ج (جیم )
معرف
ششمین‌ حرف‌ از الفبای‌ فارسی‌ و پنجمین‌ حرف‌ از الفبای‌ عربی‌
متن
ج‌ (جیم‌)، ششمین‌ حرف‌ از الفبای‌ فارسی‌ و پنجمین‌ حرف‌ از الفبای‌ عربی‌. ارزش‌ عددی‌ آن‌ ] در حساب‌ جُمَل‌ [ سه‌ است‌ و لذا مانند حرف‌ د با ترتیب‌ حروف‌ الفبای‌ سریانی‌ (و کنعانی‌) مطابقت‌ دارد ( (رجوع کنید به ابجد * ). این‌ حرف‌، بازماندة‌ آوای‌ g (گ‌) در زبان‌ سامی‌ باستان‌ (و در سامی‌ مشترک‌) است‌ که‌ آن‌ را همخوانِ انسدادی‌ ، پَسکامی‌ ، واکدار توصیف‌ می‌کنند.1) در عربی‌. این‌ واج‌ در نتیجة‌ تحولی‌ پدید آمده‌ است‌: مَخرج‌ g به‌ طورِ نامشروط‌ به‌ منطقة‌ میانکام‌ و پیشکام‌ فراآمده‌ و در نتیجه‌، کامی‌شدگی‌ ( y g و y d ) و بَرسایش‌ (dj) یافته‌ است‌. در این‌ واج‌ مرکّب‌ گاه‌ نخستین‌ جزء انسدادی‌ (یعنی‌ d ) از میان‌ رفته‌ و j باقی‌ مانده‌ است‌ ( ژ > ج‌ : j dj> ؛ j = ژ همخوان‌ سایشی‌ کامی‌ واکدار) یا اینکه‌ عنصر انسدادی‌ در همخوانِ کامی‌شده‌ ضعیف‌ و ناپدید گردیده‌ است‌ ( > y y d ). این‌ مسیر تحول‌ را می‌توان‌ چنین‌ نوشت‌:احتمال‌ می‌رود که‌ آوای‌ g ( گ‌ ) سامی‌ باستان‌ در زمینة‌ مورد بحث‌ ما بسیار زود شروع‌ به‌ تحول‌ کرده‌ باشد. از تلفظ‌ سنّتی‌ قرّای‌ قرآن‌ و از نظریات‌ بنیادی‌ نحویان‌ عرب‌ در بارة‌ تولید و ادای‌ این‌ واج‌ و از روی‌ تغییرات‌ آن‌ (پدیده‌های‌ اِدغام‌ و اِبدال‌ که‌ نحویان‌ و لغویان‌ متذکر شده‌اند) که‌ منوط‌ و مشروط‌ به‌ مجاورت‌ آواهای‌ دیگر بود، می‌توان‌ به‌حق‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ از آغاز دورة‌ کلاسیک‌، g ( گ‌ ) انسدادی‌ از طریق‌ کامی‌شدگی‌ یا بَرسایش‌ یا حتی‌ سوده‌شوندگیِ کامل‌ لااقل‌ در برخی‌ از گویشها «باز» شد. قاعدتاً اختلافهایی‌ نظیر تفاوتهایی‌ که‌ امروزه‌ در زبانهای‌ گفتاری‌ در مورد تلفظ‌ جیم‌ وجود دارد، می‌بایست‌ میان‌ زبانهای‌ باستانی‌ گوناگون‌ نیز موجود بوده‌ باشد؛ برخی‌ از این‌ زبانها بی‌شک‌ بسیار بیشتر از برخی‌ دیگر در جهت‌ سوده‌شوندگی‌ تحول‌ کرده‌ بودند. از این‌ گذشته‌، می‌بینیم‌ که‌ این‌ فرآیند تحول‌ هنوز هم‌ ادامه‌ دارد:مثلاً در بیت‌المقدّس‌ (اورشلیم‌)، ناظری‌ اروپایی‌ (روزن‌ ) متوجه‌ شده‌ است‌ که‌ dj ( ج‌ ) برسوده‌ای‌ که‌ وی‌ در کودکی‌ در تلفظ‌ جیم‌ شنیده‌ بود، در تلفظ‌ کنونی‌، j ( ژ ؛ کامی‌ ـ لَثَوی‌ ) شده‌ است‌ ( رجوع کنید به لیتمان‌ ، ص‌ 3، یادداشت‌ 1). در برخی‌ از گویشها که‌ تلفظ‌ رایج‌ جیم‌ اکنون‌ j ( ژ ) است‌، اِبدال‌ به‌ د یا گ‌ را فقط‌ این‌ گونه‌ می‌توان‌ توجیه‌ کرد که‌ اینها بازمانده‌های‌ ثابت‌ حالت‌ پیشتری‌ در مرحله‌ای‌ نسبتاً جدید از تحول‌ این‌ همخوان‌ است‌ ( رجوع کنید به بروکلمان‌ ، > اساس‌ < ، ج‌ 1، ص‌ 235ـ236).نحویان‌ عرب‌ جیم‌ را از حروفِ «شدیدة‌» (یعنی‌ یک‌ صامت‌ انسدادی‌ که‌ تلفظ‌ dj ( ج‌ ) بَرسوده‌ و j ( ژ ) سایشی‌ را منتفی‌ می‌سازد) و «مَجهورة‌» یعنی‌ واکدار می‌دانستند ( رجوع کنید به سیبویه‌، ج‌ 4، ص‌ 434؛ زمخشری‌، ص‌ 466؛ و جز اینها). در بارة‌ مخرج‌ آن‌، تعبیر اصطلاحِ «شَجْریّة‌» که‌ خلیل‌بن‌ احمد برای‌ آن‌ ذکر کرده‌ ( رجوع کنید به زمخشری‌، همانجا) دشوار است‌ ولی‌ توصیفی‌ که‌ سیبویه‌ از آن‌ کرده‌ (ج‌ 4، ص‌ 433) آشکارا حاکی‌ از این‌ است‌ که‌ آلت‌ فعال‌ تلفظ‌ آن‌ میانة‌ زبان‌ (یعنی‌ جلوی‌ زبان‌) و میانة‌ سَختکام‌ است‌. در جای‌ دیگر، اینان‌ (سیبویه‌، ج‌ 4، ص‌ 432؛ و غیره‌) تلفظ‌ جیم‌ را مانند کاف‌ (که‌ در بغداد و یمن‌ رایج‌ بود) و مانند حرف‌ شین‌ ، یعنی‌ در حقیقت‌ مانند گ‌ (g) در مورد اول‌ و ژ (j) در مورد دوم‌، مردود می‌دانستند. از سوی‌ دیگر، چون‌ تصریح‌ به‌ جلوی‌ زبان‌ (و نه‌ نوک‌ زبان‌) احتمال‌ y d ( d کامی‌شده‌) را منتفی‌ می‌سازد، فقط‌ احتمال‌ y g (انسدادی‌ ظَهری‌ میانکامی‌ کامی‌شده‌) باقی‌ می‌ماند. نحویان‌ عرب‌ ظاهراً همین‌ را یگانه‌ تلفظ‌ صحیح‌ جیم‌ می‌دانستند. این‌ تلفظ‌ واجد شرایط‌ لازم‌ است‌ و از این‌ گذشته‌، به‌ آسانی‌ با اِبدال‌ یاء به‌ جیم‌ که‌ در بعضی‌ قبایل‌ معمول‌ است‌، تطبیق‌ می‌کند (رابن‌ ، جدول‌ 19). در قرائت‌ سنّتی‌ عربی‌، تلفظ‌ dj برای‌ جیم‌ مورد قبول‌ عموم‌ است‌.] ج‌ در عربی‌ با همخوانهای‌ سه‌گانة‌ ب‌ ، د ، ع‌ خوشه‌ می‌سازد، مانند جب‌ در حُجب‌ ، جد در واژة‌ مَجْد ، و جع‌ در واژة‌ سَجْع‌ . همچنین‌ با برخی‌ از همخوانهای‌ سایشی‌ همنشین‌ می‌شود و خوشه‌های‌ دو عضوی‌ زیر را پدید می‌آورد:ُ ج‌ در زوج‌سج‌ در نسج‌ضج در نضججز در عجزجو در هجوجه‌ در وجه‌این‌ خوشه‌ها در فارسی‌ دیده‌ نمی‌شوند ( رجوع کنید به خانلری‌، ج‌ 1، ص‌ 3؛ ابوالقاسمی‌، ص‌10؛ ثمره‌، ص‌ 134ـ135).اگر در عربی‌ در ساختمان‌ کلمه‌ای‌، ج‌ با ق‌ یا ص‌ یا ط‌ جمع‌ شود، آن‌ کلمات‌ حتماً معرّب‌ هستند، مانند قَجَک‌/ غَژَک‌، صاروج‌/ ساروج‌. [در گویشهای‌ جدید عربی‌، می‌توان‌ تلفظ‌ جیم‌ را به‌طورکلی‌ چنین‌ گروهبندی‌ کرد:1) حفظ‌ تلفظ‌ اصلی‌ گ‌ (g) : این‌ تلفظ‌ ظاهراً در سده‌های‌ میانه‌ در عَدَن‌ معمول‌ بوده‌ است‌ (به‌ گفتة‌ مقدسی‌، ص‌ 96، سطر 14). امروزه‌ در مَسقط‌ و در گویشهای‌ یمنی‌ و در گویشهای‌ گوناگون‌بادیه‌نشینان‌ ناحیة‌مرکزی‌ عربستان‌ یافته‌می‌شود. همچنین‌ در دَثینَه‌ (جنوب‌غربی‌ عربستان‌) در صرف‌ افعالی‌ که‌ فاءالفعل‌ آنها جیم‌ است‌، شنیده‌ می‌شود (در این‌ مورد گ‌ و پیشوند تصریفی‌ هجای‌ واحدی‌ تشکیل‌ می‌دهند، مثلاً ـ yigza ( یِگْزَع‌ ) ). در ظُفار (جنوب‌شرقی‌ جزیرة‌العرب‌) این‌ تلفظ‌ دیگر وجود ندارد مگر در شعرخوانی‌، یعنی‌ جنبة‌ قدیم‌ و تقریباً تکلف‌آمیز دارد. این‌ تلفظ‌ مخصوص‌ گویشهای‌ مصر سفلا، به‌ ویژه‌ قاهره‌، نیز هست‌. دیگر اینکه‌ در بیشتر گویشهای‌ شمال‌ مراکش‌ و در ندرومه‌ (الجزایر)، جیم‌ وقتی‌ که‌ در مجاورت‌ یک‌ آوای‌ صفیری‌ یا کامی‌ ـ لثوی‌ واقع‌ شود، اِبدال‌ به‌ g ( گ‌ ) می‌شود.2) تلفظ‌ جیم‌ به‌ شکل‌ y g یا y d : این‌ تلفظی‌ است‌ که‌ در بیشتر گویشهای‌ اعراب‌ بدوی‌ شمال‌ و مرکز و جنوب‌ جزیرة‌العرب‌ شنیده‌ می‌شود. فلاحان‌ و بادیه‌نشینان‌ مصر علیا هم‌ آن‌ را بدین‌گونه‌ تلفظ‌ می‌کنند. در ظفار هم‌ گاهی‌ شنیده‌ می‌شود.3) تلفظ‌ جیم‌ مانند یاء (y) : امروزه‌ این‌ تلفظ‌ به‌طور وسیعی‌ در منطقة‌ سفلای‌ رود فرات‌ رایج‌ است‌. در ظفار رایج‌ترین‌ تلفظ‌ است‌. در گویشهای‌ گوناگون‌ جنوب‌غربی‌ عربستان‌ معمول‌ است‌ ولی‌ منظماً رعایت‌ نمی‌شود. این‌ تلفظ‌ را در شماری‌ از قبایل‌ شمال‌ عربستان‌ (به‌ویژه‌ قبیلة‌ سَردیه‌ و قبیلة‌ سِرحان‌) و درجوف‌ نیز شنیده‌اند (برای‌ تفصیل‌ بیشتر رجوع کنید به کانتینو ، > دروس‌ آواشناسی‌ عربی‌ < ، ص‌ 74). در دیگر گویشهای‌ عربی‌ فقط‌ چند مثال‌ پراکنده‌ را می‌توان‌ ذکر کرد.4) تلفظ‌ جیم‌ مانند dj ( ج‌ ): این‌ تلفظ‌ در عصر طلایی‌ ادبیات‌ کلاسیک‌ عرب‌ در عراق‌ وجود داشته‌ است‌ (بنا بر تعبیر بروکلمان‌ در > مجلة‌ آشورشناسی‌ < ، دورة‌ 13 ( 1898 ) ، ص‌ 126، و در > اساس‌ < ، ج‌ 1، ص‌ 122). در برخی‌ از نقاط‌ منطقة‌ مرکزی‌ عربستان‌ یافته‌ می‌شود. رایج‌ترین‌ تلفظ‌ در یمن‌ است‌. در مکه و عراق، در میان مسلمانان بیت المقدس (اورشلیم) و در حلب رایج است. بیشترین رواجش در بخشهای روستایی فلسطین و اردن و شام است. در بیابان شام در میان طوایف شبانان صحرانشین منظماً به کار می رود. در شمال افریقا، هم در گویشهای روستایی و هم در گویشهای شهری شمال الجزایر، استعمال تقریباً عام دارد ( برای تفصیلات دقیق تر ر.ک.ب: کانتینو، < دروس آواشناسی عربی >، ص 75). استعمال آن در طنجه و شاید در برخی نقاط شمال مراکش در موارد " تشدید" باقی مانده است ( مثلاً قجه ("طره")، ولی در جمع: kujej).5) تلفظj (ژ) برای جیم: در شام و فلسطین و اردن ( در دمشق، نابلس، یافا، بیت المقدس در مسیحیان، و غیره ) این‌ تلفظِ شهرنشینان‌ است‌. در سراسر لبنان‌ (به‌جز در شمال‌ بِقاع‌ که‌ در آنجا dj تلفظ‌ می‌شود)، جَبَل‌الشرقی‌ و جَبَل‌ الدروز، جیم‌ را ژ تلفظ‌ می‌کنند. این‌ تلفظ‌ در برخی‌ از نقاط‌ شمال‌ الجزایر هم‌ یافته‌ می‌شود. احتمالاً تلفظ‌ معمول‌ جیم‌ در گویش‌ عربی‌ غَرناطه‌ (گرانادا ) نیز بوده‌ است‌.6) تلفظ‌ z ( ز ) برای‌ جیم‌ : سرانجام‌ باید ذکر کنیم‌ که‌ در شهرهای‌ شمال‌ افریقا می‌توان‌ گرایش‌ برخی‌ از مردم‌ را به‌ اِبدال‌ ژ به‌ ز ملاحظه‌ کرد. این‌ گرایش‌ ظاهراً محدود به‌ برخی‌ از گروههای‌ اجتماع‌ (کلیمیان‌) یا طبقات‌ اجتماع‌ (طبقة‌ پایین‌تر مردم‌ در شمال‌ مراکش‌) است‌ و چندان‌ عمومیت‌ ندارد که‌ بتوان‌ آن‌ را پدیده‌ای‌ بیش‌ از تلفظات‌ فردی‌ دانست‌.همة‌ تلفظهای‌ جیم‌ که‌ در بالا ذکر کردیم‌، واکدار است‌. بعضی‌ تلفظهای‌ بی‌واک‌ شده‌ هم‌ برای‌ آن‌ شناخته‌ شده‌ است‌، ولی‌ اینها کاملاً محلی‌ است‌: §c ( چ‌ ) در تَدْمُر و در برخی‌ از روستاهای‌ جَبَل‌الشرقی‌، ts در سُخْنه‌ (میان‌ تدمر و فرات‌).در عربی‌ کلاسیک‌، جیم‌ مورد بعضی‌ دگرگونیهای‌ مشروط‌ (ادغام‌، ابدال‌) قرار می‌گیرد ( رجوع کنید به کانتینو، > دروس‌ آواشناسی‌ عربی‌ < ، ص‌ 72ـ73؛ برای‌ دگرگونیهای‌ مختلف‌ در گویشهای‌ جدید رجوع کنید به همان‌، ص‌ 76ـ79؛ برای‌ تقابلهای‌ آواشناختی‌ واجِ جیم‌ رجوع کنید به همو، > «طرح‌» < ، > گزارشنامة‌ انجمن‌ زبان‌شناسی‌ پاریس‌ < ، دورة‌ 126، ص‌ 18، 102؛ در مورد ناسازگاریهای‌ آن‌ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 135).منابع‌: ] محسن‌ ابوالقاسمی‌، دستور تاریخی‌ زبان‌ فارسی‌ ، تهران‌ 1375 ش‌؛ یداللّه‌ ثمره‌، آواشناسی‌ زبان‌ فارسی‌: آواها و ساخت‌ آوایی‌ هجا ، تهران‌ 1378 ش‌؛ پرویز خانلری‌، تاریخ‌ زبان‌ فارسی‌ ، تهران‌ 1365 ش‌؛ محمودبن‌ عمر زمخشری‌، المفصّل‌ فی‌ علم‌اللغة‌ ، چاپ‌ محمد عزالدین‌ سعیدی‌، بیروت‌ 1410/1990؛ عمروبن‌ عثمان‌ سیبویه‌، کتاب‌ سیبویه‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌ قاهره‌، ? 1385/1966، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1411/1991 [ ؛ آ. کریمسکی‌، «لفظ‌ الجیم‌ العربیّة‌»، المشرق‌ ، سال‌ 1، ش‌ 7 (1898)؛ مقدسی‌؛M. Bravmann, Materialien und Untersuchungen zu den phonetischen Lehren der Araber , Gخttingen 1934, 48-49; C. Brockelmann, Grundriss ,  , 122-123 and references; J. Cantineau, Cours de phonإtique arabe , Algiers 1941, 71-79; de Landberg, ـtudes sur les dialectes de l , Arabie mإridionale , I , 539, II , 353, n.4, 806, n.1; idem, Glossaire Dath  nois , I , 256-257; E. Littmann, Neuarabische Volkspoesie ; C. Rabin, Ancient West-Arabian, London 1951, 31, 126; N. Rhodokanakis, Der vulgجrarabische Dialekt im D ¤ofa r , I , p. VIII , II , 78-79; A. Schaade, S  ¦bawaihi , s Lautlehre , Leiden 1911, 72-74; A. Socin, Diwan aus Centralarabien , III , & 161; K. Vollers, The Arabic sounds , in Proc. IX th Orient. Congress , London 1892, II , 143; idem, Volkssprache und Schriftsprache im alten Arabien , Strasbourg 1906, 10-11.) در زبانهای‌ غیر از عربی‌. در فارسی‌ حرف‌ ج‌ نشانة‌ یک‌ همخوان‌ بَرسودة‌ کامی‌ واکدار است‌ که‌ همتای‌ بی‌واک‌ آن‌ چ‌ می‌باشد. صامت‌ انسدادی‌ نَرمکامی‌ واکدار همیشه‌ با حرف‌ گ‌ نشان‌ داده‌ می‌شود، گرچه‌ در واژه‌های‌ ایرانیِ معرّب‌، ج‌ غالباً نمایندة‌ این‌ گ‌ ایرانی‌ است‌ (مثلاً جاموس‌ ، از گاومیش‌ در فارسی‌).] در فارسی‌، همخوان‌ ج‌ باستانی‌ (در آغاز و میان‌ کلمه‌) در دورة‌ میانه‌ و نو به‌ « ز » بدل‌ شده‌ است‌:ج‌ در فارسی‌ با حروف‌ ن‌ ، م‌ ، ر این‌ خوشه‌ها را می‌سازد: رج‌ در خرج‌ ، جر در اجر ، جم‌ در حجم‌ ، نج‌ در گنج‌ ( رجوع کنید به خانلری‌، ج‌ 1، ص‌ 346؛ ابوالقاسمی‌، ص‌ 10؛ ثمره‌، ص‌ 134ـ 135). [حرف‌ چ‌ از روی‌ ج‌ ساخته‌ شده‌ و به‌جای‌ یک‌ نقطه‌ سه‌ نقطه‌دارد. ] در شعر فارسی‌، بعضی‌ از شاعران‌، ظاهراً به‌ دلیل‌ نزدیکی‌ مخرج‌ این‌ دو، ج‌ را با چ‌ قافیه‌ کرده‌اند، چنانکه‌ فردوسی‌ چاچ‌ را با عاج‌ (ج‌ 7، ص‌ 115) و منوچهری‌ (ص‌ 227) رنجه‌ را با غنچه‌ قافیه‌ کرده‌ است‌. [در ترکی‌ عثمانی‌، ج‌ و چ‌ مانند فارسی‌ و با همان‌ ارزشهای‌ آوایی‌ به‌ کار می‌رود، جز اینکه‌ در بعضِ مواضع‌ که‌ از لحاظ‌ واژ ـ واجی‌ مشروط‌ است‌، تقابل‌ واکدار/ بی‌واک‌ از میان‌ می‌رود. در املای‌ جدید ترکی‌، جیم‌ و چیم‌ معمولاً به‌ ترتیب‌ با حرف‌ c و µ نشان‌ داده‌ می‌شوند، ولی‌ µ گاهی‌ ممکن‌ است‌ نمایندة‌ یک‌ جیم‌ اصلی‌ باشد.در اردو dj ( جیم‌ ) و §c ( چه‌ ، چیم‌ ) مانند فارسی‌، همخوانهای‌ بَرسودة‌ کامی‌اند ولی‌ در موقع‌ تلفظ‌ آنها، غالباً اما نه‌ مستمراً، نوک‌ زبان‌ به‌ پشت‌ دندانهای‌ پایین‌ تکیه‌ می‌کند و پسِ زبان‌ با کام‌ تماس‌ می‌گیرد. در میان‌ سخنگویان‌ کم‌سوادتر، به‌ویژه‌ در مناطقی‌ از هندوستان‌ که‌ از مراکز عمدة‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ دورند، به‌ جای‌ چهار آوای‌ ز ( زاء و ذال‌ و ضاد و ظاء )، dj ( ج‌ ) گفته‌ می‌شود، و این‌ موضوع‌ گاهی‌ به‌ «بازپس‌سازی‌» های‌ نادرست‌ می‌انجامد، مثلاً موزود به‌ جای‌ موجود . هم‌ ج‌ و هم‌ چ‌ همراه‌ با دَمِش‌ نیز وجود دارد، و در این‌ صورت‌، ج‌ و چ‌ را با های‌ دو چشم‌ می‌نویسند: جه و چه در سِندی‌، علاوه‌ بر ( ج ) dj و ( جه ) djh ، همخوان‌ برسودة‌ «مَکِشی‌» («درونسوی‌») کامیِ واکدار نیز یافته‌ می‌شود که‌ به‌شکل‌ ح‌ (با دو نقطة‌ عمودی‌) نوشته‌ می‌شود. دگرگونیهای‌ دیگرجُفتِ جیم‌ / چیم‌ یکی‌ چ‌ دَمشی‌ h) §(c است‌ که‌ به‌ شکل‌ ح‌ نوشته‌ می‌شود و دیگری‌ آوای‌ خیشومیِ کامی‌ ¬n که‌ با دو نقطة‌ افقی‌ نشان‌ داده‌ می‌شود: ح‌ .در پشتو، علاوه‌بر ج‌ و چ‌ ، دو همخوان‌ برسودة‌ دندانی‌ dz وts هم‌ وجود دارد که‌ هردو با نشانة‌ ح‌ نوشته‌ می‌شوند.منابع‌: ] محسن‌ ابوالقاسمی‌، دستور تاریخی‌ زبان‌ فارسی‌ ، تهران‌ 1375 ش‌؛ یداللّه‌ ثمره‌، آواشناسی‌ زبان‌ فارسی‌: آواها و ساخت‌ آوایی‌ هجا ، تهران‌ 1378 ش‌؛ پرویز خانلری‌، تاریخ‌ زبان‌ فارسی‌ ، تهران‌ 1365 ش‌؛ ابوالقاسم‌ فردوسی‌، شاهنامة‌ فردوسی‌ ، ج‌ 7، چاپ‌ م‌.ن‌. عثمانوف‌، مسکو 1968؛ احمدبن‌ قوص‌ منوچهری‌، دیوان‌ ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی‌، تهران‌ 1347 ش‌ [ ؛Linguistic survey of India , vols. X (Pashto ¦), VIII/ 1 (Sindh ¦), IX /1 (Urdu ¦); D. N. MacKenzie, "A standard Pashto", BSO [ A ] S , XXII /2 (1959), 231-235; Mohiuddin Qadri, Hindustani phonetics , Paris [1931?], R. L. Turner, "Cerebralization in Sindh ¦ ", JRAS (1924), 555-584; idem, "The Sindh ¦recursives...", BSO [ A ] S , III /2 (1924), 301-315;نیز رجوع کنید بهEI 2 , s.vv. "Afgha ¦n. II : the Pashto language" (by G. Morgenstierne), "Urdu ¦. 1: language" (by C. Shackle).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

و. مارسه ـ ] ه . فلایش [ ، با اندکی تلخیص از ( د.اسلام )

ج . برتن ـ پیج ( د.اسلام )

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

رده های موضوعی
جلد 9
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده