( رجوع کنید به ج‌ 1، ص‌ 142). براساس‌ اطلاعات‌ موجود، ظاهراً آخرین‌ بار ببر ایران‌ در 1332 ش‌ در نزدیکی‌ منطقة‌ میان‌کاله‌ دیده‌ و شکار شد. مهم‌ترین‌ علل‌ انقراض‌ این‌ پستاندار ارزشمند، شکار بی‌رویة‌ آن‌ و سپس‌ از بین‌ رفتن‌ زیستگاههای‌ آن‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به فیروز، ص‌ 371ـ374). جمعیت‌ زیاد ببرها در حدود یک‌ قرن‌ پیش‌ ــ تا حدی‌ که‌ در یک‌ شکار، آن‌ هم‌ فقط‌ در یک‌ منطقه‌، 35 قلاده‌ از آنها کشته‌ می‌شده‌ است‌ ــ و از طرفی‌ انقراض‌ آنها به‌ فاصلة‌ زمانی‌ کمتر از یک‌ قرن‌، سرعت‌ فزایندة‌ انقراض‌ جانوران‌ و تخریب‌ طبیعت‌ ایران‌ را نشان‌ می‌دهد.دو) جانورانِ در معرض‌ خطر انقراض‌ و آسیب‌پذیر. بر اساس‌ آمار سرشماری‌ حیات‌ وحش‌، در فاصلة‌ دو سرشماری‌ سالهای‌ 1356 ش‌ و 1380 ش‌، حدود 90% از شمار حیات‌ وحش‌ در ایران‌ کاسته‌ شده‌ است‌. این‌ آمار تکان‌دهنده‌ حکایت‌ از آن‌ دارد که‌ روند رو به‌ رشد اضمحلال‌ طبیعت‌ در ایران‌ که‌ از ابتدای‌ قرن‌ حاضر آغاز شده‌ است‌ طی‌ سه‌ دهة‌ گذشته‌ نه‌ تنها کاهش‌ نیافته‌ بلکه‌ ابعاد گسترده‌تری‌ نیز پیدا کرده‌ است‌ ( رجوع کنید بهکرمی‌، ص‌ 16). در > «فهرست‌ سرخِ گونه‌های‌ در معرض‌ تهدید اتحادیة‌ جهانی‌ حفاظت‌ طبیعت‌ و منابع‌طبیعی‌» < در 1383 ش‌/ 2004، از 151 گونة‌ در معرض‌ تهدید در ایران‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌. از مهم‌ترین‌ این‌ جانوران‌ در ردة‌ پستانداران‌ عبارت‌اند از: حشره‌خور شوش‌ ، حفّار ایرانی‌ (قویاً در معرض‌ انقراض‌)، چندگونه‌ از خفاشها، شاه‌ روباه‌ ، روباه‌ شنی‌ ، یوزپلنگ‌ (زیرگونة‌ ایرانی‌)، گربة‌ شنی‌، سیاه‌ گوش‌ ، گربة‌ پالاس‌ ، پلنگ‌ (زیرگونة‌ ایران‌، افغانستان‌ و ترکمنستان‌)، کفتار ، شنگ‌ معمولی‌ ، خرس‌ سیاه‌ (زیرگونة‌ ایرانی‌)، برخی‌ از دلفینها ، پُرپُز بی‌باله‌ ، گورخر ایرانی‌ ، گوزن‌ زرد ، آهو ، پازن‌ ، قوچ‌ وحشی‌ ، فُک‌ خزر ، دوپای‌ فیروز (قویاً در معرض‌ انقراض‌)، وُل‌ کرمان‌ (بلوچستان‌؛ رجوع کنید بهماسیکوت‌ ، 2004؛ اتحادیة‌ جهانی‌ حفاظت‌ طبیعت‌ و منابع‌ طبیعی‌ ، 2004؛ فیروز، جاهای‌ متعدد). شاید هم‌ اکنون‌ پستاندارانی‌ که‌ بیش‌ از همه‌ محلّ توجه‌ باشند، یوزپلنگ‌ و گورخر ایرانی‌اند. از 1326 ش‌/ 1947 به‌ بعد، با از بین‌ رفتن‌ سه‌ یوزپلنگ‌ به‌ دست‌ حاکم‌ ایالت‌ کوروای‌ هندوستان‌، سرعت‌ انقراض‌ این‌ حیوان‌ بیشتر شد و سرانجام‌ در سرزمین‌ هند منقرض‌ گردید. اکنون‌ بیش‌ از بیست‌ سال‌ است‌ که‌ ایران‌ آخرین‌ پناهگاه‌ یوزپلنگ‌ آسیایی‌ در دنیا به‌ شمار می‌رود و از این‌رو این‌گونه‌ را با نام‌ یوزپلنگ‌ ایرانی‌ می‌شناسند. تعداد یوزپلنگها در ایران‌ تا پیش‌ از جنگ‌جهانی‌دوم‌ در حدود چهارصد قلاده‌ بوده است‌، از آن‌ پس‌ با ورود جیپ‌ و تسهیل‌ شکار آهو ــ طعمة‌ مورد علاقة‌ یوزپلنگ‌ ــ و کاهش‌ جدّی‌ آهوان‌، جمعیت‌ یوزها کاهش‌ یافت‌. اما در 1335 ش‌ و 1338 ش‌ به‌ ترتیب‌ آهو و یوز تحت‌ حفاظت‌ قرار گرفتند. در اواسط‌ دهة‌ 1350 ش‌، تعداد یوزها بین‌ دویست‌ تا سیصد قلاده‌ تخمین‌ زده‌ شد. از آن‌ پس‌ با تخریب‌ زیستگاهها و شکار بی‌رویة‌ آهوها، جمعیت‌ یوز سیر نزولی‌ پیدا کرد. در سال‌ 1383 ش‌ جمعیت‌ این‌ حیوان‌، حدود پنجاه‌ قلاده‌ تخمین‌ زده‌ شد که‌ به‌ بیابانهای دشت‌ کویر در نیمة‌ شرقی‌ کشور محدود گردیده‌ است‌ ( رجوع کنید بهفرهادی‌نیا، ص‌ 18).جمعیت‌ گور ایرانی‌ نیز در سالهای‌ اخیر بسیار کاهش‌ یافته‌ و در معرض‌ خطر انقراض‌ قرار دارد. از زمان‌ تشکیل‌ کانون‌ شکار و سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌، یعنی‌ در دهة‌ 1350 ش‌، جمعیت‌ گور ایرانی‌ رو به‌ فزونی‌ رفت‌. در سرشماری‌ 1349 ش‌ در منطقة‌ توران‌ (در استان‌ سمنان‌)، جمعیت‌ گورخر، ششصد تا هفتصد رأس‌ تخمین‌ زده‌ شد و تا اواسط‌ دهة‌ 1350 ش‌ این‌ رقم‌ به‌ دو هزار رأس‌ افزایش‌ یافت‌، اما پس‌ از آن‌ به‌ علت‌ عدم‌ توجه‌ به‌ حفاظت‌ این‌گونه‌، جمعیت‌ آن‌ به‌ تدریج‌ کمتر شده‌ است‌. از زیستگاههای‌ فعلی‌ گور ایرانی‌، منطقة‌ حفاظت‌ شدة‌ توران‌ و منطقة‌ بهرام‌گور (در استان‌ فارس‌) است‌ (درودیان‌، ص‌ 18). با اقدامات‌ ادارة‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌، جمعیت‌ این‌گونه‌ رو به‌ افزایش‌ است‌ و برای‌ نمونه‌، جمعیت‌ آن‌ در مناطق‌ حفاظت‌ شدة‌ شاهرود با 8% افزایش‌ به‌ 304 رأس‌ رسیده‌ است‌ ( رجوع کنید به«سرشماری‌ زمستانة‌ وحوش‌»، ص‌ 18).از پرندگانِ در معرض‌ خطر انقراض‌ و یا آسیب‌پذیر پلیکان‌ پاخاکستری‌ ، فلامینگوی‌ کوچک‌ ، اردک‌ بلوطی‌ ، دال‌ پشت‌ سفید ، عقاب‌ تالابی‌ ، عقاب‌ شاهی‌ ، دلیجة‌ کوچک‌ ، بالابان‌ ، سیاه‌ خروس‌ ، درنای‌ سیبری‌ ، هوبره‌ ، گلاریول‌ بال‌ سیاه‌ و برخی‌ دیگر از گونه‌ها قابل‌ ذکرند ( رجوع کنید به اتحادیة‌ جهانی‌ حفاظت‌ طبیعت‌ و منابع‌ طبیعی‌، 2004). درنای‌ سیبری‌ (درنای‌ سفید) از مهم‌ترین‌ پرندگان‌ در معرض‌ خطر انقراض‌ است‌. این‌ پرندة‌ مهاجر در جذب‌ گردشگران‌ علاقه‌مند به‌ حیات‌ وحش‌ ایران‌ نقش‌ مهمی‌ دارد و اگر از خطر انقراض‌ نجات‌ یابد می‌تواند سالیانه‌ تعداد زیادی‌ جهانگرد پرنده‌ دوست‌ را به‌ ایران‌ بکشاند ( رجوع کنید به بختیاری‌، ص‌ 18).از خزندگانِ در معرض‌ خطر انقراض‌ در ایران‌، لاک‌پشت‌ سبز ، لاک‌پشت‌ عقابی‌ ، لاک‌پشت‌ مهمیزدار ، لاک‌پشت‌ آسیایی‌ و همچنین‌ لاک‌پشت‌ فراتی‌ به‌ عنوان‌ تنها گونة‌ خانوادة‌ لاک‌پشتهای‌ سه‌چنگالی‌ در خور ذکرند. همچنین‌ تمساح‌ تالابی‌ (کروکودیل‌ تالابی‌)، که‌ خوشبختانه‌ به‌ دلیل‌ اعتقادات‌ بومی‌های‌ سیستان‌ و بلوچستان‌، علی‌رغم‌ پوست‌ ارزشمندش‌، از خطر انقراض‌ رسته‌ است‌. گونه‌هایی‌ از راستة‌ سوسمارها و برخی‌ از مارها از قبیل‌ افعی‌ لطیفی‌ ، افعی‌البرزی‌ و افعی‌ خالدار نیز در معرض‌ آسیب‌ هستند ( رجوع کنید به فیروز، ص‌138ـ 139؛ اتحادیة‌ جهانی‌ حفاظت‌ طبیعت‌ و منابع‌ طبیعی‌، 2004).از دوزیستان‌ نیز سمندر غارزی‌ ، سمندر ایرانی‌ و گونه‌های‌ سمندر کوهستانی‌ در معرض‌ تهدیدند و برخی‌ از ماهیان‌ نیز نظیر کوسة‌ دجله‌ ، تاس‌ماهی‌ روس‌ ، شیپ‌ دریای‌ خزر ، تاس‌ماهی‌ ایران‌ ، ازون‌برون‌ ، فیل‌ ماهی‌ دریای‌ خزر (بِلوگا)، سگ‌ماهی‌ غارزی‌ (منحصر به‌ یک‌ غار در لرستان‌) و برخی‌ دیگر از گونه‌ها به‌ علت‌ صید بی‌رویه‌ و تخریب‌ و آلودگی‌ زیستگاهها، در معرض‌ خطر انقراض‌ هستند (اتحادیة‌ جهانی‌ حفاظت‌ طبیعت‌ و منابع‌ طبیعی‌، 2004).منابع‌: پرویز بختیاری‌، «درنای‌ سیبری‌» ، همشهری‌ ، سال‌ 13، ش‌ 3651، 13 اسفند 1383؛ آناهیتا درودیان‌، «گورخر ایرانی‌: دشواریهای‌ زندگی‌ بعد از دهة‌ پنجاه‌»، همشهری‌ ، همان‌؛ «سرشماری‌ زمستانة‌ وحوش‌»، همشهری‌ ، سال‌ 13، ش‌ 3604، 17 دی‌ 1383؛ مسعود میرزا بن‌ ناصر ظل‌السلطان‌، خاطرات‌ ظل‌السلطان‌ ، چاپ‌ حسین‌ خدیوجم‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ محمدصادق‌ فرهادی‌نیا، «آخرین‌ بازمانده‌های‌ یوزپلنگ‌ در ایران‌»، همشهری‌ ، سال‌ 13، ش‌ 3651، 13 اسفند 1383؛ اسکندر فیروز، حیات‌ وحش‌ ایران‌: مهره‌داران‌ ، تهران‌ 1378 ش‌؛ ناصر کرمی‌، «بدرود مرغزارهای‌ ایران‌ ویج‌»، همشهری‌ ، همان‌؛International Union for the Conservation of Nature and Natural Resources (IUCN), "The IUCN red list of threatened species", in IUCN red list , 2004. [Online]. Available: http://www. redlist. org/search/search-basic. html[21 Jun2005]; Paul Massicot,"Animal Info-informationon endangered mammals", 5 May 2004. [Online].Available: http://www.animalinfo.org/countind.htm [20Jun2005];Pliny [the Elder], Natural history , with an English translation, vol.3, ed. & tr. H. Rackham, Cambridge, Mass. 1967.4) جانوران‌ سرزمینهای‌ اسلامی‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌:الف‌) جنوب‌ و جنوب‌شرق‌ آسیاب‌) آسیای‌ میانه‌ و قزاقستان‌ج‌) قفقازد) جنوب‌غربی‌ آسیا (به‌جز ایران‌)ه ) شمال‌ افریقاو) شرق‌ و مرکز افریقاتنوع‌، تراکم‌وپراکنش‌ جانوران‌ با وضع‌ اقلیمی‌ هر منطقه‌ رابطة‌ مستقیم‌ دارد. در این‌ بخش‌ از مقاله‌، برای‌ مطالعة‌ پراکنش‌ جانوران‌ در سرزمینهای‌ اسلامی‌ (با تأکید بیشتر بر مهره‌داران‌: Chordata )، حوزة‌ جهان‌ اسلام‌به‌ این‌ نواحی‌ تقسیم‌ شده‌است‌: جنوب‌و جنوب‌ شرق‌ آسیا، جنوب‌غرب‌آسیا، آسیای‌میانه ‌و قزاقستان‌، قفقاز، شمال‌ افریقاوشرق‌ومرکزافریقا. سپس‌وضع‌ جانوران‌هر ناحیة‌ جغرافیایی‌ که‌ متأثر از آب‌ و هوای‌ خاص‌ آن‌ ناحیه‌ است‌ بررسی‌ شده‌ است‌.الف‌) جنوب‌ و جنوب‌شرق‌ آسیا. این‌ ناحیه‌ شامل‌ کشورهای‌ بنگلادش‌، مجمع‌الجزایر مالدیو، مالزی‌، اندونزی‌ و برونئی‌ دارالسلام‌ است‌. در کشور هندوستان‌ نیز که‌ جزء این‌ ناحیه‌ و مذهب‌ رسمی‌ آنها هندوست‌ بیش‌ از 000 ، 000 ، 180 مسلمان‌ زندگی‌ می‌کنند. این‌ منطقه‌ در استوا و مدار رأس‌السرطان‌ (جنب‌ استوا) واقع‌ و بالتَبَع‌ دارای‌ اقلیم‌ گرم‌ و مرطوب‌ است‌ ( رجوع کنید بهمستوفی‌الممالکی‌، ص‌ 56 ـ57). در این‌ منطقه‌، تنوع‌ گونه‌های‌ جانوری‌، همچنانکه‌ تنوع‌ گیاهان‌، بسیار زیاد است‌. شاید مهم‌ترین‌ پستاندار این‌ خطه‌ ببر بنگال‌ باشد. فیلهای‌ آسیایی‌ که‌ به‌ مرور زمان‌ اهلی‌ شده‌اند، نیز از دیرباز نقش‌ مهمی‌ در زندگی‌ مردم‌ این‌ سامان‌ داشته‌اند. در ماندابها و لش‌آبهای‌ مناطق‌ جنوبی‌، تمساحها، اسبهای‌ آبی‌ و بسیاری‌ از حیوانات‌ دوزیست‌ و آبزی‌ نشو و نما می‌کنند. همچنین‌ انواع‌ گوناگونی‌ از خزندگان‌، خاصه‌ مار در این‌ ناحیه‌ وجود دارد ( رجوع کنید بهمشیری‌، ص‌ 36).کشور بنگلادش‌ دارای‌ اقلیم‌ گرمسیری‌ با تابستانهای‌ گرم‌ و بارانی‌ و زمستانهای‌ خشک‌ است‌. گونه‌هایی‌ از جانوران‌ این‌ کشور در دنیا شهرت‌ دارند. بر اساس‌ برخی‌ آمارها این‌ کشور دارای‌ 109 گونه‌ پستاندار (Mammals) ، 684 گونه‌ پرنده‌ (Aves) ، 119 خزنده‌ (Reptiles) ، 19 دوزیست‌ (Amphibians) و 200 نوع‌ از ماهیان‌ آبهای‌ شیرین‌ و دریایی‌ است‌. از پستانداران‌ این‌ کشور می‌توان‌ این‌ موارد را ذکر کرد: ببر شاهی‌ بنگال‌ به‌ عنوان‌ حیوان‌ ملی‌ این‌ کشور، گوزن‌ خالدار (چیتال‌) که‌ از زیباترین‌ گوزنهاست‌ و گونه‌های‌ دیگر از قبیل‌ گوزن‌ بارکینگ‌ (Barking deer) ، فیل‌ آسیایی‌ ، نخستی‌ها (پستانداران‌ عالی‌: Primates ) شامل‌ گونه‌های‌ مختلف‌ ژیبون‌ ، لانگور و میمونهای‌ گوناگون‌، گراز وحشی‌ ، گربه‌های‌ مختلف‌ از قبیل‌ گربة‌ جنگلی‌ و گربة‌ ماهیخوار ، خدنگ‌ ، شغال‌ ، روباه‌ بنگال‌ و برخی‌ پستانداران‌ آبزی‌ از قبیل‌ پُرپُز بی‌باله‌ (از راستة‌ نهنگها) و دیگر گونه‌های‌ پستانداران‌. تنوع‌ پرندگان‌ این‌ کشور فوق‌العاده‌ است‌ که‌ از آن‌ میان‌ می‌توان‌ به‌ گونه‌های‌ مینا از قبیل‌ مینای‌ معمولی‌ و مینای‌ سخنگو ، عقاب‌ ماهیگیر ، گونه‌های‌ مختلف‌ از خانواده‌های‌ ماهی‌خورکها (Alcedinidae) ، دارکوبها (Picidae) و طوطیها (Psittacidae) و شمار فراوانی‌ از پرندگان‌ آبچر اشاره‌ کرد. از خزندگان‌ فراوان‌ این‌ کشور می‌توان‌ به‌ گونه‌ای‌ کروکودیل‌ با نام‌ Crocodylus porosus ، گونه‌ای‌ کبرا با نام‌ علمی‌ Ophiophagus hannah ، پیتون‌ صخره‌ای‌ ، بزمجة‌ آبی‌ ، گونه‌هایی‌ از لاک‌پشتهای‌ دریایی‌ از قبیل‌ لاک‌پشت‌ زیتونی‌ ریدرلی‌ و دیگر خزندگان‌ خشکی‌زی‌ و آبزی‌ اشاره‌ کرد. مجاورت‌ بنگلادش‌ با اقیانوس‌ هند، تنوع‌ خاصی‌ به‌ دوزیستان‌، ماهیان‌ و دیگر آبزیان‌ این‌ کشور بخشیده‌ است‌ ( رجوع کنید به> « , پایگاه‌ گونه‌ها ، ی‌ برنامة‌ محیط‌ زیست‌ سازمان‌ ملل‌ متحد ـ مرکز جهانی‌ مراقبت‌ و حفاظت‌» < ، ذیل‌ "Bangladesh" ؛ > «جغرافیای‌ بنگلادش‌» < ، ذیل‌ "Flora and fauna" ).در میان‌ کشورهای‌ جنوب‌ و جنوب‌شرق‌ آسیا، مجمع‌الجزایر اندونزی‌، اقلیم‌ و طبیعت‌ بسیار جالب‌ توجهی‌ دارد. این‌ مجمع‌الجزایر پلی‌ بین‌ دو قارة‌ بزرگ‌ آسیا و استرالیاست‌ که‌ طبق‌ نظریة‌ اشتقاق‌ قاره‌ها زمانی‌ این‌ دو قاره‌ به‌ یکدیگر متصل‌ بوده‌اند و به‌ همین‌ سبب‌ اولاً بخش‌ غربی‌ آن‌ از لحاظ‌ پوشش‌ گیاهی‌ و تنوع‌ جانوری‌ شبیه‌ آسیا و جنوب‌ شرق‌ آن‌ شبیه‌ استرالیا است‌؛ دوم‌ اینکه‌ جزایر میانی‌ بین‌ دو قسمت‌ غربی‌ و شرقی‌ نشان‌دهندة‌ مرحله‌ای‌ انتقالی‌ بین‌ دو قارة‌ مزبور است‌ که‌ از لحاظ‌ طبیعی‌ اختلاف‌ زیادی‌ با یکدیگر دارند ( رجوع کنید به ولک‌، ص‌ 22). در قسمت‌ شرقی‌ نیز بقایای‌ قاره‌ای‌ مشاهده‌ می‌شود که‌ زمانی‌ گینة‌ نو و استرالیا را به‌یکدیگر متصل‌ می‌کرده‌است‌. شگفت‌آور نیست‌که‌ دو سرزمین‌ یاد شده‌ در روزگار ما نیز به‌ویژه‌ در زمینة‌ زندگی‌ جانوری‌، تشابهات‌ فراوانی‌ دارند. برای‌ نمونه‌، هر دو سرزمین‌ زیستگاه‌ جانوران‌ کیسه‌دار هستند که‌ فقط‌ در این‌ منطقه‌ از جهان‌ یافت‌ می‌شوند. گذشته‌از شگفت‌آوربودن‌ شکل‌ جغرافیایی‌جزایر مزبور، زندگی‌ گیاهی‌ و جانوری‌ آنها نیز بیش‌ از آن‌ عجیب‌ و غریب‌ است‌. از بسیاری‌ جهات‌، این‌ جزایر جهانی‌ مخصوص‌ به‌ خود و متمایز از انواع‌ آسیایی‌ و استرالیایی‌ به‌ وجود آورده‌اند (همان‌، ص‌25).در اندونزی‌ برخی‌ گوشتخواران‌ بزرگ‌ از قبیل‌ ببر، پلنگ‌ ابری‌ و پلنگ‌ سیاه‌ ، و علفخوارانی‌ از قبیل‌ دوگونه‌ کرگدن‌ به‌ نام‌ کرگدن‌ جاوه‌ و کرگدن‌ سوماترا (کرگدن‌ دو شاخ‌ آسیایی‌)، گوزن‌ تیمُر ، گراز وحشی‌، اسبهای‌ وحشی‌، بوفالوی‌ آبی‌ وحشی‌ ، گاو وحشی‌ و گاو بانتنگ‌ ، همچنین‌ برخی‌ از نخستی‌ها از قبیل‌ چند گونه‌ تاریسیه‌ (کوچک‌ترین‌ گونة‌ میمون‌) و چند گونه‌ مَکَک‌ و دیگر گونه‌های‌ پستانداران‌ دیده‌ می‌شود. 17% از کل‌ پرندگان‌ دنیا، مشتمل‌ بر 500 ، 1 گونه‌ شناخته‌ شده‌، در جزایر اندونزی‌ هستند. پرندگان‌ اندونزی‌ مخلوطی‌ از گونه‌های‌ آسیایی‌ و استرالیایی‌اند. برخی‌ از این‌ پرندگان‌ عبارت‌اند از: حواصیل‌ خاکستری‌ ، حواصیل‌ شب‌ ، شاهین‌ ، سلیم‌ طلایی‌ خاوری‌ ، چلچله‌ ، گونه‌های‌ مختلف‌ ماهی‌خورک‌ و گونه‌های‌ فراوانی‌ از پرندگان‌ آبچر و مهاجر.به‌ علت‌ جزیره‌ای‌ بودن‌ اندونزی‌، خزندگان‌ این‌ کشور منحصر به‌ فردند. این‌ کشور زیستگاه‌ بزرگ‌ترین‌ گونة‌ سوسمار دنیا، با نام‌ علمیِ Varanus Komodensis است‌. گونه‌های‌ لاسرتاها (دوشاخ‌زبانان‌) (Lacertidae) ، مارها (Serpentes) ، سقنقورها (Scincidae) و دیگر خزندگان‌ در این‌ کشور وجود دارند. کشور اندونزی‌ از لحاظ‌ تنوع‌ و تعداد دوزیستان‌ در دنیا مقام‌ اول‌ را دارد. این‌ دوزیستان‌ از راستة‌ بی‌پاها (Apoda) ، و قورباغه‌ها و وزغها (Anura) تشکیل‌ شده‌اند. راستة‌ اخیر دارای‌ هشت‌ خانواده‌ از قبیل‌ وزغها (Bufonidae) ، قورباغه‌ها (Ranidae) ، قورباغه‌های‌ درختی‌ آسیا (Rhacophoridae) ، قورباغه‌های‌ درختی‌ (Hylidae) و قورباغه‌های‌ جنوبی‌ (Myobatrachidae) است‌ ( رجوع کنید به > «بالی‌: جزیرة‌ بهشت‌» < ، ذیل‌ "Flora and fauna" ؛ > «پرنده‌شناسی‌ در اندونزی‌» < ، ذیل‌ "Birding on Java" و "Birding on Bali" ؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Indonesia" ).کشور مالزی‌ نیز دارای‌ تنوع‌ فراوانی‌ از حیات‌ وحش‌ است‌. ببر شاهی‌ هنوز مهم‌ترین‌ جانور آن‌ خطه‌ است‌. پلنگ‌ ابری‌، فیل‌ آسیایی‌، گاور (گاو وحشی‌ هندی‌؛ بزرگ‌ترین‌ گونة‌ گاو در جهان‌)، تاپیر (تنها گونة‌ آسیایی‌ از خانوادة‌ تاپیریده‌: Tapiridae ؛ پستانداران‌ خوکسان‌)، کرگدن‌ دو شاخ‌ سوماترا، اورانگ‌ اوتان‌ ، اونگکا (ژیبون‌ دست‌ سفید؛ نوعی‌ میمون‌ دراز دست‌ بی‌دم‌)، واک‌ ـ واک‌ (ژیبون‌ چالاک‌)، میمونهای‌ پوزه‌دار، لوریس‌ آهسته‌کار (از نخستیان‌ میمون‌ مانند شب‌ کار درختی‌)، تاریسیه‌ و همچنین‌ گونه‌هایی‌ از گوزنها، سنجابها، پرندگان‌ فراوانی‌ از طاووسها، منقارپهنها، قرقاولها (Phasianidae) ، ماهی‌خورکها، مرغابیها و بسیاری‌ پرندگان‌ و گونه‌هایی‌ از خزندگان‌ در این‌ کشور زندگی‌ می‌کنند ( رجوع کنید به> مالزی‌ در یک‌ نگاه‌ < ، ص‌ 4ـ6). جزایر برونئی‌ نیز نمونة‌ در خور توجهی‌ از تنوع‌ جانوری‌ جنوب‌شرق‌ آسیا هستند. این‌ جزایر، هر چند کوچک‌اند، ولی‌ محل‌ مناسبی‌ برای‌ تربیت‌ حیوانات‌ غیر بومی‌ و به‌ ویژه‌ محیط‌ زیست‌ بکری‌ برای‌ جانوران‌ کمیاب‌ و رو به‌ اضمحلال‌اند. در چند جزیرة‌ شنی‌، لاک‌پشتهای‌ سبز زندگی‌ می‌کنند. در جزایر برونئو خانواده‌هایی‌ از میمونها زندگی‌ می‌کنند اما نسل‌ آنها در خطر انقراض‌ قرار دارد. در این‌ جزایر، انواعی‌ از موشها و خفاشها (مخصوصاً روباههای‌ پرنده‌ ) و پرندگان‌ مختلف‌ زندگی‌ می‌کنند ( رجوع کنید به شهریاری‌، ص‌3).برای‌ مطالعة‌ بیشتر، علاوه‌ بر منابع‌ مندرج‌ در پایان‌ مقاله‌ رجوع کنید بهH. -U. Bernard and M. Brooke, Southeast Asia wildlife , London 1991; J. A. S. Bucknill and F. N. Chasen, Birds of Singapore and southeast Asia , Singapore 2001; M. J. Cox , A photographic guide to snakes and other reptiles of Thiland and Southeast Asia , Bangkok 1998; G. G. -H. Cranbrook, Mammals of Southeast Asia , New York 1991; idem, The wild mammals of Malaya ) peninsular Malaysia ) and Singapore ,2n ed., Oxford 1983; G. B. Jones and D. B. Jones, A bibliography of the land mammals of Southeast Asia : 1699-1969, Hawaii 1976; K. Kazmierczak, A field guide to the birds of the Indian Subcontinent , New Haven 2000; C. Robson, A guide to the birds of Southeast Asia: Thiland, peninsular Malaysia, Singapore, Myanmar, Laos, Vietnam, Cambodia, Princeton 2000.ب‌) آسیای‌ میانه‌ و قزاقستان‌. آسیای‌ میانه‌ عمدتاً به‌ ناحیه‌ای‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ از غرب‌ به‌ دریای‌ خزر، از شمال‌ به‌ روسیه‌، از شرق‌ به‌ چین‌ و از جنوب‌ به‌ ایران‌ و افغانستان‌ محدود می‌شود. این‌ ناحیه‌ شامل‌ چهار کشور ترکمنستان‌، تاجیکستان‌، ازبکستان‌ و قرقیزستان‌ است‌. در برخی‌ منابع‌، کشور قزاقستان‌ نیز جزء این‌ ناحیه‌ به‌ حساب‌ می‌آید. عوامل‌ طبیعی‌ در برگیرندة‌ این‌ منطقه‌ از قبیل‌ وجود دو کویر بزرگ‌ در غرب‌، استپهای‌ وسیع‌ قزاقستان‌ در شمال‌ و مناطق‌ کوهستانی‌ جنوب‌ و جنوب‌ شرق‌، همچنین‌ دوری از دریاهای‌ آزاد، حداقل‌ بارندگی‌ و اختلاف‌ دمای‌ زیاد در سراسر منطقه‌ موجب‌ تنوع‌ اقلیمی‌ این‌ منطقه‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید بهکشورهای‌ مستقل‌ مشترک‌ المنافع‌ و جمهوریهای بالتیک‌ ، ص‌ 49). تنوع‌ جانوری‌ این‌ منطقه‌ به‌ حوزة‌ جانوری‌ ـ جغرافیایی‌ ایرانی‌ ـ تورانی‌ وابسته‌ است‌. برخی‌ از مهره‌داران‌ بزرگ‌جثة‌ این‌ منطقه‌ از قبیل‌ ببر تورانی‌ و یوزپلنگ‌ انقراض‌ یافته‌اند. اجتماعات‌ کم‌ تعدادی‌ از جانوران‌ مثل‌ برخی‌ از پلنگها، گوزن‌ تایگا ، غزالها از جمله‌ غزال‌ شنی‌ ، بزهای‌ کوهی‌ از قبیل‌ بز کوهی‌ هیرکانی‌ و بز کوهی‌ سیبری‌ و گوسفندهای‌ کوهی‌ هنوز باقی‌اند. برخی‌ جانوران‌ مخصوصاً شمار زیادی‌ از پستانداران‌ هنوز از تعداد زیادی‌ برخوردارند از این‌ جانوران‌ می‌توان‌ از گرگ‌ ، روباه‌ها نظیر روباه‌ معمولی‌ ، زردبر (از خانوادة‌ سمور و راسو: Mustelidae )، و نیز بسیاری‌ از جوندگان‌ از جمله‌ سنجاب‌ زمینی‌ ، گونه‌هایی‌ از جربیلها (زیرخانوادة‌ Gerbillinae ) و دو پاها (Dipodidae) نام‌ برد. پرندگان‌ آسیای‌ میانه‌ تنوع‌ فوق‌العاده‌ای‌ دارند. این‌ رده‌ از جانوران‌ اگر چه‌ در مناطق‌ بیابانی‌ از گونه‌های‌ غیر وابسته‌ای‌ تشکیل‌ شده‌اند اما گونه‌های‌ شاخصی‌ نیز نظیر زاغ‌کویری‌ ، سسک‌جنبان‌ ، گنجشک‌ سینه‌سیاه‌ و برخی‌ از گونه‌های‌ جنس‌ چکچک‌ در این‌ منطقه‌ وجود دارد. در کوهها اشکال‌ متمایزی‌ از پرندگان‌ هستند که‌ به‌ گونه‌های‌ ارتفاعات‌ اروپایی‌، مدیترانه‌ای‌، هیمالیایی‌، چینی‌ (مثل‌ سهرة‌ سیاه‌ ) و اوراسیایی‌ (مثل‌ زاغ‌ نوک‌ زرد ) وابسته‌اند. خزندگان‌ مخصوصاً سوسمارها و مارها در این‌ منطقه‌ فراوان‌اند. در میان‌ سوسمارها، برخی‌ از گکوها (Gekkonidae) نظیر گکوی‌دُم‌پخ‌ ترکستان‌ در مناطق‌ بیابانی‌ و برخی‌ نظیر گونه‌های‌ دو جنس‌ Alsophylax و Cyrtopodion در خاکهای‌ آبادیها و تپه‌ ماهورها زندگی‌ می‌کنند. از خانوادة‌ آگاماها (Agamidae) گونه‌هایی‌ مثل‌ Trapelus sanguinolentus در بیابانهای‌ شنی‌ و گونه‌های‌ جنس‌ Phrynocephalus در خاکها و گونه‌های‌ جنس‌ Laudakia در کوهها زندگی‌ می‌کنند. مارها در این‌ منطقه‌ فراوان‌اند. گونه‌های‌ جنس‌ Eryx (انواع‌ بوآ) و Coluber در بیابانها وجود دارند. گونه‌هایی‌ از Lytorhynchus ، Eirenis و Boiga مخصوصاً در ترکمنستان‌ زندگی‌ می‌کنند. گونه‌های‌ سمّی‌ و خطرناک‌ از قبیل‌ کفچه‌مار (کبرا)، مار جعفری‌ آسیایی‌ و افعی‌ Vipera lebetina در این‌ ناحیه‌ پراکنده‌اند. لاک‌پشتها کمیاب‌اند و فقط‌ گونة‌ لاک‌پشت‌ آسیایی‌ در برخی‌ مناطق‌ وجود دارد. از میان‌ دوزیستان‌ فقط‌ قورباغة‌ معمولی‌ و دو گونه‌ از وزغها به‌ فراوانی‌ و گونه‌ای‌ سمندر با نام‌ علمی‌ Ranodon sibiricus در جنوب‌ شرق‌ قزاقستان‌ وجود دارد. از میان‌ آبزیان‌، برخی‌ از ماهیها از قبیل‌ گونه‌های‌ متعلق‌ به‌ جنس‌ Pseudoscaphirhynchus در آمودریا و سیردریا و برخی‌ از گونه‌های‌ کپور (Cyprinidae) در رودخانه‌های‌ کوههای‌ کپه‌داغ‌ تا تبت‌ و هیمالیا پراکنده‌اند. در دریاچة‌ آرال‌ نیز گونه‌هایی‌ از قبیل‌ Aralensis Salmo trutta زندگی‌ می‌کنند. بندپایان‌ این‌ ناحیه‌ همچون‌ سایر نواحی‌ دنیا از تنوع‌ فوق‌العاده‌ای‌ برخوردارند ( رجوع کنید بهد. ایرانیکا ، ذیل‌ "Fauna.III" ).تنوع‌ اقلیمی‌ منطقه‌ آسیای‌ میانه‌ سبب‌ تنوع‌ چشمگیر جانوران‌ این‌ منطقه‌ شده‌ است‌ مثلاً در کشور تاجیکستان‌ می‌توان‌ هم‌زمان‌ عناصر «شمالی‌» از قبیل‌ خرس‌ قهوه‌ای‌ ، خرگوش‌، گورکن‌ ، گوفر (جونده‌ای‌ نقب‌ زن‌ به‌ اندازة‌ موش‌ صحرایی‌ که‌ گونه‌های‌ کیسه‌ مانند دارد)، بز وحشی‌ سیبریایی‌، عناصر «آسیای‌ مرکزی‌ و هندی‌ ـ تبتی‌» مثل‌ پلنگ‌ آسیایی‌، اولار هیمالیایی‌ (= مرغ‌ هلال‌؛ رجوع کنید به د. تاجیکی‌ ، ج‌ 4، ص‌ 378)، گرگ‌ تبتی‌ ، عناصر «هندی‌» مثل‌ خارپشت‌ ایرانی‌ ، گونه‌های‌ مختلف‌ خانوادة‌ پرستو (Hirundinidae) ، عناصر «افغانی‌» از قبیل‌ قوچ‌ موفلون‌ (گوسفند وحشی‌ آسیایی‌)، مار کبرا، لاسرتای‌ خاکستری‌ و موریانه‌ها را دید ( رجوع کنید به محبت‌ اف‌، ص‌ 38ـ42). با پیشروی‌ به‌ سمت‌ شمال‌ بر تعداد و تنوع‌ عناصر شمالی‌ افزوده‌ می‌شود. در قزاقستان‌ خرس‌ قهوه‌ای‌، گراز وحشی‌، گونه‌های‌ گوزن‌ مثل‌ گوزن‌ تایگا و همچنین‌ سیاه‌ گوش‌ (وشق‌) بیشتر وجود دارد. درختان‌ دره‌های‌ تنگ‌ و عمیق‌ و دره‌های‌ نواحی‌ استپی‌ و کوهستانی‌، مسکن‌ و محل‌ بزها و گوسفندهای‌ کوهی‌، گوزنها و گربه‌های‌ وحشی‌ برفی‌اند. وجود رودها و دریاچه‌ها نیز منجر به‌ تنوع‌ جانوران‌ آبزی‌ این‌ منطقه‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید بهآشنایی‌ با جمهوریهای‌ مستقل‌ آسیای‌ میانه‌ و قفقاز ، ص‌ 72ـ73، 87).برای‌ مطالعة‌ بیشتر، علاوه‌ بر منابع‌ مندرج‌ در پایان‌ مقاله‌ رجوع کنید بهA. V. Afanasev, Zoogeografia Kazakhstana: no osnove rasprostraneiia mlekopitaiushchikh (Zoogeography of Kazakhstan: the distribution of mammals), Alma-Ata 1960; D. A. Azimov, Nasekomye Uzbekistan (Insects of Uzbekistan), Tashkent 1993; A. B. Bekenov, I. A. Grachev, and I.S. Lobachev, Ekologiia i povedenie mlekopitaiushchikh kazakhstana (Ecology and behavior of mammals of Kazakhstan), Alma-Ata 1988; E. I. Gan, Animal ecology and biology in Uzbekistan, Tashken 1969 (in Russian); E. V. Gvozdev, Animals of Kazakhstan: results and prospects of study, proceedings of the Institute of Zoology of S. S. R ., Alma-Ata 1984; V. G. Heptner, Fauna pozvonochnykh zhivotnykh Badkhyza (Vertebrate fauna of Badghyz Southern Turkmenistan) ) iuzhnyi Turkmenistan ),Ashkhabad 1956; R.N.Meklenburtsev etal., Ptitsy Uzbekistan (Birds of Uzbekistan), Tashkent 1987; N.T. Nechaeva, Vegetation and wildlife of the western Kopetdagh, Ashkhabad 1985 (in Russian); A.K.Rustamov, The birds of Turkmenistan , Ashkhabad 1958 (in Russian); S. M. Shammakov, Presmykayushcheesya ravninnogo Turkmenistana (Reptiles of lowland Turkmenia), Ashkhabad 1981; idem, The reptiles of plain Turkmenistan , Ashkhabad 1981 (in Russian); O. A. Starkov, Founa and animal ecology of Tajikistan: a collection of papers , Dushanbe 1978 (in Russian); A. O. Tashliev et al., Fauna resources of Turkmenistan and the problems of their rational use , Ashkhabad 1988 (in Russian); V. V. Tshikolovets, The butterflies of Turkmenistan , Bratislava 1998; I. D. Yakovelva, Identification book of Kirgizia , s reptiles , Frunze 1961 (in Russian).ج‌) قفقاز. قفقاز شامل‌ دو بخش‌ شمالی‌ و جنوبی‌ است‌. قفقاز شمالی‌ در بر گیرندة‌ جمهوریهای‌ داغستان‌، چچن‌، اینگوش‌، اوسِتیای‌ شمالی‌، کاباراـ بالکار، آدیگه‌ و قاراچای‌ ـ چرکس‌ است‌. قفقاز جنوبی‌ شامل‌ جمهوریهای‌ آذربایجان‌، ارمنستان‌ و گرجستان‌ است‌. قفقاز در حدفاصل‌ بین‌ اقلیم‌ معتدل‌ مداری‌ و جنب‌ مداری‌ قرار دارد. کوههای‌ قفقاز چون‌ سدی‌ از نفوذ تودة‌ هوای‌ سرد کوهستانی‌ از شمال‌ به‌ ماورای‌ قفقاز (قفقاز جنوبی‌) و تودة‌ هوای‌ گرم‌ از جنوب‌ به‌ قفقاز شمالی‌ جلوگیری‌ می‌کنند ( رجوع کنید بهامیر احمدیان‌، 1376 ش‌، ص‌10ـ13، 18). مناطق‌ حفاظت‌ شدة‌ قفقاز دارای‌ چهل‌ گونه‌ پستاندار، 120 گونه‌ پرنده‌، سیزده‌ جور از خزندگان‌، چهار جور از دوزیستان‌ و بیش‌ از 300 ، 1 جور حشره‌ است‌. در پایکوههای‌ غرب‌ و مرکز قفقاز، پستانداران‌ بیابان‌زی‌ نظیر گرگ‌ قفقازی‌ ، روباه‌، خرگوش‌ و موش‌ صحرایی‌ و در اراضی‌ پست‌ تِزِک‌ ـ کوما، چاله‌ کُروارس‌ میانی‌، جانوران‌ نیمه‌ صحرایی‌ نظیر جیران (غزال‌ شنی‌؛ غزال‌ دُرکاس‌)، تشی‌ (خارپشت‌ تیرانداز)، خرگوش‌ صحرایی‌، گونه‌های‌ زیر خانوادة‌ موشها، گراز وحشی‌ و گربة‌ وحشی‌ پراکنده‌اند. در کوههای‌ قفقاز خانواده‌های‌ بزرگ‌ و کوچک‌ و گاه‌ در فلات‌ ارمنستان‌، حیوانات‌ کوههای‌ بلند و جنگلی‌ از قبیل‌ بز کوهی‌ داغستان‌، گوسفند کوهی‌ ، گونه‌هایی‌ از گوزن‌، گونه‌های‌ مختلف‌ خانواده‌ سنجاب‌ (Sciuridae) ، خرس‌ قهوه‌ای‌ و گربة‌ جنگلی‌ زندگی‌ می‌کنند.در نواحی‌ خشک‌ آذربایجان‌ خزندگانی‌ چون‌ گونه‌های‌ مختلف‌ خانواده‌ افعی‌ (Viperidae) دیده‌ می‌شود. تعدادی‌ از جانوران‌ غیر بومی‌ از قبیل‌ گوزن‌ خالدار نیز با در نظر گرفتن‌ اقلیم‌ قفقاز در این‌ منطقه‌ سازگار شده‌اند ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ 21ـ22؛ اسدی‌کیا، ص‌ 10ـ11). گاه‌ نیز فعالیتهای‌ اقتصادی‌، جغرافیای‌ جانوری‌ این‌ منطقه‌ را تغییر داده‌ است‌. ماهی‌ گامبوزیا از ایتالیا، سگ‌ آبی‌ امریکای‌ جنوبی‌، گوزن‌ قطبی‌ از شرق‌ دور، مینک‌ و سگ‌ راکون‌ از تایگاهای‌ اوسوری‌ به‌ گرجستان آورده‌ و به‌ خوبی‌ سازگار شده‌اند (امیر احمدیان‌، 1381 ش‌، ص‌ 265ـ 266).پرندگان‌ قفقاز نیز به‌ دلیل‌ تنوع‌ قلمروهای‌ زیستی‌ از گوناگونی‌ زیادی‌ بر خور دارند. در کوههای‌ قفقاز بزرگ‌ و کوچک‌ و فلات‌ ارمنستان‌، کبک‌ دری‌ قفقاز و قره‌خروس‌ فراوان‌اند. از پرندگان‌ نواحی‌ جنگلی‌ گرجستان‌ می‌توان به‌ این‌ موارد اشاره‌ کرد: گونه‌های‌ مختلف‌ خانوادة‌ ماکیانیان‌ (Phasianidae) ، کبک‌ دری‌، الیکایی‌ ، دارکوب‌ سبز و دارکوب‌ سیاه‌ . از پرندگان‌ بیشه‌ها و بوته‌زارها می‌توان از لاشخور، کرکس‌ سیاه‌ ، شاهین‌، از پرندگان‌ جنگلهای‌ اراضی‌ پست‌ از قرقاول‌ و در استپها از چکاوکها (Alaudidae) و عقاب‌ استپ‌ نام‌ برد. گونه‌های‌ خانوادة‌ دلفین‌ (Delphinidae) و ماهیهای‌ گوناگون‌ از قبیل‌ استروژن‌، سالمون‌، شاه‌ماهی‌، ماهی‌ پهن‌، ماهی‌ دراز و سفره‌ ماهی‌ نیز در آبهای‌ این‌ مناطق‌ وجود دارند ( رجوع کنید بههمو، 1376 ش‌؛ همو، 1381 ش‌؛ اسدی‌کیا، همانجاها).برای‌ مطالعة‌ بیشتر، علاوه‌ بر منابع‌ مندرج‌ در پایان‌ مقاله‌ رجوع کنید بهK. M. Alekperov, Mlekopitaiushchie iugo-zapadnogo Azerbaidzhana (Mammals of southwestern Azerbaijan), Baku 1966 (in Russian); Animal life of Azerbaijan , ed. A. N. Alizade et al ., Baku 1951 (in Russian); L. V. Chopikashvili, Fauna and animal ecology of the Caucasus: a collection of scientific papers, Ordzhonikidze 1987 (in Russian); V. I. Naniev, Animal ecology of the northern slopes of central caucasus: an interdisciplinary collection of paper , Orj ¨onikidze 1978.NNNN جانور/ جانورشناسی (4)د) جنوب‌ غرب‌آسیا (به‌ جز ایران‌). با توجه‌ به‌ قرارگیری‌ این‌ ناحیه‌ در عرضهای‌ جغرافیایی‌ پایین‌ ( 15 تا ْ45 عرض‌ شمالی‌) و دور بودن‌ از اقیانوسها و مناطق‌ مرطوب‌، آب‌ و هوای‌ گرم‌ و خشک‌ به‌ طور عمومی‌ در این‌ ناحیه‌ حاکم‌ است‌. این‌ ناحیه‌ شامل‌ شانزده‌ کشور افغانستان‌، پاکستان‌ (بخش‌ غربی‌)، ایران‌، ترکیه‌، عراق‌، سوریه‌، لبنان‌، فلسطین‌، اردن‌، یمن‌، عربستان‌ سعودی‌، عمان‌، امارات‌ متحدة‌ عربی‌، بحرین‌، قطر و کویت‌ است‌. به‌ استثنای‌ برخی‌ مناطق‌ کوهستانی‌ و پر آب‌ در ایران و عراق‌ و ترکیه‌ و سواحل‌ مدیترانه‌ و بخشی‌ از پاکستان‌، در سایر مناطق‌ این‌ ناحیه‌ به‌ علت‌ نبود ناهمواریهای‌ مرتفع و دوری‌ از دریاهای‌ بزرگ‌ و نبود رطوبت‌ کافی‌ در هوا، اقلیم‌ گرم‌ و خشک‌ و نامساعد حاکمیت‌ دارد و علاوه‌ بر تبخیر شدید آبهای‌ سطحی‌، خاکهای‌ آن‌ نیز نامساعد و شور بوده‌ و از لحاظ‌ منابع‌ غذایی‌ بسیار فقیر است‌. از این‌رو پوشش‌ گیاهی‌ متراکم‌ و جنگل‌ در این‌ مناطق‌ دیده‌ نمی‌شود و گیاهان‌، شورپسند و دور از هم‌اند ( رجوع کنید بهمستوفی‌الممالکی‌، ص‌ 22ـ 25، 31ـ32).جغرافیای‌ پیچیدة‌ افغانستان‌، شرایط‌ وجود جانورگان‌ متنوعی‌ را فراهم‌ کرده‌ است‌. کوههای‌ هندوکش‌، سدی‌ در برابر پراکنش‌ و نفوذ بیشتر عناصر خطة‌ جانورگان‌ هندی به‌ سوی‌ مغرب‌ بوده‌ است‌، و در نتیجه‌ بیشتر جانوران‌ افغانستان‌ نوعاً دیرین‌ شمالگان‌ (= مربوط‌ به‌ منطقة‌ جغرافیایی‌ شامل‌ اروپا، و مناطق‌ آسیایی‌ واقع‌ در شمال‌ کوهستان‌ هیمالیا) هستند. تداخل‌ دو خطة‌ عمدة‌ زیا جغرافیایی‌ را وجود پنج‌ منطقة‌ زیستبومی‌ عمده‌ در این‌ کشور باز هم‌ پیچیده‌تر می‌کند: ارتفاعات‌ مرکزی‌، جلگه‌ها، نواحی‌ نیمه‌ کویری جنوبی‌، جنگلها و بارانهای‌ موسمی‌، و حوضة‌ میان‌ کوهی‌ شرقی‌. در میان‌ پستانداران‌ (به‌ جز انسان‌)، بوزینة‌ هندی‌ رِزوس‌ تنها پستاندار عالی‌ این‌ کشور است‌. در میان‌ گوشتخواران‌، نسل‌یوز (تازی‌پلنگ‌) و ببر خزری‌ از بین‌ رفته‌ است‌. نسل‌ پلنگ‌ برفی‌ روبه‌ نابودی‌ و نسل‌ سایر پلنگها و سیاهگوشها ، و گونه‌های‌ کوچک‌تر گربه‌سانان‌ از قبیل‌ گربة‌ کوهی‌ و گربة‌ صحرایی‌ روبه‌ کاهش‌ است‌. ظاهراً روباه‌ شنی‌ (روباه‌ دشتی‌) و شاه‌ روباه‌ (روباه‌ خاکی‌) نیز بسیار کمیاب‌ شده‌اند. گرگ‌، روباه‌سرخ‌ (روباه‌ معمولی‌)، شغال‌ ، نَمْس‌ و خرس‌ سیاه‌ آسیایی‌ نیز وجود دارند. خرس‌ قهوه‌ای‌ ظاهراً منقرض‌ شده‌است‌. از خانوادة‌ سمور و راسو (Mustelidae) نیز هشت‌ گونه‌ از قبیل‌ سمورسنگی‌ ، راسو ، شنگ‌ (سگ‌ آبی‌) و کفتار دیده‌ می‌شود. پنج‌ گونه‌ از سُمداران‌ مثل‌ قوچ‌ اوریال‌ (آهوی‌ قشقار)، بز کوهی‌ سیبریایی‌، اوریال‌ بدخشان‌ (آهوی‌ سرخ‌)، بزکوهی‌ (آهوی‌ رنگ‌)، پازن‌ ، بز مارخور ، گوزن‌ باختری‌ (گوزن‌ تایگا) و گراز در قسمتهای‌ مختلف‌ افغانستان‌ وجود دارند. آهوی‌ مشک‌ (آهوی‌ خُتن‌) نیز منقرض‌ شده‌ است‌.از پستانداران‌ حشره‌خوار (Insectivora) شمار نه‌ چندان‌ زیادی‌ از خارپشتها (Erinaceidae) همچنین‌ تَبَرغان‌ ، سنجابها (Sciuridae) و جمعیت‌ زیادی‌ از سایر جوندگان‌ (Rodentia) ، گونه‌هایی‌ از خرگوشیان‌ (Lagomopha) و 32 گونه‌ خفاش‌ (Chiroptera) نیز در افغانستان‌ تشخیص‌ داده شده‌ است‌.تقریباً 450 گونه‌ پرنده‌ در افغانستان‌ شناسایی‌ شده‌ است‌. در نواحی‌ استپی‌، درنای‌ سفید سیبریایی‌، اردک‌ وحشی‌ ، چوب‌پا ، پرستوهای‌ دریایی‌، کاکاییها (Laridae) ، فلامینگو ی‌ بزرگ‌، در دریاچه‌ها چنگر (قَشْقِل‌ اصلی‌)، غاز خاکستری‌ ، کله‌سبز ، گیلار ، فیلوش‌ ، اردک‌ سرحنایی‌ و حواصیل‌ خاکستری‌ و شمار زیادی‌ از درازپاها زندگی‌ می‌کنند. در کوههای‌ مرکزی‌، لک‌لکها (Ciconiidae) ، سار (Sturnidae) ، کبک‌ و انواع‌ کلاغ‌ (Corvidae) ، در جنگلها قرقاول‌ هیمالیایی‌ ، بلبل‌ کله‌ سفید و طوطی‌ (Psittacidae) ، در نواحی‌ نیمه‌ کویری‌ و اراضی‌ پست‌، خانواده‌های‌ چکاوکها (Alaudidae) ، سِسْکها (Sylviidae) ، پرستوها (Hirundin: dae) و گنجشکها (Passeridae) وجود دارند. دوزیستان‌ شامل‌ وزغ‌ سبز ، قورباغه‌ و یک‌ گونه‌ سمندر با نام‌ علمی‌ Batra chuperus musteri هستند. خزندگان‌ شامل‌ 34 گونه‌ از آگاماها (Agamidae) ، پانزده‌ گونه‌ از گکوها (مارمولکهای‌ خانگی‌: Gekkonidae )، دوازده‌ گونه‌ دو شاخ‌ زبان‌ (Lacertidae) ، دو گونه‌ بزمجه‌ (Varanidae) و 27 گونه‌ مار (راستة‌ Serpentes )اند. کوهستان‌ هندوکش‌ ماهیهای‌ کشور را به‌ دو مجموعة‌ قزل‌آلاها (آزاد ماهیان‌: Salmonidae ) و کپورها (Cyprinidae) که‌ شامل‌ ماهی‌ آزاد و کپور و است‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌ ( رجوع کنید بهد. ایرانیکا ، ذیل‌ "Afghanistan. III" ؛ دریح‌، ص‌ 5).حیات‌ وحش‌ پاکستان‌ در کوههای‌ شمالی‌، تنوع‌ زیادی‌ دارد و حیواناتی‌ از قبیل‌ خرس‌ قهوه‌ای‌، خرس‌ سیاه‌ هیمالیایی‌، پلنگ‌، پلنگ‌ برفی‌، بزکوهی‌ سیبریایی‌ و انواعی‌ از گوسفندهای‌ وحشی‌ و گورخر در این‌ منطقه‌ وجود دارد. آهو ، جبیر ، گراز وحشی‌، شغال‌، گونه‌های‌ مختلف‌ روباه‌ و گربه‌ و تعداد زیادی‌ از جوندگان‌ از خانواده‌های‌ مختلف‌ سنجابها، دوپاها، موشها، سنجابکها (Myoxidae) و تشیها (Hystricidae) در این‌ کشور دیده‌ می‌شوند. از خزندگان‌ فراوان‌ می‌توان‌ به‌ این‌گونه‌ها به‌ عنوان‌ چند نمونه‌ از 21 خانوادة‌ مختلف‌ این‌ رده‌ اشاره‌ کرد: لاک‌پشت‌ سبز، لاک‌ پشت‌ آسیایی‌، تمساح‌ تالابی‌، آگامای‌ بدخشان‌ ، گکوی‌ دُم‌کُند ، سوسمار پاشرابة‌ بلانفورد ، بزمجه‌ (وارانوس‌) هندی‌ ، بوآی‌ تاتاری‌ ، مار دریایی‌ نوک‌دار و مار جعفری‌ سندی‌ . خیل‌ پرندگان‌ پاکستان‌ در 79 خانواده‌ جای‌ گرفته‌اند؛ از متنوع‌ترین‌ خانواده‌ها می‌توان‌ به‌ این‌ نامها اشاره‌ کرد: سهره‌ (Fringillidae) ، مگس‌گیر (Muscicapidae) ، دم‌جنبانک‌ (Matacillidae) ، پرستو، چکاوک‌، دارکوب‌ (Picidae) ، جغد (Strigidae) ، کبوتر (Columbidae) ، کاکایی‌، آبچلیک‌ (Scolopacidae) و خانوادة‌ باز و عقاب‌ و لاشخور (Accipitridae) ( رجوع کنید بهد. بریتانیکا ، 1985، ماکروپدیا ، ج‌ 25، ص‌ 382؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ Pakistan" " ).جانوران‌ عراق‌ شامل‌ انواعی‌ از آنتلوپها (گروهی‌ از پستانداران‌ زوج‌ سم‌: Artiodactyla )، خفاشها، سیاهگوش‌، شیر، یوزپلنگ‌، کفتار، گونه‌های‌ مختلف‌ غزال‌، شغال‌، شنگ‌ معمولی‌، موشهای‌ دوپا، گرگ‌، گورخر و گراز وحشی‌ است‌. شماری‌ از گونه‌های‌ در معرض‌ خطر انقراض‌ عبارت‌اند از: گربة‌ جنگلی‌، گربة‌ وحشی‌، گربة‌ شنی‌، خرس‌ قهوه‌ای‌، پازن‌ (زیرگونة‌ ایرانی‌)، لک‌لک‌ سفید ، کفچه‌ نوک‌ سفید ، فلامینگوی‌ بزرگ‌، عقاب‌ ماهیگیر و عقاب‌ استپ‌. همچنین‌ از خزندگان‌ در معرض‌ خطر، سوسمار خاردم‌ مصری‌ ، آفتاب‌پرست‌ ، بوآی‌ شنی‌ قفقاز و لاک‌پشت‌ مهمیزدار قابل‌ ذکر است‌. نهنگ‌ آبی‌ (بزرگ‌) و نهنگ‌ گوژپشت‌ نیز از پستانداران‌ آبزی‌ در معرض‌ این کشورند ( رجوع کنید بهماسیکوت‌ ؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Iraq" ).گوناگونی‌ آب‌ و هوا در ترکیه‌ موجب‌ تنوع‌ در حیات‌ وحش‌ این‌ کشور شده‌ است‌. از طرفی‌ چون‌ ترکیه‌ ناحیه‌ای‌ انتقالی‌ بین‌ اوراسیا و افریقاست‌، جانوران‌ آن‌ تنوع‌ فوق‌العاده‌ای‌ دارند. پستاندارانی‌ همچون‌ گوزن‌، غزال‌، میش‌وحشی‌، مارال‌، بزکوهی‌، خرس‌، گرگ‌، روباه‌، یوزپلنگ‌، سیاهگوش‌، خرگوش‌ صحرایی‌، راسو، گراز وحشی‌، کفتار، شتر، گاومیش‌ و نیز در حدود چهارصد گونه‌ پرنده‌ از جمله‌ قرقاول‌، کبک‌، بلدرچین‌، مرغابی‌، قو، کبوتر، هوبره‌، طاووس‌، فلامینگو، پلیکان‌ و لک‌لک‌ در این‌ کشور وجود دارد ( رجوع کنید بهقاسمی‌، ص‌ 7ـ 8؛ ترکیه‌ * : بخش‌ 1).حیوانات‌ وحشی‌ استپهای‌ سوریه‌ عبارت‌اند از چندین‌ گونه‌ غزال‌، روباه‌ معمولی‌، شغال‌ و گاهی‌ هم‌ کفتار و در کوهستانهای‌ شمالی‌ بزهای‌ وحشی‌، و ندرتاً شوکا . از حیوانات‌ کوچک‌تر انواعی‌ از قبیل‌ خرگوش‌، خارپشتها (Eriniceidae) ، سمور سنگی‌ و راسو دیده‌ می‌شود.سوریه‌ از لحاظ‌ تنوع‌ پرندگان‌ فوق‌العاده‌ غنی‌ است‌، زیرا آنجا سرزمین‌ میزبان‌ پرندگان‌ مهاجر از شمال‌ و جنوب‌ است‌. انواع‌ پرندگان‌ آوازخوان‌، مرغابیها و قوها (Anatidae) از آبان‌ تا فروردین‌/نوامبر تا آوریل‌ولک‌لکها شامل‌ لک‌لک‌ سیاه‌ و لک‌لک‌ سفید و درناها در فصل‌ بهار، در این‌ سرزمین‌ فراوان‌اند. گونه‌هایی‌ از بلدرچین‌ ، کبوترها، کبک‌ و هوبره‌ پرندگان‌ بومی‌ این‌ کشورند. شترمرغ‌ وحشی‌ در سوریه‌ منقرض‌شده‌ است‌. از پرندگان‌ شکاری‌، انواع‌ لاشخورها، از قبیل‌ کرکس‌ کوچک‌ ، کرکس‌ و طرلان‌ یافت‌ می‌شوند. در استپها عقرب‌ فراوان‌است‌. همچنین‌ برخی‌ افعیها از جمله‌ افعی‌ شاخدار ایرانی‌ و انواع‌ سوسمارها وجود دارند. رودها و دریاچه‌های‌ این‌ سرزمین‌ پر از ماهی‌ است‌. حشرات‌ این‌ کشور نیز چون هر منطقه‌ای‌ بسیار فراوان‌ و متنوع‌اند ( رجوع کنید به > سوریه‌ < ، ص‌ 34ـ35).کشور لبنان‌، نقطة‌ تلاقی‌ سه‌ قارة‌ اروپا، افریقا و آسیاست‌. قرارگرفتن‌ این‌ کشور در شرق‌ مدیترانه‌ نیز این‌ امتیاز را تقویت‌ کرده‌ است‌. این‌ شرایط‌ اقلیمی‌ و در نتیجه‌ رویشهای‌ گیاهی‌ خاص‌ و گوناگون‌، تنوع‌ خاصی‌ به‌ جانورگان‌ این‌ کشور بخشیده‌ است‌، اما برخی‌ از این‌ جانوران‌ به‌ علت‌ فعالیتهای‌ بشر، منقرض‌ شده‌اند. از مهم‌ترین‌ حیوانات‌ انقراض‌ یافتة‌ لبنان‌ می‌توان‌ به‌ خرس‌ قهوه‌ای‌ سوریه‌ای‌، پلنگ‌ افریقایی‌، سیاهگوش‌ ایرانی‌، گوزن‌، غزال‌ عربی‌ و هامستر طلایی‌ اشاره‌ کرد. فسیلِ گونه‌هایی‌ از قبیل‌ شیر و فیل‌ و کرگدن‌ در این‌ کشور قابل‌ توجه‌ است‌. پستانداران‌ لبنان‌ شامل‌ چند راسته‌اند: راستة‌ حشره‌خواران‌ شامل‌ دو جنس‌ با دو گونه‌ خارپشت‌ و سه‌ گونه‌ حشره‌خوار؛ راستة‌ خفاشان‌ شامل‌ پانزده‌ گونه‌ حشره‌خوار و یک‌ گونة‌ میوه‌خوار؛ سگسانان‌ از راستة‌ گوشتخواران‌، شامل‌ گونه‌های‌ شغال‌ و گرگ‌ و سگ‌ و روباه‌ معمولی‌ است‌. از خانوادة‌ سمور و راسو پنج‌گونه‌ شامل‌ شنگ‌ معمولی‌، راسو، سمور سنگی‌، گورکن‌ و زردبر وجود دارند. این‌ خانواده‌ شامل‌ یک‌ گونه‌ راسوی‌ مصری‌ بوده‌ است‌ که‌ به‌ نظر می‌رسد اخیراً منقرض‌ شده‌ است‌. کفتارها با یک‌گونه‌، گربه‌سانان‌ با گونة‌ گربة‌ وحشی‌ و خرگوشهای‌ کوهی‌ با یک‌ گونه‌ هنوز وجود دارند. از زوج‌ سُمان‌ می‌توان‌ به‌ گراز وحشی‌ اشاره‌ کرد. خرگوشیان‌ نیز دارای‌ یک‌ گونه‌ خرگوش‌ با نام‌ علمی‌ Lepus europaeus است‌. از راستة‌ جوندگان‌ می‌توان‌ به‌ سنجاب‌ ایرانی‌ ، تشی‌، سنجابکها، موشهای‌ صحرایی‌ ، موش‌ خانگی‌ و هامستر خاکستری‌ اشاره‌ کرد. دوزیستان‌ لبنان‌ شامل‌ پنج‌ گونه‌ از قورباغه‌ و وزغ‌ (چهار گونه‌) و سمندر (یک‌ گونه‌) است‌. خزندگان‌ دارای‌ 43 گونه‌اند. از این‌ رده‌ می‌توان‌ به‌ لاک‌پشتهای‌ خشکی‌، لاک‌پشتهای‌دریایی‌، لاک‌پشتهای‌ آبی‌، سوسمارها و مارهای‌ سمّی‌ و غیرسمّی‌ اشاره‌ کرد. در میان‌ 337 گونه‌ پرندة‌ شناخته‌ شده‌ در لبنان‌، 65 گونة‌ بدون‌ آشیانه‌، صد گونة‌ آشیانه‌دار و 170 گونة‌ مهاجر قابل‌ تشخیص‌ است‌. لبنان‌ دارای‌ 44 گونه‌ پرندة‌ شکارچی‌ است‌ که‌ برخی‌ از آنها از قبیل‌ دلیجه‌ ، سارگپه‌ پابلند ، کرکس‌ و شاهین‌ آشیانه‌دار هستند. گونه‌هایی‌ از قبیل‌ بلبل‌ خرما ، سسک‌ دم‌پهن‌ و الیکایی‌ نیز در لبنان‌ و کشورهای‌ همسایه‌ وجود دارند (برای‌ تفصیل‌ بیشتر رجوع کنید به سوری‌ ، 2004).فلسطین‌ از تنوع‌ فوق‌العادة‌ جانوران‌ برخوردار است‌. به‌ نظر می‌رسد تنوع‌ گیاهی‌ آن‌ (600 ، 2 گونه‌)، عاملی‌ در جهت‌ افزایش‌ تنوع‌ حیات‌ جانوری‌ این‌ منطقه‌ شده‌ است‌. بیش‌ از پانصد گونة‌ مختلف‌ پرنده‌ در آنجا شناسایی‌ شده‌ است‌. برخی‌ از آنها شامل‌ بلبل‌ معمولی‌ بومی‌اند و برخی‌ مثل‌ چنگرها و سارها در زمستانها برای‌ تأمین‌ غذا به‌ حوضچه‌های‌ ماهی‌ و مزارع‌ کشاورزی‌ پناه‌ می‌آورند. میلیونها پرندة‌ مهاجر، هر سال‌ دوبار بر فراز این‌ کشور پرواز می‌کنند. سارگپه‌ جنگلی، پلیکانها و دیگر پرندگان‌ بزرگ‌ و کوچک‌ در ماههای‌ اسفند و مهر/ مارس‌ و اکتبر آسمان‌ را پر می‌کنند. چندین‌ گونة‌ شکاری‌ از قبیل‌ عقابها، شاهینها ، قرقیها (Hawks) و برخی‌ پرندگان‌ آوازخوان‌ مثل‌ سِسْک‌ جنگلی‌ و تاج‌ طلایی‌ در این‌ کشور آشیانه‌ دارند. غزالهای‌ کوهی‌، روباه‌ها، گربه‌های‌ جنگلی‌ و دیگر پستانداران‌ در مناطق‌ کوهستانی‌ و جنگلی‌ زندگی‌ می‌کنند. بز کوهی‌ نوبِیایی‌ از دیگر پستانداران‌ مناطق‌ بیابانی‌ فلسطین‌ است‌. آفتاب‌پرستها، مارها و سوسمارها از جملة‌ صد گونه‌ خزندة‌ بومی‌ این‌ کشورند. در حال‌ حاضر جانورانی‌ از قبیل‌ غزال‌، بزکوهی‌، پلنگ‌ و کرکس‌ از جانوران‌ تحت‌ حفاظت‌اند ( رجوع کنید به الیمان‌ ، 2004).حیات‌ وحش‌ اردن‌ شامل‌ پستاندارانی‌ از قبیل‌ شماری‌ از راسته‌های‌ حشره‌خواران‌، خفاشها، جوندگان‌، برخی‌ گوشتخواران‌ مانند شغال‌، گرگ‌، خرس‌ قهوه‌ای‌، چندگونه‌ از خانوادة‌ سمور و راسو، پلنگ‌، گربه‌، گرازوحشی‌ و برخی‌ زوج‌ سُمان‌ از جمله‌ غزالها است‌. از پستاندارانِ در معرض‌ خطر انقراض‌ و آسیب‌پذیر اردن‌ می‌توان‌ از گاوآهو ، بزکوهی‌ نوبیایی‌، غزال‌ دُرکاس‌، داگونگ‌ ، شنگ‌ معمولی‌ و برخی‌ خفاشها نام‌ برد. بیابانهای‌ این‌ کشور منزلگاهی‌ برای‌ برخی‌ جانوران‌ مثل‌ شتر ، روباه‌ بیابانی‌ ، خرگوش‌ و دوپاها (شامل‌ دوپای‌ فرات‌ و دوپای‌ مصری‌ ) است‌. از شمار زیاد پرندگان‌ وخزندگان‌ می‌توان‌ شترمرغ‌، غواص‌ گلوسرخ‌ ، خانوادة‌ کبوترهای‌ دریایی‌ (Procellariidae) ، پلیکانها (Pelecanidae) ، فلامینگوی‌ بزرگ‌ و دهها پرندة‌ دیگر و همچنین‌ سه‌گونه‌ لاک‌پشت‌، گکوها، آگاماها، بوآی‌شنی‌ و شماری‌ از مارهای‌ خانوادة‌ Colubridae را ذکر کرد. دوزیستان‌ این‌ کشور از گونة‌ وزغ‌ سبز فراتر نیست‌ ( رجوع کنید بهماسیکوت‌؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Jordan" ).کشورهای‌ حوزة‌ خلیج‌فارس‌ و منطقة‌ یمن‌، به‌ علت‌ بیابانی‌ بودن‌ و مجاورت‌ با دریاهای‌ آزاد و اقیانوس‌ تقریباً از اقلیم‌ و پوشش‌ گیاهی‌ و در نتیجه‌ تنوع‌ جانوری‌ نسبتاً مشابهی‌ برخوردارند که‌ بررسی‌ گونه‌های‌ عربستان‌ شاید بتواند شاخص‌ خوبی‌ برای‌ جانوران‌ این‌ منطقه‌ باشد.گونه‌های‌ جانوری‌ عربستان‌ با گونه‌های‌ آسیا، اروپا و افریقا خویشاوندی‌ دارند که‌ این‌ امر به‌ سبب‌ اتصال‌ قاره‌ها پیش‌ از وقوع‌ اشتقاق‌ آنها بوده‌ است‌. بر این‌ اساس‌، برخی‌ جانوران‌ از قبیل‌ کفتار مخطط‌، پلنگ‌ عربی‌ ، شیر و یوزپلنگ‌ از عناصر مشترک‌ آسیایی‌ و اروپایی‌ و افریقایی‌ هستند. برخی‌ مثل‌ گاوآهو، بابون‌ زرد و زَلَم‌ (از خرگوشهای‌ سم‌دار کوهی‌) از انواع‌ افریقایی‌اند، اما بزکوهی‌ دارای‌ اصالت‌ اروپایی‌ است‌. نقوش‌ سنگی‌ به‌ وجود گونه‌های‌ انقراض‌ یافته‌ای‌ از قبیل‌ شترمرغ‌ و گاوهای‌ نر اشاره‌ دارد. از نخستیان‌ عربستان‌ می‌توان‌ به‌ میمونهای‌ بابون‌ اشاره‌ کرد. بابون‌ عربی‌ با نوع‌ افریقایی‌ فرق‌ دارد زیرا جثة‌ آن‌ کوچک‌تر است‌. از گوشتخواران‌ می‌توان‌ از گرگ‌ عربی‌، شغال‌، روباه‌ قرمز، روباه‌ شنی‌ (دشتی‌)، شاه‌ روباه‌ و روباه‌ فنک‌ نام‌ برد. گرگ‌ عربی‌ از گرگ‌ آسیایی‌ بزرگ‌تر است‌. روباه‌ قرمز نیز بزرگ‌ترین‌ جثه‌ را بین‌ انواع‌ روباهها دارد. کفتار مخطط‌ در مناطق‌ کوهستانی‌ دیده‌ می‌شود. از گربه‌سانان‌، گربة‌ بیابانی‌، گربة‌ شنی‌، وَشَق‌ (نوعی‌ سیاهگوش‌) و پلنگ‌ عربی‌ در غرب‌، جنوب‌ و شمال‌ این‌ کشور دیده‌ می‌شود. از سم‌داران‌ می‌توان‌ به‌ بزهای‌ کوهی‌ در ارتفاعات‌ اشاره‌ کرد. گاوآهوی‌ عربی‌ نیز که‌ حیوان‌ شاخص‌ شبه‌جزیرة‌ عربستان‌ است‌ در حال‌ انقراض‌ است‌. چندگونه‌ غزال‌ در این‌ کشور وجود دارد. از دیگر پستانداران‌ می‌توان‌ به‌ خارپشتان‌، خفاشها، خرگوشها، جوندگان‌ و انواع‌ آبزی‌ از قبیل‌ ماهیهای‌ کتودون‌ (Chaetodonidae) ، دلفینها و والها اشاره‌ کرد. پرندگان‌ عربستان‌ از انواع‌ آسیایی‌ و افریقایی‌اند. در شبه‌جزیرة‌ عربستان‌ در موسم‌ مهاجرت‌ بیش‌ از 220 گونه‌ پرنده‌ در این‌ کشور وجود دارد که‌ برخی‌ مقیم‌ و برخی‌ مهاجرند. شترمرغ‌ انقراض‌ یافته‌ است‌ اما انقراض‌ برخی‌ از کرکسها، دراجها، مرغ‌ حبشی‌، مرغهای‌ سنگخوار و هوبره‌ها مشکوک‌ است‌ (ابوزناده‌، ص‌ 695 ـ697، 727ـ733؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Saudi Arabia" ).در عربستان‌ بیش‌ از صد گونه‌ خزنده‌ وجود دارد؛ 67 گونه‌ جزو راستة‌ سوسمارها، سی‌گونه‌از راستة‌ مارها، دوگونه‌ لاک‌پشت‌ آب‌ شیرین‌ و پنج‌ گونه‌ لاک‌پشت‌ دریایی‌ که‌ در دریای‌ احمر و خلیج‌فارس‌ زندگی‌ می‌کنند. صید خزندگان‌ عربستان‌ به‌خاطر روند فزایندة‌ شکار آنها ممنوع‌ شده‌ است‌. از معروف‌ترین‌ خزندگان‌ عربستان‌، لاک‌پشت‌ سبز و لاک‌پشت‌ منقاردار (عقابی‌) است‌ که‌ دلیل‌ صید آنها استفاده‌ از گوشت‌، تخم‌ و لاک‌ آنهاست‌. همچنین‌ سوسمار خاردُم‌ مصری‌ از جمله‌ خزندگانی‌ است‌ که‌ با صید بی‌رویه‌ مواجه‌ است‌. ماهیها، دوزیستان‌ و حشرات‌ عربستان‌ نیز از تنوع‌ خوبی‌ برخوردارند ( رجوع کنید بهابوزناده‌، همانجاها).در غرب‌ شبه‌جزیرة‌ عربستان‌ مثلاً در جزایر اطراف‌ یمن‌، برخی‌ از عناصر افریقایی‌ وجود دارند ( رجوع کنید بهکریملو، ص‌10). از جانوران‌ افریقایی‌ یمن‌ می‌توان‌ از بابون‌ زرد (بابون‌ گینه‌)، گاوآهو و برخی‌ پستانداران‌ نام‌ برد. پستانداران‌ شاخص‌ این‌ کشور شامل‌ یوزپلنگ‌، کاراکال‌، پلنگ‌، گربة‌ شنی‌، گربة‌ وحشی‌، چندگونة‌ غزال‌ و از گونه‌های‌ در معرض‌ خطر انقراض‌، بزکوهی‌ نوبیایی‌، غزال‌ دُرکاس‌ و داگونگ‌ است‌. متنوع‌ترین‌ خانواده‌های‌ پرندگان‌ یمن‌ شامل‌ خانواده‌های‌ توکا (Turdidae) ، سسک‌ (Sylviidae) ، کبوتر، کاکایی‌، آبچلیک‌ (Scolopacidae) و خانوادة‌ باز، عقاب‌ و لاشخور (Accipitridae) است‌. از خزندگان‌ یمن‌ می‌توان‌ از چهارگونه‌ لاک‌پشت‌، شمار فراوانی‌ از افراد راستة‌ سوسمارها، دوگونه‌ از راستة‌ کرم‌ سوسمارها (Amphisbaenia) و چندین‌ گونه‌ از مارها نام‌ برد ( رجوع کنید بهماسیکوت‌؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Yemen" ).در کشورهای‌ کوچک‌ حوزة‌ خلیج‌فارس‌، جانورگان‌ کمابیش‌ همان‌ تنوع‌ عربستان‌ سعودی‌ را دارد، چنانکه‌ در کویت‌ پرندگان‌ نادر و مهاجری‌ که‌ از مناطق‌ گرم‌ به‌ روسیه‌ و آسیای‌ صغیر می‌روند وجود دارند. از پرندگانی‌ که‌ معمولاً در کویت‌ دیده‌ می‌شوند می‌توان‌ به‌ هدهد ، عقابها، غازها و پرستوهای‌ دریایی‌ (از خانواده‌ Laridae : کاکایی‌) اشاره‌ کرد. پستاندارانی‌ چون‌ شتر، روباه‌، جَربیل‌، موش‌ دوپا و خرگوشهای‌ بیابانی و بندپایان‌ فراوانی‌ مثل‌ انواع‌ حشرات‌ و عنکبوتیان‌، همچنین‌ خزندگانی‌ از قبیل‌ سوسمارهای‌ گوناگون‌، مارمولکهای‌ خانگی‌ و مار نیز در این‌ کشور دیده‌ می‌شوند ( رجوع کنید به حسن‌ سلیمان‌ محمود، ص‌34ـ 35؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Kuwait" ). از میان‌ پنجاه‌ گونه‌ پستاندار موجود در شبه‌جزیرة‌ عربستان‌، بحرین‌ به‌ تنهایی‌ حدود سیزده‌ گونه را در جزایرش‌ دارد. از مهم‌ترین‌ پستانداران‌ بحرین‌ می‌توان‌ غزال‌ ریم‌ عربی‌ (آهوی‌ سفید)، دوپاها و داگونگ‌ را نام‌ برد. تعیین‌ دقیق‌ تعداد گونه‌های‌ خزندگان‌ و دوزیستان‌ این‌ کشور بسیار دشوار است‌ اما تاکنون‌ حدود 25 گونه‌ خزنده‌ و دوازده‌ گونه‌ دوزیست‌ شناخته‌ شده‌ است‌. از خزندگان‌ معروف‌ می‌توان‌ گونه‌هایی‌ از لاک‌پشتها مانند لاک‌پشت‌ سبز، عقابی‌، پشت‌چرمی‌ و جنگجو و (سرخ‌) را نام‌ برد. دیگر خزندگان‌ شامل‌ سوسمارهای‌ خاردم‌ ) Uromastix sp. ) و چندین‌ گونه‌ گِکو ازقبیل‌ Stenodactylus sp. است‌. فقط‌ 26 گونه‌ پرندة‌ هوایی‌ واقعاً در مجمع‌الجزایر زاد و ولد دارند اما وجود بیش‌ از 265 گونه‌ در سالهای‌ اخیر گزارش‌ شده‌ است‌. این‌ برای‌ جزیره‌ای‌ به‌ کوچکی‌ بحرین‌، رقم‌ بالایی‌ است‌ و نشان‌دهندة‌ جذابیت‌ زیستگاهها برای‌ پرندگان‌ مهاجر است‌. از طرفی‌ این‌ رقم‌ بالای‌ پرندگان‌ مهاجر از آنجاست‌ که‌ سالانه‌ بین‌ اوراسیای‌ مرکزی‌ و افریقا، در حدود دو تا سه‌ میلیارد پرندة‌ مهاجر از روی‌ خلیج‌فارس‌ می‌گذرند. از مهم‌ترین‌ پرندگان‌ مهاجر بحرین‌ می‌توان‌ به‌ بیش‌ از 45 گونه‌ مرغ دریایی‌ اشاره‌ کرد ( رجوع کنید به > «راهنمای‌ باتلاقهای‌ خاورمیانه‌» < ، ذیل‌ "Bahrain" ؛ بحرین‌. وزارت‌ مسکن‌، شهرداریها و محیط‌ زیست‌ ، 1997).اقلیم‌ بیابانی‌ قطر و آب‌ و هوای‌ گرم‌ آن‌ تنوع‌ زیستی‌ این‌ کشور را رقم‌ زده‌ است‌. زیستْ بومهای‌ آبی‌ و خشکی‌ این‌ کشور دارای‌ گونه‌های‌ شناخته‌ شده‌ای‌ شامل‌ 111 گونه‌ ماهی‌، سیزده‌ گونه‌ مرجان‌، چهار گونه‌ خزنده‌، 102 گونه‌ پرنده‌، 170 گونه‌ از بندپایان‌ و نُه‌ گونه‌ پستاندار است‌. بیشترین‌ تعداد پرندگان‌ قطر از نوع‌ مرغان‌ دریایی‌ و پرندگان‌ مقیم‌ سواحل‌اند. از مهم‌ترین‌ این‌ پرندگان‌ می‌توان‌ به‌ کفچه‌ نوک‌، فلامینگوی‌ بزرگ‌، باکلان‌ گلوسیاه‌ (قره‌غاز سوکوترا)، کشیم‌ کوچک‌ ، پرستوهای‌ دریایی‌ و بسیاری‌ از انوع‌ دیگر اشاره‌ کرد. از پستانداران‌ شاخص‌ این‌ کشور باید از گاوآهو و غزال نام‌ برد. از خزندگان‌ معروف‌ هم‌ گونه‌هایی‌ از لاک‌پشتهای‌ دریایی‌ قابل‌ ذکرند ( رجوع کنید به> «تنوع‌ زیستی‌ خشکی‌» < ، ذیل‌ "Survey of entomo fauna in Qatar" ؛ > «راهنمای‌ باتلاقهای‌ خاورمیانه‌» < ؛ > «کنوانسیون‌ تنوع‌ زیستی‌ در قطر» < ، ذیل‌ "Qatar" ).جزایر امارات‌ متحدة‌ عربی‌ در برگیرندة‌ انواعی‌ از جانوران‌ است‌. از پستاندارانی‌ که‌ در این‌ منطقه‌ گزارش‌ شده‌ است‌ می‌توان‌ از گرگ‌ عربی‌ ، کاراکال‌، غزال‌ عربی‌ ، پلنگ‌ عربی‌ و احتمالاً بزکوهی‌ و بزوحشی‌ نام‌ برد. غزال‌ دُرکاس‌، روباه‌ قرمز، داگونگ‌، همچنین‌ دلفین‌ بینی‌ بطری‌ و دلفین‌ گوژپشت‌ در آبهای‌ اطراف‌ این‌ کشور، از دیگر پستانداران‌ این‌ منطقه‌اند. از خزندگان‌، لاک‌پشتهای‌ دریایی‌ از قبیل‌ لاک‌پشت‌ سبز، لاک‌پشت‌ منقاردار، لاک‌پشت‌ پشت‌ چرمی‌ و بزمجة‌ (وارانوس‌) خاکستری‌ و همچنین‌ انواعی‌ از مارهای‌ دریای‌ از قبیل‌ مار دریایی‌ شکم‌زرد ، مار دریایی‌ خلیج‌فارس‌ ، مار دریایی‌ آراسته‌ ، مار دریایی‌ کوتاه‌ و دیگر گونه‌ها در اطراف‌ جزایر وجود دارند. از دوزیستان‌ این‌ کشور می‌توان‌ گونه‌هایی‌ از وزغ‌ را ذکر کرد.آنچه‌ در میان‌ جانوران‌ امارات‌ عربی‌ از توجه‌ بیشتری‌ برخوردار است‌ تنوع‌ چشمگیر پرندگان‌ این‌ کشور است‌. پرستوهای‌ دریایی‌، مرغابیها، کاکایی‌، عقابهای‌ ماهیگیر و صدها پرندة‌ دیگر به‌وفور در این‌ کشور دیده‌ می‌شوند. این‌ کشور کوچک‌ به‌ تنهایی‌ 25% از افراد جمعیتهای‌ پرستوی‌ دریایی‌ کاکلی‌ بزرگ‌ ، 40% از پرستوی‌ دریایی‌ کاکلی‌ کوچک‌ ، 30% از افراد جمعیتهای‌ پرستوی‌ دریایی‌ پشت‌ تیره‌ و 5% از افراد جمعیت‌ پرستوی‌ دریایی‌ گونه‌سفید را به‌خود اختصاص‌ داده‌ است‌. از جمعیتهای‌ بزرگ‌ پرندگان‌ امارات‌ باید از باکلان‌ گلوسیاه‌، انبوه‌ عقابهای‌ ماهیگیر در جزایر غرب‌ ابوظبی‌، ماهی‌خورک‌ سفید و سسک‌ درختی‌ کوچک‌ در مانگروهای‌ امارات‌ متحده‌ و صدها پرندة‌ دیگر نام‌ برد ( رجوع کنید به> «راهنمای‌ باتلاقهای‌ خاورمیانه‌» < ، ذیل‌ "United Arab Emirates" ).آب‌ و هوای‌ کشور عمان‌ به‌ سبب‌ تأثیرات‌ رطوبتی‌ ناشی‌ از وزش‌ بادهای‌ موسمی‌ معتدل‌ است‌. حیات‌ وحش‌ خشکی‌زی‌ بحرین‌ شامل‌ انواع‌ گوناگونی‌ از پستانداران‌، خزندگان‌ و پرندگان‌ است‌. در حدود 75 نوع‌ پستاندار خشکی‌زی‌ در این‌ کشور زندگی‌ می‌کنند که‌ از مهم‌ترین‌ آنها می‌توان‌ از گرگ‌، گونه‌های‌ مختلف‌ روباه‌ دشتی‌ و روباه‌ قرمز، رودک‌ عسل‌خوار ، کفتار مخطط‌، گربة‌وحشی‌، گربة‌ شنی‌، کاراکال‌، پلنگ‌، خرگوشهای‌ سم‌دار کوهی‌، غزال‌ معمولی‌، غزال‌ سعودی‌ ، غزال‌ شنی‌، گاوآهوی‌ عربی‌، بز عربی‌ (طهر عربی‌)، بزکوهی‌، گورکن‌، شیر، یوزپلنگ‌، سمور و خارپشت‌ ایرانی‌ (برانت‌) نام‌ برد. چهارده‌ نوع‌ معروف‌ از جوندگان‌ از قبیل‌ یربوع‌ (دوپای‌ مصری‌)، جربیل‌ و تعداد زیادی‌ از خفاشها نیز در این‌ کشور وجود دارند. 104 گونه‌ پرنده‌ در عمان‌ شناخته‌ شده‌ که‌ 77 گونه‌ از آنها بومی‌ و 27 گونه‌ مهاجرند. عمان‌ از نظر خزندگانی‌ چون‌ انواع‌ افعیها، مارهای‌ بزرگ‌ آبی‌ (خانوادة‌ Hydrophridae ) لاک‌پشتها، آفتاب‌پرست‌ و مارهای‌ خشکی‌ غنی‌ است‌. خزندگان‌ عمان‌ در حدود 74 گونه‌اند. دو گونه‌ قورباغه‌، دوزیستان‌ این‌ کشور را تشکیل‌ می‌دهند. سی‌ گونه‌ پروانه‌، سی‌ گونه‌ از حشرات‌ تیرة‌ درمستیده‌ (Dermestidae) ، دوگونه‌ عنکبوت‌ و انواعی‌ از عقربها و زنبورها نیز در این‌ کشور وجود دارند ( رجوع کنید به واین‌، ص‌ 144، 146، 175ـ211).خلیج‌فارس‌ که‌ در محدودة‌ ْ24 تا ْ30 عرض‌ شمالی‌ واقع‌ است‌، وضع‌ نیمه‌ بسته‌ای‌ دارد که‌ فقط‌ در بخش‌ جنوب‌شرقی‌ خود از طریق‌ تنگة‌ هرمز به‌ دریای‌ عمان‌ و اقیانوس‌ هند متصل‌ می‌شود. خلیج‌فارس‌ و دریای‌ عمان‌ تنوع‌ خاصی‌ به‌ کشورهای‌ حوزة‌ خودشان‌ بخشیده‌اند. در این‌ آبها تیره‌های‌ فراوانی‌ از ماهیان‌، و سایر مهره‌داران‌ آبزی‌، همچنین‌ انبوهی‌ از بی‌مهرگان‌ از جمله‌ نرم‌تنان‌ زندگی‌ می‌کنند. به‌ منظور شناسایی‌ ماهیان‌ خلیج‌فارس‌، تاکنون‌ گزارشها، مقالات‌ و کتبی‌ تهیه‌ شده‌ است‌ که‌ اولین‌ گام‌ جدّی‌ و اساسی‌ در این‌ زمینه‌ توسط‌ بلگواد و لوپنتین‌ در کتاب‌ ماهیان‌ خلیج‌فارس‌ با معرفی‌ 214 گونه‌ متعلق‌ به‌ هفتاد خانواده‌ برداشته‌ شد ( رجوع کنید به اطلس‌ ماهیان‌ خلیج‌ فارس‌ و دریای‌ عمان‌ ، مقدمه‌). از مهم‌ترین‌ بی‌مهرگان‌ خلیج‌ می‌توان‌ از نرم‌تنان‌ خوراکی‌ و مروارید آن‌ یاد کرد ( رجوع کنید بهتجلی‌پور، جاهای‌ متعدد).برای‌ مطالعة‌ بیشتر، علاوه‌ برمنابع‌ مندرج‌ در پایان‌ مقاله‌ رجوع کنید بهه . بلگواد و ب‌. لوپنتین‌، ماهیان‌ خلیج‌فارس‌ ، ترجمة‌ اسماعیل‌ معتمد و بابامخیر، تهران‌ 1359 ش‌؛ امین‌اللّه‌ دیانی‌، پرندگان‌ خاورمیانه‌ و خاور نزدیک‌ ، ج‌ 1، تهران‌ 1367 ش‌؛S. I. Atallah, "The small mammals of the eastern Mediterranean region: their ecology, systematic and zoogeographical relationships", Saugetierkundliche Mitteilungen , vol. 25 (1977), vol. 26 (1978); A. Ben-Tvvia, Fish collections from the eastern Mediterranean, the Red Sea and Inland Waters of Israel , Jerusalem 1976; P. M. Brignoli, Zoogeographical observations of the caves spiders of the Middle East , Olomouc 1973; M. I. Evans, Important bird areas of the Middle East , Cambridge 1994; C. Gross, Mammals of the Southern Gulf , Dubai 1987; Handbook to Middle East amphibians and reptiles , by A. E. Leviton et al ., Ohio 1992; D. L. Harrison, The mammals of Arabia, London 1964-1972; D. L. Harrison and P. J. J. Bates, The mammals of Arabia , Sevenoaks 1991; J. D. Hassinger, "A Survey of the mammals of Afghanistan", Fieldiana zoology , vol.60 (1973); P. A. D. Hollom, R. Porter, and S. Christensen, Birds of the Middle East and North Africa: a companion guide , Calton 1988; M. Jennings, Birds of the Arabian Gulf , London 1981; N. A. Khalaf, "A list of the birds of Palestine", Gazelle , no.8 (1986); J. Kingdon, Arabian mammals: a natural history , London 1991; T. B. Larsen, The butterflies of Egypt , Cairo 1989; A. E. Leviton and S. C. Anderson, "The amphibians and reptiles of Afghanistan", in Proceedings of the California Academy of Sciences , 38, 1970, 163-206; R. Porter and D. Cottridge, Photographic guide to birds of Egypt and the Middle East, London 2001; K. Relyea, Inshore fishes of the Arabian Gulf , London 1981; T. J. Roberts, The mammals of Pakistan , London 1977; D. P. Sharabati, Saudi Arabian seashells , Netherland 1981; United States Defense Intelligence Agency, Venomous snakes of the Middle East : identification guide , Washington D. C., 1991; B. A. L. Vincett, Animal life in Saudi Arabia , Roma 1982; Y. Yom - Tov, E. Tchernov, eds., The zoogeography of Israel: the distribution and abundance at a zoological crossroad , Boston 198ه ) شمال‌ افریقا. این‌ ناحیه‌ بین‌ عرضهای‌ جغرافیایی‌ ْ15 تا ْ35 شمالی‌ یعنی‌ تقریباً بین‌ ساحل‌ جنوبی‌ مدیترانه‌ تا منطقة‌ حارة‌ شمالی‌ در قارة‌ افریقا قرار دارد. این‌ سرزمین‌ خشک‌ و بیابانی‌ وسیع‌ با مساحت‌ حدود ده‌ میلیون‌ کیلومترمربع‌، از لحاظ‌ اقلیمی‌ و شرایط‌ طبیعی‌ شباهت‌ زیادی‌ به‌ جنوب‌ غرب‌ آسیا به‌ویژه‌ عربستان‌ دارد و تنها از سمت‌ شمال‌ و در باریکة‌ ساحلی‌ آن‌ اقلیم‌ مدیترانه‌ای‌ به‌ بهبود وضعیت‌ اقلیمی‌ منطقه‌ کمک‌ کرده‌ است‌. در این‌ ناحیه‌ یازده‌ کشور اسلامی‌ معادل‌ 5ر22% تعداد کشورهای‌ اسلامی‌ قرار دارد که‌ عبارت‌اند از: مصر، لیبی‌، الجزایر، تونس‌، مراکش‌، سودان‌، موریتانی‌، مالی‌، نیجر، چاد و جمهوری‌ عربی‌ صحرا (مستوفی‌الممالکی‌، ص‌ 38ـ39). شاید در بارة‌ هیچ‌یک‌ از جنبه‌های‌ افریقا به‌ قدر حیوانات‌ وحشی‌ آن‌ تبلیغ‌ نشده‌ باشد. فیلمهای‌ بیشمار، سخنرانیهای‌ توأم‌ با تصویر یا کتب‌ عامه‌پسند و مقالاتی‌ که‌ به‌ قلم‌ مکتشفان‌، طبیعت‌شناسان‌ و صیادان‌ سیاح‌ و راهنمایان‌ آنان‌ انتشار یافته‌ است‌ افریقا را اغلب‌ مانند باغ‌وحش‌ بسیار وسیعی‌ در افکار مجسم‌ می‌کنند که‌ عدة‌ کثیری‌ از فیلان‌، شیران‌، زرافه‌ها، گورخران‌، اسبان‌ آبی‌، کرگدنها، میمونها، تمساحها، مارهای‌ عظیم‌الجثه‌ و سایر جانوران‌ شگفت‌انگیز و خطرناک‌ در آن‌ است‌. این‌ تصور تا حدی‌ صحیح‌ است‌ زیرا هیچ‌ ناحیة‌ بزرگی‌ دارای‌ این‌ اندازه‌ از حیوانات‌ فراوان‌ و متنوع‌ نیست‌. مع‌هذا در حال‌ حاضر هنگام‌ صحبت‌ در بارة‌ فراوانی‌ و اهمیت‌ حیوانات‌ افریقا مبالغه‌ می‌شود. در حالی‌ که‌ خزندگان‌، میمونها و پرندگان‌ استوایی‌ هنوز نسبتاً فراوان‌ هستند، اغلب‌ حیوانات‌ بزرگ‌ رو به‌ زوال‌ نهاده‌اند. این‌ زوال‌ تا حدی‌ نتیجة‌ شکار نامحدود صیادان‌ حرفه‌ای‌ سفیدپوست‌، ورزش‌دوستان‌ و بومیان‌ و تاحدی‌ نیز نتیجة‌ تجاوز رو به‌ افزایش‌ به‌ عرصة‌ حیات‌وحش‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید بهمشیری‌، ص‌ 213).جانوران‌ مصر شامل‌ پستانداران‌ معروفی‌ از قبیل‌ شتر (معروف‌ به‌ کشتی‌ بیابان‌؛ معروف‌ترین‌ پستاندار این‌ کشور)، برخی‌ میمونها (مثل‌ بابون‌)، اسب‌ و گاو است‌. بیابانها دارای‌ غزال‌ دُرکاس‌، بزکوهی‌، کفتار، گاوآهو، شغال‌، روباه‌ قرمز و شنی‌، خرگوش‌ و سیاهگوش‌ است‌. در حدود دویست‌ گونه‌ پرنده‌ از قبیل‌ عقاب‌ طلایی‌ ، عقاب‌ شاهی‌ ، نوک‌ قاشقی (کفچه‌ نوک‌) و دیگر پرنده‌ها در این‌ کشور وجود دارد. انواع‌ آبزیان‌ در دریای‌ سرخ‌، آبهای‌ مدیترانه‌ و رود نیل‌ زندگی‌ می‌کنند که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ بیش‌ از 190 گونه‌ ماهی‌ از قبیل‌ فیل‌ ماهی‌ و ماهی‌ خاردار اشاره‌ کرد. خزندگان‌ مصر نیز بسیارند. از خزندگان‌ معروف‌، کبرای‌ مصر (به‌ عنوان‌ سمبل‌ سلطنتی‌ توتانخامن‌) و گونه‌ای‌ دیگر از کبراها (Elapidae) با نام‌ علمیِ Naja nigrocollis ، افعی‌ شاخدار ، بوآی‌ شنی‌ مصر و کبرای‌ سیاه‌ بیابان‌ قابل‌ ذکر است‌ ( رجوع کنید بهد. آمریکانا ، ذیل‌ "Egypt.1" ؛ > «شرم‌الشیخ‌» < ، ذیل‌ "Fauna" ).شتر یک‌ کوهانه‌ در لیبی‌ و شمال‌ افریقا نشو و نما دارد. از دیگر پستانداران‌ لیبی‌ می‌توان‌ از آداکس‌ (از خانوادة‌ گاوها: Bovidae )، کفتار، روباه‌، شغال‌، راسو ] ی‌ مخطط‌ صحرایی‌ [ ، غزالها، گربة‌ وحشی‌ و برخی‌ جوندگان‌ بیابانی از قبیل‌ دوپاها و خرگوشهای‌ بیابانی‌ اشاره‌ کرد. خزندگان‌ مخصوصاً سوسمارها، آفتاب‌پرست‌، مارهای‌ سمّی‌ و غیرسمّی‌ نیز در بیابانها وجود دارند. پرندگان‌ مهاجر در فصل‌ سرما از اروپا به‌ این‌ منطقه‌ پرواز می‌کنند و به‌ انواع‌ بومی‌ از قبیل‌ چکاوک‌، کبک‌، باقرقره‌ (کوکر شکم‌سیاه‌)، عقاب‌ طلایی‌، قوش‌ و لاشخور می‌پیوندند ( د. آمریکانا ؛ د. بریتانیکا ، 1973، ذیل‌ "Libya" ).بین‌ شمال‌ و جنوب‌ تونس‌ تفاوت‌ فاحشی‌ از نظر اقلیم‌ وجود دارد. اقلیم‌ شمال‌ تونس‌، مدیترانه‌ای‌ با تابستانهای‌ گرم‌ خشک‌ و زمستانهای‌ مرطوب‌ معتدل‌ است‌. در جنوب‌ به‌ دلیل‌ نزدیکی‌ به‌ صحرا، خشکی‌ هوا بیشتر است‌. گربة‌ وحشی‌، لک‌لک‌ سیاه‌، کفچه‌ نوک‌ سفید، فلامینگوی‌ بزرگ‌، عقاب‌ ماهیگیر، عقاب‌ تالابی‌، عقاب‌ جنگلی‌ ، سارگپه‌، دال‌ معمولی‌ ، و دیگر پرندگان‌ شکاری‌، همچنین‌ خزندگانی‌ مثل آفتاب‌پرست‌، بوآی‌شنی‌ و لاک‌پشت‌ مهمیزدار از جانورانی‌ هستند که‌ به‌ علت‌ تجارت‌ آنها، در معرض‌ خطرند. از پستانداران‌ مشهور این‌ کشور گونه‌هایی‌ از راستة‌ نهنگها (Cetacea) از قبیل‌ نهنگ‌ خاکستری‌ ، دلفین‌ معمولی‌، دلفین‌ بینی‌ بطری‌، شنگ‌ معمولی‌، شغال‌، یوزپلنگ‌، کاراکال‌، گربة‌ وحشی‌، شیر، پلنگ‌، کفتار، فکِ مدیترانه‌ای‌ ، گراز، مرال‌، آداکس‌، آنتلوپ‌ بزرگ‌ افریقا با نام‌ علمیِ Alcelaphus buselaphus و گونه‌هایی‌ از غزال‌ است‌ ( رجوع کنید به > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Tuniss" ).در شمال‌ الجزایر، حیات‌وحش‌ از نوع‌ حیات‌ وحش‌ مناطق‌ مدیترانه‌ای‌ است‌، با جانورانی‌ از جمله‌ گوزن‌ قرمز و گراز. حیات‌وحش‌ بیابان‌ از تنوع‌ بیشتری‌ برخوردار است‌ و شامل‌ جانورانی‌ از قبیل‌ پلنگ‌، یوزپلنگ‌، شیر، گونه‌های‌ مختلف‌ غزال‌، کفتار، شغال‌ و آنتلوپها است‌. خزندگان‌ بیابانی‌ شامل‌ انواع‌ مارها، افعیها و بزمجه‌ها است‌. از گونه‌های‌ در حال‌ انقراض‌ و یا در معرض‌ آسیب‌ الجزایر، آداکس‌، غزال‌ داما ، غزال‌ درکاس‌، سگ‌ وحشی‌ ، مکک‌ بربری‌ ، گوسفند بربری‌، یوزپلنگ‌، شنگ‌ معمولی‌ و برخی‌ گونه‌های‌ خفاش‌ است‌. از پرندگان‌ معروف‌ الجزایر، شترمرغ‌، کشیمها (podicipedidae) ، غواصها (Gaviidae) ، شماری‌ از حواصیل‌ (Ardeidae) ، انبوهی‌ از گونه‌های‌ خانوادة‌ مرغابی‌ (Anatidae) و دیگر پرندگان‌ است‌ ( رجوع کنید به> «الجزایر» < ، ذیل‌ "Flora and fauna" ؛ ماسیکوت‌؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Algeria" ).حیات‌ وحش‌ در مراکش‌ ترکیبی‌ از گونه‌های‌ اروپایی‌ و افریقایی‌ است‌. از عناصر اروپایی‌ می‌توان‌ به‌ روباه‌، خرگوش‌، سمورها (Mustelidae) و سنجاب‌ و از عناصر غالب‌ افریقایی‌ می‌توان‌ به‌ غزال‌، گراز، پلنگ‌، بابون‌، بز وحشی‌ و مار شاخدار اشاره‌ کرد. از گونه‌های‌ در معرض‌ خطر و یا آسیب‌ مراکش‌ می‌توان‌ از آداکس‌، گونه‌هایی‌ از جربیل‌، یوزپلنگ‌، نهنگِ Eubalaena glacialis ، مکک‌ بربری‌ و گوسفند بربری‌ و برخی‌ گونه‌های‌ دیگر نام‌ برد ( رجوع کنید بهماسیکوت‌، ذیل‌ "Morocco" ؛ > «مراکش‌» < ، ذیل‌ Fauna" " ).حیات‌وحش‌ سودان‌ شامل‌ آداکس‌، شیر، پلنگ‌، یوزپلنگ‌، فیل‌ افریقایی‌ ، زرافه‌ ، گورخر، الاغ‌ وحشی‌ افریقایی‌، کرگدن‌ و ، بوفالو، اسب‌ آبی‌، بزکوهی‌، گوسفند وحشی‌ بربری‌ ، انواع‌ فراوانی‌ از آنتلوپها، شامپانزه‌ ، بابون‌، میمون‌ گریوت‌ (میمون‌ سبز) و میمون‌ بی‌شست‌ است‌. پرندگان‌ معروف‌ سودان‌ شامل‌ هوبره‌ ، هما ، لک‌لک‌ سیاه‌، پلیکان‌، سنگ‌ چشمها (Laniidae) ، پیغو ، قرقی‌، عقاب‌ تالابی‌ و هزاران‌ پرندة‌ دریایی‌ و مهاجر از شمال‌ است‌. خزندگان‌ سودان‌ شامل‌ کروکودیلها، سوسمارها و تعدادی‌ مارهای‌ سمّی‌ است‌. حشرات‌ نیز تنوع‌ زیادی‌ دارند که‌ در این‌ میان مگس‌ تسه‌تسه‌ از اهمیت‌ فراوانی‌ برخوردار است‌ ( رجوع کنید بهد. بریتانیکا ، 1985؛ ماکروپدیا ، ج‌ 28، ص‌ 264؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ ، های‌...» < ، ذیل‌ "Sudan" ؛ > «سودان‌» < ، ذیل‌ "Flora and fauna" ).تعداد گونه‌های‌ خشکی‌زی‌ چاد بالغ‌ بر 627 گونه‌ است‌ که‌ 22 گونه‌ از آنها در معرض‌ انقراض‌اند. بدون‌ شک‌ تعداد واقعی‌ گونه‌های‌ در حال‌ انقراض‌ از این‌ هم‌ فراتر است‌. در چاد مهم‌ترین‌ گونه‌های‌ جانوران‌ خشکی‌زی‌ و بعضاً در معرض‌ خطر انقراض‌ بر اساس‌ اطلاعات‌ وزارت‌ جهانگردی‌ و محیط‌ زیست‌ و مراکز تحقیقاتی‌ دیگر عبارت‌اند از: آداکس‌، فیل‌، شیر، پلنگ‌، کرگدن‌ سیاه‌ ، میمونهای‌ بزرگ‌، گورخر افریقایی‌، گوسفند آبی‌ غرب‌ افریقا (Manatee) ، اسبهای‌ وحشی‌، گراز، و زرافه‌ پرندگان‌ مهم‌ و تاحدی‌ در معرض‌ خطر انقراض‌ چاد عبارت‌اند از کشیم‌ بزرگ‌ ، دلیجه‌ ، گلاریون‌ بال‌ سرخ‌ ، مرغ‌ حق‌ ، بوف‌ افریقایی‌ ، سارگپه‌ جنگلی‌ و کرکس‌ افریقایی‌ ( رجوع کنید به أصم‌، ص‌ 162؛ ماسیکوت‌، ذیل‌ "Chad" ).حیات‌ وحش‌ در نیجر همچون‌ سایر کشورهای‌ افریقایی‌ شامل‌ گونه‌های‌ متنوعی‌ از رده‌های‌ مختلف‌ جانوری‌ است‌. از پستانداران‌ شاخص‌ می‌توان‌ از دو خانوادة‌ Cercopithecidae (میمونهای‌ دنیای‌ قدیم‌) و Galagonidae از راستة‌ نخستیها، گونه‌هایی‌ از گرگ‌ و روباه‌، گونه‌های‌ یوزپلنگ‌، کاراکال‌، و گربه‌های‌ شنی‌ و وحشی‌ متعلق‌ به‌ گوشتخواران‌، فیل‌ افریقایی‌، زرافه‌، آداکس‌، گونه‌هایی‌ از غزال‌، گاوآهو و سایر گونه‌های‌ خانوادة‌ گاو نام‌ برد. از خزندگان‌ می‌توان‌ از چندگونه‌ لاک‌پشت‌، کروکودیل‌ نیل‌ ، شش‌ خانواده‌ از سوسمارها و هشت‌ خانواده‌ از مارها با گونه‌های‌ بسیار معروفی‌ همچون‌ بوآ نام‌ برد. دیگر رده‌های‌ مهم‌ عبارت‌اند از: ردة‌ دوزیستان‌ با گونه‌هایی‌ محدود و ماهیان‌ استخوانی‌ و بی‌مهرگان‌ متعدد ( رجوع کنید به > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ها ، ی‌...» < ، ذیل‌ "Niger" ).در مالی‌ از پستانداران‌ عالی‌، سه‌ خانوادة‌ Galagonidae با گونة‌ شاخص‌ گالاگوی‌ سنگالی‌ و گالاگوی‌ کوتوله‌ ، Cercopithecidae با گونه‌های‌ میمون‌ گریوت‌، میمون‌ پاتاس‌ ، چند زیرگونه‌ از بابون‌ گینه‌ و Hominidae (انسان‌ نماها) با شامپانزه‌ وجود دارد. از گونه‌های‌ در حال‌ انقراض‌، آداکس‌، از گونه‌های‌ در معرض‌ خطر انقراض‌ و آسیب‌پذیر، شامپانزه‌، سگ‌ وحشی‌، گونه‌هایی‌ از غزال‌، فیل‌ افریقایی‌، پوزپلنگ‌، گوسفند بربری‌، شیر، گوسفند آبی‌ غرب‌ افریقا و شنگ‌ گردن راه‌ راه‌ قابل‌ ذکر است‌ ( رجوع کنید به ماسیکوت‌؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ها ، ی‌...» < ، ذیل‌ "Mali" ).برای‌ مطالعة‌ بیشتر علاوه‌ بر منابع‌ مندرج‌ در پایان‌ مقاله‌ رجوع کنید بهB. Bruun, Common birds of Egypt , Cairo 1985; E. Hufnagl, Libyan mammals , Cambridge 1972; K. Kowalski and B. Rzebik-Kowalska, Mammals of Algeria, Warsaw 1991; A. T. Mahi, Fauna, ecology and socio-economic conditions in the Khartoum Nile environment , Bergen 1982; D. J. Osborn and I. Helmy, The contemporary land mammals of Egypt ) including Sinai ), 1980, 1-579; H.- H. Schleich, W. Kجstle and K. Kabisch, Amphibians and reptiles of North Africa: biology, systematics, field guide, Koenigstein 1996.و) شرق‌ و مرکز افریقا. این‌ ناحیه‌ در منطقة‌ گرم‌ و مرطوب‌ استوا و جنب‌ استوا تقریباً از ْ15 شمالی‌ تا ْ15 جنوبی‌ و متقارن‌ نسبت‌ به‌ استوا قرار دارد. کشورهای‌ مسلمان‌ واقع‌ در شرق‌ این‌ ناحیه‌ عبارت‌انداز: سومالی‌، جیبوتی‌، مجمع‌الجزایر کومور (= جَزَر القُمُر، واقع‌ در اقیانوس‌ هند). به‌ سمت‌ غرب‌ این‌ ناحیه‌ یعنی‌ حوضة‌ خلیج‌ گینه‌ و اقیانوس‌ اطلس‌ نیز کشورهایی‌ نظیر نیجریه‌، گینه‌، گامبیا و سنگال‌ قرار دارند که‌ جمعیتی‌ بیش‌ از 50% مسلمان‌ در خود جای‌ داده‌اند ( رجوع کنید به مستوفی‌الممالکی‌، ص‌41).حیات‌وحش‌ سومالی‌ همچون‌ برخی‌ دیگر از کشورهای‌ افریقایی‌ شامل‌ گونه‌های‌ متنوعی‌ از پستانداران‌ مهم‌ از قبیل‌ زرافه‌، پلنگ‌، شیر و گورخر است‌. گونه‌های‌ فراوانی‌ از مارهای‌ سمّی‌ نیز در این‌ کشور وجود دارند. پرندگان‌ سومالی‌ از دید پرنده‌شناسان‌، در شمار زیباترین‌ پرندگان‌ افریقا هستند. از انواع‌ آنها می‌توان‌ به‌ شترمرغها و ، خانوادة‌ هوبره‌ (Ohididae) ، مرغ‌ شاخدار، کبک‌، خانوادة‌ کبوتر و حواصیل‌ اشاره‌ کرد. از پستانداران‌ معروف‌، گونه‌های‌ متعلق‌ به‌ دو خانوادة‌ Galagonidae و Cercopithecidae از راستة‌ نخستیها، خانوادة‌ دلفینها، از راستة‌ گوشتخواران‌ گونه‌های‌ گرگ‌، روباه‌، کفتار، کاراکال‌، شیر، پلنگ‌، یوزپلنگ‌، از راستة‌ فردسُمان‌ گونه‌هایی‌ مثل‌ غزالها و گاوآهو و تعداد فراوانی‌ از دیگر افراد خانوادة‌ گاو قابل‌ ذکرند. از خزندگان‌ فراوان‌ این‌ کشور می‌توان‌ گونه‌هایی‌ از لاک‌پشتها، گونه‌های‌ فراوانی‌ از گکوها، آگاماها، دو شاخ‌ زبانها، افعیها و سایر خانواده‌های‌ متعلق‌ به‌ راستة‌ مارها را ذکر کرد. دوزیستان‌ این‌ کشور با داشتن‌ هفت‌ خانواده‌ از تنوع‌ خوبی‌ بر خور دارند. دریاهای‌ اطراف‌ سومالی‌ غنی‌ از انواع‌ ماهیان‌ است‌. ماهی‌ تون‌ و کوسه‌ از فراوان‌ترینِ آنهاست‌ ( رجوع کنید به د. آمریکانا ؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ها ، ی‌...» < ، ذیل‌ "Somalia" ).طبیعت‌ صخره‌ای‌ کشور جیبوتی‌ انواعی‌ از جانوران‌ از قبیل‌ کاراکال‌، آنتلوپها، غزالها، شغال‌، کفتار، فیل‌ افریقایی‌، داگونگ‌، گونه‌هایی‌ از میمونها، گورخر افریقایی‌ و شمار انبوهی‌ از پرندگان‌ مانند شترمرغ‌، انواع‌ حواصیل‌، عقاب‌ ماهیگیر و نیز تعداد زیادی‌ از خزندگان‌ را در خود جای‌ داده‌ است‌ ( د. بریتانیکا ، 1985، میکروپدیا ؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ها ، ی‌...» < ، ذیل‌ "Djibouti" ).چهار جزیرة‌ تشکیل‌دهندة‌ جزایر کومور در اندازه‌، شکل‌ و وضع‌ پستی‌ و بلندیها متمایزند و انواع‌ گوناگونی‌ از زیستگاهها را در خود جای‌ داده‌اند. غنای‌ گونه‌های‌ جانوری‌ در این‌ جزایر نسبتاً پایین‌ است‌، اگرچه‌ به‌ دلیل‌ مجاورت‌ آن‌ با ماداگاسکار و قارة‌ افریقا، غنای‌ آن‌ از سایر جزایر اقیانوس‌ هند بیشتر است‌. تنهاگونه‌های‌ بازمانده‌ از پستانداران‌ خشکی‌زی‌ شامل‌ سه‌ گونه‌ خفاش‌ میوه‌خوار، سه‌ گونه‌ خفاش‌ حشره‌خوار و دو گونه‌ لمور است‌. 25 گونه‌ خزندة‌ خشکی‌زی‌ و دو گونه‌ لاک‌پشت‌ دریایی‌ در آبهای‌ اطراف‌ جزایر دیده‌ می‌شود. تنوع‌ گونه‌ای‌ پرندگان‌ و دوزیستان‌ نیز نسبتاً اندک‌ است‌ ( رجوع کنید به شیپر ، 2001).تنوع‌ حیات‌وحش‌ در نیجریه‌ شامل‌ گونه‌های‌ فراوانی‌ از نخستیان‌ از جمله‌ شامپانزه‌ و گوریل‌ ، سگ‌ وحشی‌ افریقایی‌ ، پلنگ‌، فیل‌، زرافه‌، غزالها، شیر، گرگ‌، کروکودیل‌ نیل‌ (افریقایی‌) و بسیاری‌ از گونه‌های‌ مار و تعداد فراوانی‌ از ردة‌ پرندگان‌ است‌ ( رجوع کنید به لطفی‌، ج‌ 13، ص‌ 297؛ د. بریتانیکا ، 1985، میکروپدیا ، ذیل‌ "Nigeria" ).در گینه‌ تیره‌های‌ حیواناتی‌ نظیر شیر، فیل‌، پلنگ‌ و کفتار یا منقرض‌ شده‌اند و یا به‌ صورت‌ محدود در برخی‌ مناطق‌ زندگی‌ می‌کنند. در حالی‌ که‌ برخی‌ انواع‌ دیگر نظیر میمونها، پرندگان‌، خزندگان‌، حشرات‌ و غیره‌ به‌ وفور یافت‌ می‌شوند. منطقة‌ کوههای‌ نیمبا که‌ از 1981 منطقة‌ حفاظت‌ شده‌ نام‌ گرفت‌، تنها نمونة‌ منحصر به‌ فرد در جهان‌ است‌ که‌ در آن‌ ترکیبی‌ نادر از سوسماران‌ و پرندگان‌ ملاحظه‌ می‌شود. این‌ منطقه‌ مورد توجه‌ جامعة‌ بین‌المللی‌ و محل‌ مطالعة‌ زیست‌شناسان‌ قرار گرفته‌ است‌ ( رجوع کنید به مسائلی‌، ص‌ 13). نوارهای‌ باریکی‌ از جنگلهای‌ رودخانه‌ای‌ پناهگاهی‌ برای‌ پرندگان‌ است‌ اما جانوران‌ بزرگ‌ از قبیل‌ پلنگ‌، شامپانزه‌، گوسفند آبی‌ غرب‌ افریقا، گوزن‌ بزرگ‌ غرب‌ افریقا، دو گونه‌ کروکودیل‌ در رودخانه‌ها، در کنار رودخانه‌ها و یا در ساوان‌ یافت‌ می‌شوند ( د. بریتانیکا ، 1985، میکروپدیا ، ذیل‌ "Gambia" ؛ > « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ها ، ی‌...» < ، ذیل‌ "Guinea" ). چندین‌ گونه‌ میمون‌ و آنتلوپ‌، گراز افریقایی‌، شیر، پلنگ‌، کفتار و سگ‌ شکارچی‌ وحشی‌ در سنگال‌ وجود دارند. کروکودیل‌، اسب‌ آبی‌ و لاک‌پشت‌ نیز در رودخانه‌ها یافت‌ می‌شوند ( د. بریتانیکا ، 1985، میکروپدیا ، ذیل‌ "Senegal" ؛ برای‌ تفضیل‌ بیشتر رجوع کنید به> « , پایگاه‌ اطلاعاتی‌ گونه‌ها ، ی‌...» < ، ذیل‌ "Senegal" ).برای‌ مطالعة‌ بیشتر، علاوه‌ بر منابع‌ مندرج‌ در پایان‌ مقاله‌ رجوع کنید بهC. Barlow and T. Wacher, A field guide to birds of the Gambia and Senegal , New Haven 1997; E. Edberg, A naturalist , s guide to the Gambia , Channel Islands 1982; D. C. D. Happold, The mammals of Nigeria , Oxford 1987; N. G. Hedges, Reptiles and amphibians of east Africa, Nairobi 1983; J. Kingdon, East African mammals: an atlas of evolution in Africa , Chicago 1984; A. Mckay and J. Mckay, Poisonous snakes of east Africa: and the treatment of their bites, Nairobi 1985; D. Richards, A photographic guide to birds of east Africa, Cape town, 2000; S. N. Stuart, R. J. Adams, and M. D. Jenkis, "Biodiversity in Sub- Saharan Africa and its islands: conservation, management and sustainable use", Occasional papers, no.6 (1990); J. G. Williams, Birds of east Africa , London 1995.منابع‌: آشنایی‌ با جمهوریهای‌ مستقل‌ آسیای‌ میانه‌ و قفقاز ، تهران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، معاونت‌ امور فرهنگی‌، ?] 1371 ش‌ [ ؛ عبدالعزیزبن‌ حامد ابوزناده‌، «الحیاة‌ الفطریة‌»، در الموسوعة‌ الجغرافیة‌ للعالم‌ الاسلامی‌ ، ریاض‌: جامعة‌ الامام‌ محمدبن‌ سعود الاسلامیة‌، ج‌ 3، قسم‌ 1، 1419/ 1999؛ بهناز اسدی‌کیا، جمهوری‌ آذربایجان‌ ، تهران‌: وزارت‌ امور خارجه‌، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1374 ش‌؛ أصم‌عبدالحافظ‌ احمد أصم‌، «تشاد»، در الموسوعة‌ الجغرافیة‌ للعالم‌ الاسلامی‌ ، همان‌، ج‌ 11؛ اطلس‌ ماهیان‌ خلیج‌ فارس‌ و دریای‌ عمان‌ ، تدوین‌ هدایت‌ اسدی‌ و رضا دهقانی‌ پشترودی‌، عکاس‌: محمد جهانبخش‌، تهران‌: سازمان‌ تحقیقات‌ و شیلات‌ ایران‌، 1375 ش‌؛ بهرام‌ امیراحمدیان‌، جغرافیای‌ قفقاز ، تهران‌ 1376 ش‌؛ همو، جغرافیای‌ کامل‌ قفقاز ، تهران‌ 1381 ش‌؛ مهدی‌ تجلی‌پور، نرم‌تنان‌ مرواریدساز خلیج‌فارس‌ ، تهران‌ 1362 ش‌؛ حسن‌ سلیمان‌محمود، الکویت‌: مافیها و حاضرها ، ] بغداد [ 1387/ 1968؛ امین‌اللّه‌ دریح‌، افغانستان‌ در قرن‌ بیستم‌ ، پیشاور 1379 ش‌؛ محمدمهدی‌ شهریاری‌، برونئی‌ ، تهران‌: وزارت‌امورخارجه‌، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1378 ش‌؛ صابر قاسمی‌، ترکیه‌ ، تهران‌: وزارت‌ امور خارجه‌، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1374 ش‌؛ داوود کریملو، جمهوری‌ یمن‌ ، تهران‌: وزارت‌ امور خارجه‌، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌،1374ش‌؛ کشورهای‌مستقل‌ مشترک‌المنافع‌ وجمهوریهای‌ بالتیک‌ ، تهران‌: گیتاشناسی‌، 1378 ش‌؛ محمدکمال‌ لطفی‌، «نیجریا»، در الموسوعة‌ الجغرافیة‌ للعالم‌ الاسلامی‌ ، همان‌، ج‌ 13؛ محمود مسائلی‌، جمهوری‌ گینه‌ ، تهران‌: وزارت‌ امور خارجه‌، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1374 ش‌؛ رضا مستوفی‌الممالکی‌، جغرافیای‌ کشورها و نواحی‌ اسلامی‌ ، یزد 1382 ش‌؛ رحیم‌ مشیری‌، کلیات‌ قاره‌ها ، تهران‌ 1371 ش‌؛ پیتر واین‌، تراث‌ عمان‌ ، لندن‌ 1995؛ برنارد ولک‌، تاریخ‌ اندونزی‌ ، ترجمة‌ ابوالفضل‌ علیزادة‌ طباطبائی‌، تهران‌ 1374 ش‌؛"Algeria", 2002. [Online]. Availabe: http://www. arab.net/ algeria/ index.html [12 June 2005]; Bahrain. Ministry of Housing, Municipalities and Environment, "Bahrain: country profile, information provided by the government of Bahrian to the United Nations Commission on Sustainable Development", 1997. [Online]. Available: http://www.un.org [11 June 2005]; "Bali: the island of paradise", 2002. [Online]. Available: http://www. balinetwork. com [12 June 2005]; "Birding in Indonesia", ed. R. Oliver, 2005. [Online]. Available: http://www. indo.com/birding [12 June 2005]; "The Convention on Biological Diversity in Qatar", in Convention on Biological Diversity , 2005. [Online]. Available: http:// www.biodiv. org/ world/ map.asp? lg=0& ctr=qa [11 June 2005]; "A Directory of wetlands in the Middle East", compiled by Derek A. Scott, in Wetlands International . [Online]. Available: http:// www. wetlands. org/inventory &/ Middle East Dir/ Title 1.htm [11 June 2005]; Wendy Elliman, "Flora and fauna in Israel", Israel Ministry of Foreign Affairs , 2004. [Online]. Available: http://www.mfa.gov.il/ MFA[9 June 2005]; Encyclopaedia Britannica , Chicago 1973, s.v. "Libya" (by William Bayne Fisher); EIr . s.vv. "Afghanistan. III: fauna" (by K. Habibi), "Fauna. III: fauna of Central Asia" (by O. L. Kryzhanovski § ); Encyclopedia Americana , Danbury 1984, s.vv. "Egypt" (by Robert L. Tignor), "Libya" (by Stuart Schaar), "Somalia"; Ensiklopediya ¦yi Sa ¦vetii Tajik , Dushanbe 1978-1988; "Geography of Bangladesh", 2 Dec. 2003. [Online]. Available: http:// www.infobd. com [12 June 2005]; Malaysia in brief , KualaLumpur: Ministry of Foreign Affairs (Malaysia), [1997 ?]; Paul Massicot, "Animal infor-information on endangered mammals", April 2005. [Online]. Available: http://www.animal info. org/countind. htm [9 June 2005]; Kha ¦lnazar Mohabatov, Tajikistan , Paris 1999; "Morocco", 2002. [Online]. Available: http://www.arab.net/morrocco/index. html [13 June 2005]; The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985; Jan Schipper, "Terrestrial ecoregions-Comoros forests", 2001. [Online]. Available: http://www.world wildlife.org/ wildworld/profiles/terrestrial/at 0105-full. html [12 June 2005]; "Sharmel Sheikh", 2002. [Online]. Available: http://www.Sharmelsheik. com [12 June 2005]; Mirna Souri, "Birds and animals of Lebanon", 4 May 2004. [Online]. Available: http://csrd.lau.edu.lb/ Publications/ Student Reports [12 June 2005]; "Sudan", 2002. [Online]. Available: http://www.arab.net/sudan/ index. html [12 June 2005]; Syrien: Nخrdlicher Landesteil der vereinigten arabischen Republik , Bonn: Kurt Schroeder, 1961; "Terrestrial biodiversity", [Online]. Available: http://www.total.com/fondation [13 June 2005]; "UNEP- WCMC species database", 12 July 2005. [Online]. Available: http://www.unep-wcmc.org [12 June 2005].
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

پرتو نایلی بوراتاو ( د. اسلام

ش . پلاّ ( د. اسلام )

ش . پلاّ ( د. اسلام )

استیون اندرسون ( د. ایرانیکا )

شمامه محمدی ف

شمامه محمدی فر

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

تاریخ علم

قرآن و حدیث

رده های موضوعی
جلد 9
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده