ثابت ضریر رجوع کنید به ثابت بن موسی
معرف
ثابت‌ ضریر رجوع کنید به ثابت‌بن‌موسی‌#
متن
ثابت‌ ضریر رجوع کنید به ثابت‌بن‌موسی‌NNNNثابت‌ قُطْنه‌ ، ابوالعلا ثابت‌بن‌ عبدالرحمان‌ ، دلاور و مجاهد و شاعری‌ کم‌آوازه‌ در روزگار امویان‌، در خراسان‌ و ماوراءالنهر، و طرفدار مُرْجئة‌ * نخستین‌. وی‌ از قبیلة‌ بنواسد بن‌ حارث‌بن‌ عَتیک‌ از اَزْدِ بصره‌ و به‌ روایتی‌ از موالی‌ آنان‌ بود (طبری‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 1391؛ ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ج‌ 14، ص‌ 263). ولادتش‌ به‌ احتمال‌ بسیار بین‌ سال‌ 40 و 50 بوده‌ است‌. وی‌ از آن‌رو قُطْنه‌ لقب‌ یافت‌ که‌ پس‌ از آنکه‌ در جنگ‌ با ترکان‌ چشمش‌ را از دست‌ داد، آن‌ را با تکه‌ پنبه‌ای‌ می‌پوشاند (ابن‌قتیبه‌، ج‌ 2، ص‌ 630؛ ابوالفرج‌ اصفهانی‌، همانجا). او از سال‌ 64 در فتح‌ ماوراءالنهر شرکت‌ داشت‌ ( رجوع کنید بهطبری‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 494ـ 495). بنا به‌ روایتی‌، در سال‌ 78، با ارسال‌ نامه‌ای‌ محرمانه‌ به‌ دیوان‌ خلیفه‌ عبدالملک‌، موجبات‌ عزل‌ اُمیة‌بن‌ عبداللّه‌بن‌ خالدبن‌ اَسید (حاکم‌ خراسان‌) را فراهم‌ آورد (ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ج‌ 14، ص‌ 281ـ 282). حاکم‌ بعدی‌ خراسان‌، مُهَلّب‌بن‌ ابی‌صُفْره‌ (حک : 78 ـ 82)، از شاخة‌ دیگری‌ از قبیلة‌ بنوعتیک‌ بود و ثابت‌ با خاندانِ وی‌ نسبت‌ نزدیک‌ داشت‌. پس‌ از مهلّب‌، ثابت‌ از یاران‌ فرزندش‌، یزیدبن‌ مهلّب‌، بود و بین‌ 82 تا 85 و 96 تا 99، که‌ یزید حاکم‌ خراسان‌ بود، از وی‌ حمایت‌ کرد. برخورد او با قُتَیْبة‌بن‌ مُسْلم‌ باهلی‌ (حاکم‌ خراسان‌ از 86 تا 96) محتاطانه‌تر بود. ثابت‌ در قطعه‌ شعری‌ از قتیبه‌ به‌ سبب‌ قتل‌ خائنانة‌ نیرَک‌ (حاکم‌ ترک‌) در 91، پس‌ از دادن‌ امان‌ به‌ او، انتقاد و قتیبه‌ و قوم‌ او (باهله‌) را به‌سبب‌ شکست‌ از ترکان‌ هجو کرد (طبری‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 1225؛ ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ج‌14، ص‌ 274).یزیدبن‌ مهلّب‌، احتمالاً در دومین‌ دورة‌ حکومتش‌، ثابت‌ را به‌ حکومت‌ منطقه‌ای‌ مرزی‌ منصوب‌ کرد (ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ج‌ 14، ص‌ 263). یزید که‌ به‌ زندان‌ خلیفه‌ عمربن‌ عبدالعزیز گرفتار آمده‌ بود، پس‌از گریختن‌ از محبس‌، با حمایت‌ مرجئة‌ بصره‌، در101 در عراق‌ ــ که‌ در آن‌زمان‌ تحت‌حاکمیت‌ یزیدبن‌ عبدالملک‌ بود ــ شورش‌ کرد و یزیدبن‌ عبدالملک‌ را خلع‌ نمود(طبری‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 1379 به‌ بعد). در همین‌ اثنا ثابت‌ برای‌ او شعری‌ فرستاد که‌ در آن‌ وی‌ را به‌ جنگ‌ تشویق‌ و ادعا کرده‌ بود که‌ حامیان‌ او آماده‌اند تا سر «تاجدار» را، که‌ معمولاً منظور از آن‌ خلیفه‌ بود، بکوبند (ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ج‌ 14، ص‌ 277ـ 278).ثابت‌، همچنین‌ در حمایت‌ از مُدرِک‌بن‌ مهلّب‌ که‌ قصد داشت‌ به‌ نفع‌ برادرش‌، یزید، به‌ خراسان‌ هجوم‌ آورد، وارد جنگ‌ شد. در پی‌ شکست‌ و کشته‌شدن‌ یزید در 102، در جنگ‌ با مَسْلَمة‌بن‌ عبدالملک‌ ( رجوع کنید به طبری‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 1414ـ 1416؛ ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ج‌ 14، ص‌ 279)، ثابت‌ دو مرثیه‌ برای‌ هند، خواهر یزید، فرستاد که‌ در آنها اظهار امیدواری‌ کرده‌ بود از مسبّـبان‌ مرگ‌ برادرش‌، از جمله‌ از یزید و جانشینش‌ هشام‌، انتقام‌ گرفته‌ شود. او در حضور هند مرثیه‌ای‌ نیز در رثای‌ برادرِ یزید، مُفَضّل‌، سرود (ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ج‌ 14، ص‌ 275ـ276) که‌ کمی‌ پس‌ از یزید همراه‌ با تعداد کثیری‌ از اعضای‌ خاندانش‌ در کرمان‌ به‌قتل‌ رسیده‌ بود. با وجود اینکه‌ سعید خُذَینه‌، حاکم‌ اموی‌ جدید،ثابت‌ را به‌ سبب‌ ادعایش‌ در بارة‌ کوبیدن‌ سر «تاجدار» تحت‌ فشار قرار داده‌ بود، اما وی‌ به‌ حمایت‌ از او بر خاست‌. ثابت‌ با نقل‌ بیت‌ دیگری‌ از شعرش‌ که‌ نشان‌ می‌داد منظور او شخص‌ خلیفه‌ نبوده‌ است‌، خود را نجات‌ داد (همان‌، ج‌ 14، ص‌ 271). در سالهای‌ بعد، او در جنگهای‌ بسیاری‌ بر ضد کفار شرکت‌ کرد (مثلاً رجوع کنید به طبری‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 1446). در 107، در فتح‌ غور به‌ فرماندهی‌ اسدبن‌ عبداللّه‌ قَسری‌ فعالانه‌ شرکت‌ کرد (همان‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 1489). با این‌ حال‌، در 109، به‌ این‌ دلیل‌ که‌ اسد قلمرو وی‌ را تحت‌ حاکمیت‌ فردی‌ تمیمی‌ در آورده‌ بود، بر وی‌ خشم‌ گرفت‌ و او را هجو کرد ( رجوع کنید به همان‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 1503ـ1504). ثابت‌ در زمان‌ اَشْرَس‌بن‌ عبداللّه‌ سُلَمی‌، جانشین‌ اسد، در حمایت‌ از سغدیان‌ تازه‌ مسلمانی‌ که‌ در برابر تحمیل‌ مجدد جزیه‌ مقاومت‌ می‌کردند، در کنار ابوالصیداء صالح‌بن‌ طَریف‌، مبارز مرجئی‌، قرار گرفت‌. اشرس‌، پیشتر معافیت‌ آنان‌ را از پرداخت‌ جزیه‌ منوط‌ به‌ تغییر دین‌ ایشان‌ کرده‌ بود اما پس‌ از حصول‌ این‌ معنی‌ بار دیگر آن‌ را وضع‌ کرد. حاکم‌ سمرقند ثابت‌ را به‌ زندان‌ افکند. در آن‌هنگام‌ وی‌ با ادعای‌ اینکه‌ هرگز بر ضد یک‌ امام‌ (اموی‌) شورش‌ نکرده‌ است‌ به‌ نَصربن‌ سیّار متوسل‌ شد. نصر او را نزد اشرس‌ فرستاد که‌ وی‌ نیز طی‌ حمله‌ای‌ به‌ ماوراءالنهر با ضمانت‌ یکی‌ از رؤسای‌ ازد، او را آزاد ساخت‌. در 110، ثابت‌ در نبردی‌ با ترکان‌ در نزدیکی‌ بَیکَند جراحتی‌ برداشت‌ که‌ منجر به‌ مرگ‌ وی‌ شد ( رجوع کنید به بلاذری‌، ص‌ 429؛ طبری‌، سلسلة‌دوم‌، ص‌ 1507ـ1515).ثابت‌ در دربار یزیدبن‌ مهلّب‌ با کعب‌بن‌ مَعدان‌ اشقری‌ (متوفی‌ ح 80) آشنا شد. حاجب‌الفیل‌ (حاجب‌بن‌ ذُبیان‌ مازَنی‌) شاعر با ثابت‌ رقابت‌ داشت‌ و این‌ دو در هجو یکدیگر ابیاتی‌ سرودند ( رجوع کنید به ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ج‌ 14، ص‌ 264ـ 269). نصر از راویان‌ شعر ثابت‌ قطنه‌ است‌ (همان‌، ج‌ 14، ص‌ 274).شعر ثابت‌ که‌ دیدگاههای‌ مُرجئة‌ نخستین‌ را تشریح‌ کرده‌، با باورهای‌ خوارج‌ تضاد خاصی‌ دارد. این‌ اشعار که‌ خطاب‌ به‌ هند دختر مهلّب‌ سروده‌ شده‌، به‌ احتمال‌ قریب‌ به‌ یقین‌ به‌ زمان‌ شورش‌ برادرش‌، یزید، باز می‌گردد. ثابت‌ تصریح‌ می‌کند که‌ همة‌ مسلمانان‌ در اسلام‌ برابرند و هیچ‌یک‌ به‌ دلیل‌ ارتکاب‌ گناه‌، مشرک‌ محسوب‌ نمی‌شوند. حال‌، در صورتی‌که‌ هیچ‌ مسلمانی‌ را نمی‌توان‌ تکفیر کرد، داوری‌ در بارة‌ گذشتگان‌ که‌ اکنون‌ وضع‌ آنها مبهم‌ است‌، باید به‌ خدا واگذار شود (نظریة‌ اِرجاء). این‌ مسئله‌ در مورد عثمان‌ و علی‌ نیز صادق‌ است‌ که‌ میانشان‌ آشوب‌ گشت‌ و شاهد شکاف‌ در وحدت‌ مسلمین‌ شدند، ولی‌ هر دو به‌ وحدانیت‌ خداوند شهادت‌ می‌دادند. مسلمانان‌ باید در مقابل‌ هرکس‌ که‌ مرتکب‌ بی‌عدالتی‌ یا دچار انحراف‌ می‌شود، بایستند اما نباید جز به‌هنگام‌ دفاع‌ از خود خون‌ دیگر مسلمانان‌ را بریزند (همان‌، ج‌ 14،ص‌ 270). نخستین‌ مجموعه‌های‌ اشعار ثابت‌ که‌ ابوذر مُرهبی‌ کوفی‌ (متوفی‌ ح 153) و احمدبن‌ ابراهیم‌بن‌ حمدون‌ (قرن‌ سوم‌) گردآوری‌ کرده‌ بودند، از دست‌ رفته‌ است‌ (همان‌، ج‌ 14، ص‌ 271؛ طوسی‌، ص‌ 27؛ یاقوت‌ حموی‌، ج‌ 1، ص‌ 164ـ 165). ماجد احمد سامرائی‌، اشعار و قطعه‌های‌ باقیمانده‌ را با عنوان‌ شعر ثابت‌ قطنة‌العَتَکی‌ (بغداد 1970) جمع‌آوری‌ کرده‌ است‌. شعر او منعکس‌کنندة‌ شیوه‌ و مضامین‌ شعر قبایل‌ عرب‌ در دورة‌ اموی‌ است‌.منابع‌: ابن‌قتیبه‌، الشعروالشعراء ، چاپ‌ احمدمحمد شاکر، ] قاهره‌ [ 1386ـ1387/1966ـ1967؛ ابوالفرج‌ اصفهانی‌؛ بلاذری‌ (لیدن‌)؛ طبری‌، تاریخ‌ (لیدن‌)؛ محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، الفهرست‌ ، چاپ‌ محمدصادق‌ آل‌بحرالعلوم‌، نجف‌ ] 1356/1937 [ ، چاپ‌ افست‌ قم‌ ] بی‌تا. [ ؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم‌الادباء ، چاپ‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌ 1993؛ نیز ؤJosef van Ess , Theologie und Gesellschaft im2. und3. Jahrhundert Hidschra: eine Geschichte des religiخsen Denkens im frدhen Islam , Berlin 1991-1997 , I , 166-171, V, 17-19; Wilferd Madelung , " The early Murji ف a in Khura ¦sa ¦n and Transoxania and the spread of H ¤anafism", Der Isam , vol.59 , no.1 (1982) , 33-34; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden 1967- 1984, II , 376-377.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ویلفرد مادلونگ

حوزه موضوعی

قرآن و حدیث

رده های موضوعی
جلد 9
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده